31 داد سالروز شهادت شهید مصطفی چمران - یادش گرامی

درخواست حذف این مطلب
ع های مصطفی چمران

سالروز شهادت شهید مصطفی چمران

سخن گفتن از شهیدی با ابعاد گوناگون، از اسوه‏ای که جمع اضداد بود،از آهن و اشک، از شیر بیشه نبرد و عارف شب‏ های قیرگون، از پدر یتیمان و دشمن سرسخت کافران، بسیار سخت بلکه محال است.

به گزارش ایسنا، امروز ۳۱ داد سالروز شهادت مصطفی چمران است در همین راستا مروریبر زندگی پرحادثه و سراسر تلاش، ایثار، عشق و فداکاری شهید مصطفی چمران خواهیم داشت.

چمران

سخن گفتن از شهید مصطفی چمران، این مرد عمل و نه مرد سخن، این نمونه کامل هجرت، جهاد و شهادت، این شاگرد مکتب علی(ع)، این مالک ‏اشتر جنوب لبنان و حمزه کربلای خوزستان سخت و دشوار است. چرا که حتی نمی‏ توان یکی از ابعاد وجودی او را آنگونه که هست، توصیف کرد و نبایست انتظار داشت که بتوانیم تصویر کاملی در این مختصر از او ترسیم کنیم. مصطفی چمران در سال ۱۳۱۱ در تهران، خیابان پانزده داد، بازار آهنگرها، س ولک متولد شد.

تحصیلات

مصطفی تحصیلات خود را در مدرسه «انتصاریه»، نزدیک پامنار تهران، آغاز کرد و در «دارالفنون» و «البرز» دوران متوسطه را گذراند. در دانشکده فنی تهران ادامه تحصیل داد و در سال ۱۳۳۶ در رشته الکترومکانیک فارغ‏ حصیل شد و یک‏سال به تدریس در دانشکده فنی پرداخت. وی در همه دوران تحصیل شاگرد اول بود. در سال ۱۳۳۷ با استفاده از بورس تحصیلی شاگردان ممتاز به امریکا اعزام شد و پس از تحقیقات ‏علمی در جمع معروف‏ ترین دانشمندان جهان در کالیفرنیا و معتبرترین امریکا –برکلی- با ممتازترین درجه علمی موفق به اخذ ای الکترونیک و فیزیک پلاسما شد

فعالیت‏های اجتماعی

از ۱۵سالگی در درس تفسیر قرآن مرحوم آیت‏الله طالقانی، در مسجد هدایت و درس فلسفه و منطق شهید مرتضی مطهری و بعضی از ان دیگر شرکت می‏کرد و از اولین اعضای انجمن ی دانشجویان تهران بود. در مبارزات دوران مصدق از مجلس چهاردهم تا ملی شدن صنعت‏ نفت شرکت داشت و از عناصر پرتلاش در پاسداری از نهضت‏ ملی ایران در کشمکش‏ های مرگ و حیات آن دوره بود. بعد از کودتای ننگین ۲۸ مرداد و سقوط حکومت مصدق، به نهضت مقاومت ملی ایران پیوست و سخت‏ ترین مبارزه‏ ها و مسئولیت‏ های او علیه استبداد و استعمار شروع شد و تا زمان مهاجرت از ایران، بدون خستگی و با همه قدرت خود، علیه نظام طاغوتی شاه جنگید و خطرناک‏ترین مأموریت‏ها را در سخت‏‏ترین شرایط با پیروزی به انجام رساند.

در ، با همکاری بعضی از دوستانش، برای اولین ‏بار انجمن ی دانشجویان را پایه‏ ریزی کرد و از مؤسسین انجمن دانشجویان ایرانی در کالیفرنیا و از فعالین انجمن دانشجویان ایرانی در به شمار می رفت که به دلیل این فعالیت‏ ها، بورس تحصیلی شاگرد ممتازی وی از سوی رژیم شاه قطع می‏ شود.

پس از قیام خونین ۱۵ داد سال ۱۳۴۲ دست به اقدامی جسورانه و سرنوشت‏ ساز می‏زند و همه پل‏ ها را پشت‏سر خود اب می‏ کند و به همراه بعضی از دوستان مؤمن و هم‏فکر، رهسپار مصر می‏ شود و مدت دو سال، در زمان عبدالناصر، سخت‏ ترین دوره‏ های چریکی و جنگ‏ های پارتیزانی را می‏ آموزد و به عنوان بهترین شاگرد این دوره شناخته می‏ شود و فوراً مسئولیت تعلیم چریکی مبارزان ایرانی به عهده او گذارده می‏ شود.

