سخن بلاگ # ردیف


سه خاطره از شهید حسن آبشناسان - فرمانده نیروی مخصوص

درخواست حذف این مطلب

بیوگرافی تیمسار سرلشکر شهید حسن آبشناسان(شیر صحرا )


او از تمرینهای سخت دوره رنجر می گفت. ع هایش را در حال پرش از روی سرنیزه ها در حال چتر بازی و کوه نوردی نشان می داد و همه انگشت به دهان نگاهش می د.

مردم دشت عباس به او لقب "شیر صحرا" داده بودند. این لقب برای او چنان با مسما بود که رادیوهای دشمن هم با همین عنوان از او نام می بردند.

حسن دوباره مقابل ژنرال قادر عبدالحمید قرار گرفت و بعد از یک درگیری طولانى، لشکرش را ش ت داد و خودش را اسیر کرد.

به بهانه سالگرد آغاز جنگ هشت ساله می خواهیم مروری داشته باشیم بر زندگی یکی از غیورمردان این آب و خاک. فرمانده رشید لشکر ۲۶ نوهد (نیروی ویژه هوابرد)، شیر صحرا، تیمسار سرلشکر شهید حسن آبشناسان. او که نامش لرزه بر پشت دشمن می انداخت و جس خاص و عام بود. شهیدی که برغم خلق حماسه های بسیار آن چنان که شایسته اوست به نسل امروز معرفی نشده است.


سرلشکر «حسن آبشناسان»، (1315ـ1364) توانایى خیره کننده اى در فنون نظامى و شگردهاى رزمى داشت. مردى با مؤلفه هاى مثال زدنى و برخاسته از ژرفاى زندگى اجتماعى مردم ستم کشیده همین دیار. عارفى که دانش و توان انسانى اش رشک برانگیز بود. ى که شخص «صدام حسین» براى سرش جایزه تعیین کرده بود و عراقیها هراس داشتند به دشت عباس، جایى که آبشناسان و گروهش آنجا بودند، بیایند. حسن آبشناسان، فرمانده نیروهاى مخصوص (کلاه سبزها) اوایل جنگ، با یک گروه 8 نفره چریک، کارى کرد که در رادیو عراق اعلام شد، یک لشکر از نیروهاى ایرانى در دشت عباس مستقرند.

حسن سال 1315 در زاده یحیى، نزدیک نازی آباد، به دنیا آمد. چون تولدش چند روز قبل از شهادت حسن (ع) بود، مادرش اسمش را گذاشت حسن.
سال 1335 بعد از گرفتن دیپلم تصمیم گرفت برود افسرى، اما احتیاج به ی داشت که ضمانتش را د. مادرش گفت می رویم نزد عمویم. سرهنگ زنده نام احترام زیادی برای آبشناسان ها قائل بود. هر چند هیچ وقت به زبان نمی آورد، اما حسن را خیلی دوست داشت. سرهنگ، حسن را نصیحت کرد و گفت حرفی ندارد ضامنش بشود، اما اگر توی می رود باید خودش را فراموش نکند و آدمها و محیط اطرافش تحت تأثیر قرارش ندهد. حسن سرهنگ را دوست داشت، آن موقعها دلش می خواست مثل او قوی و بااراده بشود.
شبهای ، از می کوبید می رفت یه، خیابان قلمستان، منزل سرهنگ و بعد از شام از حرف می زد. می گفت فقط دو نفر هستیم که می خوانیم. او از تمرینهای سخت دوره رنجر می گفت. ع هایش را در حال پرش از روی سرنیزه ها در حال چتر بازی و کوه نوردی نشان می داد. همه انگشت به دهان نگاهش می د. دستهایش بزرگ و قوی شده بودند. چنان قد کشیده بود که ی باور نمی کرد این همان حسن یکى- دو سال پیش است. وقتی حرف می زد، سرهنگ یک گوشه می نشست و به او خیره می شد و رفتارها و حرکاتش را زیر نظر می گرفت.

حسن در سال 1339 با درجه ستوان دومى فارغ حصیل شد و دوره مقدماتى را در سال 1340 به پایان رساند. پس از فارغ حصیلی، از همان ابتدا در شهرستانهای دور افتاده به خدمت مشغول گشت و برغم همه مشکلات و نابسامانیها، باهمت و جدیت کار می کرد. اولین دوره رنجر را که در ایران تشکیل شد، طى کرد و در سال 1356 دوره هاى عالى ستاد فرماندهى را را هم با موفقیت پشت سر گذاشت.
بعد از خوزستان در سال پنجاه به استان فارس منتقل شد و حدود ده سال شیراز بود. در این مدت دوره تکمیلی چتربازی و تکاور کوهستان را در داخل کشور و اسکاتلند گذراند و به زبان انگلیسی مسلط شد. ورزیدگی و آمادگی بالای روحی و جسمی او همواره زبانزد بود. او در تمامی لحظات عمرش از اوان جوانی به ورزش و تحرک پایبند بود و در طول خدمت در درجات پایینتر همواره در سمت افسر ورزش یگان انجام وظیفه می نمود. شهید آبشناسان، در ورزشهای دوومیدانی، والیبال، بسکتبال، پینگ پنگ، شنا، سوارکاری و جودو صاحب مهارتهای بالایی بود.

در اسکاتلند در مسابقه نظامى- ورزشى، بین تکاوران کوهستان های منتخب جهان با گروهش شرکت کرد و رتبه اول را گرفت و قدرت خود و ایران را به رخ کشورهای صاحب نام کشاند. بعدها به خاطر نظم و پاکیزگی اش از طرف داور مسابقات برایش تقدیرنامه فرستادند. ظاهرا حسن همین طور که در کوه می رفت، های سر راهش را بر می داشته و در کوله پشتی اش می ریخته است. میجر اسکاتلندى همراهشان به او می گوید: «تو یک افسر ارشدى. چرا این کار را می کنى؟» حسن جواب می دهد: «من مرد کوهم. حیف است این طبیعت زیبا کثیف باشد.»
اکثر کلاه سرمه ای های هوابرد و کلاه سبزها، دوره تکاوریشان را با حسن آبشناسان که حالا افسر ارشد و یک چریک ورزیده شده بود، گذرانده بودند.

http://images.hamshahrionline.ir//images/2013/6/abshenasan3.jpg
حسن تا قبل از شروع جنگ درکردستان بود. او در اوایل جنگ تحمیلی، مسوولیت یکی از تیپهای لشکر ٢١ حمزه را به عهده داشت، لیکن با تشکیل ستاد جنگهای نامنظم به آن ستاد پیوست و با تعدادی معدود از ان داوطلب، عملیات چریکی خودرا در منطقه دشت عباس شروع کرد و در مدت کوتاهی، تلفات سنگینی به نیروهای عراقی وارد نمود. در عملیات گشتی و شناسایی، این فرمانده رشید اولین اسرای عراقی را به اسارت درآورد.
در اوایل جنگ یک بار مجروح شد،اما به اشتباه خبر شهادت او در منطقه پیچید.مردم دشت عباس، که یاران او در نبرد بودند، با شنیدن خبر شهادت وی به او لقب "شهید صحرا" دادند؛ ولی وقتی او پس از مداوای سطحی به منطقه برگشت و اهالی دشت عباس او را زنده دیدند، لقب "شیر صحرا" برای او باقی ماند. این لقب برای او چنان با مسما بود که رادیوهای دشمن هم با همین عنوان از او نام می بردند.

حسن موتورسیکلت سوارهای حرفه ای را از کوچه و خیابانهای نازی آباد جمع کرد و به آنها آموزشهای خاصی داد و همه را با عنوان گروه ویژه اسب آهنی به جبهه فرستاد.
آن موقع که عراق خیلی ا را موشک باران می کرد، حسن نامه ای به صدام نوشت:
«اگر جناب صدام حسین ژنرال است و فنون نظامی را خوب می داند و نظریه پرداز جنگی است، پس به راحتی می تواند در دشت عباس با من و دوستان جنگ آورم ملاقات کند و با هر شیوه ای که می پسندد، بجنگد؛ نه این که با بمب افکنهای اه شوروی محله های مس ی و بی دفاع را بمباران کند و مردم را به خاک و خون بکشد.»
در جواب نامه حسن، صدام، ژنرال قادر عبدالحمید را با گروه ویژه اش به دشت عباس فرستاد تا عبدالحمید به حسن یک جنگ تخصصی را نشان بدهد. سالها قبل در اسکاتلند، حسن، عبدالحمید و گروهش را در مسابقه کوهنوردی های منتخب جهان دیده بود. آن جا گروه او اول شد و عراقیها هفتم شدند. حالا در میدان جنگ حقیقى، حسن دوباره مقابل ژنرال قادر عبدالحمید قرار گرفت و بعد از یک درگیری طولانى، لشکرش را ش ت داد و خودش را اسیر کرد.
یکی از همرزمانش، داستانی از شجاعت سرهنگ را برای دیگران این گونه بازگو می کرد: باور نمی کنید اگر بگویم چهل کیلومتر پیشروی کردیم. مطمئن هستم که باور نمی کنید. خود ما هم باور نمی کردیم، اما سرهنگ بی توجه به اضطراب ما و موقعیت دشمن تا آن جا جلو رفته بود. طی یک کمین در محور دشت عباس، دو خودروی عراقی را منهدم کردیم و حدود پانزده نفر از آنها را اسیر گرفتیم و برگشتیم عقب. در تمام طول راه، سرهنگ با نقشه راه را کنترل می کرد که گم نشویم. وقتی برگشتیم و سرهنگ گزارش کار را ارائه کرد، دهان فرماندهان از تعجب باز مانده بود. این کار با هیچ قاعده ای جور در نمی آمد و سرهنگ با طرح و فکر خودش آن را به انجام رسانده بود؛ بدون دادن حتی یک نفر تلفات. یکی از افسران جلو آمد و با ح ی ناباورانه که عمق حیرت و بهت او را آشکار می کرد، پرسید: «جناب سرهنگ، من اصلا متوجه نمی شوم. آ چطور می شود که شما چهل کیلومتر وارد خاک دشمن بشوید، بکشید و بگیرید، بدون حتی یک کشته؟»
او دستی به ته ریش چند روزة صورتش کشید و لبانش را به خنده باز کرد. صدای مردانه و پر هیبتش در گوشمان پیچید: «من یک افسر نیروی مخصوص هستم. انجام عملیات نفوذی و ضربه زدن به دشمن در خاک خودش با حداقل نفرات و تلفات، جزء وظایف من است. من کاری بیشتر از وظیفه خودم انجام نداده ام.»
سرهنگ بعد از آن عملیات، تصمیم گرفت چند عملیات دیگر از این دست انجام دهد، اما به دلیل فقدان نیرو، حتی همان حداقل نیرو، میسر نشد؛ یعنی دیگر هیچ افسر و درجه داری حاضر نبود با سرهنگ همراه شود.
پس از مدتی که جنگ ح کلاسیک و رسمی پیدا کرد و نیروهای ایران در مقابل دشمن م صف آرایی د، در سال ١٣۶٢ به فرماندهی قرارگاه حمزه سیدال ء، منصوب شد و توانست با تلفیق نیروهای و پیروزیهای ارزشمندی برای ایران به دست آورد.
او به سرعت به سازماندهی نیروهای و همت گماشت و در کنار دلاورمردی دیگر از پاسداران انقلاب ی یعنی شهید بروجردی با هماهنگی کامل و در حد اعلاء و با پشتکارو تلاش شبانه روزی و استقرار واحدهای نظامی در مناطق تردد و نفوذ ضدانقلاب، از هرگونه تحرک آنان ممانعت به عمل آورد. در پی آن عملیات پا ازی شهر بوکان از وجود ضد انقلاب نیز با موفقیت انجام گرفت و سپس محور سردشت، پیرانشهر که از جنگل های انبوه آلواتان و کوههای سر به فلک کشیده و تنگه های پر پیچ وخم و نهرهای متعدد عبور می کنند، با تلاش وی، شهید بروجردی، شهید ناصر کاظمی و جمعی دیگر از رزمندگان و پا ازی و بازگشایی شد به طوری که این پیروزیها پیام انقلاب را برای پرسنل در پی داشت.
حسن آبشناسان
شهید تیمسار آبشناسان، اندوخته های علمی و نظامی عمیق خود را طی دوره های متعدد نظامی نظیر دوره افسری (مقدماتی و عالی رسته ای)، دانشکده زبان، چتربازی و رنجر، دوره تکمیلی تکاور و کوهستان را در اسکاتلند، با هوش سرشار و آمادگی جسمانی در هم آمیخت.

گروهبان میرزایی، از همرزمانش، در توصیف او می گوید: "توان جسمى فوق العاده اى داشت. او حدود 45 تا بارفی مى رفت و هر روز تو جبهه ورزش مى کرد. تنها فرمانده اى بود که چادرش جلوتر از همه نیروها و نزدیکتر به عراقیها بود. تا به حال رنجرى با قدرت و شجاعت او، حتى در ها هم ندیده ام."

سرهنگ آدم غریبی بود. آرام، کم حرف و همواره در حال تفکر یا مطالعه. مردی کوشا وجدی، با اعتماد به نفس بسیار، شجاع، پرتوان و محکم و پابرجا و افسری عالم و فرماندهی مبتکر بود، کم صحبت می کرد، کم می خورد، کم می خو د، اما بسیار خوب فکر می کرد و بسیار خوب عمل می کرد، برغم جدیت و قاطعیت، ازخلق و خوی بسیار رئوف و مهربان برخوردار بود، افراد کم کار و ضعیف از او ناراضی بودند و افراد زحمتکش و پر کار او را به عنوان سمبل و الگوی خود پذیرفته بودند، او هیچ گاه بیکار نمی ماند و هنگامی که در منطقه عملیات بود و یا در مدت کوتاه استراحت، به مطالعه و تفکر مشغول بود.

سرتییپ دادبین می گفت: "من آن موقع سروان بودم و او سرهنگ. براى رسیدن به آمادگى فیزیکى هر روز تمرین مى کردیم. باورش براى هر چریک زبده اى سخت است. مطمئنم که او نیروى فوق انسانى داشت که به اعتقادش برمى گشت. حداکثر پیاده روى یک نظامى چریک در کوهستان از 6ـ5 ساعت نمى کند، اما آبشناسان حدود 8 ساعت پیاده روى مى کرد و بعد که همه گروه، خسته به مقر برمى گشتند و همان طور با پوتین مى خو دند، او وضو مى گرفت، اصلاح مى کرد و ادکلن تی رز به خودش مى زد و مى خواند."

او بر سر یک سفره با سربازان و دیگر کارکنان غذا می خورد و تاکید داشت بعد از جماعت همه افراد در خانه و سر یک سفره و از یک غذا میل کنند.
شهید آبشناسان فرمانده لشکری است که در خط مقدم نبرد به شهادت رسید و این نشانگر جسارت و روحیات تکاوری ایشان بوده است. هیچ گاه از منطقه عملیاتی دور نبود. درست مثل یک نیروی پیاده تک تیر انداز در میدان حاضر بود. همیشه در کنار سربازان بود و از نزدیک یگان خود را هدایت می کرد و در کنار نیروها بر عملیات نظارت می کرد. در فرماندهی جدی و قاطع بود و هیچ فرقی بین پرسنل درجه بالا و درجه پایین نمی گذاشت. اصرار فراوانی برای فرستادن افسران و درجه داران به خط مقدم داشت و مخالف حضور آن ها در پشت جبهه بود و می گفت: تا زمانی که افسر مسئول شخصاً در میدان نبرد نباشد، چگونه می توانیم از سرباز انتظار داشته باشیم در زیر آتش و گلوله مقاومت کند و خوب بجنگد؟

او اعتقاد داشت که بی عد ی یگان را از بین خواهد برد و اصلاً تبعیض را دوست نداشت و روی مسائل اخلاقی بسیار حساس بود. در عین داشتن آن همه جسارت و جرات و قاطعیت،قلبی رئوف و مهربان و عاشق داشت. به حرفه خود به شدت علاقه داشت و معتقد بود که در جنگهای چریکی نسبت به عملیات منظم، اگر حساب شده و دقیق عمل شود، با امکانات کمتر و تلفات و ضایعات ناچیز می توان تلفات و ضایعات زیادی به دشمن وارد ساخت و دشمن را از درون و برون متلاشی نمود.
حسن آبشناسان
تیمسار آبشناسان با ایمان کامل و صداقت در کار، ی و هدایت زبده ترین افراد نظامی را برعهده گرفت. مردانی که با علاقه خاصی دستورهای فرمانده خود را به اجرا می گذاشتند و برای شرکت در سخت ترین و تخصصیترین عملیات، پشت سر فرمانده رشید خویش داوطلبانه شرکت می نمودند.
مواقعی بود که اصلا احتیاجی نبود که او شخصاً وارد عرصه نبرد شود، اما سرهنگ آبشناسان، به هیچ وجه زیر بار چنین قید و بندهایی نمی رفت. هر جا آتش بود و خطر، بدون تامل خود را به قلب آن می رساند. بارها به او گفته بودند: «این کار شما آگاهانه به درون آتش رفتن است. آ نیازی نیست که شما شخصاً خود را به خطر بیندازید. شما فرمانده هستید، اگر کشته یا اسیر شوید، خیلی به و حیثیت آن لطمه می خورد.» اما گوشش بد ار این حرفها نبود و همیشه جواب می داد: «مگر حضرت ابراهیم پا در میان آتش ننهاد؟ مگر من از او بزرگتر و بهترم؟» سپس این روایت از المؤمنین را به دیگران یادآور می شد: «در آن روزی که مرگ برای انسان مقدر است، اگر در اعماق دریاها و بالای ابرهای انبوه مقام کند، بالا ه جهان را بدرود خواهد گفت و در صورتی که لحظه ای از عمر بر قرار باشد، اگر در میان آتش سوزان درافتد یا به کام گردابهای ژرف و عمیق رود، رشته عمرش گسیخته نخواهد شد. بنابراین هرگز از میدان جنگ و مبارزه ترس و شه نداشته باشیم.» این روایت را با چندین برگ بزرگ کاغذ نوشته و بر دیوار اتاق کارش بر روی میز کار و قفسه کتابخانه نصب کرده بود.
سربازی در لشکر بود که صدای خوبی برای مداحی و خواندن دعا داشت. یک بار شهید آبشناسان صدای او را شنید و گفت: «ترتیبی بده که این سرباز بیاید به سوله فرماندهى. می خواهم این سرباز در اختیار خودم باشد.» از آن پس هر چند وقت آن سرباز را صدا می زد و می خواست ذکر مصیبت بخواند. خودش هم می نشست یک گوشه و دست راستش را مشت کرده می گذاشت روی صورتش. آن قدر اشک می ریخت که سر آستین لباس نظامی اش کاملاً خیس می شد.
آ ین مسئولیت آن شهید، فرماندهی لشکر 23 نیروهای مخصوص بود که حدود چهار ماه طول کشید و او توانست در این مدت برگهای افتخارآفرین زیادی به دفتر زرین این لشکر بیفزاید.

