آ ذیحجه و سرکوب

درخواست حذف این مطلب

 آ ذیحجه

روز آ ذى الحجه که آ سال عرب است سیّدبن طاووس در اقبال موافق یک روایت ذکر کرده که دو رکعت کند در هر رکعت حمد یک مرتبه ، و 10 مرتبه قُل هُواللّهُ اَحَدٌ ، 10 مرتبه آیة الکرسى بخواند و بعد از بگوید:

اَللّهُمَّ ما عَمِلْتُ فى هذِهِ السَّنَةِ مِنْ عَمَلٍ نَهَیْتَنى عَنْهُ وَلَمْ تَرْضَهُ وَنَسیتُهُ وَلَمْ تَنْسَهُ وَدَعَوْتَنى اِلَى َّوْبَةِ بَعْدَ اجْتِرائى عَلَیْکَ اَللّهُمَّ فَاِنّى اَسْتَغْفِرُکَ مِنْهُ فَاغْفِر لى وَ ما عَمِلْتُ مِنْ عَمَلٍ یُقَرِّبُنى اِلَیْکَ فَاقْبَلْهُ مِنّى وَ لا تَقْطَعْ رَجآئى مِنْکَ یا کَریمُ.

ترجمه:

خدایا آنچه انجام دادم در این سال از اعمالى که مرا از آن نهى فرمودى و راضى بدان نبودى و من آنرا فراموش ولى تو فراموشش نکردى و مرا به بازگشت بسویت خواندى پس از دلیرى م بر تو خدایا من از آن اعمال آمرزش مى طلبم پس بیامرز آنها را و هر عملى که انجام دادم از اعمالى که مرا به تو نزدیک گرداند پس آنرا از من قبول کن و قطع مکن امیدم را از خودت اى بزرگوار .

پس چون گفت این را گوید واى برمن هرچه من تَعَب کشیدم در حق او در این سال همه را اب کرد به این کلمات ؛ و شهادت دهد «سال گذشته» براى او که سال خود را به خیر ختم نمود. ( مفاتیح الجنان)

المراقبات

استراتژیک ! حتما بخونید و برای انقلاب و عزیزمون هم دعا کنید.

اگر همه عاشورایی باشیم ... عاشورا زمینه ساز ظهور

درخواست حذف این مطلب

http://www.azmezohoor.loxblog.com/upload/a/azmezohoor/image/azmezohoor%20(89).jpg

در فرهنگ پرافتخار شیعه، دو قیام و نهضت جایگاه ویژه و برجسته ای دارد: یکی «حماسه جاودانه حسینی» است که در گذشته روی داده و دیگری «انقلاب جهانی مهدوی» است که در آینده تحقق خواهد یافت. هر دو قیام، معصوم و از خاندان مطهّر گرامی (ص) است.

«واقعه عاشورا» سرآغازی برحیات، پویایی و بالندگی شیعه و «ظهور موعود»، نقطه اوج، رشد، کمال و سعادت شیعه (و همه یکتاپرستان و صالحان) است. بین این دو نهضت، پیوند و ارتباط وثیق و ناگسستنی وجود دارد و هر دو در امتداد هم و تکمیل کننده یکدیگرند. مهم ترین جلوه هر دو قیام، بروز و ظهور کامل «حق» و تشکیل جبهه «حق» در برابر گروه «باطل» است.

از نظر شیعه، مصاف نهایی حق (نور و ایمان و خیر) در برابر باطل (کفر و ظلمت و شرّ) در عصر ظهور و هنگام قیام جهانی مهدی علیه السلام روی خواهد داد. این نهضت، فراگیر، جهانی، گسترده و کوبنده خواهد بود و بسیاری از ملت ها و شریعت ها منتظر آن هستند. وعده این مصاف نهایی ـ که منجر به نجات و رستگاری انسان ها می شود ـ در همه کتاب های آسمانی و بعضی از ادیان دیگر بیان شده است.

با این حال این قیام جهانی، متأثر از نهضت عاشورا و تکمیل و تمام کننده آن است. برای تببین این موضوع و فهم تأثیرگذاری و نقش حماسه حسینی بر قیام مهدوی و مصاف نهایی حق و باطل، چند رهیافت و تحلیل ارائه می شود.

1. رهیافت فلسفی ـ تاریخی (بررسی پیوند هر دو قیام براساس فلسفه نظری تاریخ و بررسی نزاع و ستیزش حق و باطل در طول تاریخ).

2. رهیافت نظامی (بررسی و ارائه روایاتی که نهضت مهدوی را در جهت انتقام و خونخواهی از دشمنان خدا و کشندگان حسین علیه السلام معرفی می کند).

3. رهیافت ـ دینی (بررسی آموزه ها، پیام ها، اه ، انگیزه و برنامه های مشترک و هر دو قیام و تبیین نقش و تأثیر آموزه های عاشورا بر قیام مهدوی).

براساس این چند رهیافت و تحلیل، درصدد پاسخ گویی به این سؤال هستیم که : «آیا نهضت عاشورا، نقشی در مصاف نهایی حق و باطل دارد؟»

واقعه عاشورا، نمادی از یک امتداد تاریخی است که در آن حسینیان و یزیدیان، همواره با هم در نبرد هستند. عاشورا و قیام خونین حسین علیه السلام، آینده گری مثبت ان الهی را تحقق بخشیده و انگیزة اصلی حفظ دین و آینده شد که به قیام جهانی زمان متصل می گردد. آینده بشریت، همه مرهون خون های عاشورا است و عاشورا حلقه متصل کننده آغاز ظهور ان آسمانی، با پایان راه تکاملی ادیان و استقرار عدل جهانی است، زیرا اگر راه ان تداوم یافت و سیره آنان در مقابله با اشرار و گروه باطل حفظ شد و اگر دین پاینده و استوار ماند، به برکت خون های عاشورا است. این قیام، در نهضت جهانی مهدوی، ادامه یافته و اه و پیام های آن به طور کامل ظهور و بروز خواهد یافت.

بین این دو قیام و نهضت، پیوندها و ارتباط هایی گسترده و مستقیمی وجود دارد و تکمیل کننده و تداوم بخش و در امتداد همدیگر هستند. هر دو قیام، در جبهه «حق» بوده و در برابر آنها گروه «باطل» (مفسدان، ستمگران، دین ستیزان و زرمداران) قرار دارد. هر دو برای اصلاح جامعه فاسد و رو به تباهی صورت گرفته و مهم ترین برنامه آنها، احیای آموزه های و الای دینی و انسانی و ریشه کنی ناهنجاری ها و موانع رشد و کمال انسان است.

پیام ـ دینی آنها مبارزه با حکومت های جور و فساد و عدم سازش با جباران و طاغوت ها است و هدف اصیل آنها رساندن جامعه بشری به تعالی و کمال نهایی (عبودیت و قرب خدای متعال) و ایجاد انقلاب و دگرگونی در اخلاق و رفتار ناپسند مردم است. یکی آغازگر جهادی خونبار و حماسه ای بی نظیر علیه ظلم و فساد و بی دینی و دیگری پایان بخش طومار عمر باطل و مبارزه نهایی علیه شرّ و کفر است.

هر دو قیام در تداوم نهضت ها و انقلاب های ان و صالحان در طول تاریخ بوده و خود نیز منشأ و سرچشمه بسیاری از قیام های حق طلبانه و ظلم ستیزانه بوده اند و ...

قیام حسین علیه السلام و مهدی موعود علیه السلام حلقه ای از حلقات مبارزه اهل حق و اهل باطل است که به پیروزی نهایی اهل حق منتهی می شود. سر منزل و مقصد نهایی این مبارزه نیز حاکمیت اهل حق برجهان، گسترش فضیلت های اخلاقی، ریشه کنی شرارت و رذ و رسیدن انسان به کمال اخلاقی و عقلی است.

براین اساس نهضت حسین علیه السلام، در امتداد قیام های ان و صالحان و یکی از حساس ترین و مهم ترین این مبارزات بوده است. این حماسه جاودانه، رویارویی گروه حق در مقابل گروه باطل و برای تحقق آرمان های الهی ـ دینی بوده است.

مهم ترین شاخصه و ویژگی آن ـ که در همان مسیر قیام های انبیا قرار دارد- حق محوری و تلاش برای احیای حق و خیر و ایمان بوده است؛ همان گونه که مهم ترین شاخصه و ویژگی قیام مهدوی نیز، حق طلبی و تلاش برای حاکمیت خیر و ایمان و حق خواهد بود.

براساس آیات و روایات و ادله دیگر، کشمکش و مبارزه حق و باطل، نور و ظلمت ایمان و کفر، خیر و شرّ و ... همیشگی و پایدار نیست و سرانجام باید با پیروزی و غلبه نهایی گروه حق و حزب خدا و ش ت و اضمحلال گروه باطل و حزب پایان یابد.

این پیروزی و غلبه کامل حق بر باطل، در عصر مهدی موعود، تحقق خواهد یافت و این اوج حرکت تاریخ و رسیدن به آ ین منزل مبارزه است. رسیدن به این منزل، نزدیک شدن به مرحله والا و متکامل تاریخ (عبودیت و قرب خدای متعال) و دوری از استکبار، افساد و ابلیس گرایی است.

براساس فلسفه نظری تاریخ (از دیدگاه )، با قیام و پیروزی مهدی علیه السلام حق و ایمان، به طور کامل تحقق خواهد یافت و ظلمت و کفر از بین خواهد رفت. در این عصر، تمامی نیروهای اهریمنی و ی، فرجام ذلّت باری یافته و قدرت و شوکت ظاهری و باطل آنها فرو خواهد پاشید. حربه های شیطنت و فسادگری ابلیس و زمینه های انحراف و استکبار انسان از بین خواهد رفت... .

حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، ی گروه حق را در دست می گیرد و با تمام توان، به جنگ نهایی با جبهه کفر و باطل می پردازد و در تحقق وعده الهی ـ مبنی بر حاکمیت عد ، معنویت امنیت، عقلانیّت و دیانت- پیروز می شود. بدین ترتیب، تاریخ زندگی بشری نیز به شکوه مندترین فرجام خود می رسد.

یکی از اساسی ترین ابعاد و وجوه حماسه عاشورا، درس ها، عبرت ها و پیام های جاودانه و فراگیر آن است. این آموزه ها و پیام ها، همواره حیات بخش، حرکت آفرین، تأثیر گذار و ماندگار بوده است. این قیام هر چند در مکان و زمان خاص روی داده؛ ولی آثار و برکات آن، همیشگی و گسترده بوده و مرزهای زمانی و مکانی را در نوردیده است.

شعار «کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا»، ارائه الگو و برنامه برای همه ملت ها و فرهنگ های حق طلب و عد خواه است. حماسه حسینی؛ یعنی، ذلت ناپذیری و عزّت نفس؛ ظلم ستیزی و افشای ستم کاران؛ حق گرایی و دعوت به ی ائمه؛ عد و برابری؛ و ؛ احیای دین و سنت های ی؛ رسوا سازی باطل و مبارزه با بدعت؛ اقامه حق و عدل و امر به معروف و نهی از منکر؛ اصلاح جامعه و پیکار با مفاسد؛ ضرورت فداکاری و جهاد در راه عقیده و مرام؛ بایستگی تشکیل حکومت دینی؛ روشن شدن مظلومیت اهل بیت علیه السلام؛ ش ت سلطه ها در برابر سلاح شهادت و مظلومیت؛ الهام بخشی به آزادگان و حق طلبان، موج آفرینی مثبت در تاریخ؛ ضرورت اصلاح جامعه فاسد و منحرف و ... .

حسین علیه السلام و یزید در سرزمین کربلا، رویاروی هم قرار گرفته و با هم جنگیدند و هر چند در ظاهر غلبه و چیرگی از آن یزید و یزیدیان بوده؛ اما در واقع و سرانجام شخصیت حسین علیه السلام پیروز شد و شه و پیام خود را برای همه عصرها و ملت ها به یادگار نهاد و در این راه جان خود را نیز فدا کرد.

به همین جهت است که راه و آرمان او در نهضت مهدوی هویدا و شه و پیامش احیا خواهد گردید؛ یعنی، الگو و اسوه انقلاب جهانی مهدی علیه السلام، قیام خونین حسینی است و برنامه ها و اه آن در عصر ظهور تحقق خواهد یافت.

پس هر دو قیام وجوه و ابعاد مشترک فراوانی دارند و در واقع هر دو دارای اه ، برنامه ها و خواست های ی هستند که بعضی از آنها در قیام عاشورا محقق شد؛ ولی همه آنها در عصر ظهور و در پرتو نهضت جهانی مهدوی علیه السلام تحقق خواهد یافت.

حق خواهی و باطل ستیزی، عد خواهی و ب اداشت قسط، نابودی حکومت های فسق و جور و ستم، هدایت گری و نجات بخشی، اصلاح گری و تحول گرایی مثبت، احیای آموزه های متعالی دین و در نهایت تشکیل حکومت و تحقق ولایت ان، بعضی از این وجوه مشترک است.

قیام حسین علیه السلام، نقش ویژه و تأثیرگذاری در ارائه این اه و برنامه ها به صورت پیام ها و عبرت های جاودانه و جهانی داشته و تحقق کامل آنها نیز به دست حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف خواهد بود.

منبع: http://www.hawzah.net/fa/magazine/view/6024/6033/63197

http://www.mysulduz.ir/media/k2/items/cache/f0ba2bfd8f936a77d3b146acfe9443c7_xl.jpg

نوحه علیمی - آقا منو ببر حرم...

درخواست حذف این مطلب

زیارت عاشورا با صدای حاج مهدی سماواتی + متن و ترجمه

درخواست حذف این مطلب

https://cdn.mashreghnews.ir/old/files/fa/news/1395/7/20/1895489_893.jpg

زیارت عاشورا با صدای آرام و دلنشین ، حاج مهدی سماواتی

متن کامل زیارت عاشورا با ترجمه خط به خط را در ادامه مطلب ببینید. ماس دعا

https://s.cafebazaar.ir/1/icons/com.zunkan.ashura_512x512.png

http://mer30 .com/wp-content/uploads/2016/02/zyart_ashora-www.mer30 .com_.jpg

متن کامل زیارت عاشورا همراه با ترجمه فارسی

اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَباعَبْدِاللَّهِ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یَابْنَ رَسُولِ اللَّهِ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا خِیَرَةَ اللَّهِ و َابْنَ خِیَرَتِهِ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یَابْنَ اَمیرِالْمُؤْمِنینَ و َابْنَ سَیِّدِ الْوَصِیّینَ

سلام بر تو اى ابا عبداللّه سلام بر تو اى فرزند رسول خدا سلام بر تو اى برگزیده خدا و فرزند برگزیده اش سلام بر تو اى فرزند مؤ منان و فرزند آقاى اوصیاء

اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یَابْنَ فاطِمَةَ سَیِّدَةِ نِساَّءِ الْعالَمینَ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا ثارَ اللَّهِ وَ ابْنَ ثارِهِ وَ الْوِتْرَ الْمَوْتُورَ

سلام بر تو اى فرزند فاطمه بانوى ن جهانیان سلام بر تو اى که خدا خونخواهیش کند و فرزند چنین ى و اى کشته اى که انتقام کشته گانت نگرفتى

اَلسَّلامُ عَلَیْکَ وَعَلَى الاَْرْواحِ الَّتى حَلَّتْ بِفِناَّئِکَ عَلَیْکُمْ مِنّى جَمیعاً سَلامُ اللَّهِ اَبَداً ما بَقیتُ وَ بَقِىَ اللَّیْلُ وَالنَّهارُ

سلام بر تو و بر روانهائى که فرود آمدند به آستانت ، بر شما همگى از جانب من سلام خدا باد همیشه تا من برجایم و برجا است شب و روز

یا اَباعَبْدِاللَّهِ لَقَدْ عَظُمَتِ الرَّزِیَّةُ وَ جَلَّتْ وَ عَظُمَتِ الْمُصیبَةُ بِکَ عَلَیْنا وَ عَلى جَمیعِ اَهْل ِالاِْسْلامِ

اى ابا عبداللّه براستى بزرگ شد سوگوارى تو و گران و عظیم گشت مصیبت تو بر ما و بر همه اهل

و َجَلَّتْ وَ عَظُمَتْ مُصیبَتُکَ فِى السَّمواتِ عَلى جَمیعِ اَهْلِ السَّمواتِ فَلَعَنَ اللَّهُ اُمَّةً اَسَّسَتْ اَساسَ الظُّلْمِ وَ الْجَوْرِ عَلَیْکُمْ اَهْلَ الْبَیْتِ

و گران و عظیم گشت مصیبت تو در آسمانها بر همه اهل آسمانها پس خدا لعنت کند مردمى را که ریختند شالوده ستم و بیدادگرى را بر شما خاندان

وَ لَعَنَ اللَّهُ اُمَّةً دَفَعَتْکُمْ عَنْ مَقامِکُمْ و َاَزالَتْکُمْ عَنْ مَراتِبِکُمُ الَّتى رَتَّبَکُمُ اللَّهُ فیها

و خدا لعنت کند مردمى را که کنار زدند شما را از مقام مخصوصتان و دور د شما را از آن مرتبه هائى که خداوند آن رتبه ها را به شما داده بود

و َلَعَنَ اللَّهُ اُمَّةً قَتَلَتْکُمْ وَ لَعَنَ اللَّهُ الْمُمَهِّدینَ لَهُمْ بِ َّمْکینِ مِنْ قِتالِکُمْ

و خدا لعنت کند مردمى که شما را کشتند و خدا لعنت کند آنانکه تهیه اسباب د براى کشندگان شما تا آنها توانستند با شما بجنگند

بَرِئْتُ اِلَى اللَّهِ وَ اِلَیْکُمْ مِنْهُمْ وَ مِنْ اَشْیاعِهِمْ وَ اَتْباعِهِمْ وَ اَوْلِیاَّئِهِم

بیزارى جویم بسوى خدا و بسوى شما از ایشان و از پیروان و دنبال روندگانشان و دوستانشان

یا اَباعَبْدِاللَّهِ اِنّى سِلْمٌ لِمَنْ سالَمَکُمْ وَ حَرْبٌ لِمَنْ حارَبَکُمْ اِلى یَوْمِ الْقِیامَةِ

اى اباعبداللّه من تسلیمم و در صلحم با ى که با شما در صلح است و در جنگم با هر که با شما در جنگ است تا روز قیامت

وَ لَعَنَ اللَّهُ آلَ زِیادٍ وَ آلَ مَرْوانَ وَ لَعَنَ اللَّهُ بَنى اُمَیَّةَ قاطِبَةً وَ لَعَنَ اللَّهُ ابْنَ مَرْجانَةَ

و خدا لعنت کند خاندان زیاد و خاندان مروان را و خدا لعنت کند بنى امیه را همگى و خدا لعنت کند فرزند مرجانه (ابن زیاد) را

وَ لَعَنَ اللَّهُ عُمَرَ بْنَ سَعْدٍ وَ لَعَنَ اللَّهُ شِمْراً وَ لَعَنَ اللَّهُ اُمَّةً اَسْرَجَتْ وَ اَلْجَمَتْ وَ تَنَقَّبَتْ لِقِتالِکَ

خدا لعنت کند عمر بن سعد را و خدا لعنت کند شمر را و خدا لعنت کند مردمى را که اسبها را زین د و دهنه زدند و به راه افتادند براى پیکار با تو

بِاَبى اَنْتَ وَ اُمّى لَقَدْ عَظُمَ مُصابى بِکَ فَاَسْئَلُ اللَّهَ الَّذى اَکْرَمَ مَقامَکَ

پدر و مادرم بفدایت که براستى بزرگ شد مصیبت تو بر من پس مى خواهم از آن خدائى که گرامى داشت مقام تو را

وَ اَکْرَمَنى بِکَ اَنْ یَرْزُقَنى طَلَبَ ثارِکَ مَعَ اِمامٍ مَنْصُورٍ مِنْ اَهْلِ بَیْتِ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ و َآلِهِ

و گرامى داشت مرا بخاطر تو که روزیم گرداند خونخواهى تو را در رکاب آن یارى شده از خاندان محمد صلى اللّه علیه و آله

اَللّهُمَّ اجْعَلْنى عِنْدَکَ وَجیهاً بِالْحُسَیْنِ عَلَیْهِ السَّلامُ فِى الدُّنْیا وَ الاْخِرَةِ

خدایا قرار ده مرا نزد خودت آبرومند بوسیله حسین علیه السلام در دنیا و آ ت

یا اَباعَبْدِاللَّهِ اِنّى اَتَقَرَّبُ اِلى اللَّهِ وَ اِلى رَسُولِهِ وَ اِلى ِالْمُؤْمِنینَ وَ اِلى فاطِمَةَ وَ اِلَى الْحَسَنِ

اى اباعبداللّه من تقرب جویم به درگاه خدا و پیشگاه رسولش و المؤمنین و فاطمه و حسن

وَ اِلَیْکَ بِمُوالاتِکَ وَ بِالْبَراَّئَةِ (مِمَّنْ قاتَلَکَ وَ نَصَبَ لَکَ الْحَرْبَ وَ بِالْبَرائَةِ مِمَّنْ اَسَّسَ اَساسَ الظُّلْمِ وَ الْجَوْرِعَلَیْکُمْ وَ اَبْرَءُ اِلَى اللّهِ وَ اِلى رَسُولِهِ) مِمَّنْ اَسَسَّ اَساسَ ذلِکَ وَ بَنى عَلَیْهِ بُنْیانَهُ وَ جَرى فى ظُلْمِهِ وَ جَوْرِهِ عَلَیْکُمْ وَ على اَشْیاعِکُمْ

و شما بوسیله دوستى تو و بوسیله بیزارى از ى که با تو مقاتله کرد و جنگ با تو را ب ا آرد و به بیزارى جستن از ى که شالوده ستم و ظلم بر شما را ریخت و بیزارى جویم بسوى خدا و بسوى رسولش از ى که پى ریزى کرد شالوده این کار را و پایه گذارى کرد بر آن بنیانش را و دنبال کرد ستم و ظلمش را بر شما و بر پیروان شما

بَرِئْتُ اِلَى اللَّهِ وَ اِلَیْکُمْ مِنْهُمْ وَ اَتَقَرَّبُ اِلَى اللَّهِ ثُمَّ اِلَیْکُمْ بِمُوالاتِکُمْ وَ مُوالاةِ وَلِیِّکُمْ

بیزارى جویم بدرگاه خدا و به پیشگاه شما از ایشان و تقرب جویم بسوى خدا سپس بشما بوسیله دوستیتان و دوستى دوستان شما