به علت برخورداری از بینش عمیق مذهبی، از ملی‏ گرایی ورای گریزان بود و وقتی در مصر مشاهده کرد که جریان ناسیونالیسم عربی باعث تفرقه مسلمین می‏ شود، به جمال عبدالناصر اعتراض کرد و ناصر ضمن پذیرش این اعتراض گفت که جریان ناسیونالیسم عربی آنقدر قوی است که نمی‏توان به راحتی با آن مقابله کرد و با تأسف تأکید می‏ کند که ما هنوز نمی‏ دانیم که بیشتر این تحریکات از ناحیه دشمن و برای ایجاد تفرقه در بین مسلمانان است. به دنبال آن، به چمران و یارانش اجازه می‏ دهد که در مصر نظرات خود را بیان کنند.

در لبنان

بعد از وفات عبدالناصر، ایجاد پایگاه چریکی مستقل، برای تعلیم مبارزان ایرانی، ضرورت پیدا می‏ کند و لذا چمران رهسپار لبنان می‏ شود تا چنین پایگاهی را تأسیس کند.

او به کمک موسی‏ صدر، ایرانی تبار شیعیان لبنان، حرکت محرومین و سپس جناح نظامی آن، سازمان «امل» را براساس اصول و مبانی ی پی‏ریزی کرد و در میان توطئه‏ ها و دشمنی‏ های چپ و راست، با تکیه بر ایمان به خدا و با اسلحه شهادت، خط راستین انقل را پیاده می‏ کند و علی‏ گونه در معرکه‏ های مرگ و حیات به آغوش گرداب خطر فرو می‏ رود و در طوفان‏ های سهمناک سرنوشت، حسین‏ وار به استقبال شهادت می‏ تازد و پرچم خونین تشیع را در برابر جبارترین ستم‏گران روزگار، صهیونیزم ‏گر و هم‏دستان خونخوار آنها، راست‏گرایان «فالانژ»، به اهتزاز درمی‏ آورد و از قلب بیروت سوخته و اب تا قله‏ های بلند کوه‏ های جبل‏ عامل و در مرزهای فلسطین شده از خود قهرمانی‏ ها به یادگار گذاشته؛ در قلب محرومین و مستضعفین شیعه جای گرفته و شرح این مبارزات افتخارآمیز با قلمی سرخ و به شهادت خون پاک ی لبنان، بر کف خیابان‏های داغ و بر دامنه کوه‏ های مرزی برای ابد ثبت شده است.

پس از پیروزی انقلاب ی ایران

چمران با پیروزی شکوهمند انقلاب ی ایران، بعد از ۲۳ سال هجرت، به وطن باز می‏ گردد و همه تجربیات انقل و علمی خود را در خدمت انقلاب می‏ گذارد. خاموش و آرام ولی فعالانه و قاطعانه به سازندگی می‏ پردازد و همه تلاش خود را صرف تربیت اولین گروه‏ های پاسداران انقلاب در سعدآباد می‏ کند. سپس در شغل معاونت نخست‏ در امور انقلاب شب و روز خود را به خطر می‏ اندازد تا سریع‏ تر و قاطعانه‏ تر مسئله کردستان را فیصله دهد تا اینکه بالا ه در قضیه فراموش ناشدنی «پاوه» قدرت ایمان و اراده آهینن و شجاعت و فداکاری او بر همگان ثابت می‏ شود.

در کردستان

در آن شب مخوف پاوه، همه امیدها قطع شده بود و فقط چند پاسدار مجروح، خسته و دل‏ش ته در میان هزاران دشمن مسلح به محاصره افتاده بودند. اکثریت پاسداران قتل‏ عام شده بودند و همه شهر و تمام پستی و بلندی‏ ها به دست دشمن افتاده بود و موج نیروهای خونخوار دشمن لحظه به ‏لحظه نزدیک‏تر می ‏شد . باران گلوله می‏ بارید و می‏رفت تا آ ین نقطه مقاومت نیز در خون پاسداران غرق شود ولی چمران با شهامت، شجاعت و ایثارگری فراوان توانست این شب هولناک را با پیروزی به صبح امید متصل کند و جان پاسداران باقی‏ مانده را نجات دهد و شهر مصیبت‏ زده را از سقوط حتمی برهاند.