تیمسار آراسته که خود از شاهدان زنده دفاع مقدس است، شبی را به خاطر دارد که شهید آبشناسان خاضعانه از اینکه خداوند قادر و توانا او را در انجام عملیاتهای متعدد دشمن شکن به پیروزی رسانده، به درگاه احدیت شکرگزاری می نماید و خاشعانه از خداوند می خواهد که او را به جوار خویش فرا خواند تا اینکه فردای همان شب حضرت باری تعالی دعای بنده خاص خود را اجابت کرد و او به لقاء الله پیوست.
شهید حسن آبشناسان در در تاریخ 8/7/1364، در حالی که فرماندهی لشکر ۲۶ نوهد (نیروی ویژه هوابرد)، فرماندهی قرارگاه حمزه و لشکر 23 نیروهای مخصوص را بر عهده داشت، همزمان با عملیات قادر، که خود طراحی آن را به عهده داشت، در منطقه سرسول (بانه کردستان) بر اثر اصابت ترکش توپ به شهادت رسید. وقتی خبر شهادتش منتشر شد چهار روز بعد از عاشورا بود. این خبر از رادیو عراق با شادی و مارش پیروزی پخش شد.

امید نیکدل، یکی از همرزمان آبشناسان، تعریف می کرد: "در یک عملیات، چند عراقى را اسیر کرده بودیم. یکى از اسیرها تیر خورده بود به زانویش و نمى توانست راه برود. باید مى کشتیمش. والا امکان داشت خودمان هم تو دردسر بیفتیم. سرهنگ تک و تنها آن اسیر را حدود 8 کیلومتر تا مقرمان کول کرد. فقط به خاطر اینکه زنده بماند. آن عراقى بعد از تمام شدن جنگ همیشه از آبشناسان یاد مى کرد. حتى وقتى اسرا آزاد شدند، رفت بهشت زهرا سر مزار آبشناسان."
آن شهید در آ ین روزهای عمر خود نیز با وجود ۴٨ سال سن به گواهی همرزمانش هر روز صبح در محل کار به ورزش و آماده نمودن جسم خود می پرداخت و همیشه این شعر در دفتر کارش نقش بسته بود و هم اکنون نیز زینت بخش سنگ مزارش است:


ما زنده به آنیم که آرام نگیریم موجیم که آسودگی ما عدم ماست

شادی روح پاکش صلوات

این ذکر اثر شگفت انگیزی در رفع غم و اندوه دارد

درخواست حذف این مطلب
http://mofateh.ghasam.ir/h140/images/news/689513/thumbs/689513.jpg
لا إِلهَ إِلّا أَنتَ سُبْحَانَکَ إِنِّی کُنتُ مِنَ الظّالِمین

ذکر یونسیه

برای تقویت نفس و قلب و مکاشفات بسیار خوب است وبرای رفع حجب و نورانیت موثر است و استجابت دعا و نجات مؤمنین از طرف خدا شامل گوینده آن می شود.

حضرت یونس علیه السلام مدت ها در میان قومش به ارشاد مردم پرداخت ولی در مدت سی و سه سال فقط دو نفر به او ایمان آوردند او هم قوم خود را نفرین کرد و خداوند به او وعده داد که در فلان تاریخ عذاب خود را بر آنان خواهد فرستاد یونس از شهر خارج شد اما یکی از دوستانش در شهر ماند و مردم را از عذاب خدا ترساند و از آنها خواست توبه کنند و آنها که نشانه های عذاب وعده داده شده را دیدند از ترس عذاب توبه و ناله د تا خدا عذابش را از آنان بر گرداند یونس به امید اینکه مردم نابود شده اند به شهر بازگشت و وقتی دید همه چیز عادی است و مردم به کارشان مشغول عصبانی شد و شهر را بدون اجازه خداوند ترک کرد و با یک کشتی راهی دریا شد.

در بین راه ماهی غول پیکری به کشتی حمله کرد و به خواست خداوند متعال حضرت یونس را بدون اینکه به او آسیب برساند بلعید حضرت یونس وقتی به هوش آمد متوجه اشتباه خود شد و با ناله و تضرع به درگاه خداوند توبه کرد که توبه او در قرآن آمده است و بخشی از آیه به عنوان ذکر یونسیه مشهور شده است که علما و عرفا خواص بیشماری را برای آن نقل میکنند .

قرآن میفرماید : «وَذَا النُّونِ إِذ ذَّهَبَ مُغَاضِبًا فَظَنَّ أَن لَّن نَّقْدِرَ عَلَیْهِ فَنَادَى فِی الظُّلُمَاتِ أَن لَّا إِلَهَ إِلَّا أَنتَ سُبْحَانَک إِنِّی کنتُ مِنَ الظَّالِمِینَ» ؛ ذوالنون را ، آنگاه که خشمناک برفت و پنداشت که هرگز بر او تنگ نمی گیریم و در تاریکی ندا داد : هیچ خ جز تو نیست ، تو منزه هستی و من از ستمکاران هستم.

ذکر یونسیه یعنی گفتن: «لا اله الا انت سبحانک انی کنت من الظالمین»

آثار و برکات ذکر یونسیه

1- گرامى صلى الله علیه و آله وسلم : هر بیمار مسلمانى که این دعا را بخواند، اگر در آن بیمارى از دنیا رفت پاداش شهید به او داده مى شود و اگر بهبودى یافت ، خوب شده در حالى که تمام گناهانش آمرزیده شده است .

2-. رسول خدا صلى الله علیه و آله وسلم : آیا به شما خبر دهم از دعایى که هرگاه غم و گرفتارى پیش آمد آن ادعا را بخوانید گشایش حاصل شود؟ اصحاب گفتند: آرى اى رسول خدا. آن حضرت فرمود: دعاى یونس که ط ماهى شد: «لا اله الا انت سبحانک انى کنت من الظالمین»

3- صادق علیه السلام : عجب دارم از ى که غم زده است چطور این دعا را نمى خواند «لا اله الا انت سبحانک انى کنت من الظالمین» چرا که خداوند به دنبال آن مى فرماید: ما او را پاسخ دادیم و از غم نجات دادیم و این چنین مؤ منان را نجات مى دهیم .

4- مرحوم کلینى نقل مى کند: مردى اسانى بین مکه و مدینه در ربذه به صادق علیه السلام برخود و عرضه داشت : فدایت شوم من تا کنون فرزند دار، نشده ام ، چه کنم ؟حضرت فرمود: هرگاه به وطن برگشتى و خواستى به سوى همسرت روى آیه ( 78 سوره انبیا) را بخوان انشاء الله فرزند دار خواهی شد .

برای تقویت نفس و قلب و مکاشفات بسیار خوب است وبرای رفع حجب و نورانیت موثر است و استجابت دعا و نجات مؤمنین از طرف خدا شامل گوینده آن می شود.

ختم های ذکر یونسیه

https://encrypted-tbn0.gstatic.com/images?q=tbn:and9gctoqjutmg_vnhbalevthsolo4hsn18wmuaf-ze0_xqxel3qbw85

ختم های این ذکر شریف 400 /700/7000/4000/3000/1001/ بار گفته اند که بستگی به دستور و قابلیت طالب دارد . اما عدد 400 برای همه آن هم شب ها بعد از عشاء تا هر وقت شب در سجده نافع است .

چون این ذکر به معنی استغفار است در آن هیچ عوارضی نیست . برای دیدن حالات برزخی مؤثر است،

برای تقویت نفس و قلب و مکاشفات بسیار خوب است وبرای رفع حجب و نورانیت موثر است و استجابت دعا و نجات مؤمنین از طرف خدا شامل گوینده آن می شود.

ذکر یونسیه

تجرد، با مداومت این ذکر حاصل میشود ، چنانکه برای مرحوم سید هاشم حداد سه روز ح تجرد برزخی اتفاق افتاد که البته مکاشفه این طول زمانی را ندارد.

مرحوم ملا حسنقلی همدانی: هر قدر در هر وقت بتوانید این ذکر را بگوئید.

مرحوم سید هاشم حداد نقل د که ذکر یونسیه برای معرفت نفس و معرفت رب مؤثر است و خودش به ذکر یونسیه مشغول بود .

از وی سئوال شد در ایام فراغت همانند راه رفتن و نشستن چه ذکری برای نورانیت قلب و رفع حجب خوب است ؟ فرمود : ذکر یونسیه

می فرمود : عدد 3000 به بعد برای کاملین " سالکینی که از مراحلی و منازلی عبور کرده اند " می باشد. جناب مدت زیادی در نجف 3000 مرتبه این ذکر را در سجده می گفتند.

از بسیاری از بزرگان این ختم با عدد 400 مرتبه در سجده خصوصا" در میان مغرب و عشاء و یا قبل از اذان صبح و یا بین الطلوعین جهت افاضات نقل شده است و این یکی از ختوماتی است که معمولا" اساتید در ابتدای سلوک به شاگردانشان توصیه می کنند . ناگفته نماند که این ختم به منزله توبه ای حقیقی است اگر خالصانه برای خدا بجای آورده شود اثر شگرفی در پیشبرد انسان دارد .

وقتی از مرحوم آیت الله کشمیری پرسیدند بهترین کار برای سالک در کدام یک از اعمال عبادی است؟ فرمودند : بهترین آن سجده است که ذکر یونسیه در آن گفته شود . و فرمودند : امان ذکر یونسیه موجب اتصال به ارواح و باز شدن چشم برزخی می گردد. 3

این ذکر شریف اثر بسیار عجیبی در رفع غم و اندوه دارد

صادق علیه السلام فرمودند : تعجب می کنم از چهار که چهار نوع گرفتاری دارند چگونه به این چهار چیز پناه نمی برند.

از جمله اینها فرمودند : تعجب می کنم از ی که دچار غم و اندوه شده است اما به این سخن پناه نمی برد، زیرا که حق تعالی در دنباله آن فرموده: " و نجیناه من الغم و کذلک ننجی المؤمنین " یعنی ما او را " حضرت یونس را به سبب این سخن " از غم و اندوه نجات دادیم و اینگونه ما مؤمنان را نجات می بخشیم.

منبع: تبیان

دعا برای دفع اندوه و سختی و غم و دلتنگی و ترس

درخواست حذف این مطلب

۱) ابوحمزه می گوید:

محمدباقر (علیه السلام) به من فرمود: هر گاه پیشامدی برای تو رخ داد که موجب ترس و اندوه تو شد، به گوشه ای از خانه ی خود برو و بعد از خواندن دو رکعت ، هفتاد بار این دعا را بخوان:

یَا أَبْصَرَ النَّاظِرِینَ‏ وَ یَا أَسْمَعَ السَّامِعِینَ وَ یَا أَسْرَعَ الْحَاسِبِینَ وَ یَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِینَ

الکافی، ج۲، ص۵۵۶

توجه: در نیت می توانید بگویید: دو رکعت نجات از غم و اندوه به جا می آورم قربۀ الی الله

۲) ابن منذر می گوید: خدمت صادق (علیه السلام) از وحشت و (ترس و اندوه و تنهایی) خودم گفتم. حضرت فرمود: اگر این ذکر را بگویید، چه در شب و چه در روز، از تنهایی هراسی نداشته باشید.

بِسْمِ‏ اللَّهِ‏ وَ بِاللَّهِ‏ وَ تَوَکَّلْتُ‏ عَلَى‏ اللَّهِ‏ وَ أَنَّهُ‏ مَنْ یَتَوَکَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ‏ إِنَّ اللَّهَ بالِغُ أَمْرِهِ‏ قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِکُلِّ شَیْ‏ءٍ قَدْراً اللَّهُمَّ اجْعَلْنِی فِی کَنَفِکَ وَ فِی جِوَارِکَ وَ اجْعَلْنِی فِی أَمَانِکَ وَ فِی مَنْعِک‏

الکافی، ج۲، ص۵۶۹

منبع : هم شی دینی

دعا برای دریافت طلب ، برگشت قرض و امانتی

درخواست حذف این مطلب

http://citar.ir/wp-content/uploads/2017/09/%da%af%d8%b1%d9%81%d8%aa%d9%86-%d8%b7%d9%84%d8%a8-%d9%88-%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%d8%aa-%d8%ae%d9%88%d8%af-%d9%88-%d9%85%d9%88%d9%81%d9%82%db%8c%d8%aa-%d8%af%d8%b1-%da%a9%d8%a7%d8%b1.jpg

1) برای ادای قرض و گرفتن طلب ها و ثروت

از حسین بن خالد : در بغداد سیصد هزار درم بد ار شدم و چهار صد هزار درم طلبکار بودم‏. طلبکاران فرصت نمیدادند که طلبم را بازستانم و بایشان دهم، وقت حج رسید، پنهانى از بغداد خارج شدم تا بخدمت موسى بن جعفر (ع) برسم، ولى نتوانستم، شرح حالم را براى حضرت نوشتم، (ع) در پشت نامه ام جواب نوشت پس از هر سه بار بگو:

اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ یَا لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ بِحَقِّ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ أَنْ تَرْحَمَنِی بِلَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ یَا لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ بِحَقِّ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ أَنْ تَرْضِیَ عَنِّی بِلَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ یَا لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ بِحَقِّ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ أَنْ تَغْفِرَ لِی بِلَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ

(خداوندا اى آنکه جز تو خدائى نیست بحق آنکه جز تو خدائى نیست مسألت دارم که بحق لا إِلهَ إِلَّا أَنْتَ، بر من رحمت آر، و اى خدائى که جز تو خدائى نیست بحق آنکه جز تو خدائى نیست به برکت آنکه جز تو خدائى نیست از من‏ خشنود و راضى شو .... مرا ببخش‏...)

بدرستیکه حاجت تو برآورده خواهد شد

حسین بن خالد می گوید : بر این دعا مداومت و چهار ماه نشد که طلبم را وصول و بدهیم را اداء کرده و صد هزار درهم برایم ماند.

منبع : مکارم الاخلاق صفحه ۳۴۷

مکارم الأخلاق / ترجمه میرباقرى، ج‏2، ص: 175

یادداشت مرتبط:

نویسنده سالها قبل قرضی به یک همکار برای یک ماه داد. آن همکار اما ی ال بود که نمی اورد. روزی بعد از جماعت ظهر و عصر به کتابخانه محل کارم امدم و کتاب ناسخ واریخ را برداشتم باز این حدیث را دیدم ... تازه عصر را خوانده بودم گفتم وقتشه .. دعا را خواندم قبل از پایان وقت اداری دوستم قرض ی اله را پس آورد.

2) وصول اموال و قرض هایی که به دیگران دادی:

ولید بن صبیح می گوید به صادق علیه السلام شکایت از قرض هایی که به دیگران دادم یا نتوانسته اند یا نخواستند بدهند چه کنم پولهایم وصول شود . حضرت فرمود : این دعا را بخوان به خواسته ات خواهی رسید


اللَّهُمَّ هَبْ لِی لَحْظَةً مِنْ لَحَظَاتِکَ تُیَسِّرُ عَلَى‏ غُرَمَائِی‏ بِهَا الْقَضَاءَ وَ تُیَسِّرُ لِی بِهَا مِنْهُمُ الِاقْتِضَاءَ إِنَّکَ عَلى‏ کُلِّ شَیْ‏ءٍ قَدِیرٌ وَ صَلَّى اللَّهُ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ

منبع : مصباح کفعمی ص 176 - کافی ج 2 ص 555

3) وصول طلب

برای وصول طلبی که توانایی باز پس گرفتن آن نیست 108 مرتبه ذکر « یا حق » خوانده شود (تاثیر این ذکر تا آنجاست که حتی بد ار به دنبال طلبکار خود خواهد آمد.)