وَ بِالْبَرآئَةِ مِنْ اَعْداَّئِکُمْ وَ النّاصِبینَ لَکُمُ الْحَرْبَ وَ بِالْبَرآئَةِ مِنْ اَشْیاعِهِمْ وَ اَتْباعِهِمْ

و به بیزارى از دشمنانتان و ب ا کنندگان (و آتش افروزان ) جنگ با شما و به بیزارى از یاران و پیروانشان

اِنّى سِلْمٌ لِمَنْ سالَمَکُمْ وَحَرْبٌ لِمَنْ حارَبَکُمْ وَ وَلِىُّ لِمَنْ والاکُمْ وَ عَدُوُّ لِمَنْ عاداکُمْ

من در صلح و سازشم با ى که با شما در صلح است و در جنگم با ى که با شما در جنگ است و دوستم با ى که شما را دوست دارد و دشمنم با ى که شما را دشمن دارد

فَاَسْئَلُ اللَّهَ الَّذى اَکْرَمَنى بِمَعْرِفَتِکُمْ وَمَعْرِفَةِ اَوْلِیاَّئِکُمْ وَ رَزَقَنِى الْبَراَّئَةَ مِنْ اَعْداَّئِکُمْ

و درخواست کنم از خدائى که مرا گرامى داشت بوسیله معرفت شما و معرفت دوستانتان و روزیم کند بیزارى جستن از دشمنانتان را

اَنْ یَجْعَلَنى مَعَکُمْ فِى الدُّنْیا وَالاْخِرَةِ وَاَنْ یُثَبِّتَ لى عِنْدَکُمْ قَدَمَ صِدْقٍ فِى الدُّنْیا وَ الاْخِرَةِ

به اینکه قرار دهد مرا با شما در دنیا و آ ت و پابرجا دارد براى من در پیش شما گام راست و درستى (و ثبات قدمى) در دنیا و آ ت

وَ اَسْئَلُهُ اَنْ یُبَلِّغَنِى الْمَقامَ الْمَحْمُودَ لَکُمْ عِنْدَ اللَّهِ وَ اَنْ یَرْزُقَنى طَلَبَ ثارى مَعَ اِمامٍ هُدىً ظاهِرٍ ناطِقٍ (بِالْحَقِّ) مِنْکُمْ

و از او خواهم که برساند مرا به مقام پسندیده شما در پیش خدا و روزیم کند خونخواهى شما را با راهنماى آشکار گویاى (به حق) که از شما (خاندان ) است

وَ اَسْئَلُ اللَّهَ بِحَقِّکُمْ وَبِالشَّاْنِ الَّذى لَکُمْ عِنْدَهُ اَنْ یُعْطِیَنى بِمُصابى بِکُمْ اَفْضَلَ ما یُعْطى مُصاباً بِمُصیبَتِهِ مُصیبَةً ما اَعْظَمَها

و از خدا خواهم به حق شما و بدان منزلتى که شما نزد او دارید ، که عطا کند به من بوسیله مصیبتى که از ناحیه شما به من رسیده بهترین پاداشى را که مى دهد به یک مصیبت زده از مصیبتى که دیده

وَ اَعْظَمَ رَزِیَّتَها فِى الاِْسْلامِ وَ فى جَمیعِ السَّمواتِ وَ الاَْرْضِ اَللّهُمَّ اجْعَلْنى فى مَقامى هذا مِمَّنْ تَنالُهُ مِنْکَ صَلَواتٌ وَ رَحْمَةٌ وَ مَغْفِرَةٌ

براستى چه مصیبت بزرگى و چه داغ گرانى بود در و در تمام آسمانها و زمین خدایا چنانم کن در اینجا که ایستاده ام از انى باشم که برسد بدو از ناحیه تو درود و رحمت و آمرزشى

اَللّهُمَّ اجْعَلْ مَحْیاىَ مَحْیا مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ مَماتى مَماتَ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ

خدایا قرار ده زندگیم را زندگى محمد و آل محمد و مرگم را مرگ محمد و آل محمد

اَللّهُمَّ اِنَّ هذا یَوْمٌ تَبرَّکَتْ بِهِ بَنُو اُمَیَّةَ وَ ابْنُ آکِلَةِ الَْآکبادِ اللَّعینُ ابْنُ اللَّعینِ عَلى لِسانِکَ وَ لِسانِ نَبِیِّکَ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ

خدایا این روز روزى است که مبارک و میمون دانستند آنرا بنى امیه و پسر آن زن جگرخوار (معاویه ) آن ملعون پسر ملعون (آه لعن شده ) بر زبان تو و زبان ت که درود خدا بر او و آلش باد

فى کُلِّ مَوْطِنٍ وَ مَوْقِفٍ وَقَفَ فیهِ نَبِیُّکَ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ

در هر جا و هر مکانى که توقف کرد در آن مکان ت صلى اللّه علیه و آله

اَللّهُمَّ الْعَنْ اَباسُفْیانَ وَ مُعاوِیَةَ وَ یَزیدَ بْنَ مُعاوِیَةَ عَلَیْهِمْ مِنْکَ اللَّعْنَةُ اَبَدَ الاْبِدینَ

خدایا لعنت کن ابوسفیان و معاویه و یزید بن معاویه را که لعنت بر ایشان باد از جانب تو براى همیشه

وَ هذا یَوْمٌ فَرِحَتْ بِهِ آلُ زِیادٍ وَ آلُ مَرْوانَ بِقَتْلِهِمُ الْحُسَیْنَ صَلَواتُ اللَّهِ عَلَیْهِ

و این روز روزى است که شادمان شدند به این روز دودمان زیاد و دودمان مروان بخاطر کشتنشان حضرت حسین صلوات اللّه علیه را

اَللّهُمَّ فَضاعِفْ عَلَیْهِمُ اللَّعْنَ مِنْکَ وَ الْعَذابَ (الاَْلیمَ) اَللّهُمَّ اِنّى اَتَقَرَّبُ اِلَیْکَ فى هذَا الْیَوْمِ وَ فى مَوْقِفى هذا

خدایا پس چندین برابر کن بر آنها لعنت خود و عذاب دردناک را خدایا من تقرب جویم بسوى تو در این روز و در این جائى که هستم

وَ اَیّامِ حَیاتى بِالْبَراَّئَهِ مِنْهُمْ وَاللَّعْنَةِ عَلَیْهِمْ وَ بِالْمُوالاتِ لِنَبِیِّکَ وَ آلِ نَبِیِّکَ عَلَیْهِ وَ عَلَیْهِمُ اَلسَّلامُ

و در تمام دوران زندگیم به بیزارى جستن از اینها و لعنت فرستادن بر ایشان و بوسیله دوست داشتن ت و خاندان ت که بر او و بر ایشان سلام باد

پس مى گوئى صد مرتبه :

اَللّهُمَّ الْعَنْ اَوَّلَ ظالِمٍ ظَلَمَ حَقَّ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ آخِرَ تابِعٍ لَهُ عَلى ذلِکَ

خدایا لعنت کن نخستین ستمگرى را که بزور گرفت حق محمد و آل محمد را و آ ین ى که او را در این زور و ستم پیروى کرد

اَللّهُمَّ الْعَنِ الْعِصابَةَ الَّتى جاهَدَتِ الْحُسَیْنَ وَ شایَعَتْ وَ بایَعَتْ وَ تابَعَتْ عَلى قَتْلِهِ اَللّهُمَّ الْعَنْهُمْ جَمیعاً

خدایا لعنت کن بر گروهى که پیکار د با حسین علیه السلام و همراهى د و پیمان بستند و از هم پیروى د براى کشتن آن حضرت خدایا لعنت کن همه آنها را

پس مى گوئى صد مرتبه :

اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَباعَبْدِاللَّهِ وَ عَلَى الاَْرْواحِ الَّتى حَلَّتْ بِفِناَّئِکَ عَلَیْکَ مِنّى سَلامُ اللَّهِ (اَبَداً) ما بَقیتُ وَ بَقِىَ اللَّیْلُ وَ النَّهارُ وَ لاجَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنّى لِزِیارَتِکُمْ

سلام بر تو اى ابا عبداللّه و بر روانهائى که فرود آمدند به آستانت ، بر تو از جانب من سلام خدا باد همیشه تا من زنده ام و ب ا است شب و روز و قرار ندهد این زیارت را خداوند آ ین بار زیارت من از شما

اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَصْحابِ الْحُسَیْنِ

سلام بر حسین و بر على بن الحسین و بر فرزندان حسین و بر اصحاب و یاران حسین

پس مى گوئى :

اَللّهُمَّ خُصَّ اَنْتَ اَوَّلَ ظالِمٍ بِاللَّعْنِ مِنّى وَ ابْدَاءْ بِهِ اَوَّلاً ثُمَّ الثّانِىَ وَالثّالِثَ وَ الرّابِعَ

خدایا مخصوص گردان نخستین ستمگر را به لعنت من و آغاز کن بدان لعن اولى را و سپس دومى و سومى و چهارمى را

اَللّهُمَّ الْعَنْ یَزیدَ خامِساً وَ الْعَنْ عُبَیْدَ اللَّهِ بْنَ زِیادٍ وَ ابْنَ مَرْجانَةَ وَ عُمَرَ بْنَ سَعْدٍ وَ شِمْراً وَ آلَ اَبى سُفْیانَ وَ آلَ زِیادٍ وَ آلَ مَرْوانَ اِلى یَوْمِ الْقِیمَةِ

خدایا لعنت کن یزید را که پنجمی آنها است و لعنت کن عبیداللّه پسر زیاد و پسر مرجانه را و عمر بن سعد و شمر و دودمان ابوسفیان و دودمان زیاد و دودمان مروان را تا روز قیامت.

پس به سجده مى روى و مى گوئى :

اَللّهُمَّ لَکَ الْحَمْدُ حَمْدَ الشّاکِرینَ لَکَ عَلى مُصابِهِمْ اَلْحَمْدُ لِلَّهِ عَلى عَظیمِ رَزِیَّتى

خدایا مخصوص تو است ستایش سپاسگزاران تو بر مصیبت زدگى آنها، ستایش خداى را بر بزرگى مصیبتم

اَللّهُمَّ الرْزُقْنى شَفاعَةَ الْحُسَیْنِ یَوْمَ الْوُرُودِ وَ ثَبِّتْ لى قَدَمَ صِدْقٍ عِنْدَکَ مَعَ الْحُسَیْنِ وَ اَصْحابِ الْحُسَیْنِ الَّذینَ بَذَلُوا مُهَجَهُمْ دُونَ الْحُسَیْنِ عَلَیْهِ السَّلامُ

خدایا روزیم گردان شفاعت حسین علیه السلام را در روز ورود (به صحراى قیامت ) و ثابت بدار گام راستیم را در نزد خودت با حسین علیه السلام و یاران حسین آنانکه بى دریغ دادند جان خود را در راه حسین علیه السلام.

ماس دعا

دریافت نرم افزار زیارت عاشورا از بازار - با صوت 43 مداح

دعای بعد از زیارت عاشورا : دعای علقمه

با کاروان کربلا

درخواست حذف این مطلب

http://www.welayatnet.com/sites/default/files/media/p ogallery/muharram_2.jpg

http://eideha.com/wp-content/uploads/2015/09/%d9%85%d8%ac%d9%85%d9%88%d8%b9%d9%87-%d9%be%d9%88%d8%b3%d8%aa%d8%b1%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%85%d8%ad%d8%b1%d9%85-%d9%be%d9%88%d8%b3%d8%aa%d8%b1-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%b9%d8%a7%d8%b4%d9%88%d8%b1%d8%a7%db%8c%db%8c-51.jpg

ایام سوگواری محرم بر شیعیان و محبین اهل بیت (ع) تسلیت باد

شهادت حضرت اباالفضل العباس (ع) - از سریال مختارنامه

درخواست حذف این مطلب

http://20ist.com/wp-content/uploads/2012/12/abolfazl_mokhtar.jpg

شهادت حضرت اباالفضل العباس (ع) - روی ع بالا یا اینجا کلیک کنید

در صورت تداخل صداها ، صدای وبلاگ را ببندید.

دعای بعد از زیارت عاشورا -دعای علقمه- ( متن، ترجمه و صوت)

درخواست حذف این مطلب

http://www.shamiim.ir//uploaded/files/defaultfolder/1396103105412283_3_c.jpg

مقصد سوم در فصل هفتم از باب زیارات: کیفیت زیارت حسین علیه السلام و زیارت حضرت عباس: زیارات مخصوصه؛ هفتم- زیارت عاشورا است؛ بعد از زیارت عاشورا، این دعا را می خوانیم:

روایت کرده محمد بن خالد طیالسى از سیف بن عمیره که گفت بیرون رفتم با صفوان بن مهران و جمعى دیگر از اصحاب خودمان بسوى نجف بعد از وج حضرت صادق علیه السلام از حیره به جانب مدینه پس زمانى که ما فارغ شدیم از زیارت یعنى زیارت المؤمنین علیه السلام گردانید صفوان صورت خود را به جانب مشهد ابو عبد الله علیه السلام پس گفت از براى ما که زیارت کنید حسین علیه السلام را از این مکان از نزد سر مقدس المؤمنین علیه السلام که از اینجا ایما و اشاره کرد به سلام بر آن حضرت جناب صادق علیه السلام و من در خدمتش بودم سیف گفت پس خواند صفوان همان زیارتى را که روایت کرده بود علقمه بن محمد حضرمى از حضرت باقر علیه السلام در روز عاشورا آنگاه دو رکعت کرد نزد سر المؤمنین علیه السلام و وداع گفت بعد از آن المؤمنین علیه السلام را و اشاره کرد به جانب قبر حسین علیه السلام به سلام در ح ى که گردانیده بود روى خود را به جانب او و وداع کرد بعد از زیارت او را و از دعاهایى که بعد از خواند این بود:

یَا اللَّهُ یَا اللَّهُ یَا اللَّهُ یَا مُجِیبَ دَعْوَةِ الْمُضْطَرِّینَ یَا کَاشِفَ کُرَبِ الْمَکْرُوبِینَ یَا غِیَاثَ الْمُسْتَغِیثِینَ‏

یَا اللَّهُ یَا اللَّهُ یَا اللَّهُ یَا مُجِیبَ دَعْوَةِ الْمُضْطَرِّینَ یَا کَاشِفَ کُرَبِ الْمَکْرُوبِینَ یَا غِیَاثَ الْمُسْتَغِیثِینَ

اى خدا اى خدا اى خدا اى مستجاب کننده دعاى بیچارگان و اى برطرف کن غم و اندوه پریشان خاطران‏اى دادرس دادخواهان

یَا صَرِیخَ الْمُسْتَصْرِخِینَ (وَ) یَا مَنْ هُوَ أَقْرَبُ إِلَیَّ مِنْ حَبْلِ الْوَرِیدِ

و اى فریادرس فریادخواهان و اى آنکه تو از رگ من به من نزدیکترى

(وَ) یَا مَنْ یَحُولُ بَیْنَ الْمَرْءِ وَ قَلْبِهِ (وَ) یَا مَنْ هُوَ بِالْمَنْظَرِ الْأَعْلَى وَ بِالْأُفِقِ الْمُبِینِ‏

اى آنکه بین شخص و قلب او حایل مى‏شوى اى آنکه ذاتت در منظره بلند است و وجودت در افق روشن است

(وَ) یَا مَنْ هُوَ الرَّحْمَنُ الرَّحِیمُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوَى (وَ) یَا مَنْ یَعْلَمُ خَائِنَةَ الْأَعْیُنِ وَ مَا تُخْفِی الصُّدُورُ

اى آنکه او منحصرا بخشاینده و مهربان و بر عرش مستقر است اى آنکه نظر چشم آنان که به خیانت نگرند و آنچه در دلها پنهان دارند همه را مى ‏دانى

(وَ) یَا مَنْ لاَ یَخْفَى عَلَیْهِ خَافِیَةٌ یَا مَنْ لاَ تَشْتَبِهُ عَلَیْهِ الْأَصْوَاتُ‏

اى آنکه هیچ امر مستور و سر مخفى بر تو پنهان نیست اى آنکه اصوات بر تو مشتبه نخواهد شد

(وَ) یَا مَنْ لاَ تُغَلِّطُهُ (تُغَلِّظُهُ) الْحَاجَاتُ (وَ) یَا مَنْ لاَ یُبْرِمُهُ إِلْحَاحُ الْمُلِحِّینَ‏

و حاجات تو را به اشتباه نیفکند و اى ى که الحاح و ماس تو را رنج و ملال ندهد

یَا مُدْرِکَ کُلِّ فَوْتٍ (وَ) یَا جَامِعَ کُلِّ شَمْلٍ (وَ) یَا بَارِئَ النُّفُوسِ بَعْدَ الْمَوْتِ‏

اى مدرک هر چه فوت شود و اى جمع آرنده هر چه در جهان متفرق و پریشان شود اى برانگیزنده جانها پس از موت

یَا مَنْ هُوَ کُلَّ یَوْمٍ فِی شَأْنٍ یَا قَاضِیَ الْحَاجَاتِ یَا مُنَفِّسَ الْکُرُبَاتِ یَا مُعْطِیَ السُّؤْلاَتِ‏

اى آنکه تو را در هر روز شأن خاصى است اى برآورنده حاجات اى برطرف ساز غم و رنجها اى عطا بخش سؤالات

یَا وَلِیَّ الرَّغَبَاتِ یَا کَافِیَ الْمُهِمَّاتِ‏

اى مالک رغبت و اشتیاقات اى کفایت کننده مهمات خلایق

یَا مَنْ یَکْفِی مِنْ کُلِّ شَیْ‏ءٍ وَ لاَ یَکْفِی مِنْهُ شَیْ‏ءٌ فِی السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ‏

اى ى که تو به تنهایى کفایت از همه مى ‏کنى و هیچ چیز در آسمان و زمین از تو کفایت نمى‏ کند

أَسْأَلُکَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ خَاتَمِ النَّبِیِّینَ وَ عَلَیٍّ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ وَ بِحَقِّ فَاطِمَةَ بِنْتِ نَبِیِّکَ وَ بِحَقِّ الْحَسَنِ وَ الْحُسَیْنِ‏

از تو درخواست مى ‏کنم به حق محمد خاتم پیغمبران و به حق على اهل ایمان و به حق فاطمه دخت پیغمبرت و به حق حسن و حسین

فَإِنِّی بِهِمْ أَتَوَجَّهُ إِلَیْکَ فِی مَقَامِی هَذَا وَ بِهِمْ أَتَوَسَّلُ وَ بِهِمْ أَتَشَفَّعُ إِلَیْکَ‏

که من بوسیله آن بزرگواران به درگاه حضرتت رو آورده ‏ام در این مقام و به آنها توسل جسته و آنان را به درگاهت شفیع مى ‏آورم

وَ بِحَقِّهِمْ أَسْأَلُکَ وَ أُقْسِمُ وَ أَعْزِمُ عَلَیْکَ وَ بِالشَّأْنِ الَّذِی لَهُمْ عِنْدَکَ وَ بِالْقَدْرِ الَّذِی لَهُمْ عِنْدَکَ‏

و به حق آن پاکان از تو مسئلت مى‏کنم و قسم و سوگند به جد یاد مى ‏کنم بر تو و به شأن و مقامى که آن بزرگواران را نزد توست و به قدر و منزلتشان نزد تو

وَ بِالَّذِی فَضَّلْتَهُمْ عَلَى الْعَالَمِینَ وَ بِاسْمِکَ الَّذِی جَعَلْتَهُ عِنْدَهُمْ وَ بِهِ خَصَصْتَهُمْ دُونَ الْعَالَمِینَ‏

و به آن سر حقیقتى که موجب افضلیت آنها برعالمیان گردید و به آن اسم خاصى که تو نزد آنها قرار دادى از همه خلق به آنها اختصاص دادى

وَ بِهِ أَبَنْتَهُمْ وَ أَبَنْتَ فَضْلَهُمْ مِنْ فَضْلِ الْعَالَمِینَ حَتَّى فَاقَ فَضْلُهُمْ فَضْلَ الْعَالَمِینَ جَمِیعاً

تا آنکه فضل و کمال آنان برتر از تمام عالمیان گردید

أَسْأَلُکَ أَنْ تُصَلِّیَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ أَنْ تَکْشِفَ عَنِّی غَمِّی وَ هَمِّی وَ کَرْبِی‏

(به این امور تو را قسم مى‏ دهم) و از تو درخواست مى‏کنم که درود فرستى بر محمد و آل محمد و هم و غم و رنج مرا برطرف سازى

وَ تَکْفِیَنِی الْمُهِمَّ مِنْ أُمُورِی وَ تَقْضِیَ عَنِّی دَیْنِی‏

و مهمات امورم را کفایت فرمایى و دینم را ادا سازى

وَ تُجِیرَنِی مِنَ الْفَقْرِ وَ تُجِیرَنِی مِنَ الْفَاقَةِ وَ تُغْنِیَنِی عَنِ الْمَسْأَلَةِ إِلَى الْمَخْلُوقِینَ‏

و از فقر و مسکنتم نجات دهى و مرا از سؤال از خلق به لطف و کرمت بى‏ نیاز گردانى

وَ تَکْفِیَنِی هَمَّ مَنْ أَخَافُ هَمَّهُ وَ عُسْرَ مَنْ أَخَافُ عُسْرَهُ وَ حُزُونَةَ مَنْ أَخَافُ حُزُونَتَهُ‏

و مرا کفایت کنى از هر هم و غمى که از آن مى‏ ترسم و از هر مشکل و خشونت هر که خایفم

وَ شَرَّ مَنْ (مَا) أَخَافُ شَرَّهُ وَ مَکْرَ مَنْ أَخَافُ مَکْرَهُ وَ بَغْیَ مَنْ أَخَافُ بَغْیَهُ‏

و از هر شر اشرارى که ترسانم و از مکر و ظلم و جور انى که خوفناکم

وَ جَوْرَ مَنْ أَخَافُ جَوْرَهُ وَ سُلْطَانَ مَنْ أَخَافُ سُلْطَانَهُ وَ کَیْدَ مَنْ أَخَافُ کَیْدَهُ‏

و از تسلط و خدعه و کید و اقتدار انى که از آنها خائفم بر خود

وَ مَقْدُرَةَ مَنْ أَخَافُ (بَلاَءَ) مَقْدُرَتَهُ عَلَیَّ وَ تَرُدَّ عَنِّی کَیْدَ الْکَیَدَةِ وَ مَکْرَ الْمَکَرَةِ

از همه مرا حفظ و کفایت فرمائى و کید و خدعه حیلت گران و مکر مکاران را از من بگردانى