آنگاه که فرمان انقل ‏ (ره) صادر شد. فرماندهی کل قوا را به دست گرفت و به فرمان داد تا در ۲۴ ساعت خود را به پاوه برساند و فرماندهی منطقه نیز به عهده چمران واگذار شد.

رزمندگان از جان گذشته انقلاب، اعم از سرباز و پاسدار به حرکت درآمدند و همه تجارب انقل ، ایمان، فداکاری، شجاعت، قدرت ی و برنامه‏ ریزی چمران در اختیار نیروهای انقلاب قرار گرفت و عالی‏ ترین مظاهر انقل و شکوهمندترین قهرمانی‏ ها به وقوع پیوست و در مدت ۱۵ روز ا و راه‏ها و مواضع استراتژیک کردستان به تصرف نیروهای انقلاب ی درآمد و کردستان از خطر حتمی نجات یافت و مردم مسلمان کرد با شادی و شعف به استقبال این پیروزی رفتند.

وزارت دفاع

چمران بعد از این پیروزی بی‏ نظیر به تهران احضار شد و از طرف عالیقدر انقلاب، ‏ (ره)، به وزارت دفاع منصوب شد. در پست جدید، برای تغییر و تحول از یک نظام طاغوتی به یک سلسله برنامه‏ های وسیع بنیادی دست زد که پیاده برنامه‏ های اصلاحی از این قبیل است تا ی به وجود آید که پاسدار انقلاب و امنیت استقلال کشور باشد و رس مقدس ی ما را به سرمنزل مقصود برساند.

http://images.etitr.com//upload/mizanonline.ir/60b871485ef59a305b631e96a03174a5.png

شهید چمران در مجلس وقتی را با جواب کوبنده اش بایکوت کرد

مجلس

مصطفی چمران در اولین دوره انتخابات مجلس شورای ی، از سوی مردم تهران به نمایندگی انتخاب شد و تصمیم داشت در تدوین قوانین و نظام جدید انقل ، بخصوص در ، حداکثر سعی و تلاش خود را د تا ساختار گذشته به نظامی انقل و شایسته ی تبدیل شود. وی سپس به نمایندگی کبیر انقلاب ی در شورای عالی دفاع منصوب شد و مأموریت یافت تا بطور مرتب گزارش کار را ارائه کند.

http://dl.nasimonline.ir/filerepository/2017/6/22/636337226310042749.jpg

در خوزستان

گروهی از رزمندگان داوطلب، به گِرد او جمع شدند و او با تربیت و سازماندهی آنان، ستاد جنگ‏های نامنظم را در اهواز تشکیل داد. این گروه کم‏کم قوت گرفت و منسجم شد و خدمات زیادی انجام داد. تنها انی که از نزدیک شاهد ماجراهای تلخ و شیرین، پیروزی‏ ها و ش ت ها، شهامت‏ ها و شهادت‏ ها و ایثارگری‏ های آنان بودند به گوشه‏ ای از این خدمات که چمران شخصاً مایل به تبلیغ و بازگویی آنها نبود، آگاهی دارند.

ایجاد واحد ی فعال برای ستاد جنگ‏های نامنظم یکی از این برنامه‏ ها بود که به کمک آن، جاده‏ های نظامی به سرعت در نقاط مختلف ساخته شد و با نصب پمپ‏ های آب در کنار رود کارون و احداث یک کانال به طول حدود ۲۰ کیلومتر و عرض یک متر در مدتی حدود یک‏ماه، آب کارون را به طرف تانک‏ های دشمن روانه ساخت، به طوری که آنها مجبور شدند چند کیلومتر عقب‏ نشینی کنند و سدی عظیم مقابل خود بسازند و با این عمل فکر تسخیر اهواز را برای همیشه از سر به دور دارند.

یکی از کارهای مهم و اساسی او از همان روزهای اول، ایجاد هماهنگی بین ، و نیروهای داوطلب مردمی بود که در منطقه حضور داشتند. بازده این حرکت و شیوه جنگ مردمی و هماهنگی کامل بین نیروهای موجود، تاکتیک تقریباً جدید جنگی بود؛ چیزی که ابرقدرت‏ها قبلاً فکر آن را نکرده بودند. متأسفانه این هماهنگی در مشهر بوجود نیامد و نیروهای مردمی تنها ماندند. او تصمیم داشت به مشهر نیز برود، ولی به علت عدم وجود فرماندهی مشخص در آنجا و خطر سقوط جدی اهواز، موفق نشد، ولی چندین‏بار نیروهایی بین ۲۰۰ تا ۱۰۰۰ نفر را سازماندهی کرده و به مشهر فرستاد و آنان به کمک دیگر برادران مقاوم خود توانستند در جنگی نابرابر مقابل حملات پیاپی دشمن تا مدت‏ها مقاومت کنند.