4) اگر به ی چیزی امانت دادید و حاضر به پس دادن آن نبود این دستور را به کار گیرید که مجرب است. دستور این است :

200 مرتبه بعد از هر به نیت ارجاع امانتی توسط شخص بگویید :

یا قاهِرُ ذو الْبَطْشِ الشَّدید اَنتَ الَّذی لایُطاقُ انْتِقامَه

همینطور ادامه دهید می بیند طولی نمی کشد که شخص امانتی را به شما پس خواهد داد. انشاءالله

با اعتقاد بخون عزیزم.ایشالا مشکلت حل میشه

اسْتَغْفِرُاللَّهَ الَّذى لا اِلهَ اِلاّ هُوَ الْحَىُّ الْقَیُّومُ الرَّحْمنُ الرَّحیمُ بَدیعُ السَّمواتِ وَالأرْضِ مِنْ جَمیعِ ظُلْمى وَ جُرْمى وَ اِسْرافى عَلى نَفْسى وَ اَتُوبُ اِلَیْهِ

ادا قرض و رفع ستم
مردى خدمت به خدمت حضرت صادق آل محمد (صلی الله علیه و آله ) شرفیاب شد و از قرض و ستم سلطان به آن حضرت شکایت کرد و گفت :

اِى آقاى من ، اطرافم را قرض احاطه کرده و سلطانى هم هست که به من ظلم مى کند، اگر دعایى دارید به من بیآموزید تا به وسیله آن دعا، غنیمتى ، گنجى ، زیرخاکى ، چیزى پیدا کنم و قرضهایم را اداء کنم و ستم سلطان را هم با آن باز دارم ؟!

حضرت فرمود:

وقتى که شب شد، دو رکعت بخوان ، که در رکعت اول آن بعد از حمد ((آیة الکرسى )) باشد.

و در رکعت دوم : بعد از حمد، آ سوره را بخوان لَوْ اَنْزَلْنا هذَا الْقُرآنَ عَلى جَبَلٍ...)را تا آ سوره بجا آور.

منبع: چند ختم از کتاب آیت الکرسی طلسم عظیم القدر - حاج نصر بروجردی

دوست داشتن زن ها

درخواست حذف این مطلب

زن ها دو وقت آدم را خیلی دوست دارند:

یکی در بیمارستان

یکی هم در قبرستان !

چرا نمی توان بعضی از اموات را در خواب دید

درخواست حذف این مطلب

https://encrypted-tbn0.gstatic.com/images?q=tbn:and9gctodsmnacq2av9nj72kaqhfwusbwzbhmp4qszelf2urlr8wca3e

مرحوم آقا شیخ عباس قمى در همین کتاب مفاتیح الجنان مى گوید: هر بخواهد مرده خود را خواب ببینید، این دعا را بخواند و این کار را د، بعد مرده خود را در خواب ببیند.

یک ى تمام این کارهایى را که شیخ عباس قمى گفته بود، انجام داد، ولى مرده خود را درخواب ندید. براى همین، از دست شیخ عباس خیلى ناراحت شد و پیش خود گفت: آ شیخ عباس این چه مطالبى بود که که در کتابت مفاتیح نوشتى. عمل این مطالب سودى نداد و نتیجه اى در برنداشت. از این بابت خیلى عصبانى شده بود.

شب شیخ عباس به خواب او آمد و گفت: من هم این مطالب را درست نوشتم. آن فرد گفت: پس من آن ها را غلط انجام دادم. شیخ عباس گفت: نه، تو اتفاقاً هم آن کارها را هم درست انجام دادى. آن فرد گفت: پس چرا مرده ام به خوابم نیامد؟

شیخ عباس گفت: حالا چرا معطل این هستى که او به خوابت بیاید. من با این که مرده ام، به این طرف آمده ام و آلان هم من در عالم بعد هستم. خداوند متعال نمى گذارد مرده هایى که به خاطر گناهان و اشتباهاتى داشتند، اکنون دچار رنج اند، به خواب بیداران در دنیا بیایند؛ مبادا که آبروى مرده بریزد. به این که آن مرده در خواب آن زندگان بیاید و بگوید، بله، ما را به زنجیر کشیدند و ما را داخل آتش بردند. براى همین خداوند متعال اصلًا نمى گذارد که آن مردگان به خواب زنده ها بیایند. با این پوشى خداوند، زندگان مى گویند، این بند خدا که مرده، عجب آدم خوبى بوده است و خدا او را رحمت کند، و همان مرد گرفتار که خداوند نمى گذاشت به خواب ى بیاید، اگر همین طور چهل نفر آدم خوب دربار او بگویند، خدایا او را بیامرز، خطاب مى رسد که عذاب او را بردارید؛ چون چهل نفر از بندگانم از من درخواست آمرزش او را د. این خداست.


منبع : پایگاه عرفان

پ.ن: یک نکته هم این است که افراد تحمل دیدن اموات عزیزان خود را ندارند و خداوند نمی خواهد با دیدن وضعیت آنها اینها را هم عذاب بدهد!

پس برای اموات بیشتر ثواب بفرستید: ، قرآن، فاتحه ،صلوات ،صدقه، کار خیر و ...

واکنش آیت الله مکارم به نامه 100نفر برای مذاکره با ترامپ

درخواست حذف این مطلب

http://reba.ir/site/wp-content/uploads/2015/12/ayat-makarem.jpg

به گزارش مشرق، آیت الله مکارم در دیدار با رئیس و جمعی از معاونان و مدیران ارشد رسانه ملی اظهار داشت: رسانه ملی با تلاش فراوان همواره چهره پلید را به مردم نشان داده است، اما در این مقطع باید بیشتر و با برنامه های ویژه تر به این موضوع متمرکز شوید.

مرجع تقلید شیعیان به وج از شورای سازمان ملل متحد اشاره و افزود: این حرکت نشان می دهد آن ها غیر از صهیونیست ها ی را به عنوان بشر قبول ندارند.

آیت الله مکارم با انتقاد از نامه نگاری های برخی ها برای وم مذاکره با ترامپ در شرایط کنونی خطاب به آن ها تأکید کرد: از آن ها باید پرسید با این شروطی که ترامپ گذاشته است می خواهید درباره چه با او مذاکره کنید، آیا می خواهید فعالیت موشکی خود را تعطیل کنید؟ یا اجازه دهید از همه اماکن نظامی تان بدون قید و شرط بازدید کنند؟ یا اینکه می خواهید را به رسمیت بشناسید.

وی با تقدیر از تلاش های صداوسیما در ترویج مناسک و مراسم های مذهبی گفت: به نظرم می توانید از این ظرفیت خیلی بیشتر و بهتر استفاده کنید.

آیت الله مکارم همچنین خواستار ادامه تولید سریال های دینی و مذهبی شد و افزود: سریال های مذهبی شما همچون علی(ع)، حسن(ع)، رضا(ع)، حضرت یوسف، مختارنامه و... آن چنان تأثیرگذار و جهانی شده است که هیچ گاه کهنه نمی شوند و امیدواریم به رغم مضایق مالی که می دانم به شدت با آن مواجهید دوباره ساخت این سریال ها را از سر بگیرید.

رئیس رسانه ملی نیز در این دیدار از اولویت های رسانه ملی برای معرفی معارف ی در شبکه های رادیویی و تلویزیونی خبر داد و گفت: اولویت اصلی رسانه ملی در حال حاضر، معرفی ، احکام، اخلاق و معنویات است و برای تحقق این امر، برنامه های متنوعی در صداوسیما پیش بینی شده است و گروه های شه ورز در رسانه ملی نیز در حال بررسی راه های انتقال مفاهیم ی به مخاطبان داخلی و خارجی هستند.

علی عسکری با اشاره به حملات دشمنان برای دین ز در جامعه خاطرنشان کرد: اولویت اصلی رسانه ملی، حفظ دین است و در این مسیر نیازمند یاری مراجع عظام تقلید و طلاب علوم ی هستیم.

رئیس رسانه ملی با تأکید بر اهمیت آموزش رسانه ای طلبه ها برای پاسخگویی به شبهات دینی خاطرنشان کرد: رسانه ملی آمادگی دارد تا با آموزش طلبه های علاقه مند به حوزه رسانه، شخصیت هایی تربیت کند تا در آینده پاسخگوی نیازهای رسانه ای مخاطبان باشند.

وی افزود: شبکه های رادیویی و تلویزیونی با پوشش مناسک ی، گام بزرگی در مسیر گسترش دین در میان جوامع برداشته اند.

عسکری در بخش دیگری از سخنانش به تولید سریال های مذهبی و الف ویژه در سیما خبر داد و گفت: مراحل پیش تولید سریال های «حضرت موسی» و «حضرت سلمان» به پایان رسیده است و به زودی با تأمین منابع مالی آن ها، ساخت این سریال های تاریخی و ماندگار، آغاز خواهد شد.

بیشتر بخوانید:

واکنش ها به "تسلیم نامه" اصلاح طلبان تندرو برای مذاکره

ماجرای ترور آیت الله در تیرماه 1360

درخواست حذف این مطلب

https://azadeganirankhabar.ir/wp-content/uploads/2016/12/53271_371.jpg

گزارشی از ماجرای ترور 6 تیر 1360

مصطفی

چهار پنج روز از عزل بنی صدر می گذشت. جنگ با عراق و شورش منافقین بعد از اعلام جنگ مسلحانه با ، بحث داغ محافل بود. آیت الله که از جبهه ها برگشته و خدمت رسیده بودند، بعد از دیدار، طبق برنامه ی شنبه ها، عازم یکی از مساجد جنوب شهر برای سخنرانی بودند.

خودرو حامل آیت الله که از جماران حرکت می کرد، آن روز مهمان ویژه ای داشت؛ خلبان عباس بابایی که می خواست درد دل هایش را با ی در شورای عالی دفاع در میان بگذارد. آن ها نیم ساعت زودتر از اذان ظهر به مسجد ابوذر رسیدند و گفت وگوشان را در همان مسجد ادامه دادند.

ظهر تمام شد. آقا رفتند پشت تریبون. گزاران همان طور منظم در صفوف نشسته بودند. پرسش های نوشته ی مردم را به سخنران می دادند، اگرچه بعضی از پرسش ها تند و حتی گاهی بی ربط بود.

آقا در سخنرانی مقدمه ای چیدند تا به این جا رسیدند که: «امروز شایعات فراوانی بین مردم پخش شده و من می خواهم به بخشی از آن ها پاسخ بدهم.»

بین جمعیت ضبط صوتی دست به دست شد تا رسید به جوانی با قد متوسط و موهای فری و کت و پیراهن چهارخانه و صورتی با ته ریش مختصر که آن روزها کلیشه ی چهره و تیپ خیلی از جوان ها بود. خودش را رساند به تریبون. ضبط را گذاشت روی تریبون؛ درست مقابل قلب سخنران. دستش را گذاشت روی دکمه ی play. شاسی تق تق صدا کرد و روشن نشد؛ مثل ح پایان نوار، اما او رفت.

یک دقیقه نگذشت که بلندگو شروع کرد به سوت کشیدن. آقا همین طور که صحبت می د، گفتند: «آقا این بلندگو را تنظیم کنید.» بعد خودشان را به سمت چپ کشیدند و از پشت تریبون کمی عقب آمدند و به صحبت ادامه دادند: «در زمان المؤمنین، زن در همه ی جوامع بشری -نه فقط در میان عرب ها- مظلوم بود. نه می گذاشتند درس بخواند، نه می گذاشتند در اجتماع وارد بشود و در مسائل تبحر پیدا د، نه ممکن بود در میدان های... انفجار!

آقا که هنگام سخنرانی رو به جمعیت و پشت به قبله بودند، با یک چرخش 45 درجه ای به طرف چپ جایگاه افتادند. اولین محافظ خودش را بالایسر آقا رساند. مسجد کوچک بود و همان یک محافظ، به تنهایی تلاش کرد که آقا را بیاورد بیرون.

جماعت، متحیر وسط مسجد مانده بود. چشمش به یک ضبط صوت افتاد که مثل یک کتاب، دو تکه شده بود. روی جداره ی داخلی ضبط ش ته، با ماژیک قرمز نوشته بودند «عیدی گروه فرقان به ».

بیرون از مسجد، در آغوش محافظ، لحظاتی به هوش آمدند. سرشان را آوردند بالا، اما زود سرشان افتاد. محافظ ها بلیزر سفید را انگار که ترمز نداشت، با سرعتی غیر قابل تصور می راندند.

در مسیر بیمارستان، هر وقت به هوش می آمدند، زیر لب ای می د؛ شهادتین می گفتند. لب ها و چشم ها تکان می خوردند؛ خیلی کم البته.

در خیابان قزوین، خودرو به یک درمانگاه کوچک رسید. پنج نفر آدم با قیافه ی خون آلود و اسلحه به دست، وارد درمانگاه شدند و آقا را روی دست این طرف و آن طرف بردند.

با آن صورت خون آلود، ی ی شهر را نشناخت. ی با گوشی، ی ضربان قلب را گرفت: «نمی شود کاری کرد.» محافظ ها با سرعت به سمت در وجی رفتند. پرستاری که تازه از راه رسیده بود، پرسید: «ایشان کی هستند ؟ دارند تمام می کنند» اسم آقای را که شنید، گفت: «ببریدشان بیمارستان؛ اما یک کپسول ا یژن هم با خودتان ببرید.»

انگار ی صدای آن پرستار را نشنید. کپسول را برداشت و خودش را به ماشین رساند. «آقا این کپسول لازمتان است.» کپسول ا یژن و پایه ی آهنی چرخدار را نمی شد برد توی ماشین. پایه های کپسول را تکیه دادند روی رکاب ماشین، پرستار هم نشست بالای سر آقا. در تمام راه، ماسک ا یژن را روی صورت آقا نگه داشت و به همه دلداری داد.

یکی از محافظ ها پرسید: «حالا کجا برویم!؟» پرستار گفت: «بیمارستان بهارلو، پل جوادیه». ماشین انگار ترمز نداشت.

محافظ بیسیم را برداشت. کُدشان «حافظِ هفت» بود. «مرکز 50- 50»؛ این رمزِ آماده باش بود، یعنی حافظ هفت مجروح شده. ی که پشت دستگاه بود، بلند زد زیر گریه.

محافظ یک دفعه توی بیسیم گفت: «با مجلس تماس بگیر.» اسم فیاض بخش و چند نفر دیگر از پزشک های مجلس را هم گفت؛ «منافی، زرگر، ... بگو بیایند بیمارستان بهارلو.»

ماشین را از در عقب بیمارستان بردند توی محوطه . برانکارد آورند و آقا را رساندند پشت در اتاق عمل. محجوبی از همدان آمده بود بیمارستان بهارلو. تازه جراحیش را تمام کرده بود. داشت دستش را می شست که از اتاق عمل خارج شود. آقا را که با آن وضع دید، گفت خیلی سریع دوباره اتاق عمل را آماده کنند.

سمت راست بدن پر از ترکش بود و قطعات ضبط صوت. قسمتی از کاملاً سوخته بود. دست راست از کار افتاده بود و ورم کرده بود. استخوان های کتف و به راحتی دیده می شد. 37 واحد خون و فراورده های خونی به آقا زدند. این همه خون، واکنش های انعقادی را مختل کرد. دو سه بار نبض افتاد. چند بار مجبور شدند پانسمان را باز کنند و دوباره رگ ها را مسدود کنند. کیسه ها ی خون را از هر دو دست و هر دو پا به بدن تزریق می د، اما باز هم خون ریزی ادامه داشت.

یک دفعه یکی از ها دست از کار کشید. دستکشش را درآورد و گفت: «دیگر تمام شد.» بی راه نمی گفت؛ فشار تقریباً صفر بود. یکی دیگر از ها به او تشر زد که چرا کشیدی کنار؟

فشار کم کم بالا آمد و دوباره شروع د.

منافی، همان طور که می آمد بیمارستان بهارلو، تلفن زده بود که سهراب شیبانی، جراح عروق و ایرج فاضل هم بیایند. آقای بهشتی هم زرگر را خبر کرده بود.

محجوبی که حال و روز زرگر را دید، گفت: «نگران نباش، من خون ریزی را بند آورده ام.»

عمل تا آ شب طول کشید، اما دیگر نمی شد درمان را آن جا ادامه داد. کنترل امنیتی بیمارستان بهارلو مشکل بود. تنها بیمارستانی هم که می شد بعد از عمل مراقبت های لازم را به عمل آورد، بیمارستان قلب بود. آن موقع رئیس بیمارستان قلب میلانی نیا بود. چند ماه بعد، نام همین بیمارستان را گذاشتند «بیمارستان قلب شهید رجایی».

هلی کوپتر خبر د. نمی توانستند بیمار را از میان ازدحام مردم نگران بیرون ببرند. محافظ پشت بی سیم گفته بود که قلب ایشان صدمه دیده؛ رادیو هم همین را اعلام کرده بود. مردم نگران بودند که نکند قلب ایشان از کار افتاده باشد، آمده بودند و می گفتند «قلب ما را بردارید و به ایشان بدهید.»

با هزار ترفند، هلی کوپتر را وسط میدان بیمارستان نشاندند. تا برسند به بیمارستان قلب، خط مونیتور وضعیت نبض، دو بار ممتد شد.

ها می گفتند آقا چند مرتبه تا مرز شهادت رفته و برگشته. یک بار همان انفجار بمب بود، یک بار خون ریزی بسیار وسیع و غیر قابل کنترل بود، یک بار هم جمع شدن پروتئین ها در ریه و ح خفگی. همه ی این ها گذشت، اما بیمار تب و لرز شدیدی داشت. چند پتو می انداختند روی آقا. گاهی حتی ها بغلشان می د تا لرز را کمتر کنند. معلوم نبود منشأ این تب ها کجاست؟ ضایعه ی کوچکی هم در ریه دیده بودند.