اللَّهُمَّ مَنْ أَرَادَنِی فَأَرِدْهُ وَ مَنْ کَادَنِی فَکِدْهُ‏

پروردگارا هر با من اراده شرى دارد شرش را به خود او برگردان

وَ اصْرِفْ عَنِّی کَیْدَهُ وَ مَکْرَهُ وَ بَأْسَهُ وَ أَمَانِیَّهُ وَ امْنَعْهُ عَنِّی کَیْفَ شِئْتَ وَ أَنَّى شِئْتَ‏

و هر که با من قصد خدعه و فریب دارد آرزو و فریب و آسیب او را از من برطرف ساز و به هر طریق و به هرگاه مى ‏خواهى آزارش را از من منع فرما

اللَّهُمَّ اشْغَلْهُ عَنِّی بِفَقْرٍ لاَ تَجْبُرُهُ وَ بِبَلاَءٍ لاَ تَسْتُرُهُ وَ بِفَاقَةٍ لاَ تَسُدُّهَا

پروردگارا تو از فکر آزار من او را به فقر و مسکنت و بلا و مصیبت دایمى که برطرف ابدا از او نگردانى

وَ بِسُقْمٍ لاَ تُعَافِیهِ وَ ذُلٍّ لاَ تُعِزُّهُ وَ بِمَسْکَنَةٍ لاَ تَجْبُرُهَا

و به دردى که عافیت نبخشى مشغولش گردان و به ذلت ابدى و فقر و مسکنت همیشگى که هیچ جبران نکنى گرفتار ساز

اللَّهُمَّ اضْرِبْ بِالذُّلِّ نَصْبَ عَیْنَیْهِ وَ أَدْخِلْ عَلَیْهِ الْفَقْرَ فِی مَنْزِلِهِ وَ الْعِلَّةَ وَ السُّقْمَ فِی بَدَنِهِ‏

پروردگارا ذلت نفس را نصب العین او گردان‏و فقر و احتیاج را به منزل او داخل ساز و درد و مرض را به بدن او جاى ده

حَتَّى تَشْغَلَهُ عَنِّی بِشُغْلٍ شَاغِلٍ لاَ فَرَاغَ لَهُ وَ أَنْسِهِ ذِکْرِی کَمَا أَنْسَیْتَهُ ذِکْرَکَ‏

تا او را از من همیشه مشغول درد و الم و فقر خودش گردانى و مرا از یاد او ببر چنانکه یاد خود را از خاطرش بردى

وَ خُذْ عَنِّی بِسَمْعِهِ وَ بَصَرِهِ وَ لِسَانِهِ وَ یَدِهِ وَ رِجْلِهِ وَ قَلْبِهِ وَ جَمِیعِ جَوَارِحِهِ‏

و آن دشمن مرا تو به کرمت گوش و چشم و زبان و دست و پا و قلب و جمیع اعضایش را از آزار و اذیت به من منع فرما

وَ أَدْخِلْ عَلَیْهِ فِی جَمِیعِ ذَلِکَ السُّقْمَ وَ لاَ تَشْفِهِ حَتَّى تَجْعَلَ ذَلِکَ لَهُ شُغْلاً شَاغِلاً بِهِ عَنِّی وَ عَنْ ذِکْرِی‏

و دردى به تمام این اعضاء و جوارحش مسلط فرما که ابدا شفا نبخشى تا از من مشغول شود و یاد من از خاطرش برود

وَ اکْفِنِی یَا کَافِیَ مَا لاَ یَکْفِی سِوَاکَ فَإِنَّکَ الْکَافِی لاَ کَافِیَ سِوَاکَ وَ مُفَرِّجٌ لاَ مُفَرِّجَ سِوَاکَ‏

و مهمات مرا کفایت فرما اى کافى مهماتى که غیر تو احدى آن مهمات را کفایت نتواند کرد که همانا تویى کفایت کننده در عالم و جز تو کفایت کننده‏اى نیست و فرج و گشایش امور منحصر به توست و غیر تو نیست

وَ مُغِیثٌ لاَ مُغِیثَ سِوَاکَ وَ جَارٌ لاَ جَارَ سِوَاکَ‏

و فریادرس خلق تویى و غیر تو نیست و پناه بیچارگان تویى و غیر تو نیست

خَابَ مَنْ کَانَ جَارُهُ سِوَاکَ وَ مُغِیثُهُ سِوَاکَ وَ مَفْزَعُهُ إِلَى سِوَاکَ‏

هر به جوار غیر تو پناه برد و فریادرسى جز تو طلبد و زارى به درگاه غیر تو کرد

وَ مَهْرَبُهُ (إِلَى سِوَاکَ) وَ مَلْجَؤُهُ إِلَى غَیْرِکَ (سِوَاکَ) وَ مَنْجَاهُ مِنْ مَخْلُوقٍ غَیْرِکَ‏

و ملجأ و پناهى غیر تو جست و نجات بخشى ماسواى تو از مخلوق طلب کرد محروم و ناامید گشت

فَأَنْتَ ثِقَتِی وَ رَجَائِی وَ مَفْزَعِی وَ مَهْرَبِی وَ مَلْجَئِی وَ مَنْجَایَ‏

پس تویى اى خدا اعتماد و امید من و محل زارى و پناه و ملجأ و نجات بخش من

فَبِکَ أَسْتَفْتِحُ وَ بِکَ أَسْتَنْجِحُ وَ بِمُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ أَتَوَجَّهُ إِلَیْکَ وَ أَتَوَسَّلُ وَ أَتَشَفَّعُ‏

که به لطف تو گشایش و فیروزى مى‏ طلبم و بوسیله محمد و آل محمد (ص) بدرگاه تو روى مى ‏آورم و توسل و شفاعت مى ‏جویم

فَأَسْأَلُکَ یَا اللَّهُ یَا اللَّهُ یَا اللَّهُ فَلَکَ الْحَمْدُ وَ لَکَ الشُّکْرُ وَ إِلَیْکَ الْمُشْتَکَى وَ أَنْتَ الْمُسْتَعَانُ‏

پس از تو منحصرا درخواست مى‏کنم اى خدا اى خدا اى خدا و تو را شکر و ستایش مى ‏کنم و به درگاه تو به شکوه و ناله و زارى مى ‏آیم و از تو یار و یاور مى‏ طلبم

فَأَسْأَلُکَ یَا اللَّهُ یَا اللَّهُ یَا اللَّهُ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ أَنْ تُصَلِّیَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ

باز از تو تنها مسئلت مى ‏کنم اى خدا اى خدا اى خدا به حق محمد و آل محمد که درود فرستى بر محمد و آل اطهارش

وَ أَنْ تَکْشِفَ عَنِّی غَمِّی وَ هَمِّی وَ کَرْبِی فِی مَقَامِی هَذَا

و از من هم و غم و رنج و پریشانیم را برطرف سازى در همین جا که اقامت دارم

کَمَا کَشَفْتَ عَنْ نَبِیِّکَ هَمَّهُ وَ غَمَّهُ وَ کَرْبَهُ وَ کَفَیْتَهُ هَوْلَ عَدُوِّهِ‏

چنانکه هم و غم و رنج‏پیغمبرت را هم تو برطرف فرمودى و از هول و هراس دشمنش کفایت کردى

فَاکْشِفْ عَنِّی کَمَا کَشَفْتَ عَنْهُ وَ فَرِّجْ عَنِّی کَمَا فَرَّجْتَ عَنْهُ وَ اکْفِنِی کَمَا کَفَیْتَهُ‏

پس از من برطرف ساز چنانکه از آن حضرت برطرف ساختى و به من فرج و گشایش بخش چنانکه به او بخشیدى و امورم کفایت فرما چنانکه از او کفایت فرمودى

(وَ اصْرِفْ عَنِّی) هَوْلَ مَا أَخَافُ هَوْلَهُ وَ مَئُونَةَ مَا أَخَافُ مَئُونَتَهُ‏

و هر چه از آن هراسانم تو برطرف گردان و از من آنچه که از مشقت و زحمتش ترسانم

وَ هَمَّ مَا أَخَافُ هَمَّهُ بِلاَ مَئُونَةٍ عَلَى نَفْسِی مِنْ ذَلِکَ‏

و آنچه از او اندوهناک و پریشان خاطرم بدون تحمل مشقت من تو از من کفایت فرما

وَ اصْرِفْنِی بِقَضَاءِ حَوَائِجِی وَ کِفَایَةِ مَا أَهَمَّنِی هَمُّهُ مِنْ أَمْرِ آخِرَتِی وَ دُنْیَایَ‏

و مرا برآورده حاجت از اینجا بازگردان و مهمات امور دنیا و آ تم را کفایت فرما

یَا أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ (وَ یَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ) عَلَیْکَ (عَلَیْکُمَا) مِنِّی سَلاَمُ اللَّهِ أَبَداً (مَا بَقِیتُ) وَ بَقِیَ اللَّیْلُ وَ النَّهَارُ

اى المؤمنین و اى ابا عبد الله الحسین سلام و تحیت خدا از من بر تو باد همیشه تا من باقیم و تا لیل و نهار باقى است

وَ لاَ جَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنْ زِیَارَتِکُمَا وَ لاَ فَرَّقَ اللَّهُ بَیْنِی وَ بَیْنَکُمَا

و خدا این زیارت مرا آ عهد من در زیارت شما قرار ندهد و هرگز میان من و شما خدا جدایى نیفکند

اللَّهُمَّ أَحْیِنِی حَیَاةَ مُحَمَّدٍ وَ ذُرِّیَّتِهِ وَ أَمِتْنِی مَمَاتَهُمْ وَ تَوَفَّنِی عَلَى مِلَّتِهِمْ‏

پروردگارا مرا به طریق حیوة محمد و آل محمد زنده بدار و به طریق آنان بمیران و بر ملت و شریعتشان قبض روحم فرما

وَ احْشُرْنِی فِی زُمْرَتِهِمْ وَ لاَ تُفَرِّقْ بَیْنِی وَ بَیْنَهُمْ طَرْفَةَ عَیْنٍ أَبَداً فِی الدُّنْیَا وَ الْآخِرَةِ

و در زمره آن بزرگواران محشورم گردان و طرفة العینى تا ابد در دنیا و آ ت میان من و آنها جدایى میفکن

یَا أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ وَ یَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ أَتَیْتُکُمَا زَائِراً وَ مُتَوَسِّلاً إِلَى اللَّهِ رَبِّی وَ رَبِّکُمَا

اى المؤمنین و اى ابا عبد الله من آمدم به زیارت شما و براى توسل بسوى خدا پروردگار من و شما

وَ مُتَوَجِّهاً إِلَیْهِ بِکُمَا وَ مُسْتَشْفِعاً (بِکُمَا) إِلَى اللَّهِ (تَعَالَى) فِی حَاجَتِی هَذِهِ‏

و براى توجه به درگاه او بوسیله شما و به شفاعت شما و به شفاعت شما بسوى خدا براى برآمدن حاجتم

فَاشْفَعَا لِی فَإِنَّ لَکُمَا عِنْدَ اللَّهِ الْمَقَامَ الْمَحْمُودَ وَ الْجَاهَ الْوَجِیهَ وَ الْمَنْزِلَ الرَّفِیعَ وَ الْوَسِیلَةَ

پس براى من به درگاه خدا شفاعت کنید که شما را نزد خدا مقام بلند محمود و آبرومندى رتبه و منزلت رفیع است و وسیله خ د

إِنِّی أَنْقَلِبُ عَنْکُمَا مُنْتَظِراً لِتَنَجُّزِ الْحَاجَةِ وَ قَضَائِهَا وَ نَجَاحِهَا مِنَ اللَّهِ بِشَفَاعَتِکُمَا لِی إِلَى اللَّهِ فِی ذَلِکَ فَلاَ أَخِیبُ‏

حالیا من از زیارت شما باز مى ‏گردم و منتظر برآمدن قطعى حاجتم و روا شدن آن از لطف خدا بواسطه شفاعت شما به درگاه‏ حق در این حاجت هستم پس اى خدا ناامید نشوم

وَ لاَ یَکُونُ مُنْقَلَبِی مُنْقَلَباً خَائِباً خَاسِراً بَلْ یَکُونُ مُنْقَلَبِی مُنْقَلَباً رَاجِحاً (رَاجِیاً) مُفْلِحاً مُنْجِحاً مُسْتَجَاباً بِقَضَاءِ جَمِیعِ حَوَائِجِی (الْحَوَائِجِ)

و از این سفر زیارت به زیان و حرمان باز نگردم بلکه از آن درگاه کرم با فضیلت و رستگارى و فیروزى و اجابت دعاها و برآورده شدن تمام حاجات باز گردم

وَ تَشَفَّعَا لِی إِلَى اللَّهِ انْقَلَبْتُ عَلَى مَا شَاءَ اللَّهُ وَ لاَ حَوْلَ وَ لاَ قُوَّةَ إِلاَّ بِاللَّهِ‏

و با شفاعت به درگاه حق برگردم بر آنچه خدا مشیتش قرار گرفته و هیچ قدرت و نیرویى الا به حول و قوه خدا نخواهد بود

مُفَوِّضاً أَمْرِی إِلَى اللَّهِ مُلْجِئاً ظَهْرِی إِلَى اللَّهِ مُتَوَکِّلاً عَلَى اللَّهِ‏

کارم را به خدا تفویض مى‏کنم و در پناه حق و یارى او با توکل بر خدا

وَ أَقُولُ حَسْبِیَ اللَّهُ وَ کَفَى سَمِعَ اللَّهُ لِمَنْ دَعَا لَیْسَ لِی وَرَاءَ اللَّهِ وَ وَرَاءَکُمْ یَا سَادَتِی مُنْتَهًى‏

پیوسته خواهم گفت که خدا مرا بس و کافى است که خدا هر که او را به دعا بخواند مى ‏شنود و مرا جز درگاه و درگاه شما بزرگانم که اولیاء خ د درى دیگر نیست

مَا شَاءَ رَبِّی کَانَ وَ مَا لَمْ یَشَأْ لَمْ یَکُنْ وَ لاَ حَوْلَ وَ لاَ قُوَّةَ إِلاَّ بِاللَّهِ‏

آنچه پروردگارم خواسته وجود یابد و آنچه نخواسته وجود نخواهد یافت و هیچ حول و قوه‏ اى جز به خدا وجود ندارد

أَسْتَوْدِعُکُمَا اللَّهَ وَ لاَ جَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنِّی إِلَیْکُمَا

من شما دو بزرگوار را اینک وداع مى ‏گویم و خدا این زیارت را آ ین عهدم به زیارت شما قرار ندهد

انْصَرَفْتُ یَا سَیِّدِی یَا أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ وَ مَوْلاَیَ وَ أَنْتَ (أُبْتُ) یَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ یَا سَیِّدِی‏

من بازگشتم اى آقاى من اى المؤمنین و اى آقاى من اى ابا عبد الله

(وَ) سَلاَمِی عَلَیْکُمَا مُتَّصِلٌ مَا اتَّصَلَ اللَّیْلُ وَ النَّهَارُ وَاصِلٌ ذَلِکَ إِلَیْکُمَا غَیْرُ (غَیْرَ) مَحْجُوبٍ عَنْکُمَا سَلاَمِی إِنْ شَاءَ اللَّهُ‏

و سلام و تحیت مادام که شب و روز پیوسته به یکدیگرند بر شما باد و همیشه این سلام به شما واصل شود و از شما پوشیده و محجوب هیچگاه نباشد انشاء الله

وَ أَسْأَلُهُ بِحَقِّکُمَا أَنْ یَشَاءَ ذَلِکَ وَ یَفْعَلَ فَإِنَّهُ حَمِیدٌ مَجِیدٌ

و از خدا به حق شما دو بزرگوار مسئلت مى‏ کنم که این همیشه با مشیت خدا و عنایت الهى انجام یابد که او البته خداى بزرگوار ستوده صفات است

انْقَلَبْتُ یَا سَیِّدَیَّ عَنْکُمَا تَائِباً حَامِداً لِلَّهِ شَاکِراً رَاجِیاً لِلْإِجَابَةِ غَیْرَ آیِسٍ وَ لاَ قَانِطٍ

بازگشتم اى آقاى من از زیارت شما در حالى که از هر گناه توبه کرده و به حمد و شکر و سپاس حق مشغولم و امیدوار اجابت دعاهایم هستم و ابدا مأیوس از لطف خدا نیستم

آئِباً عَائِداً رَاجِعاً إِلَى زِیَارَتِکُمَا غَیْرَ رَاغِبٍ عَنْکُمَا وَ لاَ مِنْ (عَنْ) زِیَارَتِکُمَا

که باز مکرر رجوع به درگاه شما و بازگشت به زیارت قبور مطهر شما کنم و هیچ از شما و زیارت قبور مطهرتان سیر نشوم

بَلْ رَاجِعٌ عَائِدٌ إِنْ شَاءَ اللَّهُ وَ لاَ حَوْلَ وَ لاَ قُوَّةَ إِلاَّ بِاللَّهِ‏

بلکه مکرر باز بیایم انشاء الله و البته هیچ حول و قوه ‏اى جز به خواست خدا نخواهد بود

یَا سَادَتِی رَغِبْتُ إِلَیْکُمَا وَ إِلَى زِیَارَتِکُمَا بَعْدَ أَنْ زَهِدَ فِیکُمَا وَ فِی زِیَارَتِکُمَا أَهْلُ الدُّنْیَا

اى بزرگان من به زیارت شما مشتاق و مایل بودم بعد از آنکه اهل دنیا را دیدم به شما و زیارت شما بى ‏میل و رغبت بودند

فَلاَ خَیَّبَنِیَ اللَّهُ مَا (مِمَّا) رَجَوْتُ وَ مَا أَمَّلْتُ فِی زِیَارَتِکُمَا إِنَّهُ قَرِیبٌ مُجِیبٌ‏

پس خدا مرا از امید و آرزویى که دارم محروم نگرداند و هم از زیارت شما محروم نسازد که او به ما نزدیک است و اجابت کننده دعا خیلى است.

پاو وینت صوتی دعای علقمه

زیارت عاشورا با صدای حاج مهدی سماواتی + متن و ترجمه

اگر ما با سازش کنیم مشکلات کشور حل خواهد شد... این حرف دروغ است ، این حرف فریب است.

درخواست حذف این مطلب

مذاکره با نه تنها مشکلات را حل نمی کند بلکه افزایش هم می دهد. 1395/08/12

انقلاب ی تأکید د: اگر ملت ایران در دوران در مقابل ایستاد و اگر امروز نیز همچنان بر ضد شعار میدهد و در مقابل او می ایستد، بر اساس یک منطق محکم و مستدل است.
حضرت آیت الله در ادامه به یک تفکرِ غلط دیگر که ییها و برخی ها بدنبال تزریق آن در جامعه هستند، اشاره د و گفتند: در این تفکر که بسیار خطرناک است، گفته میشود اگر ما با سازش کنیم همه مشکلات کشور حل خواهد شد!
ایشان با تأکید بر اینکه استدلالهای دقیقی برای اثبات دروغ، غلط و فریب بودن این سخن و تفکر وجود دارد، افزودند: یک نمونه بارز برای اثبات نادرست بودن این تفکر، موضوع و عملکرد ییها پس از آن است.
انقلاب ی با اشاره به سخنان مکرر خود از ابتدای مذاکرات هسته ای در خصوص بد عهدی و دروغگویی ییها، خاطر نشان د: اکنون دیگر این من نیستم که می گویم آنها بدعهد هستند، بلکه مسئولان محترم کشور و حتی خودِ مذاکره کنندگان که زحمت بسیاری را نیز متحمل شدند، سخن از بد عهدی میگویند.

متن کامل سخنان در ادامه مطلب...