http://shiraze.ir/files/fa/news/1393/4/8/51202_129.jpg

محرم، ماه شهادت و پیروزی گرد

پس از یأس دشمن از تسخیر اهواز، صدام سخت به فتح گرد دل‏بسته بود تا رویای قادسیه را تکمیل کند بنابراین برای دومین‏بار به آن شهر مظلوم حمله کرد و سه روز تانک‏ های او شهر را در محاصره گرفتند و روز سوم تعدادی از آنان توانستند به داخل شهر راه یابند.

چمران که از محاصره تعدادی از یاران و رزمندگان شجاع خود در آن شهر سخت برآشفته بود، با تلاش فراوان معظم انقلاب ی، را آماده ساخت که برای اولین ‏بار دست به یک حمله خطرناک و حماسه‏‏ آفرین نابرابر بزند و خود نیز نیروهای مردمی و پاسداران را در کنار سازماندهی کرد و با نظمی نو و شیوه‏ای جدید از جانب جاده اهواز- گرد به دشمن یورش برد.

چمران پیشاپیش یارانش، به شوق کمک و دیدار برادران محاصره شده در گرد، به سوی این شهر می‏شتافت که در محاصره تانک‏ های دشمن قرار گرفت. او سایر رزمندگان را به سوی دیگری فرستاد تا نجات یابند و خود را به حلقه محاصره دشمن انداخت. در این هنگام بود که نبرد سختی درگرفت؛ نیروهای کماندوی دشمن از پشت تانک‏ها به او حمله د و او همچون شیری در میدان، در مصاف با دشمن م از نقطه‏ ای به نقطه‏ ای دیگر و از سنگری به سنگری دیگر می‏ رفت. کماندوهای دشمن او را زیر رگبار گلوله خود گرفته بودند، تانک‏ ها به سوی او تیراندازی می‏ د و او شجاعانه بدون هراس از انبوه دشمن و آتش شدید آنها، سریع، چابک، برافروخته و شادان از شوق شهادت در رکاب حسین(ع) و در راه حسین(ع).

در روز قبل از تاسوعا، به آتش آنها پاسخ گفته و هر لحظه سنگر خود را تغییر می‏ داد. در همین اثناء، هم‏رزم باوفایش به شهادت رسید و او یک‏ تنه به نبرد حسین‏ گونه خود ادامه ‏داد و به سوی دشمن حمله برد تا این که از دو قسمت پای چپ زخمی شد. با پای زخمی بر یک کامیون عراقی حمله برد. سربازان صدام از یورش این شیر میدان گریخته و او به کمک جوان چابک دیگری که خود را به مهلکه رسانده بود، داخل کامیون نشست و با لبانی متبسم، دیگران را نوید پیروزی ‏داد.

خبر زخمی شدن پرافتخار ، در دروازه گرد، شور و هیجانی آمیخته با خشم و اراده و شجاعت در یاران او و سایر رزمندگان افکند که بی‏ محابا به پیش تاختند و شهر قهرمان و مظلوم گرد و جان چند صد تن رزمنده مؤمن را از چنگال صدامیان نجات بخشیدند.

چمران با همان کامیونی که خود را به بیمارستانی در اهواز رسانید و بستری شد، اما بیش از یک شب در بیمارستان نماند و بعد از آن به مقر ستاد جنگ‏های نامنظم برگشت. جالب اینجا بود که در همان شبی که در بیمارستان بستری بود، جلسه م ی فرماندهان نظامی (تیمسار شهیدفلاحی، فرماندة لشگر ۹۲، شهید کلاهدوز، مسئولین و سرهنگ محمد سلیمی که رئیس ستاد او بود)، استاندار خوزستان و در پاسداران (شهیدمحلاتی) در کنار تخت او در بیمارستان تشکیل شد و درهمان حال و همان شب، پیشنهاد حمله به «ارتفاعات الله‏ اکبر» را مطرح کرد.

https://media.mehrnews.com/old/larg1/1392/10/22/img10431474.jpg

آغاز حرکت مجدد

به رغم اصرار و پیشنهاد مسئولین و دوستانش، حاضر به ترک اهواز و ستاد جنگ‏های نامنظم و حرکت به تهران برای معالجه نشد و تمام مدت را در همان ستاد گذراند، در حالی که در کنار بسترش و در مقابلش نقشه های نظامی منطقه، مقدار پیشروی دشمن و حرکت نیروهای خودی نصب شده بود و او که قدرت و یارای به جبهه رفتن نداشت، دائماً به آنها می ‏نگریست و مرتب طرح ‏های جالب و پیشنهادات سازنده در زمینه‏ های مختلف نظامی، ی و حتی فرهنگی ارائه می‏ داد. کم‏کم زخم‏ های پای او یام ‏یافت و او دیگر نتوانست س را تحمل کند و با چوب زیربغل به پا خاست و بازهم آماده رفتن به جبهه شد.