آقا لوله ی تنفس داشتند و نمی توانستند حرف بزنند. خودشان کاملاً حس کرده بودند که دست راستشان کار نمی کند. اولین چیزی که با دست چپ نوشتند، دوتا سؤال بود؛ «همراهان من چطورند؟» «مغز و زبان من کار خواهد کرد یا نه؟»

باقی روی سطحی از پوست بدن کار می کرد که برای ترمیم و پیوند به قسمت های آسیب دیده برداشته بودند. زخم ها زیاد بودند. درد زخم ها خیلی زیاد بود، اما ها می گفتند تحمل آقا زیادتر است. می گفتند «اصلاً مسکّن ها به حساب نمی آیند.»

بحث ها این بود که بالا ه تکلیف این دست چه می شود؟ ش تگیش رو به بهبود بود، ولی هیچ علامت حرکتی نداشت. چند نفر از جراحان و ارتوپدها بحث می د که دست قطع شود یا بماند.

***

مرتب پیغام می دادند و از اطرافیان می پرسیدند که: «آقاسیدعلی چطورند؟» پیامشان ساعت دو بعد از ظهر پخش شد. میلانی نیا رادیورا گذاشت بیخ گوش آقا. آن موقع ایشان به هوش بودند؛ روح تازه ای انگار در وجودشان دمید، جان گرفتند.

حالشان بهتر بود، اما هنوز قضیه ی هفتاد و دو تن را نمی دانستند. از تلویزیون آمدند که گزارش تهیه کنند. یک ساعتی معطل شدند تا آقا به هوش آمد. پرسیدند ح ان چطور است؟ گفتند: «من بحمدالله حالم خیلی خوب است» و شعر رضوانی را خطاب به خواندند:

«بش ت اگر دل من به فدای چشم مستت

سر خُمِّ می سلامت شکند اگر سبویی»

آقای هاشمی می گفت «اگر یک روز از حال آقا باخبر نباشم، احساس می کنم چیزی کم دارم.» برای همین مرتب از ایشان احوال پرسی می کرد. حاج احمدآقا هم همین طور؛ مرتب احوال می پرسیدند و روزانه به حضرت خبر می دادند.

کم کم به اطرافیان فشار می آوردند که: «آقاجان من باید از وضع کشور اطلاع پیدا کنم. شما هم رادیو را از من گرفته اید، هم تلویزیون را.» ها بهانه می آوردند که امواج رادیویی، دستگاه های درمانی ما را به هم می ریزد و عملکردشان را مختل می کند!

خیلی از چهره های انقلاب برای عیادت می آمدند، اما آقا مرتب از شهید بهشتی می پرسیدند: «چرا همه می آیند، اما ایشان نمی آید؟» شک کرده بودند که یک خبرهایی هست. دور و بری ها هم مانده بودند که چطور به ایشان بگویند. منافی گفت بهترین راه این است که بگوییم حاج احمدآقا و آقایان رجایی و باهنر و هاشمی رفسنجانی بیایند و کم کم ایشان را مطلع کنند. جمع شدند، اما باز هم نتوانستند بگویند. گفتند فقط یکی دو نفر شهید شده اند.

آقا از جمع آن شهیدها به دو نفر خیلی علاقه داشت؛ بهشتی و محمد منتظری. اولین ی هم که به بیمارستان بهارلو آمده بود، محمد منتظری بود. آقا اول پرسیدند آقای بهشتی چطورند؟ گفتند یک مقدار پاهایش مجروح شده است. آقایان که رفتند، ایشان رو د به میلانی نیا و پرسیدند شما از حال ایشان خبر داری؟ گفت: «بله، از وضعشان باخبرم.» پرسیدند: «مراقبت جدی از حال ایشان می شود؟ آن جا هم سر می زنید؟» بعد هم را سؤال پیچ د. میلانی نیا با بغض از اتاق زد بیرون. دوباره که آمد، آقا را دید که بچه های همراه را جمع کرده اند و ازشان بازجویی می کنند. دست و رویش را شسته بود. نشست و یکی یکی اسم همه ی ی حزب را به آقا گفت.

***

شیرینی عیدی گرو فرقان، به کام مردم نشست. هر وقت که در حزب جلسه بود، آقا آ ین نفری بود که از حزب می آمد بیرون.

منبع : پایگاه ی

لعنت بر منافین مزدور

ماجرای ترور آیت الله از زبان همسرش +پیام

ما بی شناسنامه نیستیم... وصیت نامه شهید بهشتی

درخواست حذف این مطلب

http://www.fardanews.com/files/fa/news/1391/1/12/89630_479.jpg

وصیت نامه شهید بهشتی


اینجانب محمد حسینی بهشتی، دارنده شناسنامه شماره ۱۳۷۰۷ از اصفهان وصیت می کنم به همسرم و فرزندانم و سایر بستگانم که در زندگی بیش از هر چیز به فروغ الهی که در دل انسانهاست اهمیت دهند و با ایمان به خدای یکتای علیم، قدیر، سمیع، بصیر، رحمان و رحیم و ان بزرگوارش و پیروی از خاتم ان و کتابش قرآن و از ائمه معصومین سلام ا… علیهم اجمعین و اهتمام به ذکر و یاد خدای و با حضور قلب، روزه، عبادات دیگر و انفاق و ایثار و صدق و جهاد بی امان در این راه و حضور پیگیر در جماعت و انس بامردم راه سعادت را به روی خود باز گردانند. و وصیت می کنم که پس از ارتحال من بسوی خدا یک سوم از خانه مس ی ام در تهران، قل ، خیابان تورج، کوچه منطقی ۸ و ۹ و اثاث خانه متعلق به همسرم خانم عزت الشریفه مدرس مطلق است و از خدای متعال برای او و فرزندانم سعادت در راه خدا زیستن را خواستارم.
۲۷ رجب ۱۴۰۰ هجری محمد حسینی بهشتی


ما بی شناسنامه نیستیم، ما از مردم جدا نمی باشیم، محل مهر جیره بندی قند و شکر، مهر شرکت در انتخابات ریاست جمهوری.
ما بی شناسنامه نیستیم، اولاد زجر کشیده آل عبا، فرزندان زندان های بی نام و نشان و حبس ها و دخمه های فراموش، ما بی شناسنامه نیستیم ،اهل قنوتیم، ن دهستان نیایش و بچه جنوب عشقیم، کبوتران قباپوشی که بال در خون شهیدان کربلا نهاده ایم و عمری بر شاخه ها مرثیه خوان ذبح بنی آدم ، ما از امتزاج دو ایمان بدوی روستائی از تصادم دو عدم ساده بوجود آمده ایم، با هیچ هیچ فرقی نداریم و مان را اول وقت می خوانیم.
ما محصول آن لحظاتی هستیم که خسته از بیل و رنجور از داس خیمه دعائی برافراشته اند، ما ساده نشینان کاخ ویرانه فقر و فنائیم. پنجره هائی که روبسوی افق سبز توکل باز می شوند، ما مثل کت در هر گوشه خاک و در هر لحظه از روزگار باز می شویم و دیگران را از خود باخبر می کنیم.
ما مثل وضو ساده و پاکیم، عین افطار بی آلایش و معصومیم، ما را می شود در هر گوشه مسجد پیدا کرد. در هر جستجو نمود، با هر دردی دریافت، ما مثل تلاوت غمگینیم، مثل تکبیر ح خنجر داریم، و دوستان ما شیران روز و پارسایان شبند، از نوح به بعد تا کربلا و هویزه وتا هویزه حضور داریم، پشت هر سنگی روییده ایم، با هر بوته ای رسیده ایم، بر هر شاخی بر داده ایم، ما در این آب و خاک سبز می شویم ما بی شناسنامه نیستیم.

استیضاح تا ۱۵ روز دیگر کلید می خورد

درخواست حذف این مطلب

خجسته

استیضاح تا ۱۵ روز دیگر کلید می خورد

مردم همدان گفت: ما ۱۰ تا ۱۵ روز به ت فرصت می دهیم تا برنامه های خود را برای مقابله با توطئه های دشمن در جنگ اقتصادی را به مجلس ارائه کند و اگر نتواند ما در مجلس استیضاح وزرای اقتصادی ت و موضوع عدم کفایت رئیس جمهور را در مجلس کلید خواهیم زد.

به گزارش« »، خجسته مردم همدان در مجلس شورای ی گفت: صحبت های آقای جهانگیری درمورد مسائل اقتصادی امروز پایه و اساسی ندارد و حرف هایی که می زند این نکته را به ذهن متبادر می کند که گویا اطلاعی از وضعیت موجود اقتصادی کشور ندارد.

وی افزود: ما امروز در شرایط جنگ اقتصادی به سر می بریم و فرمانده جنگ اقتصادی امروز ما آقای جهانگیری و دوستانشان هستند و این فرماندهان جنگ اقتصادی هیچ برنامه ای را برای مقابله با این جنگ ارائه نکرده است و ما را در مجلس ناامید کرد.

رئیس فرا یون مبارزه با مفاسد اقتصادی مجلس اظهار داشت: اگر این آقایان عملیاتی در جنگ اقتصادی داشتند دشمن نفوذ نمی کرد، امروز دلار در کشور ما از ۳۵۰۰ تومان به ۶ هزار تومان رفت و بعد از صحبت های آقای جهانگیری در مجلس به ۹ هزار تومان رسید، این چه عملیات جنگ اقتصادی است که فرمانده جنگ اقتصادی انجام می دهد آن هم در برابر یی که وزارتخانه خود را با ۵۰۰ نفر از نیروهای نخبه و اثرگذار بسیج کرده، متاسفانه ستاد فرماندهی جنگ اقتصادی ما برنامه ای برای این جنگ ندارد و خدا کند چیزی غیر از این باشد و این دوستان برنامه ای داشته باشند و ما ندیده باشیم.

خجسته خاطرنشان کرد: آیا نتیجه عملیات ستاد فرماندهی جنگ اقتصادی این است که دلار به ۹ هزار تومان و یورو به ۱۱ هزار تومان و سکه به حدود ۳ میلیون تومان برسد این وضعیت جای تعجب دارد. این چه وضع کنترل جبهه جنگ اقتصادی است که قیمت ارز خارجی ۵ دقیقه به ۵ دقیقه افزایش پیدا می کند.

وی افزود: در حوزه فرماندهی جنگ اقتصادی ما هیچ برنامه ای برای مقابله با ارائه نشده و کار به گونه ای نباشد که ما با فرصت سوزی کاری کنیم که دستمان مقابل دشمن خالی بماند.

رئیس فرا یون مبارزه با مفاسد اقتصادی مجلس اظهار داشت: ما در بحث واردات کالا نیز شاهد ثبت سفارش های صوری هستیم و وارداتی انجام نمی شود و در مقابل ارز مبادله ای برای کالای وارد نشده را دریافت می کنند و بالغ بر ۲۵ میلیارد دلار بابت این ثبت سفارش های صوری از سوی برخی اشخاص دریافت شده است.

خجسته خاطرنشان کرد: ما ۱۰ تا ۱۵ روز به ت فرصت می دهیم تا برنامه های خود را برای مقابله با توطئه های دشمن در جنگ اقتصادی را به مجلس ارائه کند و اگر نتواند ما در مجلس استیضاح وزرای اقتصادی ت و موضوع عدم کفایت رئیس جمهور را در مجلس کلید خواهیم زد و صد البته این استیضاح و عدم کفایت نه با اه بلکه به خاطر ناتوانی در حوزه اقتصادی است، این خواسته مردم است و ما از آن یک درصد هم عقب نشینی نخواهیم کرد.

وی افزود: در این وضعیت جنگ اقتصادی شاهد حضور آقای رئیس جمهور در توچال هستیم ، ما در جنگ اقتصادی به سر می بریم، جنگ تفریحی که نداریم.

رئیس فرا یون مبارزه با مفاسد اقتصادی مجلس اظهار داشت: قطعا دست هایی در کار است که با برخی اقدامات بخواهند نظام و ولایت را به ناکارآمدی برسانند. آقای جهانگیری نه نظام ناکارآمد است و نه ولایت و نه نیروهای انقل ، اگر ستاد فرماندهی جنگ اقتصادی ناکارآمد است به ما گزارش دهید ما از ستاد جنگ اقتصادی کارآمدی ندیده ایم.

خجسته در پایان خاطرنشان کرد: مستنداتی به ما رسیده که برخی از کالاهای غیرضروری و ممنوعه با ارز مبادله ای وارد کشور می شوند که این خود یک جنگ اقتصادی بر علیه مردم است. وقتی که خاک زیر پای گربه و غذای سگ و لوازم آرایشی را را با ارز مبادله ای وارد کشور می کنند نمی توان آن را یک جنگ اقتصادی بر علیه کشور دانست.

سایت به نقل از خبرگزاری فارس

۵ تیر ۱۳۹۷

جوانان را از شر کنکور نجات دهید

درخواست حذف این مطلب
https://www.chaabok.com/wp-content/uploads/2017/08/730237_338.jpg

انتقاد مخبر دزفولی از معضل کنکور/ شر کنکور باید کم شود

به گزارش خبرنگار مهر، محمدرضا مخبر دزفولی به مناسبت سی و سومین سالگرد تاسیس شورای عالی انقلاب فرهنگی در نشست خبری که صبح امروز برگزار شد، با اشاره به برگزاری کنکور گفت: کنکور در حال حاضر یک معضل است و باعث می شود استعدادها و توانایی های دانش آموزان سرکوب شود.

** جوانان را از شر کنکور نجات دهید
دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی در پاسخ به خبرنگاری درباره مصوبات این شورا پیرامون موضوع کنکور گفت: عوامل گوناگونی در حذف کنکور مداخله می کنند، البته قوانینی در مجلس شورای ی به تصویب رسیده ولی گاهی دستگاه های اجرایی توجه به قوانین نمی کنند ولی واقعیت این است که ما باید به سمت حذف کنکور برویم و راهی جز حذف نداریم.
وی دلایلی را برای حذف کنکور برشمرد و گفت: کنکور ذهن فرزندان ما را از اینکه خلاقیت ها و توانمندی های خود را بروز دهند جلوگیری می کند چون با این روند تست زنی و تفکر اینکه فقط برای کنکور برنامه ریزی کنیم یک آفت جدی در آموزش و پرورش است.
مخبر افزود: از طرف دیگر معلوم نیست بهترین ها را با تست زدن چند ساعته بتوانیم برای انتخاب کنیم چون دانش آموزان با استرس در آزمون شرکت می کنند در حالی که دانش آموزان در دوره زمانی چند ساله می توانند ارزی شوند.
وی مشکلات کنکور را نه فقط مربوط به دانش آموزان که به چند میلیون خانواده دانست و گفت: مردم را نگران می کنیم و هزینه های بسیاری را به خانواده ها تحمیل می کنیم در حالی که بسیاری از خانواده ها توان پرداخت پول های گزاف برای آموزش های گوناگون کنکور را ندارند.
مخبر دزفولی همچنین گفت: ما باید روش های گوناگون دیگر را جایگزین سنجش دانش دانش آموزان و استعدادهای آنها کنیم که از سال 92 قرار بوده به تدریج و سال به سال سهم معدل و ظرفیت های دوره تحصیلی از 15 درصد به 80 یا 85 درصد برسد در حالی که الان این گونه نیست و بیش از 90 درصد از ارزی با همان تست چند ساعته کنکور است.
وی افزود: بنابراین به دنبال آن هستیم که رویکرد خود را درباره کنکور عوض کنیم و من چند سال است که مطرح می کنم افرادی وارد این قضیه شوند و جوانان ما را از این آفتی که گریبانگیر نظام آموزش و پرورش و نظام آموزش عالی شده نجات دهند.
قانون حذف کنکور در آبان ماه 1386 به تصویب مجلس شورای ی رسید و قرار شد سوابق تحصیلی دانش آموزان، جایگزین آن شود ولی تاکنون این اقدام عملیاتی نشده و در سالهای 91 و 95 نیز اصلاحیه هایی از طرف مجلس برای این قانون درنظر گرفته شد.

وی ادامه داد: دانش آموزان از زمانی که در مقطع دبیرستان هستند به جای اینکه فکر کنند و درس را یاد بگیرند بیشتر به فکر کنکور هستند و همین کنکور باعث عدم اجرایی شدن سند تحول آموزش و پرورش شده است. شجاع مردی می خواهد که شر کنکور را از سر نظام آموزش عالی کشور کم کند البته تا جایگزینی برای کنکور نباشد نمی توان آن را حذف کرد.

دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی ادامه داد: آموزش و پرورش طرحی را در دست دارد که البته آن طرح را هنوز به شورای عالی انقلاب فرهنگی ارائه نداده است اما در این طرح آمده دانش آموزان را بر اساس نحوه درس خواندن آنها در طول سال ارزی کنند و آن مبنای ورود آنها به باشد و سنجش و پذیرش نیز با توجه به توانمندی دانش آموزان توسط ها انجام شود.

راه حل نجات آموزش عالی ما حذف کنکور است

دزفولی تاکید کرد: راه حل نجات آموزش عالی ما حذف کنکور است اما اینکه شیوه حذف به چه صورت باشد هنوز به نتیجه ای منسجم و قابل ارائه نرسیده ایم.

وی ادامه داد: ۳۰ درصد دانش آموزان علوم تجربی بوده و درست همین مقدار فنی و حرفه ای و کار و دانش هستند و این نشان می دهد اقبال به کار مهارتی بین دانش آموزان وجود دارد و اگر ما کاری کنیم و جریان کنکور را تقلیل دهیم و روش دیگری را جایگزین کنیم مشاهده می کنیم دانش آموزان ما به سمت کار و دانش و فنی حرفه ای سوق پیدا می کنند.