معظم انقلاب ی در دیدار هزاران نفر از دانش آموزان و دانشجویان:

مشکلات کشور با روحیه و تفکر انقل حل خواهد شد

دیدار هزاران نفر از دانش آموزان و دانشجویان

حضرت آیت الله معظم انقلاب ی صبح امروز در آستانه سیزدهم آبانماه روز دانش آموز و روز ملی مبارزه با استکبار جهانی، در دیدار هزاران نفر از دانش آموزان و دانشجویان با هشدار نسبت به برخی حرکت ها و تلاش های خطرناک برای تحریف حقیقت و منطق ایستادگی (ره) و ملت در مقابل ، در اذهان نسل جوان و همچنین القای این موضوع که تنها راه حل مشکلات کشور مذاکره و سازش با ست تأکید د: آنچه که مشکلات کشور را حل خواهد کرد، روحیه و تفکر انقل به معنای توکل به خدا، اعتماد به درون، شجاعت اقدام و عمل، بصیرت، عمل به توصیه های ، ابتکار ورزی، امیدواری به آینده، نترسیدن از دشمن و تسلیم نشدن در برابر او است.
انقلاب ی با اشاره به مناسبت های تاریخی روز سیزدهم آبان، برجسته ترین آنها را حادثه تسخیر لانه جاسوسی دانستند و گفتند: این روز، در واقع روز جوانانِ مومن، انقل ، شجاع، دلاور و مبتکر است که با اقدام خود در تسخیر لانه جاسوسی، دشمن را از هرگونه حرکت بازداشتند.
حضرت آیت الله با یادآوری توصیف بزرگوار(ره) از تسخیر لانه جاسوسی بعنوان «انقلاب دوم» افزودند: این توصیف و نامگذاری به دلیل توطئه ها و خباثت های در قبل و بعد از انقلاب، برضد ملت ایران بود زیرا ت از هیچ تلاش و اقدام رسمی و غیر رسمی برای به ش ت کشاندن انقلاب ی فروگذار نمیکرد و جوانان انقل ، در آن زمان، با تسخیر لانه جاسوسی، توطئه ی او را خنثی د.
ایشان با اشاره به مدارک بدست آمده از داخل سفارت خاطر نشان د: این مدارک که به هنگام تسخیر لانه جاسوسی، به صورت کاغذهای خُرد شده در آمده بودند و با تلاش و زحمت جوانان انقل ، جمع آوری و بازسازی شدند، عمق توطئه ها و دشمنی بر ضد ملت ایران را نشان میدهند.
انقلاب ی به تدوین حدود هفتاد جلد کتاب از مدارک بدست آمده از سفارت اشاره د و با انتقاد از بی توجهی به این کتاب های مهم و ارزشمند، در مدارس و ها گفتند: چرا هیچ نشانی از این کتابها در مجموعه دروس مدارس و ها نیست؟
حضرت آیت الله با تأکید بر وم پیگیری این موضوع از جانب جدید آموزش و پرورش و علوم، در جمع بندی این بخش از سخنان خود افزودند: تسخیر لانه جاسوسی در ۱۳ آبان سال ۱۳۵۸، در واقع واکنش طبیعی به توطئه ها و دشمنی های ابر قدرتی زیاده خواه بود که سالها ایران را برای خود میدانست و منابع و ثروت ملت ایران را غارت میکرد، اما با پیروزی انقلاب ی این کشور از دست او خارج شد.
ایشان تأکید د: این حرکت بزرگ هم شخص (ره) بودند زیرا در همان زمان تحرکات مختلفی برای خنثی حرکت جوانان انقل در تسخیر لانه جاسوسی در جریان بود اما قاطعانه در مقابل آنها ایستاد.
انقلاب ی سپس به برخی حرکت ها و تلاش های خطرناک برای القاء دو اشتباه در اذهان و افکار عمومی به ویژه جوانان اشاره د و گفتند: این دو اشتباه عبارتست از: ۱) ایستادگی بزرگوار در مقابل و اینکه می فرمود: «هر چه فریاد دارید بر سر بکشید» از سرِ تعصب و لجبازی بود ۲) حل مشکلات کشور در گرو مذاکره و سازش با ست.
حضرت آیت الله افزودند: این دو تفکر غلط از طرف و همچنین عوامل وابسته آنها و برخی پشیمان شده ها و از نَفَس افتاده ها و دنیا طلب ها، در حال تزریق به جامعه بویژه در مطبوعات و ها است.
ایشان در خصوص تفکر غلط اول گفتند: اینکه تبلیغ میکنند ایستادگی (ره) در مقابل به علت تعصب و لجاجت و غرور بوده، به معنای آن است که در ایستادگی خود در برابر منطقی نداشته است! در حالیکه ایستادگی نظام ی و ملت ایران در برابر بر اساس استدلال های کاملاً منطقی است.
انقلاب ی در بیان این استدلالها افزودند: سیاست و ذات ت استکباری ، بر اساس افزون طلبی و زیاده خواهی است که در طول سالیان متمادی این سیاست را در نقاط مختلف جهان به ویژه منطقه غرب آسیا و ایرانِ اِعمال کرده است، بنابراین اگر در همان ماههای اول انقلاب کمترین غفلتی میشد و در برابر نمی ایستاد، دشمنی که از در بیرون شده بود، مجدداً از پنجره وارد میشد.
حضرت آیت الله یکی دیگر از دلایل منطقی ایستادگی در برابر را، دفاع از ارزشهای انسانی خواندند و تأکید د: نظام با ارزش های انسانی فرسنگها فاصله دارد و هنگامی که (ره) می فرمود «هر چه فریاد دارید بر سر بکشید» یعنی «مرگ بر ت و نظامی که هیچ سنخیتی با ارزش های انسانی ندارد».
ایشان با اشاره به مناظره های دو ک دای انتخابات ریاست جمهوری گفتند: این دو ک دا این روزها حقایق و فجایعی را از داخل صراحتاً افشا میکنند که ما قبلاً بسیار کمتر از آن را میگفتیم اما عده ای باور نمی د و یا نمی خواستند باور کنند اما اکنون اظهارات آنها در مناظره ها نشانگر نابودی ارزش های انسانی در ست.
انقلاب ی با استناد به مطالب مناظره های اخیر انتخابات ریاست جمهوری در خصوص تبعیض نژادی و فقر در و تعلق ۹۰ درصد ثروت به یک درصد از مردم این کشور، خاطر نشان د: لگدمال شدن ارزش های انسانی و ، تبعیض و نژاد پرستی از واقعیت های امروز جامعه ست.
حضرت آیت الله یکی دیگر از دلایل منطقی برای مخالفت با را پناه دادن به محمدرضا پهلوی در همان روزهای اول انقلاب و تلاش برای طراحی مجدد آنچه در کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ اتفاق افتاد، دانستند و گفتند: (ره) با بیان اینکه «هرچه فریاد دارید بر سر بکشید» در واقع ملت را بیدار کرد و به آنان آگاهی داد و مانع از شکل گیری یک توطئه بزرگ در اوایل انقلاب ی شد.
ایشان به اشاره به توطئه های مختلف در اوایل پیروزی انقلاب و حمایت همه جانبه از صدام در ۸ سال جنگ تحمیلی، و همچنین عملکرد بعد از جنگ تا به امروز و به ویژه در موضوع و بعد از آن افزودند: همین چند روز پیش مذاکره کننده در مذاکرات هسته ای صراحتاً گفت که «ما بعد از هم ایران را تحریم کردیم»، لذا واقعیت این است که ما با چنین تی طرف هستیم.
انقلاب ی تأکید د: اگر ملت ایران در دوران در مقابل ایستاد و اگر امروز نیز همچنان بر ضد شعار میدهد و در مقابل او می ایستد، بر اساس یک منطق محکم و مستدل است.
حضرت آیت الله در ادامه به یک تفکرِ غلط دیگر که ییها و برخی ها بدنبال تزریق آن در جامعه هستند، اشاره د و گفتند: در این تفکر که بسیار خطرناک است، گفته میشود اگر ما با سازش کنیم همه مشکلات کشور حل خواهد شد!
ایشان با تأکید بر اینکه استدلالهای دقیقی برای اثبات دروغ، غلط و فریب بودن این سخن و تفکر وجود دارد، افزودند: یک نمونه بارز برای اثبات نادرست بودن این تفکر، موضوع و عملکرد ییها پس از آن است.
انقلاب ی با اشاره به سخنان مکرر خود از ابتدای مذاکرات هسته ای در خصوص بد عهدی و دروغگویی ییها، خاطر نشان د: اکنون دیگر این من نیستم که می گویم آنها بدعهد هستند، بلکه مسئولان محترم کشور و حتی خودِ مذاکره کنندگان که زحمت بسیاری را نیز متحمل شدند، سخن از بد عهدی میگویند.
حضرت آیت الله افزودند: در حاشیه نشست اخیر مجمع عمومی سازمان ملل متحد در نیویورک، امور خارجه کشورمان در جلسه وزرای امور خارجه طرفهای مقابل، یک کیفرخواست طولانی از بدعهدی ییها در بیان کرد، که البته آنها جو نداشتند.
ایشان گفتند: این واقعیت ست و عده ای میگویند برویم با همین بر سر ، حزب الله لبنان، عراق، افغانستان، یمن و حتی مسائل داخلی کشور مذاکره و سازش کنیم!
انقلاب ی افزودند: آیا تی که لحظه ای از دشمنی با ملت ایران فروگذار نمیکند، مشکلات کشور را حل خواهد کرد؟
حضرت آیت الله خاطر نشان د: هدف اصلی ، جلوگیری از رشد و پیشرفت ایران است. آیا مذاکره با این کشور مشکلات اقتصادی ما را حل خواهد کرد؟
ایشان تأکید د: مذاکره با ییها مشکلات ما را حل نخواهد کرد زیرا اولاً؛ آنها دروغگو، بدعهد، فریبکار و از پشت خنجر زن هستند و ثانیاً؛ خودش دچار بحران است و کشور بحران زده چگونه میتواند مشکلات یک کشور دیگر را حل کند؟
انقلاب ی با اشاره به اذعان مراکز مهم بین المللی و حتی خود ییها به وجود بحران اقتصادی، ، بین المللی و اخلاقی در افزودند: اکنون بدهی های نزدیک به تولید ناخالص ملی این کشور شده است و بر اساس شاخص های جهانی، این، نشانه بحران است.
حضرت آیت الله گفتند: آیا چنین کشور بحران زده ای، بدنبال حل مشکلات اقتصادی ایران است؟ یا اینکه بدنبال استفاده از منابع و ثروت ایران برای رهایی خود از بحران؟
ایشان در تبیین بحران در نیز افزودند: امروز در هر نقطه ای از دنیا هر ملتی که بر ضد یک ت یا حکومت مستبد قیام میکند، اولین شعارش «مرگ بر » است. آیا بحران از این بالاتر وجود دارد؟
انقلاب ی با اشاره به طراحی برای خاورمیانه بزرگ با محوریت رژیم صهیونیستی در زمان جنگ ۳۳ روزه لبنان گفتند: اکنون وضع ییها به گونه ایست که در قضایای ، عراق، لبنان، یمن و شمال آفریقا درمانده شده اند. آیا این وضعیت، بحران نیست؟
حضرت آیت الله موقعیت ایران در منطقه را نقطه مقابل دانستند و خاطر نشان د: به لطف خداوند ملت ایران به واسطه شجاعت، بصیرت و استقامت خود، مشکلات را تحمل کرد و اکنون در منطقه غرب آسیا و منطقه خلیج فارس یک چهره درخشان است.
ایشان بحران اخلاقی را یکی دیگر از مشکلات جامعه بویژه در میان سیاستمداران و تمردان این کشور برشمردند و افزودند: سخنانی که این دو نامزد انتخابات ریاست جمهوری در هفته های اخیر درباره مسائل غیر اخلاقی بیان د که احتمالاً حرف بی حساب هم نیست، برای نابودی آبروی کافی است.
انقلاب ی با انتقاد شدید از تلاش برای ترویج گزاره غلطِ «حل مشکلات کشور در گرو سازش با است» تأکید د: مذاکره با نه تنها مشکلات را حل نمی کند بلکه افزایش هم میدهد.
حضرت آیت الله گفتند: مشکلات را باید خودمان و با اتکاء بر توانایی ها و نیروهای جوان در داخل حل کنیم.
ایشان جوانان را امیدهای ملت و آینده سازان و اداره کنندگان کشور در آینده نه چندان دور خواندند و خطاب به جوانان گفتند: عزیزان من، علاج مشکلات کشور در گرو توکل به خداوند متعال و جوشیدن اراده و استقامت از درون ملت، عزم راسخ، ایستادگی، بصیرت، اعتماد به نفس قوی و ترویج روحیه انقل گری است.
انقلاب ی خاطر نشان د: روحیه انقل گری به معنای داشتنِ شجاعت در اقدام و عمل، ابتکار ورزی برای بن بست شکنی، نترسیدن از دشمن و تسلیم نشدن در برابر او، امید به آینده و ایمان به وعده الهی است.
حضرت آیت الله گفتند: متأسفانه برخی ها به جای ترویج روحیه انقل گری، به گونه ای سخن میگویند و مدیریت میکنند که نسل جوان به آینده و انقلاب بی اعتماد و از راه دور میشود و سپس همین افراد از زمانه شکوه و گلایه میکنند.
ایشان افزودند: زمانه را ما می سازیم و اگر میگویید زمانه بد است باید ببینیم چگونه عمل کرده ایم که تصور میکنیم زمانه بد شده است؟
ایشان تأکید د: هنگامی که ما گام هایمان را محکم برنداریم، به توصیه های عزیز در وصیت نامه عمل نکنیم و به نام گری، مردم و جوانان را به سمت لا ابالی گری سوق دهیم و به اسم نگاه عقلانی، سازش و تسلیم را در برابر دشمن القاء کنیم معلوم است که زمانه بد میشود.
انقلاب ی با اشاره به حدیثی از حضرت المومنین علی علیه السلام، افزودند: آن حضرت علت واژگونی برخی دلها را که روزی در مسیر درست و مستقیم بودند، آلوده شدن به دنیا و محبت های بی جا، جاه طلبی، رفیق بازی و جناح بازی بیان میکنند.
حضرت آیت الله جوانان را به بصیرت روزافزون توصیه و خطاب به جوانان خاطر نشان د: مراقب باشید هر سخنی را از هر گوینده ای نپذیرید و آنچه که اصل و مهم است انقلاب و راه عزیز است و باید حرف او را حجت بدانید.
ایشان در پایان تاکید د: اگر بزرگوار امروز حضور داشت همان ندای ابراهیمی بت شکن خود را که زمینه ساز بیداری ملت شد، فریاد می کِشید.

پایگاه اطلاع رسانی دفتر ی

به جیره خواران که با مخالفت می کنند رای ندهید !

درخواست حذف این مطلب

http://bayanbox.ir/view/8246214108603914250/%d8%a7%d8%ad%d9%85%d8%af%db%8c-%d8%b1%d9%88%d8%b4%d9%86.jpg

قسمتی از وصیت نامه شهید مصطفی احمدی روشن:

به گفته ی شهید چمران: "وقتی جنگ به صدا درآید شناختن مرد از نامرد آسان می شود". اینان همان هایی هستند که وقتی بوی خون به مشام شان رسید در هفت سوراخ خزیدند و شانه خالی د و حال آمده اند و داعیه ی انقلاب را دارند، کجا بودید وقتی بچه های ما در خون وضو می ساختند آیا کور بودید و ندیدید؟

حال به گورستان بروید و ببینید تاریخ بشریت تا به حال مانند این همه جوان ما دیده است که غالباً با سنی حدود 18-22 سال خود را در کام مرگ انداختند؟ حال مجالس که برای برگزار می شود خالی است. به خدا که همه ی این ها جواب دارد! چرا نمی دانید که بزرگ ترین نعمت را خدا به ما داده است که در حکومتی الهی زندگی می کنیم به ی . گوشتان را باز کنید و بشنوید سخن سخنگوی یی که گفت: "اگر ما جایگاهی به عنوان ولی فقیه را بر زورق تردید بنشانیم بزرگ ترین بار را از دوش خود برداشته ایم". آیا حالا اگر ی با این اصل مخالفت دارد جیره خور امریکا نیست؟


منبع: 50salebadat.ir

رفتم که برگردم نشد ... کلیپ زیبا

درخواست حذف این مطلب
قمر بنی هاشم

خیلی دعا نشد ...

خیلی دعا نشد /مشک و بغل نشد /داداش حسین شرمندتم /رفتم که برگردم نشد /چشمام نمی بینه داداش /بدجوری دستام خاکیه /هرکار میشد نشد /شرمنده مشکم خالیه /شرمنده مشکم خالیه /از ناقه افتادم زمین دستام برام کاری نکرد /تا خیمه ها راهی نبود مشک آبروداری نکرد /دندون گرفتم عشق تو سپر نشد /خواستم علمداری کنم رفتم که برگردم نشد /رفتم که برگردم نشد رفتم که برگردم نشد...

سه خاطره از شهید حسن آبشناسان - فرمانده نیروی مخصوص

درخواست حذف این مطلب

بیوگرافی تیمسار سرلشکر شهید حسن آبشناسان(شیر صحرا )


او از تمرینهای سخت دوره رنجر می گفت. ع هایش را در حال پرش از روی سرنیزه ها در حال چتر بازی و کوه نوردی نشان می داد و همه انگشت به دهان نگاهش می د.

مردم دشت عباس به او لقب "شیر صحرا" داده بودند. این لقب برای او چنان با مسما بود که رادیوهای دشمن هم با همین عنوان از او نام می بردند.

حسن دوباره مقابل ژنرال قادر عبدالحمید قرار گرفت و بعد از یک درگیری طولانى، لشکرش را ش ت داد و خودش را اسیر کرد.

به بهانه سالگرد آغاز جنگ هشت ساله می خواهیم مروری داشته باشیم بر زندگی یکی از غیورمردان این آب و خاک. فرمانده رشید لشکر ۲۶ نوهد (نیروی ویژه هوابرد)، شیر صحرا، تیمسار سرلشکر شهید حسن آبشناسان. او که نامش لرزه بر پشت دشمن می انداخت و جس خاص و عام بود. شهیدی که برغم خلق حماسه های بسیار آن چنان که شایسته اوست به نسل امروز معرفی نشده است.


سرلشکر «حسن آبشناسان»، (1315ـ1364) توانایى خیره کننده اى در فنون نظامى و شگردهاى رزمى داشت. مردى با مؤلفه هاى مثال زدنى و برخاسته از ژرفاى زندگى اجتماعى مردم ستم کشیده همین دیار. عارفى که دانش و توان انسانى اش رشک برانگیز بود. ى که شخص «صدام حسین» براى سرش جایزه تعیین کرده بود و عراقیها هراس داشتند به دشت عباس، جایى که آبشناسان و گروهش آنجا بودند، بیایند. حسن آبشناسان، فرمانده نیروهاى مخصوص (کلاه سبزها) اوایل جنگ، با یک گروه 8 نفره چریک، کارى کرد که در رادیو عراق اعلام شد، یک لشکر از نیروهاى ایرانى در دشت عباس مستقرند.

حسن سال 1315 در زاده یحیى، نزدیک نازی آباد، به دنیا آمد. چون تولدش چند روز قبل از شهادت حسن (ع) بود، مادرش اسمش را گذاشت حسن.
سال 1335 بعد از گرفتن دیپلم تصمیم گرفت برود افسرى، اما احتیاج به ی داشت که ضمانتش را د. مادرش گفت می رویم نزد عمویم. سرهنگ زنده نام احترام زیادی برای آبشناسان ها قائل بود. هر چند هیچ وقت به زبان نمی آورد، اما حسن را خیلی دوست داشت. سرهنگ، حسن را نصیحت کرد و گفت حرفی ندارد ضامنش بشود، اما اگر توی می رود باید خودش را فراموش نکند و آدمها و محیط اطرافش تحت تأثیر قرارش ندهد. حسن سرهنگ را دوست داشت، آن موقعها دلش می خواست مثل او قوی و بااراده بشود.
شبهای ، از می کوبید می رفت یه، خیابان قلمستان، منزل سرهنگ و بعد از شام از حرف می زد. می گفت فقط دو نفر هستیم که می خوانیم. او از تمرینهای سخت دوره رنجر می گفت. ع هایش را در حال پرش از روی سرنیزه ها در حال چتر بازی و کوه نوردی نشان می داد. همه انگشت به دهان نگاهش می د. دستهایش بزرگ و قوی شده بودند. چنان قد کشیده بود که ی باور نمی کرد این همان حسن یکى- دو سال پیش است. وقتی حرف می زد، سرهنگ یک گوشه می نشست و به او خیره می شد و رفتارها و حرکاتش را زیر نظر می گرفت.

حسن در سال 1339 با درجه ستوان دومى فارغ حصیل شد و دوره مقدماتى را در سال 1340 به پایان رساند. پس از فارغ حصیلی، از همان ابتدا در شهرستانهای دور افتاده به خدمت مشغول گشت و برغم همه مشکلات و نابسامانیها، باهمت و جدیت کار می کرد. اولین دوره رنجر را که در ایران تشکیل شد، طى کرد و در سال 1356 دوره هاى عالى ستاد فرماندهى را را هم با موفقیت پشت سر گذاشت.
بعد از خوزستان در سال پنجاه به استان فارس منتقل شد و حدود ده سال شیراز بود. در این مدت دوره تکمیلی چتربازی و تکاور کوهستان را در داخل کشور و اسکاتلند گذراند و به زبان انگلیسی مسلط شد. ورزیدگی و آمادگی بالای روحی و جسمی او همواره زبانزد بود. او در تمامی لحظات عمرش از اوان جوانی به ورزش و تحرک پایبند بود و در طول خدمت در درجات پایینتر همواره در سمت افسر ورزش یگان انجام وظیفه می نمود. شهید آبشناسان، در ورزشهای دوومیدانی، والیبال، بسکتبال، پینگ پنگ، شنا، سوارکاری و جودو صاحب مهارتهای بالایی بود.

در اسکاتلند در مسابقه نظامى- ورزشى، بین تکاوران کوهستان های منتخب جهان با گروهش شرکت کرد و رتبه اول را گرفت و قدرت خود و ایران را به رخ کشورهای صاحب نام کشاند. بعدها به خاطر نظم و پاکیزگی اش از طرف داور مسابقات برایش تقدیرنامه فرستادند. ظاهرا حسن همین طور که در کوه می رفت، های سر راهش را بر می داشته و در کوله پشتی اش می ریخته است. میجر اسکاتلندى همراهشان به او می گوید: «تو یک افسر ارشدى. چرا این کار را می کنى؟» حسن جواب می دهد: «من مرد کوهم. حیف است این طبیعت زیبا کثیف باشد.»
اکثر کلاه سرمه ای های هوابرد و کلاه سبزها، دوره تکاوریشان را با حسن آبشناسان که حالا افسر ارشد و یک چریک ورزیده شده بود، گذرانده بودند.

http://images.hamshahrionline.ir//images/2013/6/abshenasan3.jpg
حسن تا قبل از شروع جنگ درکردستان بود. او در اوایل جنگ تحمیلی، مسوولیت یکی از تیپهای لشکر ٢١ حمزه را به عهده داشت، لیکن با تشکیل ستاد جنگهای نامنظم به آن ستاد پیوست و با تعدادی معدود از ان داوطلب، عملیات چریکی خودرا در منطقه دشت عباس شروع کرد و در مدت کوتاهی، تلفات سنگینی به نیروهای عراقی وارد نمود. در عملیات گشتی و شناسایی، این فرمانده رشید اولین اسرای عراقی را به اسارت درآورد.
در اوایل جنگ یک بار مجروح شد،اما به اشتباه خبر شهادت او در منطقه پیچید.مردم دشت عباس، که یاران او در نبرد بودند، با شنیدن خبر شهادت وی به او لقب "شهید صحرا" دادند؛ ولی وقتی او پس از مداوای سطحی به منطقه برگشت و اهالی دشت عباس او را زنده دیدند، لقب "شیر صحرا" برای او باقی ماند. این لقب برای او چنان با مسما بود که رادیوهای دشمن هم با همین عنوان از او نام می بردند.