به دنبال نبرد بیست و هشتم صفر (پانزدهم دی‏ماه ۵۹) که منجر به ش ت قسمتی از نیروهای خودی شد و فاجعه هویزه به بار آمد، دیگر تاب نشستن نیاورد. تعدادی از رزمندگان را از جبهه «فرسیه» انتخاب کرد و با چند فروند هلی کوپتر که خود فرماندهی آنها را بر عهده داشت، با همان چوب زیربغل دست به عملی بی‏ سابقه و انتحاری زد. او آماده حمله به نیروهای پشت جبهه و تدارکاتی دشمن در جاده جفیر به طلائیه شد اما به خاطر آتش شدید دشمن، هلیکوپترها نتوانستند از سد آتش آنها از منطقه هویزه بگذرند و حمله هوایی دشمن هلیکوپترها را مجبور به بازگشت کرد.

http://statics.imam-khomeini.ir/userfiles/fa/images/newsp o/2015/25_25_25_25_25_untitled-1.jpg

دیدار با

پس از زخمی شدن، اولین‏بار، برای دیدار با امت و عرض گزارش عازم تهران شد. به حضور رسید و حوادثی را که اتفاق افتاده بود و شرح مختصر عملیات و پیشنهادات خود را ارائه داد.

چمران از س و عدم تحرکی که در جبهه‏ ها وجود داشت دائماً رنج می‏ برد و تلاش می‏ کرد که با ارائه پیشنهادات و برنامه‏ های ابتکاری حرکتی بوجود آورد و اغلب این حرکت ‏ها را توسط رزمندگان شجاع و جان‏ برکف ستاد نیز عملی ساخت. او اصرار داشت که هرچه زودتر به تپه‏ های الله‏ اکبر و سپس به بستان حمله شود و خود را به تنگ چزابه که مرز است، رساند تا ارتباط شمالی و جنوبی نیروهای عراقی و مرز پیوسته آنان قطع شود. بالا ه در روز ۳۱ اردیبهشت ماه سال ۶۰، با یک حمله هماهنگ و برق‏ آسا، ارتفاعات الله‏ اکبر فتح شد و پس از پیروزی گرد، بزرگترین پیروزی تا آن زمان بود.

چمران به همراه رزمندگان شجاع در زمره اولین انی بود که پای به ارتفاعات الله ‏اکبر گذاشت؛ در حالی که دشمن زبون هنوز در نقاطی مقاومت می‏ کرد او و فرمانده شجاعش ایرج رستمی، دو روز بعد، با تعدادی از جان برکفان و یاران خود توانستند با فداکاری و قدرت تمام تپه‏ های شحیطیه (شاهسوند) را به تصرف درآورند، درحالی که دیگران در هاله‏ ای از ناباوری به این اقدام جسورانه می‏ نگریستند.

پس از پیروزی در ارتفاعات الله‏ اکبر، اصرار داشت نیروهای ما هرچه زودتر، قبل از اینکه دشمن بتواند استحکاماتی برای خود ایجاد کند، به سوی بستان سرازیر شوند که این کار عملی نشد و شهیدچمران خود طرح تسخیر دهلاویه را را به فرماندهی ایرج رستمی عملی ساخت.

فتح دهلاویه، در نوع خود عملی جسورانه و خطرناک و غرورآفرین بود. نیروهای ستاد پلی بر روی رودخانه کرخه زدند. پلی ابتکاری و چریکی که خودشان طراحی بودند. از رودخانه عبور د و به قلب دشمن تاختند و دهلاویه را فتح د. این اولین پیروزی پس از عزل بنی‏صدر از فرماندهی کل قوا بود که به عنوان طلیعه پیروزی ‏های دیگر به حساب آمد.

در روز ۳۱ دادماه سال ۶۰، یعنی یک‏ ماه پس از پیروزی ارتفاعات الله‏ اکبر، در جلسه فوق‏ العاده شورای عالی دفاع در اهواز با حضور مرحوم آیت ‏الله اشراقی شرکت و از عدم تحرک و س نیروها انتقاد کرد و پیشنهادات نظامی خود، از جمله حمله به بستان را ارائه داد.