عدم ارائه موضوع بین رشته ای های وزارتین به شورای عالی انقلاب فرهنگی

وی در مورد رشته های مشترک وزارت بهداشت و وزارت علوم و اینکه قرار بود کمیته ای در شورای عالی انقلاب فرهنگی در این خصوص تشکیل شود و وضعیت رشته های مشترک این دو وزارتخانه را مشخص کند، گفت: هنوز این مساله به صحن شورا توسط دو وزارتخانه ارائه نشده تا کمیته تشکیل شود. اگر پیشنهاد شود شورا در این زمینه ورود پیدا می کند ولی هنوز کمیته ای تشکیل نشده است.

تعیین تکلیف سهمیه های کنکور در چند ماه آینده

دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی در مورد تشکیل کمیته ساماندهی سهمیه های کنکور نیز گفت: این کمیته تشکیل شده ولی نتایج آن تا چند ماه آینده اعلام می شود.

وی در مورد رشته های علوم انسانی گفت: بیش از ۳۰۰ الی ۴۰۰ عضو هیات علمی ها در خصوص رشته های علوم انسانی با شورای تحول و ارتقای علوم انسانی مشغول کار هستند و انی که در این زمینه پیشنهاد و یا نقدی دارند می توانند به شورا ارائه دهند.

مخبر دزفولی درباره اینکه گزارش هایی در خصوص اجرای بخش هایی از سند ۲۰۳۰ وجود دارد گفت: گزارشی در این خصوص ندارم اگر منظور شما اجرای سند ۲۰۳۰ در بخش آموزشی است چنین چیزی اصلا وجود ندارد. سند ۲۰۳۰ توسط شورای عالی انقلاب فرهنگی و خود رئیس جمهور لغو شد و معنا ندارد که اجرا شود. اگر گزارشی هم باشد ما مانع آن می شویم و البته گزارشی هم نداریم.

وی تاکید کرد: آموزش و پرورش قرار است که سند تحول آموزش و پرورش را اجرایی کند و نقشه اجرایی آن را به شورا گزارش دهد.

منافع عده ای نمی گذارد که کنکور حذف شود !

درخواست حذف این مطلب

http://media.isna.ir/content/erfan-15-8.jpg/4

فرهاد ، رئیس آزاد ی از وجود مافیا در کنکور خبر داد و از چرایی حذف کنکور گفت.

به گزارش خبرگزاری آنا ؛ رئیس آزاد ی دراین باره گفت: «یک لولا میان نظام پرورشی و آموزش عالی کشور وجود دارد که بر این اساس هشت هزار میلیارد تومان گردش مالی کنکور است، یعنی کلاس های کنکور و برگزاری آزمون و مسائل این چنینی دارای هشت هزار میلیارد تومان گردش مالی است که افرادی اجازه نمی دهند کنکور حذف شود.»

او از پیشنهاد آزاد ی در بحث کنکور صحبت به میان آورد و تصریح کرد: «یکی از پیشنهادهای آزاد ی این است که به جای برگزاری یک کنکور در سال و وارد استرس به خانواده ها چندبار در سال امتحان بگیریم و بالاترین نمره فرد ملاک پذیرش باشد؛ اما چرا این اتفاق نمی افتد؟»

اصل خبر

دعا برای دریافت طلب ، برگشت قرض و امانتی

درخواست حذف این مطلب

http://citar.ir/wp-content/uploads/2017/09/%da%af%d8%b1%d9%81%d8%aa%d9%86-%d8%b7%d9%84%d8%a8-%d9%88-%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%d8%aa-%d8%ae%d9%88%d8%af-%d9%88-%d9%85%d9%88%d9%81%d9%82%db%8c%d8%aa-%d8%af%d8%b1-%da%a9%d8%a7%d8%b1.jpg

1) برای ادای قرض و گرفتن طلب ها و ثروت

از حسین بن خالد : در بغداد سیصد هزار درم بد ار شدم و چهار صد هزار درم طلبکار بودم‏. طلبکاران فرصت نمیدادند که طلبم را بازستانم و بایشان دهم، وقت حج رسید، پنهانى از بغداد خارج شدم تا بخدمت موسى بن جعفر (ع) برسم، ولى نتوانستم، شرح حالم را براى حضرت نوشتم، (ع) در پشت نامه ام جواب نوشت پس از هر سه بار بگو:

اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ یَا لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ بِحَقِّ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ أَنْ تَرْحَمَنِی بِلَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ یَا لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ بِحَقِّ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ أَنْ تَرْضِیَ عَنِّی بِلَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ یَا لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ بِحَقِّ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ أَنْ تَغْفِرَ لِی بِلَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ

(خداوندا اى آنکه جز تو خدائى نیست بحق آنکه جز تو خدائى نیست مسألت دارم که بحق لا إِلهَ إِلَّا أَنْتَ، بر من رحمت آر، و اى خدائى که جز تو خدائى نیست بحق آنکه جز تو خدائى نیست به برکت آنکه جز تو خدائى نیست از من‏ خشنود و راضى شو .... مرا ببخش‏...)

بدرستیکه حاجت تو برآورده خواهد شد

حسین بن خالد می گوید : بر این دعا مداومت و چهار ماه نشد که طلبم را وصول و بدهیم را اداء کرده و صد هزار درهم برایم ماند.

منبع : مکارم الاخلاق صفحه ۳۴۷

مکارم الأخلاق / ترجمه میرباقرى، ج‏2، ص: 175

یادداشت مرتبط:

نویسنده سالها قبل قرضی به یک همکار برای یک ماه داد. آن همکار اما ی ال بود که نمی اورد. روزی بعد از جماعت ظهر و عصر به کتابخانه محل کارم امدم و کتاب ناسخ واریخ را برداشتم باز این حدیث را دیدم ... تازه عصر را خوانده بودم گفتم وقتشه .. دعا را خواندم قبل از پایان وقت اداری دوستم قرض ی اله را پس آورد.

2) وصول اموال و قرض هایی که به دیگران دادی:

ولید بن صبیح می گوید به صادق علیه السلام شکایت از قرض هایی که به دیگران دادم یا نتوانسته اند یا نخواستند بدهند چه کنم پولهایم وصول شود . حضرت فرمود : این دعا را بخوان به خواسته ات خواهی رسید


اللَّهُمَّ هَبْ لِی لَحْظَةً مِنْ لَحَظَاتِکَ تُیَسِّرُ عَلَى‏ غُرَمَائِی‏ بِهَا الْقَضَاءَ وَ تُیَسِّرُ لِی بِهَا مِنْهُمُ الِاقْتِضَاءَ إِنَّکَ عَلى‏ کُلِّ شَیْ‏ءٍ قَدِیرٌ وَ صَلَّى اللَّهُ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ

منبع : مصباح کفعمی ص 176 - کافی ج 2 ص 555

3) وصول طلب

برای وصول طلبی که توانایی باز پس گرفتن آن نیست 108 مرتبه ذکر « یا حق » خوانده شود (تاثیر این ذکر تا آنجاست که حتی بد ار به دنبال طلبکار خود خواهد آمد.)

4) اگر به ی چیزی امانت دادید و حاضر به پس دادن آن نبود این دستور را به کار گیرید که مجرب است. دستور این است :

200 مرتبه بعد از هر به نیت ارجاع امانتی توسط شخص بگویید :

یا قاهِرُ ذو الْبَطْشِ الشَّدید اَنتَ الَّذی لایُطاقُ انْتِقامَه

همینطور ادامه دهید می بیند طولی نمی کشد که شخص امانتی را به شما پس خواهد داد. انشاءالله

با اعتقاد بخون عزیزم.ایشالا مشکلت حل میشه

اسْتَغْفِرُاللَّهَ الَّذى لا اِلهَ اِلاّ هُوَ الْحَىُّ الْقَیُّومُ الرَّحْمنُ الرَّحیمُ بَدیعُ السَّمواتِ وَالأرْضِ مِنْ جَمیعِ ظُلْمى وَ جُرْمى وَ اِسْرافى عَلى نَفْسى وَ اَتُوبُ اِلَیْهِ

ادا قرض و رفع ستم
مردى خدمت به خدمت حضرت صادق آل محمد (صلی الله علیه و آله ) شرفیاب شد و از قرض و ستم سلطان به آن حضرت شکایت کرد و گفت :

اِى آقاى من ، اطرافم را قرض احاطه کرده و سلطانى هم هست که به من ظلم مى کند، اگر دعایى دارید به من بیآموزید تا به وسیله آن دعا، غنیمتى ، گنجى ، زیرخاکى ، چیزى پیدا کنم و قرضهایم را اداء کنم و ستم سلطان را هم با آن باز دارم ؟!

حضرت فرمود:

وقتى که شب شد، دو رکعت بخوان ، که در رکعت اول آن بعد از حمد ((آیة الکرسى )) باشد.

و در رکعت دوم : بعد از حمد، آ سوره را بخوان لَوْ اَنْزَلْنا هذَا الْقُرآنَ عَلى جَبَلٍ...)را تا آ سوره بجا آور.

منبع: چند ختم از کتاب آیت الکرسی طلسم عظیم القدر - حاج نصر بروجردی

رای مجلس به عدم کفایت رئیس جمهور

درخواست حذف این مطلب
related image
به مناسبت سالگرد روزهای پایانی داد و هفته اول تیر 60

14 دلیل عدم کفایت بنی صدر در بیان آیت الله

روزهای پایانی داد و هفته اول تیر هر سال یادآور رویدادی مهم در تاریخ انقلاب ی است، در چنین روزهایی بود که عدم کفایت اولین رئیس جمهور ایران ی توسط مجلس شورای ی تصویب و بنی صدر را از این مقام برکنار د.
بی شک برکناری بنی صدر از ریاست جمهوری و حوادث خونبار بعدی از شورش مسلحانه منافقین گرفته تا به شهادت رسیدن آیت الله بهشتی و نیز ترور نافرجام حضرت آیت الله العظمی تهران و وقت مجلس شورای ی از مهم ترین رویدادهای تاریخ انقلاب در طول نزدیک به چهار دهه گذشته است.
معظم انقلاب که در آن برهه مجلس شورای ی بودند یک هفته قبل از ترور در مسجد ابوذر تهران، سخنانی تاریخی در اثبات عدم کفایت ابوالحسن بنی صدر ایراد د که بازخوانی این سخنان امروز و با گذشت 35 سال خالی از لطف نیست.
آیت الله در جلسه 30 داد 1360 مجلس و در یک سخنرانی تاریخی 14 دلیل عدم کفایت ابوالحسن بنی صدر رئیس جمهور وقت را بر می شمرند که بازخوانی این 14 دلیل تاریخ گویای سال های اول پس از انقلاب می تواند محسوب شود.
دلایل عدم صلاحیت بنی صدر برای ریاست جمهوری
آیت الله در ابتدای سخنان خود خطاب به نمایندگان و در یک کلام به کل ملت ایران اظهار داشتند: در حضور شما و همه انی که این سخن را خواهند شنید اعلام می کنم که این جانب آقای بنی صدر رئیس جمهور را دارای کفایت برای پست خطیر ریاست جمهوری نمی دانم.


کفایت یعنی…
آیت الله تاکید د: کفایت یعنی اینکه شخص برای اداره مسئولیتی که به عهده او واگذار شده کافی و صالح باشد. فقدان کفایت در هنگامی است که وی آن شرایطی را که برای انجام این مسئولیت در قانون اساسی معین شده فاقد باشد و کمبود یا عیبی داشته باشد که با آن صفات مقرره منافی است. اصل ۱۱۵ قانون اساسی صفات لازم برای ریاست جمهوری را از جمله امانت و تقوی، اعتقاد به مبانی ایران، مدیر و مدبر بودن می داند هر کدام از صفات بالا که در شخصی نباشد وی برای احراز این مقام فاقد کفایت و صلاحیت است با این زمینه اکنون می توان به بررسی وضع آقای بنی صدر در رابطه با مقام ریاست جمهوری پرداخت.
ایشان ادامه دادند: این یک خصومت شخصی یا جریان حزبی نیست یک تکلیف شرعی و مسئولیت الهی و پاسخ به یک خواست مردمی وعمومی است. اگر نگرانی حفظ انقلاب و و وم ادای مسئولیت در قبال مردم نبود و ما حاضر می شدیم آقای بنی صدر را با همه عیوب و اشکالات تحمل کنیم و از مسئولیت الهی نمی شیدیم یقینا نه آقای بنی صدر و شاید نه همین برادران ما را به انحصارطلبی و قدرت گرایی و امثال این تهمت های و تکراری متهم نمی د.


دلیل حضور مردم در خیابان ها
آیت الله به سخنان چند مخالف در جلسه 29 داد 1360 اشاره کرده و اظهار داشتند: برادران مخالف با اشاره به حضور مردم در خیابان ها و تشویق آقای رجائی که از آنان به نام حزب الله نام می برد این کار را خلاف مصلحت و روشی غیرمنطقی دانسته اظهار داشته اند که با تهییج مردم هیچ مسئله ای حل نمی شود. این برادران گویا فراموش کرده اند که مردم را آقای رجائی به خیابان ها نکشانید این حضور کوبنده و قاطع مردم فقط و فقط هنر شور و انگیزه ایمانی خود آنان و صدای رسا و همیشه نافذ امت بود و همیشه چنین بوده است در گذشته هم هیچ عامل دیگری نمی توانست مردم را به حضور در صحنه وادار کند نه فقط امروز در گذشته هم شما نه این حرکت را به درستی می شناختید و نه بر آن توانائی داشتید و فرق میان بر حق این امت با مدعیان مبارزه از جمله در همین است او به مردم تکیه می کند از آنها مسئولیت می خواهد به آنها اعتماد می کند برای آنها ارزش قائل می شود و مدعیان سیاست از این همه غافل و از خیرات آن محرومند.
آیت الله به حمایت های خود از بنی صدر در طول ریاست جمهوری او اشاره و ادامه دادند: این جانب در بارها و بارها از او حمایت و مردم را به حمایت از او دعوت و علی رغم آن همه فشار تبلیغاتی او نسبت به جریان خط ع العمل نشان ندادم اما جان کلام این جا است که وقتی وجود او با استفاده از انواع روش های ت یبی برای همین جمهوری به صورت آفتی بی علاج درمی آید و او در مقام ریاست جمهوری بزرگ ترین مدعی و تحقیرکننده آن به بلندگوی مخالفان آن می شود آیا باز هم حمایت از او به معنای حمایت از است؟
ایشان افزودند: نه برادر منصفانه قضاوت کنید هیچ حمایتی از بنی صدر ارزش واقعی و عملی حمایت را از او نداشت. اما دیدید که هنگامی که پس از یک سال صبر و سکوت دردآلود مشاهده د که همچنان خط نفاق و ارتداد و کفر و استکبار سنگر مستحکمی در وجود آقای بنی صدر یافته است حمایت خود را از او سلب د واین را برای خود تکلیف دانستند شما به حمایت تا اسفند ۵۹ تکیه می کنید چرا به سلب حمایت در داد ۶۰ تکیه نمی کنید؟