حسن موتورسیکلت سوارهای حرفه ای را از کوچه و خیابانهای نازی آباد جمع کرد و به آنها آموزشهای خاصی داد و همه را با عنوان گروه ویژه اسب آهنی به جبهه فرستاد.
آن موقع که عراق خیلی ا را موشک باران می کرد، حسن نامه ای به صدام نوشت:
«اگر جناب صدام حسین ژنرال است و فنون نظامی را خوب می داند و نظریه پرداز جنگی است، پس به راحتی می تواند در دشت عباس با من و دوستان جنگ آورم ملاقات کند و با هر شیوه ای که می پسندد، بجنگد؛ نه این که با بمب افکنهای اه شوروی محله های مس ی و بی دفاع را بمباران کند و مردم را به خاک و خون بکشد.»
در جواب نامه حسن، صدام، ژنرال قادر عبدالحمید را با گروه ویژه اش به دشت عباس فرستاد تا عبدالحمید به حسن یک جنگ تخصصی را نشان بدهد. سالها قبل در اسکاتلند، حسن، عبدالحمید و گروهش را در مسابقه کوهنوردی های منتخب جهان دیده بود. آن جا گروه او اول شد و عراقیها هفتم شدند. حالا در میدان جنگ حقیقى، حسن دوباره مقابل ژنرال قادر عبدالحمید قرار گرفت و بعد از یک درگیری طولانى، لشکرش را ش ت داد و خودش را اسیر کرد.
یکی از همرزمانش، داستانی از شجاعت سرهنگ را برای دیگران این گونه بازگو می کرد: باور نمی کنید اگر بگویم چهل کیلومتر پیشروی کردیم. مطمئن هستم که باور نمی کنید. خود ما هم باور نمی کردیم، اما سرهنگ بی توجه به اضطراب ما و موقعیت دشمن تا آن جا جلو رفته بود. طی یک کمین در محور دشت عباس، دو خودروی عراقی را منهدم کردیم و حدود پانزده نفر از آنها را اسیر گرفتیم و برگشتیم عقب. در تمام طول راه، سرهنگ با نقشه راه را کنترل می کرد که گم نشویم. وقتی برگشتیم و سرهنگ گزارش کار را ارائه کرد، دهان فرماندهان از تعجب باز مانده بود. این کار با هیچ قاعده ای جور در نمی آمد و سرهنگ با طرح و فکر خودش آن را به انجام رسانده بود؛ بدون دادن حتی یک نفر تلفات. یکی از افسران جلو آمد و با ح ی ناباورانه که عمق حیرت و بهت او را آشکار می کرد، پرسید: «جناب سرهنگ، من اصلا متوجه نمی شوم. آ چطور می شود که شما چهل کیلومتر وارد خاک دشمن بشوید، بکشید و بگیرید، بدون حتی یک کشته؟»
او دستی به ته ریش چند روزة صورتش کشید و لبانش را به خنده باز کرد. صدای مردانه و پر هیبتش در گوشمان پیچید: «من یک افسر نیروی مخصوص هستم. انجام عملیات نفوذی و ضربه زدن به دشمن در خاک خودش با حداقل نفرات و تلفات، جزء وظایف من است. من کاری بیشتر از وظیفه خودم انجام نداده ام.»
سرهنگ بعد از آن عملیات، تصمیم گرفت چند عملیات دیگر از این دست انجام دهد، اما به دلیل فقدان نیرو، حتی همان حداقل نیرو، میسر نشد؛ یعنی دیگر هیچ افسر و درجه داری حاضر نبود با سرهنگ همراه شود.
پس از مدتی که جنگ ح کلاسیک و رسمی پیدا کرد و نیروهای ایران در مقابل دشمن م صف آرایی د، در سال ١٣۶٢ به فرماندهی قرارگاه حمزه سیدال ء، منصوب شد و توانست با تلفیق نیروهای و پیروزیهای ارزشمندی برای ایران به دست آورد.
او به سرعت به سازماندهی نیروهای و همت گماشت و در کنار دلاورمردی دیگر از پاسداران انقلاب ی یعنی شهید بروجردی با هماهنگی کامل و در حد اعلاء و با پشتکارو تلاش شبانه روزی و استقرار واحدهای نظامی در مناطق تردد و نفوذ ضدانقلاب، از هرگونه تحرک آنان ممانعت به عمل آورد. در پی آن عملیات پا ازی شهر بوکان از وجود ضد انقلاب نیز با موفقیت انجام گرفت و سپس محور سردشت، پیرانشهر که از جنگل های انبوه آلواتان و کوههای سر به فلک کشیده و تنگه های پر پیچ وخم و نهرهای متعدد عبور می کنند، با تلاش وی، شهید بروجردی، شهید ناصر کاظمی و جمعی دیگر از رزمندگان و پا ازی و بازگشایی شد به طوری که این پیروزیها پیام انقلاب را برای پرسنل در پی داشت.
حسن آبشناسان
شهید تیمسار آبشناسان، اندوخته های علمی و نظامی عمیق خود را طی دوره های متعدد نظامی نظیر دوره افسری (مقدماتی و عالی رسته ای)، دانشکده زبان، چتربازی و رنجر، دوره تکمیلی تکاور و کوهستان را در اسکاتلند، با هوش سرشار و آمادگی جسمانی در هم آمیخت.

گروهبان میرزایی، از همرزمانش، در توصیف او می گوید: "توان جسمى فوق العاده اى داشت. او حدود 45 تا بارفی مى رفت و هر روز تو جبهه ورزش مى کرد. تنها فرمانده اى بود که چادرش جلوتر از همه نیروها و نزدیکتر به عراقیها بود. تا به حال رنجرى با قدرت و شجاعت او، حتى در ها هم ندیده ام."

سرهنگ آدم غریبی بود. آرام، کم حرف و همواره در حال تفکر یا مطالعه. مردی کوشا وجدی، با اعتماد به نفس بسیار، شجاع، پرتوان و محکم و پابرجا و افسری عالم و فرماندهی مبتکر بود، کم صحبت می کرد، کم می خورد، کم می خو د، اما بسیار خوب فکر می کرد و بسیار خوب عمل می کرد، برغم جدیت و قاطعیت، ازخلق و خوی بسیار رئوف و مهربان برخوردار بود، افراد کم کار و ضعیف از او ناراضی بودند و افراد زحمتکش و پر کار او را به عنوان سمبل و الگوی خود پذیرفته بودند، او هیچ گاه بیکار نمی ماند و هنگامی که در منطقه عملیات بود و یا در مدت کوتاه استراحت، به مطالعه و تفکر مشغول بود.

سرتییپ دادبین می گفت: "من آن موقع سروان بودم و او سرهنگ. براى رسیدن به آمادگى فیزیکى هر روز تمرین مى کردیم. باورش براى هر چریک زبده اى سخت است. مطمئنم که او نیروى فوق انسانى داشت که به اعتقادش برمى گشت. حداکثر پیاده روى یک نظامى چریک در کوهستان از 6ـ5 ساعت نمى کند، اما آبشناسان حدود 8 ساعت پیاده روى مى کرد و بعد که همه گروه، خسته به مقر برمى گشتند و همان طور با پوتین مى خو دند، او وضو مى گرفت، اصلاح مى کرد و ادکلن تی رز به خودش مى زد و مى خواند."

او بر سر یک سفره با سربازان و دیگر کارکنان غذا می خورد و تاکید داشت بعد از جماعت همه افراد در خانه و سر یک سفره و از یک غذا میل کنند.
شهید آبشناسان فرمانده لشکری است که در خط مقدم نبرد به شهادت رسید و این نشانگر جسارت و روحیات تکاوری ایشان بوده است. هیچ گاه از منطقه عملیاتی دور نبود. درست مثل یک نیروی پیاده تک تیر انداز در میدان حاضر بود. همیشه در کنار سربازان بود و از نزدیک یگان خود را هدایت می کرد و در کنار نیروها بر عملیات نظارت می کرد. در فرماندهی جدی و قاطع بود و هیچ فرقی بین پرسنل درجه بالا و درجه پایین نمی گذاشت. اصرار فراوانی برای فرستادن افسران و درجه داران به خط مقدم داشت و مخالف حضور آن ها در پشت جبهه بود و می گفت: تا زمانی که افسر مسئول شخصاً در میدان نبرد نباشد، چگونه می توانیم از سرباز انتظار داشته باشیم در زیر آتش و گلوله مقاومت کند و خوب بجنگد؟

او اعتقاد داشت که بی عد ی یگان را از بین خواهد برد و اصلاً تبعیض را دوست نداشت و روی مسائل اخلاقی بسیار حساس بود. در عین داشتن آن همه جسارت و جرات و قاطعیت،قلبی رئوف و مهربان و عاشق داشت. به حرفه خود به شدت علاقه داشت و معتقد بود که در جنگهای چریکی نسبت به عملیات منظم، اگر حساب شده و دقیق عمل شود، با امکانات کمتر و تلفات و ضایعات ناچیز می توان تلفات و ضایعات زیادی به دشمن وارد ساخت و دشمن را از درون و برون متلاشی نمود.
حسن آبشناسان
تیمسار آبشناسان با ایمان کامل و صداقت در کار، ی و هدایت زبده ترین افراد نظامی را برعهده گرفت. مردانی که با علاقه خاصی دستورهای فرمانده خود را به اجرا می گذاشتند و برای شرکت در سخت ترین و تخصصیترین عملیات، پشت سر فرمانده رشید خویش داوطلبانه شرکت می نمودند.
مواقعی بود که اصلا احتیاجی نبود که او شخصاً وارد عرصه نبرد شود، اما سرهنگ آبشناسان، به هیچ وجه زیر بار چنین قید و بندهایی نمی رفت. هر جا آتش بود و خطر، بدون تامل خود را به قلب آن می رساند. بارها به او گفته بودند: «این کار شما آگاهانه به درون آتش رفتن است. آ نیازی نیست که شما شخصاً خود را به خطر بیندازید. شما فرمانده هستید، اگر کشته یا اسیر شوید، خیلی به و حیثیت آن لطمه می خورد.» اما گوشش بد ار این حرفها نبود و همیشه جواب می داد: «مگر حضرت ابراهیم پا در میان آتش ننهاد؟ مگر من از او بزرگتر و بهترم؟» سپس این روایت از المؤمنین را به دیگران یادآور می شد: «در آن روزی که مرگ برای انسان مقدر است، اگر در اعماق دریاها و بالای ابرهای انبوه مقام کند، بالا ه جهان را بدرود خواهد گفت و در صورتی که لحظه ای از عمر بر قرار باشد، اگر در میان آتش سوزان درافتد یا به کام گردابهای ژرف و عمیق رود، رشته عمرش گسیخته نخواهد شد. بنابراین هرگز از میدان جنگ و مبارزه ترس و شه نداشته باشیم.» این روایت را با چندین برگ بزرگ کاغذ نوشته و بر دیوار اتاق کارش بر روی میز کار و قفسه کتابخانه نصب کرده بود.
سربازی در لشکر بود که صدای خوبی برای مداحی و خواندن دعا داشت. یک بار شهید آبشناسان صدای او را شنید و گفت: «ترتیبی بده که این سرباز بیاید به سوله فرماندهى. می خواهم این سرباز در اختیار خودم باشد.» از آن پس هر چند وقت آن سرباز را صدا می زد و می خواست ذکر مصیبت بخواند. خودش هم می نشست یک گوشه و دست راستش را مشت کرده می گذاشت روی صورتش. آن قدر اشک می ریخت که سر آستین لباس نظامی اش کاملاً خیس می شد.
آ ین مسئولیت آن شهید، فرماندهی لشکر 23 نیروهای مخصوص بود که حدود چهار ماه طول کشید و او توانست در این مدت برگهای افتخارآفرین زیادی به دفتر زرین این لشکر بیفزاید.

تیمسار آراسته که خود از شاهدان زنده دفاع مقدس است، شبی را به خاطر دارد که شهید آبشناسان خاضعانه از اینکه خداوند قادر و توانا او را در انجام عملیاتهای متعدد دشمن شکن به پیروزی رسانده، به درگاه احدیت شکرگزاری می نماید و خاشعانه از خداوند می خواهد که او را به جوار خویش فرا خواند تا اینکه فردای همان شب حضرت باری تعالی دعای بنده خاص خود را اجابت کرد و او به لقاء الله پیوست.
شهید حسن آبشناسان در در تاریخ 8/7/1364، در حالی که فرماندهی لشکر ۲۶ نوهد (نیروی ویژه هوابرد)، فرماندهی قرارگاه حمزه و لشکر 23 نیروهای مخصوص را بر عهده داشت، همزمان با عملیات قادر، که خود طراحی آن را به عهده داشت، در منطقه سرسول (بانه کردستان) بر اثر اصابت ترکش توپ به شهادت رسید. وقتی خبر شهادتش منتشر شد چهار روز بعد از عاشورا بود. این خبر از رادیو عراق با شادی و مارش پیروزی پخش شد.

امید نیکدل، یکی از همرزمان آبشناسان، تعریف می کرد: "در یک عملیات، چند عراقى را اسیر کرده بودیم. یکى از اسیرها تیر خورده بود به زانویش و نمى توانست راه برود. باید مى کشتیمش. والا امکان داشت خودمان هم تو دردسر بیفتیم. سرهنگ تک و تنها آن اسیر را حدود 8 کیلومتر تا مقرمان کول کرد. فقط به خاطر اینکه زنده بماند. آن عراقى بعد از تمام شدن جنگ همیشه از آبشناسان یاد مى کرد. حتى وقتى اسرا آزاد شدند، رفت بهشت زهرا سر مزار آبشناسان."
آن شهید در آ ین روزهای عمر خود نیز با وجود ۴٨ سال سن به گواهی همرزمانش هر روز صبح در محل کار به ورزش و آماده نمودن جسم خود می پرداخت و همیشه این شعر در دفتر کارش نقش بسته بود و هم اکنون نیز زینت بخش سنگ مزارش است:


ما زنده به آنیم که آرام نگیریم موجیم که آسودگی ما عدم ماست

شادی روح پاکش صلوات

این ذکر اثر شگفت انگیزی در رفع غم و اندوه دارد

درخواست حذف این مطلب
http://mofateh.ghasam.ir/h140/images/news/689513/thumbs/689513.jpg
لا إِلهَ إِلّا أَنتَ سُبْحَانَکَ إِنِّی کُنتُ مِنَ الظّالِمین

ذکر یونسیه

برای تقویت نفس و قلب و مکاشفات بسیار خوب است وبرای رفع حجب و نورانیت موثر است و استجابت دعا و نجات مؤمنین از طرف خدا شامل گوینده آن می شود.

حضرت یونس علیه السلام مدت ها در میان قومش به ارشاد مردم پرداخت ولی در مدت سی و سه سال فقط دو نفر به او ایمان آوردند او هم قوم خود را نفرین کرد و خداوند به او وعده داد که در فلان تاریخ عذاب خود را بر آنان خواهد فرستاد یونس از شهر خارج شد اما یکی از دوستانش در شهر ماند و مردم را از عذاب خدا ترساند و از آنها خواست توبه کنند و آنها که نشانه های عذاب وعده داده شده را دیدند از ترس عذاب توبه و ناله د تا خدا عذابش را از آنان بر گرداند یونس به امید اینکه مردم نابود شده اند به شهر بازگشت و وقتی دید همه چیز عادی است و مردم به کارشان مشغول عصبانی شد و شهر را بدون اجازه خداوند ترک کرد و با یک کشتی راهی دریا شد.

در بین راه ماهی غول پیکری به کشتی حمله کرد و به خواست خداوند متعال حضرت یونس را بدون اینکه به او آسیب برساند بلعید حضرت یونس وقتی به هوش آمد متوجه اشتباه خود شد و با ناله و تضرع به درگاه خداوند توبه کرد که توبه او در قرآن آمده است و بخشی از آیه به عنوان ذکر یونسیه مشهور شده است که علما و عرفا خواص بیشماری را برای آن نقل میکنند .

قرآن میفرماید : «وَذَا النُّونِ إِذ ذَّهَبَ مُغَاضِبًا فَظَنَّ أَن لَّن نَّقْدِرَ عَلَیْهِ فَنَادَى فِی الظُّلُمَاتِ أَن لَّا إِلَهَ إِلَّا أَنتَ سُبْحَانَک إِنِّی کنتُ مِنَ الظَّالِمِینَ» ؛ ذوالنون را ، آنگاه که خشمناک برفت و پنداشت که هرگز بر او تنگ نمی گیریم و در تاریکی ندا داد : هیچ خ جز تو نیست ، تو منزه هستی و من از ستمکاران هستم.

ذکر یونسیه یعنی گفتن: «لا اله الا انت سبحانک انی کنت من الظالمین»

آثار و برکات ذکر یونسیه

1- گرامى صلى الله علیه و آله وسلم : هر بیمار مسلمانى که این دعا را بخواند، اگر در آن بیمارى از دنیا رفت پاداش شهید به او داده مى شود و اگر بهبودى یافت ، خوب شده در حالى که تمام گناهانش آمرزیده شده است .

2-. رسول خدا صلى الله علیه و آله وسلم : آیا به شما خبر دهم از دعایى که هرگاه غم و گرفتارى پیش آمد آن ادعا را بخوانید گشایش حاصل شود؟ اصحاب گفتند: آرى اى رسول خدا. آن حضرت فرمود: دعاى یونس که ط ماهى شد: «لا اله الا انت سبحانک انى کنت من الظالمین»

3- صادق علیه السلام : عجب دارم از ى که غم زده است چطور این دعا را نمى خواند «لا اله الا انت سبحانک انى کنت من الظالمین» چرا که خداوند به دنبال آن مى فرماید: ما او را پاسخ دادیم و از غم نجات دادیم و این چنین مؤ منان را نجات مى دهیم .

4- مرحوم کلینى نقل مى کند: مردى اسانى بین مکه و مدینه در ربذه به صادق علیه السلام برخود و عرضه داشت : فدایت شوم من تا کنون فرزند دار، نشده ام ، چه کنم ؟حضرت فرمود: هرگاه به وطن برگشتى و خواستى به سوى همسرت روى آیه ( 78 سوره انبیا) را بخوان انشاء الله فرزند دار خواهی شد .

برای تقویت نفس و قلب و مکاشفات بسیار خوب است وبرای رفع حجب و نورانیت موثر است و استجابت دعا و نجات مؤمنین از طرف خدا شامل گوینده آن می شود.

ختم های ذکر یونسیه

https://encrypted-tbn0.gstatic.com/images?q=tbn:and9gctoqjutmg_vnhbalevthsolo4hsn18wmuaf-ze0_xqxel3qbw85

ختم های این ذکر شریف 400 /700/7000/4000/3000/1001/ بار گفته اند که بستگی به دستور و قابلیت طالب دارد . اما عدد 400 برای همه آن هم شب ها بعد از عشاء تا هر وقت شب در سجده نافع است .

چون این ذکر به معنی استغفار است در آن هیچ عوارضی نیست . برای دیدن حالات برزخی مؤثر است،

برای تقویت نفس و قلب و مکاشفات بسیار خوب است وبرای رفع حجب و نورانیت موثر است و استجابت دعا و نجات مؤمنین از طرف خدا شامل گوینده آن می شود.

ذکر یونسیه

تجرد، با مداومت این ذکر حاصل میشود ، چنانکه برای مرحوم سید هاشم حداد سه روز ح تجرد برزخی اتفاق افتاد که البته مکاشفه این طول زمانی را ندارد.

مرحوم ملا حسنقلی همدانی: هر قدر در هر وقت بتوانید این ذکر را بگوئید.

مرحوم سید هاشم حداد نقل د که ذکر یونسیه برای معرفت نفس و معرفت رب مؤثر است و خودش به ذکر یونسیه مشغول بود .

از وی سئوال شد در ایام فراغت همانند راه رفتن و نشستن چه ذکری برای نورانیت قلب و رفع حجب خوب است ؟ فرمود : ذکر یونسیه

می فرمود : عدد 3000 به بعد برای کاملین " سالکینی که از مراحلی و منازلی عبور کرده اند " می باشد. جناب مدت زیادی در نجف 3000 مرتبه این ذکر را در سجده می گفتند.

از بسیاری از بزرگان این ختم با عدد 400 مرتبه در سجده خصوصا" در میان مغرب و عشاء و یا قبل از اذان صبح و یا بین الطلوعین جهت افاضات نقل شده است و این یکی از ختوماتی است که معمولا" اساتید در ابتدای سلوک به شاگردانشان توصیه می کنند . ناگفته نماند که این ختم به منزله توبه ای حقیقی است اگر خالصانه برای خدا بجای آورده شود اثر شگرفی در پیشبرد انسان دارد .

وقتی از مرحوم آیت الله کشمیری پرسیدند بهترین کار برای سالک در کدام یک از اعمال عبادی است؟ فرمودند : بهترین آن سجده است که ذکر یونسیه در آن گفته شود . و فرمودند : امان ذکر یونسیه موجب اتصال به ارواح و باز شدن چشم برزخی می گردد. 3

این ذکر شریف اثر بسیار عجیبی در رفع غم و اندوه دارد

صادق علیه السلام فرمودند : تعجب می کنم از چهار که چهار نوع گرفتاری دارند چگونه به این چهار چیز پناه نمی برند.

از جمله اینها فرمودند : تعجب می کنم از ی که دچار غم و اندوه شده است اما به این سخن پناه نمی برد، زیرا که حق تعالی در دنباله آن فرموده: " و نجیناه من الغم و کذلک ننجی المؤمنین " یعنی ما او را " حضرت یونس را به سبب این سخن " از غم و اندوه نجات دادیم و اینگونه ما مؤمنان را نجات می بخشیم.

منبع: تبیان

دعا برای دفع اندوه و سختی و غم و دلتنگی و ترس

درخواست حذف این مطلب

۱) ابوحمزه می گوید:

محمدباقر (علیه السلام) به من فرمود: هر گاه پیشامدی برای تو رخ داد که موجب ترس و اندوه تو شد، به گوشه ای از خانه ی خود برو و بعد از خواندن دو رکعت ، هفتاد بار این دعا را بخوان:

یَا أَبْصَرَ النَّاظِرِینَ‏ وَ یَا أَسْمَعَ السَّامِعِینَ وَ یَا أَسْرَعَ الْحَاسِبِینَ وَ یَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِینَ

الکافی، ج۲، ص۵۵۶

توجه: در نیت می توانید بگویید: دو رکعت نجات از غم و اندوه به جا می آورم قربۀ الی الله

۲) ابن منذر می گوید: خدمت صادق (علیه السلام) از وحشت و (ترس و اندوه و تنهایی) خودم گفتم. حضرت فرمود: اگر این ذکر را بگویید، چه در شب و چه در روز، از تنهایی هراسی نداشته باشید.