این آ ین جلسه شورایعالی دفاع بود که شهیدچمران در آن شرکت داشت و فردای آن روز، غم‏ انگیز بود.

http://s5.picofile.com/file/8115144918/%d9%86%d9%82%d8%b4%d9%87_%d8%b1%d9%81%db%8c%d8%b9_2.jpg

به سوی قربانگاه

در سحرگاه سی ‏ویکم دادماه سال ۶۰، ایرج رستمی فرمانده منطقه دهلاویه به شهادت رسید و شهید چمران به شدت از این حادثه ناراحت شد. غمی مرموز همه رزمندگان ستاد، بخصوص رزمندگان و دوستان رستمی را فرا گرفته بود. دست ه‏ای از دوستان صمیمی او می‏ گریستند و گروهی دیگر مبهوت فقط به هم می نگریستند. از در و دیوار، از جبهه و شهر، بوی شهادت می‏ وزید.

چمران، یکی دیگر از فرماندهانش را احضار کرد و خود او را به جبهه برد تا در دهلاویه به جای رستمی معرفی کند و در لحظه حرکت وی، یکی از رزمندگان با سادگی و زیبایی گفت: همانند روز عاشورا که یکایک یاران حسین(ع) به شهادت رسیدند، عباس علمدار او (رستمی) هم به شهادت رسید و اینک خود او همانند ظهر عاشورای حسین(ع) آماده حرکت به جبهه است.

به طرف گرد به راه افتاد و در بین راه مرحوم آیت‏ الله اشراقی و تیمسار فلاحی را ملاقات کرد. برای آ ین‏ بار یکدیگر را بوسیدند و بازهم به حرکت ادامه داد تا به قربانگاه رسید. همه رزمندگان را در کانالی پشت دهلاویه جمع کرد، شهادت فرمانده ‏شان، ایرج رستمی را به آنها تبریک و تسلیت گفت. همچنین گفت: «خدا رستمی را دوست داشت و برد و اگر ما را هم دوست داشته باشد، می‏ برد».

http://img.tebyan.net/big/1395/03/981811781812712965711022281195611123683140.jpg

یادمان شهید چمران در دهلاویه

شهادت

سخنش تمام شد، با همه رزمندگان خداحافظی و دیده‏ بوسی کرد. به همه سنگرها سرکشی کرد و در خط مقدم، در نزدیک‏ترین نقطه به دشمن، پشت خاکریزی ایستاد و به رزمندگان تأکید کرد که از این نقطه که او هست، دیگر ی جلوتر نرود، چون دشمن به خوبی با چشم غیرمسلح دیده می‏ شد و مطمئناً دشمن هم آنها را دیده بود. آتش خم که از اولین ساعات بامداد شروع شده بود و علاوه بر رستمی قربانی‏ های دیگری نیز گرفته بود، با گرفت و چمران دستور داد رزمندگان به سرعت از کنارش متفرق شوند و از هم فاصله بگیرند. یارانش از او فاصله گرفتند. خم ای در اطراف او به زمین خورد و یکی از نمونه‏ های کامل انسانی از دیار ما رخت بربست و به ملکوت اعلی پیوست.

ترکش خم دشمن به پشت سر چمران اصابت کرد و ترکش‏ های دیگر صورت و دو یارش را که در کنارش ایستاده بودند، شکافت و فریاد و شیون رزمندگان و دوستان و برادران باوفایش به آسمان برخاست.

در بیمارستان گرد که بعداً به نام شهید چمران نامیده شد، کمک‏ های اولیه انجام شد و آمبولانس به طرف اهواز شتافت، ولی افسوس که فقط جسم بی‏جانش به اهواز رسید و روح او سبکبال و با کفنی خونین که لباس رزم او بود، به دیار ملکوتیان و به نزد خدای خویش پرواز کرد و ندای پروردگار را لبیک گفت که: «ارجعی الی ربک راضیه مرضیه ».

برگرفته از :pro-web-plus.blog.ir

http://s6.picofile.com/file/8194700068/%d8%b4%d9%87%db%8c%d8%af_%d8%af%d9%88%d8%b3%d8%aa_%d8%af%d8%a7%d8%b4%d8%aa%d9%86%db%8c_%d9%85%d9%86.jpgهدیه به روح پرفتوح شهید چمران سه صلوات