دلایل بی کفایتی بنی صدر؛

۱– عدم احترام به نهادهای قانونی
آیت الله در ادامه دلایل بی کفایتی بنی صدر را در موارد زیر خلاصه د ؛
رئیس جمهور صلاحیت وکفایت خود را بایددر احترام به نهادهای قانونی ثابت کند چرا که مشروعیت او مبتنی بر حرمت قانون اساسی است که آن نهادها بخشی از تحقق خارجی آن را تشکیل می دهند. آقای بنی صدر بارها به نهادهای قانونی بی حرمتی روا داشته و به این طریق پایه مشروعیت خود را سست کرده است.
۲- رعایت ن حرمت جمهوری و رئیس جمهور
رئیس جمهور بالاترین مقامی است که حفظ حرمت نظام جمهوری از او انتظار می رود تحقیر جمهوری تحقیر رئیس جمهوری است. آقای بنی صدر در یک جمله کوتاه و نهاد ریاست جمهوری را تحقیر میکند «این جمهوری، جمهوری ای نیست که من ف کنم رئیس آن باشم.»
۳- استفاده از هر ابزاری در مقابله با مخالفان
آقای بنی صدر در مقابله با انی که وی آنها را دشمن خود فرض می کرد از هیچ اقدامی اباء نکرد و حتی از اینکه رویه های ت یبش اساس واستقلال کشور را خدشه دار کند پروائی نورزید. شاید امروز بالا ه وقت آن رسیده باشد که بپرسیم ماجرای بحران عمومی که یکی از نزدیکان و مشاوران وی درمناظره کذایی تلویزیونی مطرح کرد واقعا چه بود؟ سندهای افشاگرانه ای در این زمینه در دست است براساس صورت یکی از جلسات جمع مشاوران وهمکاران نزدیک ایشان یکی از نقشه های آنان این بوده است که پس از روی کار آمدن تی که مجلس به آن متمایل است اما آقای بنی صدر اورا نمی پسندد و با کارشکنی ها و مخالف خوانی ها جلو موفقیت او را بگیرند تا بی آبرو و ت شود و با یک جدال کارها را خود قبضه کنند. رفتار شخص آقای بنی صدر و دوستانش در مقابله با ت آقای رجایی قدم به قدم نشان دهنده همین طرح است تقوای و تعهد ی که شرط اصلی ریاست جمهوری است چنین روشی را تقبیح می کند وهرگز با آن نمی سازد.
۴- سیاست گرایی به جای حقیقت گرایی
در انقلاب ما و نیز در جمهوری ما که ثمره آن بود ویژگی بارز و چشمگیری که می توانست آن را از همه تجربه های مشابه ممتاز کند حقیقت گرایی به جای سیاست گرایی بود. همه چیز در روش و رفتار وخطوط سیاست داخلی وخارجی ما از چنین روشی خبر می داد. آقای بنی صدر در مقام ریاست جمهوری این روش را نقض کرد و سیاست بازی را جانشین حقیقت گرائی کرد.
۵- صادق و راستگو نبودن
یکی از اصول اخلاقی ومصداق بارز تقوی وامانت که جزو صلاحیت ها وشرائط رئیس جمهور در قانون اساسی به شمار آمده صداقت و راست گویی است. آقای بنی صدر این شرایط را نقض کرده واساس کار خود را بر عدم صداقت در اظهار و در عمل نهاده است.
۶- بی قدر و منزلت و امت
بی شک چهره منور و شخصیت والای معنوی و و هوشمندی و قاطعیت سنگین ترین وزنه انقلاب و جمهوری ما است. حضور مردم در صحنه وزنه عظیم دیگری است که دشمن را مایوس می کند و نظام صحنه اقدام و مجاهدت وامت است هم اکنون آیا کوشش عمدی یا سهوی در بی قدر و منزلت این عظمت ها به چه تعبیر می شود؟ خیانت یا عدم کفایت؟
۷- رعایت ن حیثیت جمهوری در خارج از کشور
رئیس جمهور باید حیثیت جمهوری را در خارج از کشور حفظ کند. تخلف از این کار اگر خیانت نباشد قطعا بی کفایتی واخلاقی و خیلی بی کفایتی های دیگر است در طول ۹ ماه گذشته یعنی از اوایل تشکیل ت جدید و حتی پیش از آن بزرگترین بلندگوی تبلیغاتی علیه نظام آقای بنی صدر بود و شگفتا که با اصرار در مطبوعات خارج نیز درج و منتشر می گردید.
۸- مشاوران بدنام و مشکوک
کمترین حد کفایت آن است که محدوده مشاوران نزدیک و همکاران و یاران رئیس جمهور از عناصر بدسابقه و بدنام ولااقل مشکوک ومورد سوء ظن پاک باشد.
۹- افشای اسرار اقتصادی کشور
افشای اسرار اقتصادی کشور نیز یکی دیگر از دلائل عدم کفایت آقای بنی صدر است. اظهار میزان نیاز ایران به صدور نفت و میزان موجودی ارزی کشور و اظهار فلج اقتصادی از آن جمله است.
۱۰- ایجاد تشنج در کشور پیش از جنگ
در ۳۰ شهریور ۵۹ حمله بزرگ م ان عراقی به ما آغاز شد. ۱۳ روز قبل از آن آقای بنی صدر در یک سخنرانی با مشتعل آتش اختلافات داخلی و با طرح مسائلی… منشاء یک سلسله خصومت های داخلی میان مردم و پیدایش جو اختلاف و کدورت شد آیا بنی صدر در آن هنگام از حدوث قریب الوقوع جنگ مطلع بود یا خیر؟ به هر تقدیر یکی از دو شق، بی هوشی و بی تقوائی یعنی به هر حال بی کفایتی بر آن منطبق است. به گمان زیاد بنی صدر انتظار چنین حمله ای را داشت خود ایشان در یک جا تصریح می کند که «من خبر داشتم» ولی قاعدتا او چنان ی است که مناقشات و درگیری های برای او بر هر چیزی مقدم است، حتی در حال جنگ، نمونه ای از این روحیه را که هرگز در طول جنگ نتوانست آن را پوشیده نگه دارد در شماره های متوالی کارنامه و در مصاحبه ها و سخنرانی های عاشورا و ۱۴ اسفند و قزوین واصفهان وغیره به وضوح می توان دید.
۱۱- بی توجهی به خط ی انقلاب
رئیس جمهور باید در جهت تحقق آرمان های ی بکوشد ودر این زمینه توجه به خط اصلی انقلاب و ی آن که مورد پذیرش تمام توده های میلیونی کشور است حائز اهمیت فراوان است. کفایت رئیس جمهور در درک صحیح پایه های ی و حرکت در جهت رهنمودهای آن تجلی می کند وآقای بنی صدر نه تنها در این جهت حرکت نکرد بلکه عملا در مقابل ی ایستاد و رهنمودهای امت مبنی بر خط آرامش و جلوگیری از تشنج آفرینی را آشکارا زیر پا نهاد.
۱2- حرکت به سمت قدرت مطلقه و استبداد
نفی قدرت مطلقه از ویژگی های انقلاب ما بود طبعا جمهوری ما پذیرش هر قدرت دیگری ابا و امتناع داشت و قانون اساسی ما نیز بر همین پایه، پایه ش تن قدرت و تقسیم آن میان نهادهای مختلف قانونی شکل گرفته است. آقای بنی صدر درست به ع همواره جویا و تلاش گر قدرت مطلقه بود. طبیعی بود که در برابر او مقاومت شود و او این مقاومت را کارشکنی می نمود و جای تاسف است که انی هنوز هم همان سخن را تکرار می کنند و قولا و عملا به قدرت طلبی و قدرت گرائی جنبه مشروعیت می بخشند.
۱۳– اخلال گری و شورش
عجیب ترین پدیده ای که در رابطه با عدم کفایت ایشان قابل بررسی است اخلال و شورش گری ایشان است. این از هر در یک نظام اجتماعی قابل تصور باشد از رئیس یک ت غیرمعقول است بارها ایشان مردم را کارگران را نظامیان را به مقاومت در برابر نظم موجود دعوت کرده است.
۱۴– خصلت های ناپسند فردی از جمله غرور
خصلتهای شخص ایشان نیز هر کدام در سلب صلاحیت های لازم برای یک رئیس جمهوری ت ی دارای نقش است غرور وی که خود را شه بزرگ قرن و کتاب خود را بزرگترین اثر تاریخ می شناسد که نوار گفته ایشان که اتفاقا در همین جا در عمارت دبیرخانه کنونی مجلس گفته اند موجود است .(1)


یک هفته گذشت
در این مختصر در پی آن نیستیم که اثبات کنیم و یا نشان دهیم عامل ترور آیت الله یک هفته پس از آن سخنرانی تاریخی گرو نفاق و هوداران رئیس جمهور معزول بودند و یا گرو تروریستی فرقان که شواهد موجود ترور توسط فرقان را تقویت و اثبات می کند ولی روی سخن آن جا است که در آن روزهای حساس تاریخ ایران منافع کلیه گرو های ضد انقلاب از منافقین گرفته تا چپ نمایان و همچنین فرقان در یک راستا قرار گرفته بود و آنان می خواستند کار انقلاب ی و امت به پا خاسته را یک جا خاتمه دهند که با کمک خداوند متعال در این توطئه ناکام ماندند.
با همه این اوصاف «سال ۶۰ با همه فراز و نشیب ها، درگیری منافقین و بنی صدر با ، موج ترورها، حادثه های هفتم تیر، هشتم شهریور و سختی های جبهه های جنگ رو به پایان است. ۲۸ اسفند محبوب تهران که در نتیجه این ترور ناکام ۹ ماه از دور مانده بود، به محراب برمی گردد. آیت الله با برشمردن سختی هایی که مردم و انقلاب در این سال پشت سر گذاشته اند، سال ۶۰ را «سال ایثارها و شهادت ها» و «سال ج ارزنده ترین سرمایه ها» و کارنامه این سال را «کارنامه ای خونین، سرخ رنگ، پردرد و پررنج؛ اما خوش عاقبت و نویدبخش و گرم کننده» معرفی می کنند.(2)

پی نوشت ها
1-مشروح مذاکرات مجلس، 30 داد 1360
2- بازخوانی اسناد ترور ناموفق انقلاب در تیرماه ۱۳۶۰ ؛ چه انی آیت الله را ترور د؟، پایگاه اطلاع رسانی معظم انقلاب، 6 تیر1394

بسم اللَّه الرحمن الرحیم‏

پس از رأى اکثریت قاطع نمایندگان محترم مجلس شوراى ى مبنى بر اینکه آقاى ابوالحسن بنى صدر براى ریاست جمهورى ى ایران کفایت سیاسى ندارد، ایشان را از ریاست جمهورى ى ایران عزل نمودم.

اول تیر ماه 60

روح اللَّه ال الخمینى‏

(صحیفه ، ج‏14، ص: 480)

حضرت در همین روز ضمن سخنانی به بنی صدر فرمودند:

«من بسیار متأسفم از اینکه کوشش که در این دوره اول جمهورى ى این طور مسائل پیش نیاید، و این طور عزل و نصبها نشود؛ لکن با کمال کوششى که اینها نتوانستند بفهمند. من با زبان هاى مختلف آنها را دعوت به اینکه رها کنند این راهى را که در پیش دارند و با ملت ایران این طور نکنند.» (صحیفه ، ج14، ص 486)

همچنین از نصیحت و خیرخواهی برای بنی صدر فروگذار ن د:

«من الآن هم نصیحت مى‏ کنم آقاى بنى صدر را به اینکه نبادا در دام این گرگ هایى که در خارج کشور نشستند و کمین د بیفتید، و این آبرویى که از دست دادید بدتر بشود.» (صحیفه ، ج14، ص 492)

http://img.tebyan.net/big/1392/11/14450351542482061567114416211619817910310363.jpg

بعد از عزل بنی صدر توسط (ره) ،بنی صدر خائن با رجوی ملعون از کشور فرار د ؛ آن هم با لباس نه !

خبر مرتبط: ماجرای عزل و فرار بنی صدر در بریده جراید

واکنش آصفی به نامه صدنفر خائن درباره مذاکره با ترامپ

درخواست حذف این مطلب

واکنش آصفی به نامه مشترک برخی اصلاح طلبان و اپوزیسیون درباره مذاکره با ترامپ

سخنگوی وزارت امور خارجه ت اصلاحات نامه مشترک برخی اصلاح طلبان با اپوزیسیون خارج کشور به مسئولان عالی نظام برای مذاکره مستقیم با ترامپ را غیرقابل قبول خواند.

۲۷ داد ۱۳۹۷

حمیدرضا آصفی سخنگوی وزارت امور خارجه ت اصلاحات در گفت وگو با خبرنگار خبرگزاری تسنیم با اشاره به نامه مشترک برخی اصلاح طلبان با اپوزیسیون خارج کشور به مسئولان عالی نظام برای مذاکره مستقیم با ترامپ، گفت: بین امضاء کنندگان این نامه، فردی با عنوان آصفی نیز وجود دارد که بنده ایشان را اصلاً نمی شناسم و به هیچ عنوان چنین نامه ای را ندیده و امضا نکرده ام.

بیشتر بخوانید:

نامه عجیب برخی اصلاح طلبان با "تِم تسلیم" در برابر ترامپ؛ خیانت از داخل؟

وی با بیان اینکه درخواست مذاکره مستقیم با ترامپ به هیچ عنوان قابل قبول نیست، تصریح کرد: تجربیات ما می گوید که ت به هیچ عنوان قابل اعتماد نیست و این شرایط برای ترامپ مضاعف است.

آصفی با انتقاد از انی که تصور می کنند مذاکره مستقیم با راهگشاست، تأکید کرد: یی ها با وج از ثابت د که به هیچ توافقی پایبند نیستند؛ در همین توافقی که با کره شمالی داشتند نیز می بینیم که هنوز جوهر این توافق خشک نشده اما یی ها قید "اما" و "اگر" برای این توافق آورده اند.

انتهای پیام/*

اگر همیشه خسته اید، کبدتان را پا ازی کنید + اینفوگرافی

درخواست حذف این مطلب

در صورتی که کبدتان سمی شده باشد علائمی، چون خستگی، آکنه و دردعضلانی سراغتان می آید، اما با یک رژیم غذایی می توان همه این ها را برطرف کرد.

به گزارش خبرنگار حوزه کلینیک گروه علمی پزشکی باشگاه خبرنگاران؛ کبد یکی از اندام های حیاتی بدن است که تقش مهم ی در سلامت بدن دارد و وظیفه آن سم ز است، اگر شما هم در زمره آن دسته از افرادی هستید که کمتر به غذاهای مصرفی خود توجه می کنید و حتی رژیم غذایی سالمی ندارید حتما باید به فکر سم ز کبد خود باشید.

جوش می زنید،کبدتان سمی است

کبد کار حذف و از بین بردن مواد مضر و اضافی از بدن شامل ا یدان و هورمون های مازاد را به عهده دارد، از این رو در صورتی که اختلالی در عملکرد کبد رخ دهد احتمال بروز آکنه و سندرم پیش از قاعدگی دردناک وجود دارد.

افزایش وزن و دیابت در کمین است

سطح قند خون بدن را کبد تنظیم می کند،در صورتی که کبد به دلیل سمی شدن نتواند درست عمل کند قندخون به خوبی تنظیم نمی شود و فرد احساس خستگی پیدا می کند و وزنش زیاد می شود و حتی احتمال ابتلا به دیابت وجود دارد.

کلسترول بالا و نفخ معده با سمی شدن کبد

افزون بر این ها کبد کار تولید صفرا را به عهده دارد در صورتی که صفرا به خوبی تولید نشود کلسترول بالا می رود وفرد دچار اختلالات گوارشی، نفخ معده و آلرژی غذایی می شود همچنین ممکن است جذب ویتامین ها به خصوص a، d، k و e با مشکل مواجه شود.

سمی که سلامتتان را تهدید می کند

بدن در طی فرآیند هضم و جذب موادغذایی به طور طبیعی سمومی را تولید می کند، در صورتی که کبد بیش از حد فعالیت کند سمومی در بدن تولید می شود که یکی از آنها ترکیبی شامل آمونیاک است، وقتی این ترکیب از کبد به خون تزریق شود و در بدن گردش پیدا می کند، خطرات بسیاری سلامت کبد، کلیه، مغز و سیستم اعصاب را تهدید می کند.

خستگی را این سم به جانتان می اندازد

اسید لاکتیک ماده سمی دیگری است که در اثر فعالیت بیش از حد کبد ترشح می شود و به دنبال آن افراد احساس خستگی همیشگی یا مزمن می کنند و درد عضلانی دارند، زیاد اسید لاکتیک در بدن خطر اضطراب، فشار خون بالا، سردرد و حملات هراس را به دنبال دارد.

موادسمی دیگری که مصرف بیش از اندازه انها به سلامت کبد و بدن آسیب می رساند کافئین، الکل و نمک است همچنین غذاهای فرآوری شده، ،برخی داروها،سم های محیط مانند دود سیگار، آفت کش ها و محصولات شیمیایی برای سلامت کبد خطرناک هستند.

رژیمی معجزه آسا برای پا ازی کبد

رژیم غذایی پا ازی کبد را باید یک هفته رعایت کنید تا عوارض سمی شدن کبد از خستگی و استرس و اضطراب تا آسیب به مغز و کلیه ها را از بین ببرید، در رژیم پا ازی کبد باید برخی موادغذایی را حتما در برنامه روزانه بگنجانید و برخی موادغذایی ممنوعه را حذف کنید.

میوه هایی که دوست کبد هستند

میوه ها یکی از مفیدترین موادغذایی در رژیم پا ازی کبد محسوب می شوند، مصرف مرکبات شامل انبه، انگور قرمز، پاپایا، انواع توت ، هلو و ملون به دلیل آنکه فیبر بالایی دارند در حذف سموم بدن کمک کننده هستند و عملکرد دستگاه گوارش را بهبود می بخشند، البته باید توجه داشت که این میوه ها را بهتر است تازه مصرف کرد و آب آنها را جایگزین میوه نکرد.

این سبزیجات را بخورید تا سلامت باشید

سبزیجاتی چون کنگر فرنگی، انواع کلم مانند کلم بروکلی و گل کلم و کیل به پا ازی کبد کمک می کنند همچنین مصرف شاهی و اسفناج برای سلامت کبد مفید است، افزون بر این ها برای پا ازی کبد توصیه می کنیم که مصرف خیار و گوجه فرنگی، انواع فلفل و هویچ را در برنامه غذایی خود بگنجانید، کدو تنبل، جوانه ها، سیب زمینی و انواع لوبیا نیز به دلیل خنثی ف ات سنگین، آفت کش ها و مواد شیمیایی مضر که به طور مداوم در محیط زندگی با آنها در ارتباط هستیم نیز به پا ازی کبد کمک می کنند.

آجیل های سم زدای کبد را بشناسید

دانه های آجیلی و مغزهای خوراکی خام که شور نباشند به پا ازی کبد کمک می کنند، در این بین دانه های آجیلی مانند به بادام و فندق وآجیل برزیلی وگردوی یی نیز توصیه می شود همچنین دانه های کدو تنبل،کنجد، آفتابگردان و کتان نیز پاک کننده کبد هستن ، افزون بر این ها روغن های این دانه ها نیز می تواند سم بدن را جذب کنند، روغن زیتون فوق بکر را در پخت و پز استفاده کنید و در سالاد از روغن دانه ها استفاده کنید.

لازم به ذکر است، در رژیم پا ازی کبد مصرف روزانه هشت لیوان آب تصفیه شده و سالم یا چای و قهوه بدون کافئین نیز توصیه می شود.

این موادغذایی را با احتیاط مصرف کنید

مصرف غلاتی چون برنج قهوه ای، جو دوسر،کینوآ و ذرت نباید بیش از 2 بار در روز باشد، همچنین توجه داشته باشید که تنها یک وعده از رژیم غذایی روزانه خود را می توانید به مصرف غذاهای دریایی شامل چون ماهی سالمون، ساردین و خالمخالی اختصاص دهید، به علاوه موز و سیب زمینی را هر 2 روز یک بار و تنها یک وعده استفاده کنید.

دور این موادغذایی را یک هفته خط بکشید

گوشت قرمز و تخم مرغ را در مدتی که رژیم پا ازی کبد را رعایت می کنید مصرف نکنید همچنین از مصرف لبنیات چون شیر، پنیر و ماست پرهیز کنید، زیرا لبنیات مهمترین علت آلرژی های غذایی هستند.