بِسْمِ‏ اللَّهِ‏ وَ بِاللَّهِ‏ وَ تَوَکَّلْتُ‏ عَلَى‏ اللَّهِ‏ وَ أَنَّهُ‏ مَنْ یَتَوَکَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ‏ إِنَّ اللَّهَ بالِغُ أَمْرِهِ‏ قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِکُلِّ شَیْ‏ءٍ قَدْراً اللَّهُمَّ اجْعَلْنِی فِی کَنَفِکَ وَ فِی جِوَارِکَ وَ اجْعَلْنِی فِی أَمَانِکَ وَ فِی مَنْعِک‏

الکافی، ج۲، ص۵۶۹

منبع : هم شی دینی

دعا برای دریافت طلب ، برگشت قرض و امانتی

درخواست حذف این مطلب

http://citar.ir/wp-content/uploads/2017/09/%da%af%d8%b1%d9%81%d8%aa%d9%86-%d8%b7%d9%84%d8%a8-%d9%88-%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%d8%aa-%d8%ae%d9%88%d8%af-%d9%88-%d9%85%d9%88%d9%81%d9%82%db%8c%d8%aa-%d8%af%d8%b1-%da%a9%d8%a7%d8%b1.jpg

1) برای ادای قرض و گرفتن طلب ها و ثروت

از حسین بن خالد : در بغداد سیصد هزار درم بد ار شدم و چهار صد هزار درم طلبکار بودم‏. طلبکاران فرصت نمیدادند که طلبم را بازستانم و بایشان دهم، وقت حج رسید، پنهانى از بغداد خارج شدم تا بخدمت موسى بن جعفر (ع) برسم، ولى نتوانستم، شرح حالم را براى حضرت نوشتم، (ع) در پشت نامه ام جواب نوشت پس از هر سه بار بگو:

اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ یَا لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ بِحَقِّ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ أَنْ تَرْحَمَنِی بِلَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ یَا لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ بِحَقِّ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ أَنْ تَرْضِیَ عَنِّی بِلَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ یَا لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ بِحَقِّ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ أَنْ تَغْفِرَ لِی بِلَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ

(خداوندا اى آنکه جز تو خدائى نیست بحق آنکه جز تو خدائى نیست مسألت دارم که بحق لا إِلهَ إِلَّا أَنْتَ، بر من رحمت آر، و اى خدائى که جز تو خدائى نیست بحق آنکه جز تو خدائى نیست به برکت آنکه جز تو خدائى نیست از من‏ خشنود و راضى شو .... مرا ببخش‏...)

بدرستیکه حاجت تو برآورده خواهد شد

حسین بن خالد می گوید : بر این دعا مداومت و چهار ماه نشد که طلبم را وصول و بدهیم را اداء کرده و صد هزار درهم برایم ماند.

منبع : مکارم الاخلاق صفحه ۳۴۷

مکارم الأخلاق / ترجمه میرباقرى، ج‏2، ص: 175

یادداشت مرتبط:

نویسنده سالها قبل قرضی به یک همکار برای یک ماه داد. آن همکار اما ی ال بود که نمی اورد. روزی بعد از جماعت ظهر و عصر به کتابخانه محل کارم امدم و کتاب ناسخ واریخ را برداشتم باز این حدیث را دیدم ... تازه عصر را خوانده بودم گفتم وقتشه .. دعا را خواندم قبل از پایان وقت اداری دوستم قرض ی اله را پس آورد.

2) وصول اموال و قرض هایی که به دیگران دادی:

ولید بن صبیح می گوید به صادق علیه السلام شکایت از قرض هایی که به دیگران دادم یا نتوانسته اند یا نخواستند بدهند چه کنم پولهایم وصول شود . حضرت فرمود : این دعا را بخوان به خواسته ات خواهی رسید


اللَّهُمَّ هَبْ لِی لَحْظَةً مِنْ لَحَظَاتِکَ تُیَسِّرُ عَلَى‏ غُرَمَائِی‏ بِهَا الْقَضَاءَ وَ تُیَسِّرُ لِی بِهَا مِنْهُمُ الِاقْتِضَاءَ إِنَّکَ عَلى‏ کُلِّ شَیْ‏ءٍ قَدِیرٌ وَ صَلَّى اللَّهُ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ

منبع : مصباح کفعمی ص 176 - کافی ج 2 ص 555

3) وصول طلب

برای وصول طلبی که توانایی باز پس گرفتن آن نیست 108 مرتبه ذکر « یا حق » خوانده شود (تاثیر این ذکر تا آنجاست که حتی بد ار به دنبال طلبکار خود خواهد آمد.)

4) اگر به ی چیزی امانت دادید و حاضر به پس دادن آن نبود این دستور را به کار گیرید که مجرب است. دستور این است :

200 مرتبه بعد از هر به نیت ارجاع امانتی توسط شخص بگویید :

یا قاهِرُ ذو الْبَطْشِ الشَّدید اَنتَ الَّذی لایُطاقُ انْتِقامَه

همینطور ادامه دهید می بیند طولی نمی کشد که شخص امانتی را به شما پس خواهد داد. انشاءالله

با اعتقاد بخون عزیزم.ایشالا مشکلت حل میشه

اسْتَغْفِرُاللَّهَ الَّذى لا اِلهَ اِلاّ هُوَ الْحَىُّ الْقَیُّومُ الرَّحْمنُ الرَّحیمُ بَدیعُ السَّمواتِ وَالأرْضِ مِنْ جَمیعِ ظُلْمى وَ جُرْمى وَ اِسْرافى عَلى نَفْسى وَ اَتُوبُ اِلَیْهِ

ادا قرض و رفع ستم
مردى خدمت به خدمت حضرت صادق آل محمد (صلی الله علیه و آله ) شرفیاب شد و از قرض و ستم سلطان به آن حضرت شکایت کرد و گفت :

اِى آقاى من ، اطرافم را قرض احاطه کرده و سلطانى هم هست که به من ظلم مى کند، اگر دعایى دارید به من بیآموزید تا به وسیله آن دعا، غنیمتى ، گنجى ، زیرخاکى ، چیزى پیدا کنم و قرضهایم را اداء کنم و ستم سلطان را هم با آن باز دارم ؟!

حضرت فرمود:

وقتى که شب شد، دو رکعت بخوان ، که در رکعت اول آن بعد از حمد ((آیة الکرسى )) باشد.

و در رکعت دوم : بعد از حمد، آ سوره را بخوان لَوْ اَنْزَلْنا هذَا الْقُرآنَ عَلى جَبَلٍ...)را تا آ سوره بجا آور.

منبع: چند ختم از کتاب آیت الکرسی طلسم عظیم القدر - حاج نصر بروجردی

دوست داشتن زن ها

درخواست حذف این مطلب

زن ها دو وقت آدم را خیلی دوست دارند:

یکی در بیمارستان

یکی هم در قبرستان !

چرا نمی توان بعضی از اموات را در خواب دید

درخواست حذف این مطلب

https://encrypted-tbn0.gstatic.com/images?q=tbn:and9gctodsmnacq2av9nj72kaqhfwusbwzbhmp4qszelf2urlr8wca3e

مرحوم آقا شیخ عباس قمى در همین کتاب مفاتیح الجنان مى گوید: هر بخواهد مرده خود را خواب ببینید، این دعا را بخواند و این کار را د، بعد مرده خود را در خواب ببیند.

یک ى تمام این کارهایى را که شیخ عباس قمى گفته بود، انجام داد، ولى مرده خود را درخواب ندید. براى همین، از دست شیخ عباس خیلى ناراحت شد و پیش خود گفت: آ شیخ عباس این چه مطالبى بود که که در کتابت مفاتیح نوشتى. عمل این مطالب سودى نداد و نتیجه اى در برنداشت. از این بابت خیلى عصبانى شده بود.

شب شیخ عباس به خواب او آمد و گفت: من هم این مطالب را درست نوشتم. آن فرد گفت: پس من آن ها را غلط انجام دادم. شیخ عباس گفت: نه، تو اتفاقاً هم آن کارها را هم درست انجام دادى. آن فرد گفت: پس چرا مرده ام به خوابم نیامد؟

شیخ عباس گفت: حالا چرا معطل این هستى که او به خوابت بیاید. من با این که مرده ام، به این طرف آمده ام و آلان هم من در عالم بعد هستم. خداوند متعال نمى گذارد مرده هایى که به خاطر گناهان و اشتباهاتى داشتند، اکنون دچار رنج اند، به خواب بیداران در دنیا بیایند؛ مبادا که آبروى مرده بریزد. به این که آن مرده در خواب آن زندگان بیاید و بگوید، بله، ما را به زنجیر کشیدند و ما را داخل آتش بردند. براى همین خداوند متعال اصلًا نمى گذارد که آن مردگان به خواب زنده ها بیایند. با این پوشى خداوند، زندگان مى گویند، این بند خدا که مرده، عجب آدم خوبى بوده است و خدا او را رحمت کند، و همان مرد گرفتار که خداوند نمى گذاشت به خواب ى بیاید، اگر همین طور چهل نفر آدم خوب دربار او بگویند، خدایا او را بیامرز، خطاب مى رسد که عذاب او را بردارید؛ چون چهل نفر از بندگانم از من درخواست آمرزش او را د. این خداست.


منبع : پایگاه عرفان

پ.ن: یک نکته هم این است که افراد تحمل دیدن اموات عزیزان خود را ندارند و خداوند نمی خواهد با دیدن وضعیت آنها اینها را هم عذاب بدهد!

پس برای اموات بیشتر ثواب بفرستید: ، قرآن، فاتحه ،صلوات ،صدقه، کار خیر و ...

واکنش آیت الله مکارم به نامه 100نفر برای مذاکره با ترامپ

درخواست حذف این مطلب

http://reba.ir/site/wp-content/uploads/2015/12/ayat-makarem.jpg

به گزارش مشرق، آیت الله مکارم در دیدار با رئیس و جمعی از معاونان و مدیران ارشد رسانه ملی اظهار داشت: رسانه ملی با تلاش فراوان همواره چهره پلید را به مردم نشان داده است، اما در این مقطع باید بیشتر و با برنامه های ویژه تر به این موضوع متمرکز شوید.

مرجع تقلید شیعیان به وج از شورای سازمان ملل متحد اشاره و افزود: این حرکت نشان می دهد آن ها غیر از صهیونیست ها ی را به عنوان بشر قبول ندارند.

آیت الله مکارم با انتقاد از نامه نگاری های برخی ها برای وم مذاکره با ترامپ در شرایط کنونی خطاب به آن ها تأکید کرد: از آن ها باید پرسید با این شروطی که ترامپ گذاشته است می خواهید درباره چه با او مذاکره کنید، آیا می خواهید فعالیت موشکی خود را تعطیل کنید؟ یا اجازه دهید از همه اماکن نظامی تان بدون قید و شرط بازدید کنند؟ یا اینکه می خواهید را به رسمیت بشناسید.

وی با تقدیر از تلاش های صداوسیما در ترویج مناسک و مراسم های مذهبی گفت: به نظرم می توانید از این ظرفیت خیلی بیشتر و بهتر استفاده کنید.

آیت الله مکارم همچنین خواستار ادامه تولید سریال های دینی و مذهبی شد و افزود: سریال های مذهبی شما همچون علی(ع)، حسن(ع)، رضا(ع)، حضرت یوسف، مختارنامه و... آن چنان تأثیرگذار و جهانی شده است که هیچ گاه کهنه نمی شوند و امیدواریم به رغم مضایق مالی که می دانم به شدت با آن مواجهید دوباره ساخت این سریال ها را از سر بگیرید.

رئیس رسانه ملی نیز در این دیدار از اولویت های رسانه ملی برای معرفی معارف ی در شبکه های رادیویی و تلویزیونی خبر داد و گفت: اولویت اصلی رسانه ملی در حال حاضر، معرفی ، احکام، اخلاق و معنویات است و برای تحقق این امر، برنامه های متنوعی در صداوسیما پیش بینی شده است و گروه های شه ورز در رسانه ملی نیز در حال بررسی راه های انتقال مفاهیم ی به مخاطبان داخلی و خارجی هستند.

علی عسکری با اشاره به حملات دشمنان برای دین ز در جامعه خاطرنشان کرد: اولویت اصلی رسانه ملی، حفظ دین است و در این مسیر نیازمند یاری مراجع عظام تقلید و طلاب علوم ی هستیم.

رئیس رسانه ملی با تأکید بر اهمیت آموزش رسانه ای طلبه ها برای پاسخگویی به شبهات دینی خاطرنشان کرد: رسانه ملی آمادگی دارد تا با آموزش طلبه های علاقه مند به حوزه رسانه، شخصیت هایی تربیت کند تا در آینده پاسخگوی نیازهای رسانه ای مخاطبان باشند.

وی افزود: شبکه های رادیویی و تلویزیونی با پوشش مناسک ی، گام بزرگی در مسیر گسترش دین در میان جوامع برداشته اند.

عسکری در بخش دیگری از سخنانش به تولید سریال های مذهبی و الف ویژه در سیما خبر داد و گفت: مراحل پیش تولید سریال های «حضرت موسی» و «حضرت سلمان» به پایان رسیده است و به زودی با تأمین منابع مالی آن ها، ساخت این سریال های تاریخی و ماندگار، آغاز خواهد شد.

بیشتر بخوانید:

واکنش ها به "تسلیم نامه" اصلاح طلبان تندرو برای مذاکره

ماجرای ترور آیت الله در تیرماه 1360

درخواست حذف این مطلب

https://azadeganirankhabar.ir/wp-content/uploads/2016/12/53271_371.jpg

گزارشی از ماجرای ترور 6 تیر 1360

مصطفی

چهار پنج روز از عزل بنی صدر می گذشت. جنگ با عراق و شورش منافقین بعد از اعلام جنگ مسلحانه با ، بحث داغ محافل بود. آیت الله که از جبهه ها برگشته و خدمت رسیده بودند، بعد از دیدار، طبق برنامه ی شنبه ها، عازم یکی از مساجد جنوب شهر برای سخنرانی بودند.

خودرو حامل آیت الله که از جماران حرکت می کرد، آن روز مهمان ویژه ای داشت؛ خلبان عباس بابایی که می خواست درد دل هایش را با ی در شورای عالی دفاع در میان بگذارد. آن ها نیم ساعت زودتر از اذان ظهر به مسجد ابوذر رسیدند و گفت وگوشان را در همان مسجد ادامه دادند.

ظهر تمام شد. آقا رفتند پشت تریبون. گزاران همان طور منظم در صفوف نشسته بودند. پرسش های نوشته ی مردم را به سخنران می دادند، اگرچه بعضی از پرسش ها تند و حتی گاهی بی ربط بود.

آقا در سخنرانی مقدمه ای چیدند تا به این جا رسیدند که: «امروز شایعات فراوانی بین مردم پخش شده و من می خواهم به بخشی از آن ها پاسخ بدهم.»

بین جمعیت ضبط صوتی دست به دست شد تا رسید به جوانی با قد متوسط و موهای فری و کت و پیراهن چهارخانه و صورتی با ته ریش مختصر که آن روزها کلیشه ی چهره و تیپ خیلی از جوان ها بود. خودش را رساند به تریبون. ضبط را گذاشت روی تریبون؛ درست مقابل قلب سخنران. دستش را گذاشت روی دکمه ی play. شاسی تق تق صدا کرد و روشن نشد؛ مثل ح پایان نوار، اما او رفت.

یک دقیقه نگذشت که بلندگو شروع کرد به سوت کشیدن. آقا همین طور که صحبت می د، گفتند: «آقا این بلندگو را تنظیم کنید.» بعد خودشان را به سمت چپ کشیدند و از پشت تریبون کمی عقب آمدند و به صحبت ادامه دادند: «در زمان المؤمنین، زن در همه ی جوامع بشری -نه فقط در میان عرب ها- مظلوم بود. نه می گذاشتند درس بخواند، نه می گذاشتند در اجتماع وارد بشود و در مسائل تبحر پیدا د، نه ممکن بود در میدان های... انفجار!

آقا که هنگام سخنرانی رو به جمعیت و پشت به قبله بودند، با یک چرخش 45 درجه ای به طرف چپ جایگاه افتادند. اولین محافظ خودش را بالایسر آقا رساند. مسجد کوچک بود و همان یک محافظ، به تنهایی تلاش کرد که آقا را بیاورد بیرون.

جماعت، متحیر وسط مسجد مانده بود. چشمش به یک ضبط صوت افتاد که مثل یک کتاب، دو تکه شده بود. روی جداره ی داخلی ضبط ش ته، با ماژیک قرمز نوشته بودند «عیدی گروه فرقان به ».

بیرون از مسجد، در آغوش محافظ، لحظاتی به هوش آمدند. سرشان را آوردند بالا، اما زود سرشان افتاد. محافظ ها بلیزر سفید را انگار که ترمز نداشت، با سرعتی غیر قابل تصور می راندند.

در مسیر بیمارستان، هر وقت به هوش می آمدند، زیر لب ای می د؛ شهادتین می گفتند. لب ها و چشم ها تکان می خوردند؛ خیلی کم البته.

در خیابان قزوین، خودرو به یک درمانگاه کوچک رسید. پنج نفر آدم با قیافه ی خون آلود و اسلحه به دست، وارد درمانگاه شدند و آقا را روی دست این طرف و آن طرف بردند.

با آن صورت خون آلود، ی ی شهر را نشناخت. ی با گوشی، ی ضربان قلب را گرفت: «نمی شود کاری کرد.» محافظ ها با سرعت به سمت در وجی رفتند. پرستاری که تازه از راه رسیده بود، پرسید: «ایشان کی هستند ؟ دارند تمام می کنند» اسم آقای را که شنید، گفت: «ببریدشان بیمارستان؛ اما یک کپسول ا یژن هم با خودتان ببرید.»

انگار ی صدای آن پرستار را نشنید. کپسول را برداشت و خودش را به ماشین رساند. «آقا این کپسول لازمتان است.» کپسول ا یژن و پایه ی آهنی چرخدار را نمی شد برد توی ماشین. پایه های کپسول را تکیه دادند روی رکاب ماشین، پرستار هم نشست بالای سر آقا. در تمام راه، ماسک ا یژن را روی صورت آقا نگه داشت و به همه دلداری داد.

یکی از محافظ ها پرسید: «حالا کجا برویم!؟» پرستار گفت: «بیمارستان بهارلو، پل جوادیه». ماشین انگار ترمز نداشت.

محافظ بیسیم را برداشت. کُدشان «حافظِ هفت» بود. «مرکز 50- 50»؛ این رمزِ آماده باش بود، یعنی حافظ هفت مجروح شده. ی که پشت دستگاه بود، بلند زد زیر گریه.

محافظ یک دفعه توی بیسیم گفت: «با مجلس تماس بگیر.» اسم فیاض بخش و چند نفر دیگر از پزشک های مجلس را هم گفت؛ «منافی، زرگر، ... بگو بیایند بیمارستان بهارلو.»

ماشین را از در عقب بیمارستان بردند توی محوطه . برانکارد آورند و آقا را رساندند پشت در اتاق عمل. محجوبی از همدان آمده بود بیمارستان بهارلو. تازه جراحیش را تمام کرده بود. داشت دستش را می شست که از اتاق عمل خارج شود. آقا را که با آن وضع دید، گفت خیلی سریع دوباره اتاق عمل را آماده کنند.

سمت راست بدن پر از ترکش بود و قطعات ضبط صوت. قسمتی از کاملاً سوخته بود. دست راست از کار افتاده بود و ورم کرده بود. استخوان های کتف و به راحتی دیده می شد. 37 واحد خون و فراورده های خونی به آقا زدند. این همه خون، واکنش های انعقادی را مختل کرد. دو سه بار نبض افتاد. چند بار مجبور شدند پانسمان را باز کنند و دوباره رگ ها را مسدود کنند. کیسه ها ی خون را از هر دو دست و هر دو پا به بدن تزریق می د، اما باز هم خون ریزی ادامه داشت.

یک دفعه یکی از ها دست از کار کشید. دستکشش را درآورد و گفت: «دیگر تمام شد.» بی راه نمی گفت؛ فشار تقریباً صفر بود. یکی دیگر از ها به او تشر زد که چرا کشیدی کنار؟

فشار کم کم بالا آمد و دوباره شروع د.

منافی، همان طور که می آمد بیمارستان بهارلو، تلفن زده بود که سهراب شیبانی، جراح عروق و ایرج فاضل هم بیایند. آقای بهشتی هم زرگر را خبر کرده بود.

محجوبی که حال و روز زرگر را دید، گفت: «نگران نباش، من خون ریزی را بند آورده ام.»

عمل تا آ شب طول کشید، اما دیگر نمی شد درمان را آن جا ادامه داد. کنترل امنیتی بیمارستان بهارلو مشکل بود. تنها بیمارستانی هم که می شد بعد از عمل مراقبت های لازم را به عمل آورد، بیمارستان قلب بود. آن موقع رئیس بیمارستان قلب میلانی نیا بود. چند ماه بعد، نام همین بیمارستان را گذاشتند «بیمارستان قلب شهید رجایی».

هلی کوپتر خبر د. نمی توانستند بیمار را از میان ازدحام مردم نگران بیرون ببرند. محافظ پشت بی سیم گفته بود که قلب ایشان صدمه دیده؛ رادیو هم همین را اعلام کرده بود. مردم نگران بودند که نکند قلب ایشان از کار افتاده باشد، آمده بودند و می گفتند «قلب ما را بردارید و به ایشان بدهید.»

با هزار ترفند، هلی کوپتر را وسط میدان بیمارستان نشاندند. تا برسند به بیمارستان قلب، خط مونیتور وضعیت نبض، دو بار ممتد شد.

ها می گفتند آقا چند مرتبه تا مرز شهادت رفته و برگشته. یک بار همان انفجار بمب بود، یک بار خون ریزی بسیار وسیع و غیر قابل کنترل بود، یک بار هم جمع شدن پروتئین ها در ریه و ح خفگی. همه ی این ها گذشت، اما بیمار تب و لرز شدیدی داشت. چند پتو می انداختند روی آقا. گاهی حتی ها بغلشان می د تا لرز را کمتر کنند. معلوم نبود منشأ این تب ها کجاست؟ ضایعه ی کوچکی هم در ریه دیده بودند.

آقا لوله ی تنفس داشتند و نمی توانستند حرف بزنند. خودشان کاملاً حس کرده بودند که دست راستشان کار نمی کند. اولین چیزی که با دست چپ نوشتند، دوتا سؤال بود؛ «همراهان من چطورند؟» «مغز و زبان من کار خواهد کرد یا نه؟»

باقی روی سطحی از پوست بدن کار می کرد که برای ترمیم و پیوند به قسمت های آسیب دیده برداشته بودند. زخم ها زیاد بودند. درد زخم ها خیلی زیاد بود، اما ها می گفتند تحمل آقا زیادتر است. می گفتند «اصلاً مسکّن ها به حساب نمی آیند.»

بحث ها این بود که بالا ه تکلیف این دست چه می شود؟ ش تگیش رو به بهبود بود، ولی هیچ علامت حرکتی نداشت. چند نفر از جراحان و ارتوپدها بحث می د که دست قطع شود یا بماند.

***

مرتب پیغام می دادند و از اطرافیان می پرسیدند که: «آقاسیدعلی چطورند؟» پیامشان ساعت دو بعد از ظهر پخش شد. میلانی نیا رادیورا گذاشت بیخ گوش آقا. آن موقع ایشان به هوش بودند؛ روح تازه ای انگار در وجودشان دمید، جان گرفتند.