غلات گلوتن دار مانند گندم، چاودار و جو را نیز در طول رژیم پا ازی کبد استفاده نکنید زیرا این غلات تحریک کننده روده هستند، افزون بر این مواد مضری چون نمک، نگهدارنده ها، شیرین کننده های ، افزودنی ها، غذاهای سرخ شده، ادویه ها و میوه های خشک شده شیمیایی را مصرف نکنید، زیرا این موادغذایی می تواند بر عملکرد کبد تاثیر منفی بگذارند.

اگر همیشه خسته اید، کبدتان را پا ازی کنید + اینفوگرافی

انتهای پیام/

روز قدس روز است. (ره)

درخواست حذف این مطلب

image result for ‫روز قدس‬‎

image result for ‫روز قدس‬‎

image result for ‫روز قدس‬‎

image result for ‫روز قدس‬‎

ما شریک غم همه مظلومان جهان هستیم. (ره)

علائم نهایی پیش از ظهور زمان (عج) چیست؟

درخواست حذف این مطلب

جهان در انتظار توست

علائم ظهور حضرت مهدی (عج) بر دو دسته تقسیم می شوند:

الف: علائم حتمی و قطعی؛

ب: علائم غیر حتمی و غیر قطعی که البته در این علائم هم ممکن است اختلاف نظر وجود داشته باشد.

علائم غیر حتمی فراوان هستند و نوعاً بعضی از آنان به وقوع پیوسته است اما علائم حتمی و قطعی هنوز رخ نداده اند. بعضی از این علائم قطعی عبارتند از:

1. وج سفیانی: پیش از ظهور مردی از نسل ابوسفیان در منطقه شام وج می کند و با تظاهر به دینداری گروه زیادی از مسلمانان را می فریبد و به گرد خود می آورد و بخش گسترده ای از سرزمینهای را به تصرف خویش در می آورد و بر مناطق پنجگانه شام، حمص، فلسطین، اردن و قنسرین (نام شهری در حلب) و منطقة عراق سیطره می یابد و در کوفه و نجف به قتل عام شیعیان می پردازد و برای کشتن و یافتن آنان جایزه تعیین می کند آنگاه که از ظهور زمان باخبر می شود با ی گران به جنگ وی می رود که در منطقه بیداد (بین مکه و مدینه) با (ع) برخورد می کند و به امر خدا همه لشگریان وی به جز چند نفر در زمین فرو می روند و هلاک می شوند. [1]

2. خسف در بیداء: خسف یعنی فرو رفتن و پنهان شدن، و بیداء نام منطقه ای در مکه و مدینه است. ظاهراً لشگر سفیانی در این منطقه که به قصد جنگ با عصر(عج) آمده است در زمین فرو می روند. [2]

3. وج یمانی: ی از یمن قیام می کند و مردم را به حق و عدل دعوت می کند این نشانه در منابع عامه نیست ولی در مصادر شیعه روایات فراوانی در این باره وجود دارد. صادق (ع) فرمود: قیامهای سه گانه اسانی، سفیانی، یمانی در یک سال و یک ماه و یک روز خواهد بود و هیچ پرچمی به اندازه پرچم یمانی دعوت حق و هدایت نمی کند و هم فرمود که یمانی از علائم حتمی است. [3]

4. قتل نفس زکیه: زکیه یعنی فرد پاک و بی گناه و ی که قتلی انجام نداده است و جرمی ندارد. در آستانه ظهور مهدی (عج) در گیرودار مبارزات زمینه ساز انقلاب حضرت مهدی (عج) فردی پاکباخته و مخلص از اولاد حضرت حسن مجتبی (ع) در راه می کوشد و در این راه مظلومانه به قتل می رسد. روایات گاهی نفس زکیه و گاهی «سید حسنی» گفته اند باقر (ع) فرمود: بین ظهور مهدی (عج) و کشته شدن نفس زکیه بیش از پانزده شبانه روز فاصله نیست.[4]

5. صیحه آسمانی: منظور از صیحه آسمانی ص است که در آستانه ظهور حضرت مهدی در آسمان شنیده می شود و همه مردم آن را می شنوند در روایات تعبیر به «نداء» «فزعه» «صوت» نیز بکار رفته است که ظاهر آن نشان می دهد که هر یک از اینها نشانه جداگانه ای است که پیش از ظهور واقع می شود لکن به نظر می رسد که اینها تعبیر از یک واقعیت است و ممکن هم هست که از سه حادثه جدای از هم خبر داده باشند که اول صداهای هولناکی برآید و همه را به خود متوجه کند (صیحه) و به دنبال آن صدای مهیب و هولناکی شنیده شود که دلهای مردم را به وحشت اندازد (فزعه) و آن گاه از آسمان ص شنیده می شود که مردم را به سوی مهدی(عج) فرا می خواند (نداء) روایاتی که از این معنا خبر داده اند از طریق شیعه و سنی فراوان هستند. باقر (ع) می فرماید: ندا کننده ای از آسمان نام قائم را ندا می کند پس هر که در شرق و غرب است آن را می شنود و از وحشت این صدا خو ده ها بیدار و ایستادگان نشسته و نشستگان بر دو پای خویش می ایستند رحمت خدا بر ی که از این صدا عبرت گیرد و ندای وی را اجابت کند زیرا صدای نخست، صدای جبرئیل روح الأمین است.

آنگاه می فرماید: این صدا در شب بیست و سوم ماه رمضان خواهد بود در این هیچ شک نکنید و بشنوید و فرمان برید، در آ روز فریاد می زند که «فلانی مظلوم کشته شد» تا مردم را بفریبد و به شک اندازد. و صادق (ع) می فرماید: در ابتدای روز گوینده ای در آسمان ندا می دهد که آگاه باشید که حق با علی و شیعیان اوست. پس از آن در پایان روز که لعنت خدا بر او باد از روی زمین فریاد می زند که حق با عثمان و پیروان اوست پس در این هنگام باطل گرایان به شک می افتند هرگاه گوینده ای از آسمان نداء بزند که حق با اولاد محمد(ص) است در آن هنگام ظهور مهدی(عج) به سر زبانها می افتد به گونه ای که غیر از او یاد نمی کنند. [5]

6. وج دجال: این نشانه در کتب اهل سنت از علائم ب ایی قیامت شناخته شده است [6] ولی در منابع روایی شیعه از نشانه های ظهور است. و اشکال ندارد که هم علامت ظهور و هم علامت معاد باشد. چون خود ظهور عصر (عج) هم از علائم آ ا مان می باشد.

دجال فردی است که در آ ا مان و پیش از قیام مهدی (عج) وج می کند و غیر عادی است و با انجام کارهای شگفت انگیز جمع زیادی از مردم را می فریبد و سرانجام به دست عیسی (ع) در کنار دروازه ”لد“ در منطقه شام به هلاکت می رسد. در مورد دجال نظریه های متعددی طرح شده است مثلا گروهی آن را فردی نامیده اند و دسته ای آن را جریانی می دانند و نه شخص معین که مطرح این امور مجال دیگری را می طلبد. [7]

http://www.mihanfal.com/wp-content/uploads/2014/06/121.jpg

[1] کمال الدین، ص 651. و بحار الأنوار، ج 52، ص 215؛ و کنز العمال، ج 14، ص 272؛ تاریخ غیبت کبری، ص 518 الی 520.

[2] مراصد الاطلاع، ج1، ص239؛ وافی، ج2، ص 442؛ مسائل العشره چاپ شده در مجموع مصنفات شیخ مفید، ج 3، ص 122 و غیبت نعمانی، ص 252، منتخب الأثر، ص 459؛ کتاب الغیبه نعمانی ص 252، تاریخ غیبت کبری ص 499 ـ 520.

[3] تاریخ غیبت کبری، ص 525، کتاب غیبت نعمانی 252.

[4] منتخب الأثر، 459، تاریخ الغیبه الکبری، ص 511؛ الارشاد، ج2، ص374؛ اعلام الوری، ص 427.

[5] تاریخ ما بعد الظهور/176 ـ کشف الغمه ج3، ص 260 ، وافی، ج 2، ص 445 ـ 446، کتاب الغیبه، شیخ طوسی، ص 435 و454 و453 – ارشاد، ج2، ص 371؛ کمال الدین / 651 بحار الأنوار، ج52، ص204-288-290؛ منتخب الاثر، ص 459، غیبت نعمانی/254.

[6] سنن ترمذی، ج4، ص 507 ـ 519؛ سنن داوود؛ ج4، ص 115؛ صحیح مسلم، ج 18، ص 46 و 81.

[7] بحارالأنوار، ج 52، ص 193و209؛ کمال الدین 525 و 526؛ کشف الغمه، ج 3، ص 281؛ المسائل العشر، چاپ شده در مصنفات شیخ طوسی، ج3، ص 122؛ ارشاد، ج2، ص 371، کنز العمال، ج 14، ص 198ـ200.

منبع: پایگاه حوزه نت

پایه رژیم صهیونیست در این منطقه یک پایه سست و متز ل است

درخواست حذف این مطلب

و بدون شک، این رژیمی که بر پایه ی باطل تشکیل شده است، به توفیق الهی و با همّت ملّت های مسلمان نابود خواهد شد و از بین خواهد رفت.

به مناسبت عید سعید فطر (۱) 1397/3/25

بسم الله الرّحمن الرّحیم
و الحمدلله ربّ العالمین و الصّلاة و السّلام علی سیّدنا محمّد و آله الطّیّبین سیّما بقیّةالله فی الارضین.

تبریک عرض میکنم این عید سعید بزرگ را به شما حضّار محترم و گرامی و سفرای کشورهای ی که در جلسه حضور دارند و به همه ی ملّت بزرگ و مؤمن ایران و به همه ی امّت ی؛ از خداوند متعال مسئلت میکنیم که این عید را به معنای واقعی کلمه برای امّت ی مبارک فرماید و عید قرار بدهد.

عید فطر همان طوری که در دعای قنوت آن وارد شده است و میخوانیم «وَ لِمُحَمَّدٍ صَلَّی اللهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ ذُ اً وَ شَرفاً وَ کَرامَةً وَ مَزیدا»،(۲) مایه ی شرافت است، مایه ی کرامت است، ذخیره است برای وجود مقدّس نبیّ مکرّم، یعنی برای و جامعه ی ی. به نظر میرسد یکی از مهم ترین عوامل و عناصری که میتواند مایه ی شرافت و کرامت باشد برای رسول مکرّم و مردم مسلمان و جامعه و امّت ی، اتّحاد امّت است، رفع اختلافات است.

برادران عزیز، خواهران عزیز! امروز سیاست استکبار عبارت است از ایجاد شکاف و اختلاف بین ملّتهای مسلمان و حتّی در داخل ملّتها، بین آحاد آن ملّتها؛ امروز سیاست این است. و این نقشه ای است که نقشه پردازان و توطئه گران ی جنایت کار و صهیونیست ها برای منطقه ی ما که یکی از مهم ترین مناطق ی است، طرّاحی کرده اند و شما نشانه هایش را دارید مشاهده میکنید: حوادث رقّت بار یمن، حوادث ، حوادثی که در عراق بود، و بقیّه ی کشورهای مسلمان. راه این است که ملّتهای مسلمان نقطه ی اصلی را کشف کنند؛ آن نقطه ی اصلی عبارت است از دشمنی استکبار با جامعه ی ی و امّت ی؛ این اساس قضیّه است. بِایستند در مقابل سیاستهای استکبار؛ این وظیفه ی تها است، وظیفه ی مسئولان است، وظیفه ی زبدگان دینی و فرهنگی و است در همه ی دنیای . و یک نقطه ی اساسی دیگر هم مسئله ی رژیم صهیونیستی است که اساساً در این منطقه این رژیم را در دل دنیای کار گذاشته اند برای ایجاد اختلاف، برای تفتین،(۳) برای مسئله سازی.


و رژیم صهیونیستی هم ماندگار نیست؛ این را همه ی تجربه های تاریخی به ما به صورت قطعی املا میکند و تفهیم میکند. رژیم صهیونیستی مشکل اصولی دارد. یی ها و خود عوامل رژیم صهیونیستی و بعضی از تهای سست عنصر و دنبال روی امروز خیال میکنند که با ایجاد رابطه ی دیپلماسی آشکار یا پنهان با رژیم صهیونیستی میتوانند مشکل او را حل کنند؛ نه، مشکل رژیم صهیونیستی، بودن یا نبودن رابطه ی دیپلماسی با تها نیست که اگر چنانچه حالا دو ت، سه ت -کمتر یا بیشتر- رابطه برقرار د، قبح رابطه ی با را ش تند و با رژیم صهیونیستی دست دوستی دادند، مشکل رژیم صهیونیستی حل بشود؛ نه، مشکل رژیم صهیونیستی اساس عدم مشروعیّت این رژیم است. رژیم صهیونیستی نامشروع است؛ تشکیل این رژیم بر یک اساس باطل انجام گرفته است. یک ملّت را از درون کشورِ خودش بزور، با کشتار، با تهدید، با نیروی مسلّح ا اج کرده اند، یک ملّت تاریخی را؛ ملّت فلسطین که ملّت جعلی و تازه به دوران رسیده ای نبود. کشور فلسطین هم همین جور؛ مگر میتوانند نقشه ی فلسطین را از حافظه ی تاریخی جغرافیای جهان حذف کنند؟ مگر این کار ممکن است؟ حالا بیایند چهار تا کشور سست عنصرِ در منطقه را هم وادار کنند که ارتباط دیپلماسی برقرار کنند با رژیم صهیونیستی، مشکلشان را حل نمیکند؛ مشکل آنها عبارت است از عدم مشروعیّت.

پایه ی رژیم صهیونیست در این منطقه یک پایه ی سست و متز ل و غلطی است؛ این هم چیزی نیست که کلیدش دست تها باشد که بتوانند آن را حل ند. بعضی از کشورهای منطقه که سابقه ی بیشتری در ارتباط با رژیم صهیونیستی دارند -من اسم نمی آورم- اتّفاقاً احساسات مردمشان نسبت به رژیم صهیونیستی بسیار تندتر از بقیّه ی کشورها است. مسئله ، مسئله ی ملّتها است؛ عدم مشروعیّت رژیم صهیونیستی در دل امّت ی حک شده است و زایل شدنی نیست؛ با تلاش کاخ سفید و با انتقال سفارت به قدس و با این حرفها نمیتوانند این مشکل را حل کنند؛ این مشکل حل شدنی نیست. و بدون شک، این رژیمی که بر پایه ی باطل تشکیل شده است، به توفیق الهی و با همّت ملّتهای مسلمان نابود خواهد شد و از بین خواهد رفت.

مثل همه ی کشورهای آزاد دنیا، مردم فلسطین -فلسطینیان واقعی- بایستی مورد سؤال قرار بگیرند؛ چه مسلمانشان، چه ی شان و چه یهودی شان؛ آنهایی که فلسطینی اند، نه آنهایی که از جاهای دیگر وارد فلسطین شده اند. آراء آن انی که فلسطینی هستند باید مورد مراجعه قرار بگیرد و از آنها نظرخواهی بشود و آنها نظامِ حکومتیِ کشورِ فلسطین را معیّن کنند؛ آن نظام حکومتی نسبت به انی که وارد این منطقه شده اند، [یعنی] صهیونیست ها و رؤسایشان و بقیّه، تصمیم خواهد گرفت. راه حلّ فلسطین جز این نیست و این همان نابود شدن و از بین رفتن رژیم باطل و جعلی صهیونیستی است که امروز بر سر کار است؛ و این امر به طور قطعی در آینده ی نه چندان دوری -نمیشود زمان معیّن کرد؛ آینده ای که خیلی دور نیست- قطعاً به حول و قوّه ی الهی تحقّق پیدا خواهد کرد. اگر این شد، ملّتهای مسلمان در این منطقه خواهند توانست ان شاءالله وحدت خودشان را به دست بیاورند.

عامل اختلاف در این منطقه وجود این دشمن است؛ همیشه دشمنِ مشترک ایجاد اتّحاد میکند، [امّا] در اینجا بع عمل کرده است؛ این دشمن مایه ی اختلاف، مایه ی نفاق، مایه ی وجود رگه های خیانت در بعضی از مسئولان کشورهای ی شده است. وقتی این از بین برود، کشورها میتوانند به هم نزدیک بشوند و میتوانند اتّحاد و اتّفاق خودشان را حفظ کنند، و عزّت ی هم در اتّحاد امّت ی است؛ امّت ی باید در سایه ی اتّحاد ان شاءالله به اوج تعالی برسد و خواهد رسید.

امیدواریم که خداوند متعال در این عید فطر و در همه ی ایّام متبرّک و مبارک، برای امّت ی خیر مقدّر بفرماید و به همه ی آحاد امّت ی و به همه ی ملّتهای مسلمان توفیق حرکت جدّی در این راه را مرحمت کند.

والسّلام علیکم و رحمة الله و برکاته

منبع: پایگاه اطلاع رسانی آیت الله العظمی

فعلا خودرو ن ید! سزای گرانفروش ن یدن است!

درخواست حذف این مطلب

داد ۲۷, ۱۳۹۷

به گفته ی رئیس اتحادیه نمایشگاه داران و فروشندگان خودرو؛ قیمت های فعلی در بازار خودرو حباب است و کاهش می یابد.