حالشان بهتر بود، اما هنوز قضیه ی هفتاد و دو تن را نمی دانستند. از تلویزیون آمدند که گزارش تهیه کنند. یک ساعتی معطل شدند تا آقا به هوش آمد. پرسیدند ح ان چطور است؟ گفتند: «من بحمدالله حالم خیلی خوب است» و شعر رضوانی را خطاب به خواندند:

«بش ت اگر دل من به فدای چشم مستت

سر خُمِّ می سلامت شکند اگر سبویی»

آقای هاشمی می گفت «اگر یک روز از حال آقا باخبر نباشم، احساس می کنم چیزی کم دارم.» برای همین مرتب از ایشان احوال پرسی می کرد. حاج احمدآقا هم همین طور؛ مرتب احوال می پرسیدند و روزانه به حضرت خبر می دادند.

کم کم به اطرافیان فشار می آوردند که: «آقاجان من باید از وضع کشور اطلاع پیدا کنم. شما هم رادیو را از من گرفته اید، هم تلویزیون را.» ها بهانه می آوردند که امواج رادیویی، دستگاه های درمانی ما را به هم می ریزد و عملکردشان را مختل می کند!

خیلی از چهره های انقلاب برای عیادت می آمدند، اما آقا مرتب از شهید بهشتی می پرسیدند: «چرا همه می آیند، اما ایشان نمی آید؟» شک کرده بودند که یک خبرهایی هست. دور و بری ها هم مانده بودند که چطور به ایشان بگویند. منافی گفت بهترین راه این است که بگوییم حاج احمدآقا و آقایان رجایی و باهنر و هاشمی رفسنجانی بیایند و کم کم ایشان را مطلع کنند. جمع شدند، اما باز هم نتوانستند بگویند. گفتند فقط یکی دو نفر شهید شده اند.

آقا از جمع آن شهیدها به دو نفر خیلی علاقه داشت؛ بهشتی و محمد منتظری. اولین ی هم که به بیمارستان بهارلو آمده بود، محمد منتظری بود. آقا اول پرسیدند آقای بهشتی چطورند؟ گفتند یک مقدار پاهایش مجروح شده است. آقایان که رفتند، ایشان رو د به میلانی نیا و پرسیدند شما از حال ایشان خبر داری؟ گفت: «بله، از وضعشان باخبرم.» پرسیدند: «مراقبت جدی از حال ایشان می شود؟ آن جا هم سر می زنید؟» بعد هم را سؤال پیچ د. میلانی نیا با بغض از اتاق زد بیرون. دوباره که آمد، آقا را دید که بچه های همراه را جمع کرده اند و ازشان بازجویی می کنند. دست و رویش را شسته بود. نشست و یکی یکی اسم همه ی ی حزب را به آقا گفت.

***

شیرینی عیدی گرو فرقان، به کام مردم نشست. هر وقت که در حزب جلسه بود، آقا آ ین نفری بود که از حزب می آمد بیرون.

منبع : پایگاه ی

لعنت بر منافین مزدور

ماجرای ترور آیت الله از زبان همسرش +پیام

ما بی شناسنامه نیستیم... وصیت نامه شهید بهشتی

درخواست حذف این مطلب

http://www.fardanews.com/files/fa/news/1391/1/12/89630_479.jpg

وصیت نامه شهید بهشتی


اینجانب محمد حسینی بهشتی، دارنده شناسنامه شماره ۱۳۷۰۷ از اصفهان وصیت می کنم به همسرم و فرزندانم و سایر بستگانم که در زندگی بیش از هر چیز به فروغ الهی که در دل انسانهاست اهمیت دهند و با ایمان به خدای یکتای علیم، قدیر، سمیع، بصیر، رحمان و رحیم و ان بزرگوارش و پیروی از خاتم ان و کتابش قرآن و از ائمه معصومین سلام ا… علیهم اجمعین و اهتمام به ذکر و یاد خدای و با حضور قلب، روزه، عبادات دیگر و انفاق و ایثار و صدق و جهاد بی امان در این راه و حضور پیگیر در جماعت و انس بامردم راه سعادت را به روی خود باز گردانند. و وصیت می کنم که پس از ارتحال من بسوی خدا یک سوم از خانه مس ی ام در تهران، قل ، خیابان تورج، کوچه منطقی ۸ و ۹ و اثاث خانه متعلق به همسرم خانم عزت الشریفه مدرس مطلق است و از خدای متعال برای او و فرزندانم سعادت در راه خدا زیستن را خواستارم.
۲۷ رجب ۱۴۰۰ هجری محمد حسینی بهشتی


ما بی شناسنامه نیستیم، ما از مردم جدا نمی باشیم، محل مهر جیره بندی قند و شکر، مهر شرکت در انتخابات ریاست جمهوری.
ما بی شناسنامه نیستیم، اولاد زجر کشیده آل عبا، فرزندان زندان های بی نام و نشان و حبس ها و دخمه های فراموش، ما بی شناسنامه نیستیم ،اهل قنوتیم، ن دهستان نیایش و بچه جنوب عشقیم، کبوتران قباپوشی که بال در خون شهیدان کربلا نهاده ایم و عمری بر شاخه ها مرثیه خوان ذبح بنی آدم ، ما از امتزاج دو ایمان بدوی روستائی از تصادم دو عدم ساده بوجود آمده ایم، با هیچ هیچ فرقی نداریم و مان را اول وقت می خوانیم.
ما محصول آن لحظاتی هستیم که خسته از بیل و رنجور از داس خیمه دعائی برافراشته اند، ما ساده نشینان کاخ ویرانه فقر و فنائیم. پنجره هائی که روبسوی افق سبز توکل باز می شوند، ما مثل کت در هر گوشه خاک و در هر لحظه از روزگار باز می شویم و دیگران را از خود باخبر می کنیم.
ما مثل وضو ساده و پاکیم، عین افطار بی آلایش و معصومیم، ما را می شود در هر گوشه مسجد پیدا کرد. در هر جستجو نمود، با هر دردی دریافت، ما مثل تلاوت غمگینیم، مثل تکبیر ح خنجر داریم، و دوستان ما شیران روز و پارسایان شبند، از نوح به بعد تا کربلا و هویزه وتا هویزه حضور داریم، پشت هر سنگی روییده ایم، با هر بوته ای رسیده ایم، بر هر شاخی بر داده ایم، ما در این آب و خاک سبز می شویم ما بی شناسنامه نیستیم.

استیضاح تا ۱۵ روز دیگر کلید می خورد

درخواست حذف این مطلب

خجسته

استیضاح تا ۱۵ روز دیگر کلید می خورد

مردم همدان گفت: ما ۱۰ تا ۱۵ روز به ت فرصت می دهیم تا برنامه های خود را برای مقابله با توطئه های دشمن در جنگ اقتصادی را به مجلس ارائه کند و اگر نتواند ما در مجلس استیضاح وزرای اقتصادی ت و موضوع عدم کفایت رئیس جمهور را در مجلس کلید خواهیم زد.

به گزارش« »، خجسته مردم همدان در مجلس شورای ی گفت: صحبت های آقای جهانگیری درمورد مسائل اقتصادی امروز پایه و اساسی ندارد و حرف هایی که می زند این نکته را به ذهن متبادر می کند که گویا اطلاعی از وضعیت موجود اقتصادی کشور ندارد.

وی افزود: ما امروز در شرایط جنگ اقتصادی به سر می بریم و فرمانده جنگ اقتصادی امروز ما آقای جهانگیری و دوستانشان هستند و این فرماندهان جنگ اقتصادی هیچ برنامه ای را برای مقابله با این جنگ ارائه نکرده است و ما را در مجلس ناامید کرد.

رئیس فرا یون مبارزه با مفاسد اقتصادی مجلس اظهار داشت: اگر این آقایان عملیاتی در جنگ اقتصادی داشتند دشمن نفوذ نمی کرد، امروز دلار در کشور ما از ۳۵۰۰ تومان به ۶ هزار تومان رفت و بعد از صحبت های آقای جهانگیری در مجلس به ۹ هزار تومان رسید، این چه عملیات جنگ اقتصادی است که فرمانده جنگ اقتصادی انجام می دهد آن هم در برابر یی که وزارتخانه خود را با ۵۰۰ نفر از نیروهای نخبه و اثرگذار بسیج کرده، متاسفانه ستاد فرماندهی جنگ اقتصادی ما برنامه ای برای این جنگ ندارد و خدا کند چیزی غیر از این باشد و این دوستان برنامه ای داشته باشند و ما ندیده باشیم.

خجسته خاطرنشان کرد: آیا نتیجه عملیات ستاد فرماندهی جنگ اقتصادی این است که دلار به ۹ هزار تومان و یورو به ۱۱ هزار تومان و سکه به حدود ۳ میلیون تومان برسد این وضعیت جای تعجب دارد. این چه وضع کنترل جبهه جنگ اقتصادی است که قیمت ارز خارجی ۵ دقیقه به ۵ دقیقه افزایش پیدا می کند.

وی افزود: در حوزه فرماندهی جنگ اقتصادی ما هیچ برنامه ای برای مقابله با ارائه نشده و کار به گونه ای نباشد که ما با فرصت سوزی کاری کنیم که دستمان مقابل دشمن خالی بماند.

رئیس فرا یون مبارزه با مفاسد اقتصادی مجلس اظهار داشت: ما در بحث واردات کالا نیز شاهد ثبت سفارش های صوری هستیم و وارداتی انجام نمی شود و در مقابل ارز مبادله ای برای کالای وارد نشده را دریافت می کنند و بالغ بر ۲۵ میلیارد دلار بابت این ثبت سفارش های صوری از سوی برخی اشخاص دریافت شده است.

خجسته خاطرنشان کرد: ما ۱۰ تا ۱۵ روز به ت فرصت می دهیم تا برنامه های خود را برای مقابله با توطئه های دشمن در جنگ اقتصادی را به مجلس ارائه کند و اگر نتواند ما در مجلس استیضاح وزرای اقتصادی ت و موضوع عدم کفایت رئیس جمهور را در مجلس کلید خواهیم زد و صد البته این استیضاح و عدم کفایت نه با اه بلکه به خاطر ناتوانی در حوزه اقتصادی است، این خواسته مردم است و ما از آن یک درصد هم عقب نشینی نخواهیم کرد.

وی افزود: در این وضعیت جنگ اقتصادی شاهد حضور آقای رئیس جمهور در توچال هستیم ، ما در جنگ اقتصادی به سر می بریم، جنگ تفریحی که نداریم.

رئیس فرا یون مبارزه با مفاسد اقتصادی مجلس اظهار داشت: قطعا دست هایی در کار است که با برخی اقدامات بخواهند نظام و ولایت را به ناکارآمدی برسانند. آقای جهانگیری نه نظام ناکارآمد است و نه ولایت و نه نیروهای انقل ، اگر ستاد فرماندهی جنگ اقتصادی ناکارآمد است به ما گزارش دهید ما از ستاد جنگ اقتصادی کارآمدی ندیده ایم.

خجسته در پایان خاطرنشان کرد: مستنداتی به ما رسیده که برخی از کالاهای غیرضروری و ممنوعه با ارز مبادله ای وارد کشور می شوند که این خود یک جنگ اقتصادی بر علیه مردم است. وقتی که خاک زیر پای گربه و غذای سگ و لوازم آرایشی را را با ارز مبادله ای وارد کشور می کنند نمی توان آن را یک جنگ اقتصادی بر علیه کشور دانست.

سایت به نقل از خبرگزاری فارس

۵ تیر ۱۳۹۷

جوانان را از شر کنکور نجات دهید

درخواست حذف این مطلب
https://www.chaabok.com/wp-content/uploads/2017/08/730237_338.jpg

انتقاد مخبر دزفولی از معضل کنکور/ شر کنکور باید کم شود

به گزارش خبرنگار مهر، محمدرضا مخبر دزفولی به مناسبت سی و سومین سالگرد تاسیس شورای عالی انقلاب فرهنگی در نشست خبری که صبح امروز برگزار شد، با اشاره به برگزاری کنکور گفت: کنکور در حال حاضر یک معضل است و باعث می شود استعدادها و توانایی های دانش آموزان سرکوب شود.

** جوانان را از شر کنکور نجات دهید
دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی در پاسخ به خبرنگاری درباره مصوبات این شورا پیرامون موضوع کنکور گفت: عوامل گوناگونی در حذف کنکور مداخله می کنند، البته قوانینی در مجلس شورای ی به تصویب رسیده ولی گاهی دستگاه های اجرایی توجه به قوانین نمی کنند ولی واقعیت این است که ما باید به سمت حذف کنکور برویم و راهی جز حذف نداریم.
وی دلایلی را برای حذف کنکور برشمرد و گفت: کنکور ذهن فرزندان ما را از اینکه خلاقیت ها و توانمندی های خود را بروز دهند جلوگیری می کند چون با این روند تست زنی و تفکر اینکه فقط برای کنکور برنامه ریزی کنیم یک آفت جدی در آموزش و پرورش است.
مخبر افزود: از طرف دیگر معلوم نیست بهترین ها را با تست زدن چند ساعته بتوانیم برای انتخاب کنیم چون دانش آموزان با استرس در آزمون شرکت می کنند در حالی که دانش آموزان در دوره زمانی چند ساله می توانند ارزی شوند.
وی مشکلات کنکور را نه فقط مربوط به دانش آموزان که به چند میلیون خانواده دانست و گفت: مردم را نگران می کنیم و هزینه های بسیاری را به خانواده ها تحمیل می کنیم در حالی که بسیاری از خانواده ها توان پرداخت پول های گزاف برای آموزش های گوناگون کنکور را ندارند.
مخبر دزفولی همچنین گفت: ما باید روش های گوناگون دیگر را جایگزین سنجش دانش دانش آموزان و استعدادهای آنها کنیم که از سال 92 قرار بوده به تدریج و سال به سال سهم معدل و ظرفیت های دوره تحصیلی از 15 درصد به 80 یا 85 درصد برسد در حالی که الان این گونه نیست و بیش از 90 درصد از ارزی با همان تست چند ساعته کنکور است.
وی افزود: بنابراین به دنبال آن هستیم که رویکرد خود را درباره کنکور عوض کنیم و من چند سال است که مطرح می کنم افرادی وارد این قضیه شوند و جوانان ما را از این آفتی که گریبانگیر نظام آموزش و پرورش و نظام آموزش عالی شده نجات دهند.
قانون حذف کنکور در آبان ماه 1386 به تصویب مجلس شورای ی رسید و قرار شد سوابق تحصیلی دانش آموزان، جایگزین آن شود ولی تاکنون این اقدام عملیاتی نشده و در سالهای 91 و 95 نیز اصلاحیه هایی از طرف مجلس برای این قانون درنظر گرفته شد.

وی ادامه داد: دانش آموزان از زمانی که در مقطع دبیرستان هستند به جای اینکه فکر کنند و درس را یاد بگیرند بیشتر به فکر کنکور هستند و همین کنکور باعث عدم اجرایی شدن سند تحول آموزش و پرورش شده است. شجاع مردی می خواهد که شر کنکور را از سر نظام آموزش عالی کشور کم کند البته تا جایگزینی برای کنکور نباشد نمی توان آن را حذف کرد.

دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی ادامه داد: آموزش و پرورش طرحی را در دست دارد که البته آن طرح را هنوز به شورای عالی انقلاب فرهنگی ارائه نداده است اما در این طرح آمده دانش آموزان را بر اساس نحوه درس خواندن آنها در طول سال ارزی کنند و آن مبنای ورود آنها به باشد و سنجش و پذیرش نیز با توجه به توانمندی دانش آموزان توسط ها انجام شود.

راه حل نجات آموزش عالی ما حذف کنکور است

دزفولی تاکید کرد: راه حل نجات آموزش عالی ما حذف کنکور است اما اینکه شیوه حذف به چه صورت باشد هنوز به نتیجه ای منسجم و قابل ارائه نرسیده ایم.

وی ادامه داد: ۳۰ درصد دانش آموزان علوم تجربی بوده و درست همین مقدار فنی و حرفه ای و کار و دانش هستند و این نشان می دهد اقبال به کار مهارتی بین دانش آموزان وجود دارد و اگر ما کاری کنیم و جریان کنکور را تقلیل دهیم و روش دیگری را جایگزین کنیم مشاهده می کنیم دانش آموزان ما به سمت کار و دانش و فنی حرفه ای سوق پیدا می کنند.

عدم ارائه موضوع بین رشته ای های وزارتین به شورای عالی انقلاب فرهنگی

وی در مورد رشته های مشترک وزارت بهداشت و وزارت علوم و اینکه قرار بود کمیته ای در شورای عالی انقلاب فرهنگی در این خصوص تشکیل شود و وضعیت رشته های مشترک این دو وزارتخانه را مشخص کند، گفت: هنوز این مساله به صحن شورا توسط دو وزارتخانه ارائه نشده تا کمیته تشکیل شود. اگر پیشنهاد شود شورا در این زمینه ورود پیدا می کند ولی هنوز کمیته ای تشکیل نشده است.

تعیین تکلیف سهمیه های کنکور در چند ماه آینده

دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی در مورد تشکیل کمیته ساماندهی سهمیه های کنکور نیز گفت: این کمیته تشکیل شده ولی نتایج آن تا چند ماه آینده اعلام می شود.

وی در مورد رشته های علوم انسانی گفت: بیش از ۳۰۰ الی ۴۰۰ عضو هیات علمی ها در خصوص رشته های علوم انسانی با شورای تحول و ارتقای علوم انسانی مشغول کار هستند و انی که در این زمینه پیشنهاد و یا نقدی دارند می توانند به شورا ارائه دهند.

مخبر دزفولی درباره اینکه گزارش هایی در خصوص اجرای بخش هایی از سند ۲۰۳۰ وجود دارد گفت: گزارشی در این خصوص ندارم اگر منظور شما اجرای سند ۲۰۳۰ در بخش آموزشی است چنین چیزی اصلا وجود ندارد. سند ۲۰۳۰ توسط شورای عالی انقلاب فرهنگی و خود رئیس جمهور لغو شد و معنا ندارد که اجرا شود. اگر گزارشی هم باشد ما مانع آن می شویم و البته گزارشی هم نداریم.

وی تاکید کرد: آموزش و پرورش قرار است که سند تحول آموزش و پرورش را اجرایی کند و نقشه اجرایی آن را به شورا گزارش دهد.

منافع عده ای نمی گذارد که کنکور حذف شود !

درخواست حذف این مطلب

http://media.isna.ir/content/erfan-15-8.jpg/4

فرهاد ، رئیس آزاد ی از وجود مافیا در کنکور خبر داد و از چرایی حذف کنکور گفت.

به گزارش خبرگزاری آنا ؛ رئیس آزاد ی دراین باره گفت: «یک لولا میان نظام پرورشی و آموزش عالی کشور وجود دارد که بر این اساس هشت هزار میلیارد تومان گردش مالی کنکور است، یعنی کلاس های کنکور و برگزاری آزمون و مسائل این چنینی دارای هشت هزار میلیارد تومان گردش مالی است که افرادی اجازه نمی دهند کنکور حذف شود.»

او از پیشنهاد آزاد ی در بحث کنکور صحبت به میان آورد و تصریح کرد: «یکی از پیشنهادهای آزاد ی این است که به جای برگزاری یک کنکور در سال و وارد استرس به خانواده ها چندبار در سال امتحان بگیریم و بالاترین نمره فرد ملاک پذیرش باشد؛ اما چرا این اتفاق نمی افتد؟»

اصل خبر

دعا برای دریافت طلب ، برگشت قرض و امانتی

درخواست حذف این مطلب

http://citar.ir/wp-content/uploads/2017/09/%da%af%d8%b1%d9%81%d8%aa%d9%86-%d8%b7%d9%84%d8%a8-%d9%88-%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%d8%aa-%d8%ae%d9%88%d8%af-%d9%88-%d9%85%d9%88%d9%81%d9%82%db%8c%d8%aa-%d8%af%d8%b1-%da%a9%d8%a7%d8%b1.jpg

1) برای ادای قرض و گرفتن طلب ها و ثروت

از حسین بن خالد : در بغداد سیصد هزار درم بد ار شدم و چهار صد هزار درم طلبکار بودم‏. طلبکاران فرصت نمیدادند که طلبم را بازستانم و بایشان دهم، وقت حج رسید، پنهانى از بغداد خارج شدم تا بخدمت موسى بن جعفر (ع) برسم، ولى نتوانستم، شرح حالم را براى حضرت نوشتم، (ع) در پشت نامه ام جواب نوشت پس از هر سه بار بگو:

اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ یَا لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ بِحَقِّ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ أَنْ تَرْحَمَنِی بِلَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ یَا لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ بِحَقِّ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ أَنْ تَرْضِیَ عَنِّی بِلَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ یَا لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ بِحَقِّ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ أَنْ تَغْفِرَ لِی بِلَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ

(خداوندا اى آنکه جز تو خدائى نیست بحق آنکه جز تو خدائى نیست مسألت دارم که بحق لا إِلهَ إِلَّا أَنْتَ، بر من رحمت آر، و اى خدائى که جز تو خدائى نیست بحق آنکه جز تو خدائى نیست به برکت آنکه جز تو خدائى نیست از من‏ خشنود و راضى شو .... مرا ببخش‏...)

بدرستیکه حاجت تو برآورده خواهد شد

حسین بن خالد می گوید : بر این دعا مداومت و چهار ماه نشد که طلبم را وصول و بدهیم را اداء کرده و صد هزار درهم برایم ماند.

منبع : مکارم الاخلاق صفحه ۳۴۷

مکارم الأخلاق / ترجمه میرباقرى، ج‏2، ص: 175

یادداشت مرتبط:

نویسنده سالها قبل قرضی به یک همکار برای یک ماه داد. آن همکار اما ی ال بود که نمی اورد. روزی بعد از جماعت ظهر و عصر به کتابخانه محل کارم امدم و کتاب ناسخ واریخ را برداشتم باز این حدیث را دیدم ... تازه عصر را خوانده بودم گفتم وقتشه .. دعا را خواندم قبل از پایان وقت اداری دوستم قرض ی اله را پس آورد.

2) وصول اموال و قرض هایی که به دیگران دادی:

ولید بن صبیح می گوید به صادق علیه السلام شکایت از قرض هایی که به دیگران دادم یا نتوانسته اند یا نخواستند بدهند چه کنم پولهایم وصول شود . حضرت فرمود : این دعا را بخوان به خواسته ات خواهی رسید


اللَّهُمَّ هَبْ لِی لَحْظَةً مِنْ لَحَظَاتِکَ تُیَسِّرُ عَلَى‏ غُرَمَائِی‏ بِهَا الْقَضَاءَ وَ تُیَسِّرُ لِی بِهَا مِنْهُمُ الِاقْتِضَاءَ إِنَّکَ عَلى‏ کُلِّ شَیْ‏ءٍ قَدِیرٌ وَ صَلَّى اللَّهُ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ

منبع : مصباح کفعمی ص 176 - کافی ج 2 ص 555

3) وصول طلب

برای وصول طلبی که توانایی باز پس گرفتن آن نیست 108 مرتبه ذکر « یا حق » خوانده شود (تاثیر این ذکر تا آنجاست که حتی بد ار به دنبال طلبکار خود خواهد آمد.)

4) اگر به ی چیزی امانت دادید و حاضر به پس دادن آن نبود این دستور را به کار گیرید که مجرب است. دستور این است :

200 مرتبه بعد از هر به نیت ارجاع امانتی توسط شخص بگویید :

یا قاهِرُ ذو الْبَطْشِ الشَّدید اَنتَ الَّذی لایُطاقُ انْتِقامَه

همینطور ادامه دهید می بیند طولی نمی کشد که شخص امانتی را به شما پس خواهد داد. انشاءالله

با اعتقاد بخون عزیزم.ایشالا مشکلت حل میشه

اسْتَغْفِرُاللَّهَ الَّذى لا اِلهَ اِلاّ هُوَ الْحَىُّ الْقَیُّومُ الرَّحْمنُ الرَّحیمُ بَدیعُ السَّمواتِ وَالأرْضِ مِنْ جَمیعِ ظُلْمى وَ جُرْمى وَ اِسْرافى عَلى نَفْسى وَ اَتُوبُ اِلَیْهِ

ادا قرض و رفع ستم
مردى خدمت به خدمت حضرت صادق آل محمد (صلی الله علیه و آله ) شرفیاب شد و از قرض و ستم سلطان به آن حضرت شکایت کرد و گفت :

اِى آقاى من ، اطرافم را قرض احاطه کرده و سلطانى هم هست که به من ظلم مى کند، اگر دعایى دارید به من بیآموزید تا به وسیله آن دعا، غنیمتى ، گنجى ، زیرخاکى ، چیزى پیدا کنم و قرضهایم را اداء کنم و ستم سلطان را هم با آن باز دارم ؟!

حضرت فرمود:

وقتى که شب شد، دو رکعت بخوان ، که در رکعت اول آن بعد از حمد ((آیة الکرسى )) باشد.

و در رکعت دوم : بعد از حمد، آ سوره را بخوان لَوْ اَنْزَلْنا هذَا الْقُرآنَ عَلى جَبَلٍ...)را تا آ سوره بجا آور.

منبع: چند ختم از کتاب آیت الکرسی طلسم عظیم القدر - حاج نصر بروجردی

رای مجلس به عدم کفایت رئیس جمهور

درخواست حذف این مطلب
related image
به مناسبت سالگرد روزهای پایانی داد و هفته اول تیر 60

14 دلیل عدم کفایت بنی صدر در بیان آیت الله

روزهای پایانی داد و هفته اول تیر هر سال یادآور رویدادی مهم در تاریخ انقلاب ی است، در چنین روزهایی بود که عدم کفایت اولین رئیس جمهور ایران ی توسط مجلس شورای ی تصویب و بنی صدر را از این مقام برکنار د.
بی شک برکناری بنی صدر از ریاست جمهوری و حوادث خونبار بعدی از شورش مسلحانه منافقین گرفته تا به شهادت رسیدن آیت الله بهشتی و نیز ترور نافرجام حضرت آیت الله العظمی تهران و وقت مجلس شورای ی از مهم ترین رویدادهای تاریخ انقلاب در طول نزدیک به چهار دهه گذشته است.
معظم انقلاب که در آن برهه مجلس شورای ی بودند یک هفته قبل از ترور در مسجد ابوذر تهران، سخنانی تاریخی در اثبات عدم کفایت ابوالحسن بنی صدر ایراد د که بازخوانی این سخنان امروز و با گذشت 35 سال خالی از لطف نیست.
آیت الله در جلسه 30 داد 1360 مجلس و در یک سخنرانی تاریخی 14 دلیل عدم کفایت ابوالحسن بنی صدر رئیس جمهور وقت را بر می شمرند که بازخوانی این 14 دلیل تاریخ گویای سال های اول پس از انقلاب می تواند محسوب شود.
دلایل عدم صلاحیت بنی صدر برای ریاست جمهوری
آیت الله در ابتدای سخنان خود خطاب به نمایندگان و در یک کلام به کل ملت ایران اظهار داشتند: در حضور شما و همه انی که این سخن را خواهند شنید اعلام می کنم که این جانب آقای بنی صدر رئیس جمهور را دارای کفایت برای پست خطیر ریاست جمهوری نمی دانم.


کفایت یعنی…
آیت الله تاکید د: کفایت یعنی اینکه شخص برای اداره مسئولیتی که به عهده او واگذار شده کافی و صالح باشد. فقدان کفایت در هنگامی است که وی آن شرایطی را که برای انجام این مسئولیت در قانون اساسی معین شده فاقد باشد و کمبود یا عیبی داشته باشد که با آن صفات مقرره منافی است. اصل ۱۱۵ قانون اساسی صفات لازم برای ریاست جمهوری را از جمله امانت و تقوی، اعتقاد به مبانی ایران، مدیر و مدبر بودن می داند هر کدام از صفات بالا که در شخصی نباشد وی برای احراز این مقام فاقد کفایت و صلاحیت است با این زمینه اکنون می توان به بررسی وضع آقای بنی صدر در رابطه با مقام ریاست جمهوری پرداخت.
ایشان ادامه دادند: این یک خصومت شخصی یا جریان حزبی نیست یک تکلیف شرعی و مسئولیت الهی و پاسخ به یک خواست مردمی وعمومی است. اگر نگرانی حفظ انقلاب و و وم ادای مسئولیت در قبال مردم نبود و ما حاضر می شدیم آقای بنی صدر را با همه عیوب و اشکالات تحمل کنیم و از مسئولیت الهی نمی شیدیم یقینا نه آقای بنی صدر و شاید نه همین برادران ما را به انحصارطلبی و قدرت گرایی و امثال این تهمت های و تکراری متهم نمی د.


دلیل حضور مردم در خیابان ها
آیت الله به سخنان چند مخالف در جلسه 29 داد 1360 اشاره کرده و اظهار داشتند: برادران مخالف با اشاره به حضور مردم در خیابان ها و تشویق آقای رجائی که از آنان به نام حزب الله نام می برد این کار را خلاف مصلحت و روشی غیرمنطقی دانسته اظهار داشته اند که با تهییج مردم هیچ مسئله ای حل نمی شود. این برادران گویا فراموش کرده اند که مردم را آقای رجائی به خیابان ها نکشانید این حضور کوبنده و قاطع مردم فقط و فقط هنر شور و انگیزه ایمانی خود آنان و صدای رسا و همیشه نافذ امت بود و همیشه چنین بوده است در گذشته هم هیچ عامل دیگری نمی توانست مردم را به حضور در صحنه وادار کند نه فقط امروز در گذشته هم شما نه این حرکت را به درستی می شناختید و نه بر آن توانائی داشتید و فرق میان بر حق این امت با مدعیان مبارزه از جمله در همین است او به مردم تکیه می کند از آنها مسئولیت می خواهد به آنها اعتماد می کند برای آنها ارزش قائل می شود و مدعیان سیاست از این همه غافل و از خیرات آن محرومند.
آیت الله به حمایت های خود از بنی صدر در طول ریاست جمهوری او اشاره و ادامه دادند: این جانب در بارها و بارها از او حمایت و مردم را به حمایت از او دعوت و علی رغم آن همه فشار تبلیغاتی او نسبت به جریان خط ع العمل نشان ندادم اما جان کلام این جا است که وقتی وجود او با استفاده از انواع روش های ت یبی برای همین جمهوری به صورت آفتی بی علاج درمی آید و او در مقام ریاست جمهوری بزرگ ترین مدعی و تحقیرکننده آن به بلندگوی مخالفان آن می شود آیا باز هم حمایت از او به معنای حمایت از است؟
ایشان افزودند: نه برادر منصفانه قضاوت کنید هیچ حمایتی از بنی صدر ارزش واقعی و عملی حمایت را از او نداشت. اما دیدید که هنگامی که پس از یک سال صبر و سکوت دردآلود مشاهده د که همچنان خط نفاق و ارتداد و کفر و استکبار سنگر مستحکمی در وجود آقای بنی صدر یافته است حمایت خود را از او سلب د واین را برای خود تکلیف دانستند شما به حمایت تا اسفند ۵۹ تکیه می کنید چرا به سلب حمایت در داد ۶۰ تکیه نمی کنید؟


دلایل بی کفایتی بنی صدر؛

۱– عدم احترام به نهادهای قانونی
آیت الله در ادامه دلایل بی کفایتی بنی صدر را در موارد زیر خلاصه د ؛
رئیس جمهور صلاحیت وکفایت خود را بایددر احترام به نهادهای قانونی ثابت کند چرا که مشروعیت او مبتنی بر حرمت قانون اساسی است که آن نهادها بخشی از تحقق خارجی آن را تشکیل می دهند. آقای بنی صدر بارها به نهادهای قانونی بی حرمتی روا داشته و به این طریق پایه مشروعیت خود را سست کرده است.
۲- رعایت ن حرمت جمهوری و رئیس جمهور
رئیس جمهور بالاترین مقامی است که حفظ حرمت نظام جمهوری از او انتظار می رود تحقیر جمهوری تحقیر رئیس جمهوری است. آقای بنی صدر در یک جمله کوتاه و نهاد ریاست جمهوری را تحقیر میکند «این جمهوری، جمهوری ای نیست که من ف کنم رئیس آن باشم.»
۳- استفاده از هر ابزاری در مقابله با مخالفان
آقای بنی صدر در مقابله با انی که وی آنها را دشمن خود فرض می کرد از هیچ اقدامی اباء نکرد و حتی از اینکه رویه های ت یبش اساس واستقلال کشور را خدشه دار کند پروائی نورزید. شاید امروز بالا ه وقت آن رسیده باشد که بپرسیم ماجرای بحران عمومی که یکی از نزدیکان و مشاوران وی درمناظره کذایی تلویزیونی مطرح کرد واقعا چه بود؟ سندهای افشاگرانه ای در این زمینه در دست است براساس صورت یکی از جلسات جمع مشاوران وهمکاران نزدیک ایشان یکی از نقشه های آنان این بوده است که پس از روی کار آمدن تی که مجلس به آن متمایل است اما آقای بنی صدر اورا نمی پسندد و با کارشکنی ها و مخالف خوانی ها جلو موفقیت او را بگیرند تا بی آبرو و ت شود و با یک جدال کارها را خود قبضه کنند. رفتار شخص آقای بنی صدر و دوستانش در مقابله با ت آقای رجایی قدم به قدم نشان دهنده همین طرح است تقوای و تعهد ی که شرط اصلی ریاست جمهوری است چنین روشی را تقبیح می کند وهرگز با آن نمی سازد.
۴- سیاست گرایی به جای حقیقت گرایی
در انقلاب ما و نیز در جمهوری ما که ثمره آن بود ویژگی بارز و چشمگیری که می توانست آن را از همه تجربه های مشابه ممتاز کند حقیقت گرایی به جای سیاست گرایی بود. همه چیز در روش و رفتار وخطوط سیاست داخلی وخارجی ما از چنین روشی خبر می داد. آقای بنی صدر در مقام ریاست جمهوری این روش را نقض کرد و سیاست بازی را جانشین حقیقت گرائی کرد.
۵- صادق و راستگو نبودن
یکی از اصول اخلاقی ومصداق بارز تقوی وامانت که جزو صلاحیت ها وشرائط رئیس جمهور در قانون اساسی به شمار آمده صداقت و راست گویی است. آقای بنی صدر این شرایط را نقض کرده واساس کار خود را بر عدم صداقت در اظهار و در عمل نهاده است.
۶- بی قدر و منزلت و امت
بی شک چهره منور و شخصیت والای معنوی و و هوشمندی و قاطعیت سنگین ترین وزنه انقلاب و جمهوری ما است. حضور مردم در صحنه وزنه عظیم دیگری است که دشمن را مایوس می کند و نظام صحنه اقدام و مجاهدت وامت است هم اکنون آیا کوشش عمدی یا سهوی در بی قدر و منزلت این عظمت ها به چه تعبیر می شود؟ خیانت یا عدم کفایت؟
۷- رعایت ن حیثیت جمهوری در خارج از کشور
رئیس جمهور باید حیثیت جمهوری را در خارج از کشور حفظ کند. تخلف از این کار اگر خیانت نباشد قطعا بی کفایتی واخلاقی و خیلی بی کفایتی های دیگر است در طول ۹ ماه گذشته یعنی از اوایل تشکیل ت جدید و حتی پیش از آن بزرگترین بلندگوی تبلیغاتی علیه نظام آقای بنی صدر بود و شگفتا که با اصرار در مطبوعات خارج نیز درج و منتشر می گردید.
۸- مشاوران بدنام و مشکوک
کمترین حد کفایت آن است که محدوده مشاوران نزدیک و همکاران و یاران رئیس جمهور از عناصر بدسابقه و بدنام ولااقل مشکوک ومورد سوء ظن پاک باشد.
۹- افشای اسرار اقتصادی کشور
افشای اسرار اقتصادی کشور نیز یکی دیگر از دلائل عدم کفایت آقای بنی صدر است. اظهار میزان نیاز ایران به صدور نفت و میزان موجودی ارزی کشور و اظهار فلج اقتصادی از آن جمله است.
۱۰- ایجاد تشنج در کشور پیش از جنگ
در ۳۰ شهریور ۵۹ حمله بزرگ م ان عراقی به ما آغاز شد. ۱۳ روز قبل از آن آقای بنی صدر در یک سخنرانی با مشتعل آتش اختلافات داخلی و با طرح مسائلی… منشاء یک سلسله خصومت های داخلی میان مردم و پیدایش جو اختلاف و کدورت شد آیا بنی صدر در آن هنگام از حدوث قریب الوقوع جنگ مطلع بود یا خیر؟ به هر تقدیر یکی از دو شق، بی هوشی و بی تقوائی یعنی به هر حال بی کفایتی بر آن منطبق است. به گمان زیاد بنی صدر انتظار چنین حمله ای را داشت خود ایشان در یک جا تصریح می کند که «من خبر داشتم» ولی قاعدتا او چنان ی است که مناقشات و درگیری های برای او بر هر چیزی مقدم است، حتی در حال جنگ، نمونه ای از این روحیه را که هرگز در طول جنگ نتوانست آن را پوشیده نگه دارد در شماره های متوالی کارنامه و در مصاحبه ها و سخنرانی های عاشورا و ۱۴ اسفند و قزوین واصفهان وغیره به وضوح می توان دید.
۱۱- بی توجهی به خط ی انقلاب
رئیس جمهور باید در جهت تحقق آرمان های ی بکوشد ودر این زمینه توجه به خط اصلی انقلاب و ی آن که مورد پذیرش تمام توده های میلیونی کشور است حائز اهمیت فراوان است. کفایت رئیس جمهور در درک صحیح پایه های ی و حرکت در جهت رهنمودهای آن تجلی می کند وآقای بنی صدر نه تنها در این جهت حرکت نکرد بلکه عملا در مقابل ی ایستاد و رهنمودهای امت مبنی بر خط آرامش و جلوگیری از تشنج آفرینی را آشکارا زیر پا نهاد.
۱2- حرکت به سمت قدرت مطلقه و استبداد
نفی قدرت مطلقه از ویژگی های انقلاب ما بود طبعا جمهوری ما پذیرش هر قدرت دیگری ابا و امتناع داشت و قانون اساسی ما نیز بر همین پایه، پایه ش تن قدرت و تقسیم آن میان نهادهای مختلف قانونی شکل گرفته است. آقای بنی صدر درست به ع همواره جویا و تلاش گر قدرت مطلقه بود. طبیعی بود که در برابر او مقاومت شود و او این مقاومت را کارشکنی می نمود و جای تاسف است که انی هنوز هم همان سخن را تکرار می کنند و قولا و عملا به قدرت طلبی و قدرت گرائی جنبه مشروعیت می بخشند.
۱۳– اخلال گری و شورش
عجیب ترین پدیده ای که در رابطه با عدم کفایت ایشان قابل بررسی است اخلال و شورش گری ایشان است. این از هر در یک نظام اجتماعی قابل تصور باشد از رئیس یک ت غیرمعقول است بارها ایشان مردم را کارگران را نظامیان را به مقاومت در برابر نظم موجود دعوت کرده است.
۱۴– خصلت های ناپسند فردی از جمله غرور
خصلتهای شخص ایشان نیز هر کدام در سلب صلاحیت های لازم برای یک رئیس جمهوری ت ی دارای نقش است غرور وی که خود را شه بزرگ قرن و کتاب خود را بزرگترین اثر تاریخ می شناسد که نوار گفته ایشان که اتفاقا در همین جا در عمارت دبیرخانه کنونی مجلس گفته اند موجود است .(1)


یک هفته گذشت
در این مختصر در پی آن نیستیم که اثبات کنیم و یا نشان دهیم عامل ترور آیت الله یک هفته پس از آن سخنرانی تاریخی گرو نفاق و هوداران رئیس جمهور معزول بودند و یا گرو تروریستی فرقان که شواهد موجود ترور توسط فرقان را تقویت و اثبات می کند ولی روی سخن آن جا است که در آن روزهای حساس تاریخ ایران منافع کلیه گرو های ضد انقلاب از منافقین گرفته تا چپ نمایان و همچنین فرقان در یک راستا قرار گرفته بود و آنان می خواستند کار انقلاب ی و امت به پا خاسته را یک جا خاتمه دهند که با کمک خداوند متعال در این توطئه ناکام ماندند.
با همه این اوصاف «سال ۶۰ با همه فراز و نشیب ها، درگیری منافقین و بنی صدر با ، موج ترورها، حادثه های هفتم تیر، هشتم شهریور و سختی های جبهه های جنگ رو به پایان است. ۲۸ اسفند محبوب تهران که در نتیجه این ترور ناکام ۹ ماه از دور مانده بود، به محراب برمی گردد. آیت الله با برشمردن سختی هایی که مردم و انقلاب در این سال پشت سر گذاشته اند، سال ۶۰ را «سال ایثارها و شهادت ها» و «سال ج ارزنده ترین سرمایه ها» و کارنامه این سال را «کارنامه ای خونین، سرخ رنگ، پردرد و پررنج؛ اما خوش عاقبت و نویدبخش و گرم کننده» معرفی می کنند.(2)

پی نوشت ها
1-مشروح مذاکرات مجلس، 30 داد 1360
2- بازخوانی اسناد ترور ناموفق انقلاب در تیرماه ۱۳۶۰ ؛ چه انی آیت الله را ترور د؟، پایگاه اطلاع رسانی معظم انقلاب، 6 تیر1394

بسم اللَّه الرحمن الرحیم‏

پس از رأى اکثریت قاطع نمایندگان محترم مجلس شوراى ى مبنى بر اینکه آقاى ابوالحسن بنى صدر براى ریاست جمهورى ى ایران کفایت سیاسى ندارد، ایشان را از ریاست جمهورى ى ایران عزل نمودم.

اول تیر ماه 60

روح اللَّه ال الخمینى‏

(صحیفه ، ج‏14، ص: 480)

حضرت در همین روز ضمن سخنانی به بنی صدر فرمودند:

«من بسیار متأسفم از اینکه کوشش که در این دوره اول جمهورى ى این طور مسائل پیش نیاید، و این طور عزل و نصبها نشود؛ لکن با کمال کوششى که اینها نتوانستند بفهمند. من با زبان هاى مختلف آنها را دعوت به اینکه رها کنند این راهى را که در پیش دارند و با ملت ایران این طور نکنند.» (صحیفه ، ج14، ص 486)

همچنین از نصیحت و خیرخواهی برای بنی صدر فروگذار ن د:

«من الآن هم نصیحت مى‏ کنم آقاى بنى صدر را به اینکه نبادا در دام این گرگ هایى که در خارج کشور نشستند و کمین د بیفتید، و این آبرویى که از دست دادید بدتر بشود.» (صحیفه ، ج14، ص 492)

http://img.tebyan.net/big/1392/11/14450351542482061567114416211619817910310363.jpg

بعد از عزل بنی صدر توسط (ره) ،بنی صدر خائن با رجوی ملعون از کشور فرار د ؛ آن هم با لباس نه !

خبر مرتبط: ماجرای عزل و فرار بنی صدر در بریده جراید

واکنش آصفی به نامه صدنفر خائن درباره مذاکره با ترامپ

درخواست حذف این مطلب

واکنش آصفی به نامه مشترک برخی اصلاح طلبان و اپوزیسیون درباره مذاکره با ترامپ

سخنگوی وزارت امور خارجه ت اصلاحات نامه مشترک برخی اصلاح طلبان با اپوزیسیون خارج کشور به مسئولان عالی نظام برای مذاکره مستقیم با ترامپ را غیرقابل قبول خواند.

۲۷ داد ۱۳۹۷

حمیدرضا آصفی سخنگوی وزارت امور خارجه ت اصلاحات در گفت وگو با خبرنگار خبرگزاری تسنیم با اشاره به نامه مشترک برخی اصلاح طلبان با اپوزیسیون خارج کشور به مسئولان عالی نظام برای مذاکره مستقیم با ترامپ، گفت: بین امضاء کنندگان این نامه، فردی با عنوان آصفی نیز وجود دارد که بنده ایشان را اصلاً نمی شناسم و به هیچ عنوان چنین نامه ای را ندیده و امضا نکرده ام.

بیشتر بخوانید:

نامه عجیب برخی اصلاح طلبان با "تِم تسلیم" در برابر ترامپ؛ خیانت از داخل؟

وی با بیان اینکه درخواست مذاکره مستقیم با ترامپ به هیچ عنوان قابل قبول نیست، تصریح کرد: تجربیات ما می گوید که ت به هیچ عنوان قابل اعتماد نیست و این شرایط برای ترامپ مضاعف است.

آصفی با انتقاد از انی که تصور می کنند مذاکره مستقیم با راهگشاست، تأکید کرد: یی ها با وج از ثابت د که به هیچ توافقی پایبند نیستند؛ در همین توافقی که با کره شمالی داشتند نیز می بینیم که هنوز جوهر این توافق خشک نشده اما یی ها قید "اما" و "اگر" برای این توافق آورده اند.

انتهای پیام/*