همانطور که می دانید قیمت خودرو در بازار تحت تاثیر عواملی افزایش یافته و اختلاف قیمت کارخانه و بازار به شدت زیاد شده است همانطور که در گذشته نیز قیمت خودرو دو نرخی شده بود و با محدود عرضه خودرو توسط خودروسازان رشد قیمت ها در بازار آغاز شد و علاوه بر آن نقدینگی سرگردان در جامعه زیاد است و مردم احساس می کنند وقتی قیمت کالایی افزایش می یابد به بازار آن هجوم می آورند که همین اتفاق در بازار خودرو افتاده است.

وی ادامه داد: با توجه به اینکه قیمت های فعلی خودرو در بازار حب است و کاهش می یابد بنابراین مصرف کنندگان تا زمان عرضه مناسب از سوی خودروسازان و متعادل شدن قیمت ها اقدام به ید خودرو نکنند.

به گفته ی موتمنی قیمت خودرو های وارداتی به حدی افزایش یافته که یداری برای آنها وجود ندارد و مصرف کننده واقعی با این قیمت ها خودروی وارداتی را یداری نمی کند و یداران فعلی به عنوان کالای سرمایه ای اقدام به ید می کنند.

مدیر کل دفتر صنایع خودرو و نیرو محرکه وزارت صنعت ، معدن و تجارت نیز اعلام کرد که در یک ماه آینده با عرضه و پیش فروش خودرو از سوی خودروسازان قمیت ها در بازار خودرو متعادل و کاهش خواهد یافت.

همچنین به گفته ی عضو شورای رقابت از ساماندهی بازار خودرو خبر داد و گفت تعرفه خودرو های وارداتی باید در ظرف مدت سه ماه به تعرفه های مشخص شده در سال 96 برگررد.

وی اظهار کرد: قمیت خودرو های کمتر از 45 میلیون تومان با در نظر گرفتن تورم و کاهش کیفت و بهره وری حدود هفت در صد افزایش می یابد اما تعرفه خودرو های وارداتی باید تا سال 1400 سالانه پنج در صد کاهش یابد تا در نهایت به 20 در صد برسد

سایر عناوین این مطلب:

31 داد سالروز شهادت شهید مصطفی چمران - یادش گرامی

درخواست حذف این مطلب
ع های مصطفی چمران

سالروز شهادت شهید مصطفی چمران

سخن گفتن از شهیدی با ابعاد گوناگون، از اسوه‏ای که جمع اضداد بود،از آهن و اشک، از شیر بیشه نبرد و عارف شب‏ های قیرگون، از پدر یتیمان و دشمن سرسخت کافران، بسیار سخت بلکه محال است.

به گزارش ایسنا، امروز ۳۱ داد سالروز شهادت مصطفی چمران است در همین راستا مروریبر زندگی پرحادثه و سراسر تلاش، ایثار، عشق و فداکاری شهید مصطفی چمران خواهیم داشت.

چمران

سخن گفتن از شهید مصطفی چمران، این مرد عمل و نه مرد سخن، این نمونه کامل هجرت، جهاد و شهادت، این شاگرد مکتب علی(ع)، این مالک ‏اشتر جنوب لبنان و حمزه کربلای خوزستان سخت و دشوار است. چرا که حتی نمی‏ توان یکی از ابعاد وجودی او را آنگونه که هست، توصیف کرد و نبایست انتظار داشت که بتوانیم تصویر کاملی در این مختصر از او ترسیم کنیم. مصطفی چمران در سال ۱۳۱۱ در تهران، خیابان پانزده داد، بازار آهنگرها، س ولک متولد شد.

تحصیلات

مصطفی تحصیلات خود را در مدرسه «انتصاریه»، نزدیک پامنار تهران، آغاز کرد و در «دارالفنون» و «البرز» دوران متوسطه را گذراند. در دانشکده فنی تهران ادامه تحصیل داد و در سال ۱۳۳۶ در رشته الکترومکانیک فارغ‏ حصیل شد و یک‏سال به تدریس در دانشکده فنی پرداخت. وی در همه دوران تحصیل شاگرد اول بود. در سال ۱۳۳۷ با استفاده از بورس تحصیلی شاگردان ممتاز به امریکا اعزام شد و پس از تحقیقات ‏علمی در جمع معروف‏ ترین دانشمندان جهان در کالیفرنیا و معتبرترین امریکا –برکلی- با ممتازترین درجه علمی موفق به اخذ ای الکترونیک و فیزیک پلاسما شد

فعالیت‏های اجتماعی

از ۱۵سالگی در درس تفسیر قرآن مرحوم آیت‏الله طالقانی، در مسجد هدایت و درس فلسفه و منطق شهید مرتضی مطهری و بعضی از ان دیگر شرکت می‏کرد و از اولین اعضای انجمن ی دانشجویان تهران بود. در مبارزات دوران مصدق از مجلس چهاردهم تا ملی شدن صنعت‏ نفت شرکت داشت و از عناصر پرتلاش در پاسداری از نهضت‏ ملی ایران در کشمکش‏ های مرگ و حیات آن دوره بود. بعد از کودتای ننگین ۲۸ مرداد و سقوط حکومت مصدق، به نهضت مقاومت ملی ایران پیوست و سخت‏ ترین مبارزه‏ ها و مسئولیت‏ های او علیه استبداد و استعمار شروع شد و تا زمان مهاجرت از ایران، بدون خستگی و با همه قدرت خود، علیه نظام طاغوتی شاه جنگید و خطرناک‏ترین مأموریت‏ها را در سخت‏‏ترین شرایط با پیروزی به انجام رساند.

در ، با همکاری بعضی از دوستانش، برای اولین ‏بار انجمن ی دانشجویان را پایه‏ ریزی کرد و از مؤسسین انجمن دانشجویان ایرانی در کالیفرنیا و از فعالین انجمن دانشجویان ایرانی در به شمار می رفت که به دلیل این فعالیت‏ ها، بورس تحصیلی شاگرد ممتازی وی از سوی رژیم شاه قطع می‏ شود.

پس از قیام خونین ۱۵ داد سال ۱۳۴۲ دست به اقدامی جسورانه و سرنوشت‏ ساز می‏زند و همه پل‏ ها را پشت‏سر خود اب می‏ کند و به همراه بعضی از دوستان مؤمن و هم‏فکر، رهسپار مصر می‏ شود و مدت دو سال، در زمان عبدالناصر، سخت‏ ترین دوره‏ های چریکی و جنگ‏ های پارتیزانی را می‏ آموزد و به عنوان بهترین شاگرد این دوره شناخته می‏ شود و فوراً مسئولیت تعلیم چریکی مبارزان ایرانی به عهده او گذارده می‏ شود.

به علت برخورداری از بینش عمیق مذهبی، از ملی‏ گرایی ورای گریزان بود و وقتی در مصر مشاهده کرد که جریان ناسیونالیسم عربی باعث تفرقه مسلمین می‏ شود، به جمال عبدالناصر اعتراض کرد و ناصر ضمن پذیرش این اعتراض گفت که جریان ناسیونالیسم عربی آنقدر قوی است که نمی‏توان به راحتی با آن مقابله کرد و با تأسف تأکید می‏ کند که ما هنوز نمی‏ دانیم که بیشتر این تحریکات از ناحیه دشمن و برای ایجاد تفرقه در بین مسلمانان است. به دنبال آن، به چمران و یارانش اجازه می‏ دهد که در مصر نظرات خود را بیان کنند.

در لبنان

بعد از وفات عبدالناصر، ایجاد پایگاه چریکی مستقل، برای تعلیم مبارزان ایرانی، ضرورت پیدا می‏ کند و لذا چمران رهسپار لبنان می‏ شود تا چنین پایگاهی را تأسیس کند.

او به کمک موسی‏ صدر، ایرانی تبار شیعیان لبنان، حرکت محرومین و سپس جناح نظامی آن، سازمان «امل» را براساس اصول و مبانی ی پی‏ریزی کرد و در میان توطئه‏ ها و دشمنی‏ های چپ و راست، با تکیه بر ایمان به خدا و با اسلحه شهادت، خط راستین انقل را پیاده می‏ کند و علی‏ گونه در معرکه‏ های مرگ و حیات به آغوش گرداب خطر فرو می‏ رود و در طوفان‏ های سهمناک سرنوشت، حسین‏ وار به استقبال شهادت می‏ تازد و پرچم خونین تشیع را در برابر جبارترین ستم‏گران روزگار، صهیونیزم ‏گر و هم‏دستان خونخوار آنها، راست‏گرایان «فالانژ»، به اهتزاز درمی‏ آورد و از قلب بیروت سوخته و اب تا قله‏ های بلند کوه‏ های جبل‏ عامل و در مرزهای فلسطین شده از خود قهرمانی‏ ها به یادگار گذاشته؛ در قلب محرومین و مستضعفین شیعه جای گرفته و شرح این مبارزات افتخارآمیز با قلمی سرخ و به شهادت خون پاک ی لبنان، بر کف خیابان‏های داغ و بر دامنه کوه‏ های مرزی برای ابد ثبت شده است.

پس از پیروزی انقلاب ی ایران

چمران با پیروزی شکوهمند انقلاب ی ایران، بعد از ۲۳ سال هجرت، به وطن باز می‏ گردد و همه تجربیات انقل و علمی خود را در خدمت انقلاب می‏ گذارد. خاموش و آرام ولی فعالانه و قاطعانه به سازندگی می‏ پردازد و همه تلاش خود را صرف تربیت اولین گروه‏ های پاسداران انقلاب در سعدآباد می‏ کند. سپس در شغل معاونت نخست‏ در امور انقلاب شب و روز خود را به خطر می‏ اندازد تا سریع‏ تر و قاطعانه‏ تر مسئله کردستان را فیصله دهد تا اینکه بالا ه در قضیه فراموش ناشدنی «پاوه» قدرت ایمان و اراده آهینن و شجاعت و فداکاری او بر همگان ثابت می‏ شود.

در کردستان

در آن شب مخوف پاوه، همه امیدها قطع شده بود و فقط چند پاسدار مجروح، خسته و دل‏ش ته در میان هزاران دشمن مسلح به محاصره افتاده بودند. اکثریت پاسداران قتل‏ عام شده بودند و همه شهر و تمام پستی و بلندی‏ ها به دست دشمن افتاده بود و موج نیروهای خونخوار دشمن لحظه به ‏لحظه نزدیک‏تر می ‏شد . باران گلوله می‏ بارید و می‏رفت تا آ ین نقطه مقاومت نیز در خون پاسداران غرق شود ولی چمران با شهامت، شجاعت و ایثارگری فراوان توانست این شب هولناک را با پیروزی به صبح امید متصل کند و جان پاسداران باقی‏ مانده را نجات دهد و شهر مصیبت‏ زده را از سقوط حتمی برهاند.

آنگاه که فرمان انقل ‏ (ره) صادر شد. فرماندهی کل قوا را به دست گرفت و به فرمان داد تا در ۲۴ ساعت خود را به پاوه برساند و فرماندهی منطقه نیز به عهده چمران واگذار شد.

رزمندگان از جان گذشته انقلاب، اعم از سرباز و پاسدار به حرکت درآمدند و همه تجارب انقل ، ایمان، فداکاری، شجاعت، قدرت ی و برنامه‏ ریزی چمران در اختیار نیروهای انقلاب قرار گرفت و عالی‏ ترین مظاهر انقل و شکوهمندترین قهرمانی‏ ها به وقوع پیوست و در مدت ۱۵ روز ا و راه‏ها و مواضع استراتژیک کردستان به تصرف نیروهای انقلاب ی درآمد و کردستان از خطر حتمی نجات یافت و مردم مسلمان کرد با شادی و شعف به استقبال این پیروزی رفتند.

وزارت دفاع

چمران بعد از این پیروزی بی‏ نظیر به تهران احضار شد و از طرف عالیقدر انقلاب، ‏ (ره)، به وزارت دفاع منصوب شد. در پست جدید، برای تغییر و تحول از یک نظام طاغوتی به یک سلسله برنامه‏ های وسیع بنیادی دست زد که پیاده برنامه‏ های اصلاحی از این قبیل است تا ی به وجود آید که پاسدار انقلاب و امنیت استقلال کشور باشد و رس مقدس ی ما را به سرمنزل مقصود برساند.

http://images.etitr.com//upload/mizanonline.ir/60b871485ef59a305b631e96a03174a5.png

شهید چمران در مجلس وقتی را با جواب کوبنده اش بایکوت کرد

مجلس

مصطفی چمران در اولین دوره انتخابات مجلس شورای ی، از سوی مردم تهران به نمایندگی انتخاب شد و تصمیم داشت در تدوین قوانین و نظام جدید انقل ، بخصوص در ، حداکثر سعی و تلاش خود را د تا ساختار گذشته به نظامی انقل و شایسته ی تبدیل شود. وی سپس به نمایندگی کبیر انقلاب ی در شورای عالی دفاع منصوب شد و مأموریت یافت تا بطور مرتب گزارش کار را ارائه کند.

http://dl.nasimonline.ir/filerepository/2017/6/22/636337226310042749.jpg

در خوزستان

گروهی از رزمندگان داوطلب، به گِرد او جمع شدند و او با تربیت و سازماندهی آنان، ستاد جنگ‏های نامنظم را در اهواز تشکیل داد. این گروه کم‏کم قوت گرفت و منسجم شد و خدمات زیادی انجام داد. تنها انی که از نزدیک شاهد ماجراهای تلخ و شیرین، پیروزی‏ ها و ش ت ها، شهامت‏ ها و شهادت‏ ها و ایثارگری‏ های آنان بودند به گوشه‏ ای از این خدمات که چمران شخصاً مایل به تبلیغ و بازگویی آنها نبود، آگاهی دارند.

ایجاد واحد ی فعال برای ستاد جنگ‏های نامنظم یکی از این برنامه‏ ها بود که به کمک آن، جاده‏ های نظامی به سرعت در نقاط مختلف ساخته شد و با نصب پمپ‏ های آب در کنار رود کارون و احداث یک کانال به طول حدود ۲۰ کیلومتر و عرض یک متر در مدتی حدود یک‏ماه، آب کارون را به طرف تانک‏ های دشمن روانه ساخت، به طوری که آنها مجبور شدند چند کیلومتر عقب‏ نشینی کنند و سدی عظیم مقابل خود بسازند و با این عمل فکر تسخیر اهواز را برای همیشه از سر به دور دارند.

یکی از کارهای مهم و اساسی او از همان روزهای اول، ایجاد هماهنگی بین ، و نیروهای داوطلب مردمی بود که در منطقه حضور داشتند. بازده این حرکت و شیوه جنگ مردمی و هماهنگی کامل بین نیروهای موجود، تاکتیک تقریباً جدید جنگی بود؛ چیزی که ابرقدرت‏ها قبلاً فکر آن را نکرده بودند. متأسفانه این هماهنگی در مشهر بوجود نیامد و نیروهای مردمی تنها ماندند. او تصمیم داشت به مشهر نیز برود، ولی به علت عدم وجود فرماندهی مشخص در آنجا و خطر سقوط جدی اهواز، موفق نشد، ولی چندین‏بار نیروهایی بین ۲۰۰ تا ۱۰۰۰ نفر را سازماندهی کرده و به مشهر فرستاد و آنان به کمک دیگر برادران مقاوم خود توانستند در جنگی نابرابر مقابل حملات پیاپی دشمن تا مدت‏ها مقاومت کنند.

http://shiraze.ir/files/fa/news/1393/4/8/51202_129.jpg

محرم، ماه شهادت و پیروزی گرد

پس از یأس دشمن از تسخیر اهواز، صدام سخت به فتح گرد دل‏بسته بود تا رویای قادسیه را تکمیل کند بنابراین برای دومین‏بار به آن شهر مظلوم حمله کرد و سه روز تانک‏ های او شهر را در محاصره گرفتند و روز سوم تعدادی از آنان توانستند به داخل شهر راه یابند.

چمران که از محاصره تعدادی از یاران و رزمندگان شجاع خود در آن شهر سخت برآشفته بود، با تلاش فراوان معظم انقلاب ی، را آماده ساخت که برای اولین ‏بار دست به یک حمله خطرناک و حماسه‏‏ آفرین نابرابر بزند و خود نیز نیروهای مردمی و پاسداران را در کنار سازماندهی کرد و با نظمی نو و شیوه‏ای جدید از جانب جاده اهواز- گرد به دشمن یورش برد.

چمران پیشاپیش یارانش، به شوق کمک و دیدار برادران محاصره شده در گرد، به سوی این شهر می‏شتافت که در محاصره تانک‏ های دشمن قرار گرفت. او سایر رزمندگان را به سوی دیگری فرستاد تا نجات یابند و خود را به حلقه محاصره دشمن انداخت. در این هنگام بود که نبرد سختی درگرفت؛ نیروهای کماندوی دشمن از پشت تانک‏ها به او حمله د و او همچون شیری در میدان، در مصاف با دشمن م از نقطه‏ ای به نقطه‏ ای دیگر و از سنگری به سنگری دیگر می‏ رفت. کماندوهای دشمن او را زیر رگبار گلوله خود گرفته بودند، تانک‏ ها به سوی او تیراندازی می‏ د و او شجاعانه بدون هراس از انبوه دشمن و آتش شدید آنها، سریع، چابک، برافروخته و شادان از شوق شهادت در رکاب حسین(ع) و در راه حسین(ع).

در روز قبل از تاسوعا، به آتش آنها پاسخ گفته و هر لحظه سنگر خود را تغییر می‏ داد. در همین اثناء، هم‏رزم باوفایش به شهادت رسید و او یک‏ تنه به نبرد حسین‏ گونه خود ادامه ‏داد و به سوی دشمن حمله برد تا این که از دو قسمت پای چپ زخمی شد. با پای زخمی بر یک کامیون عراقی حمله برد. سربازان صدام از یورش این شیر میدان گریخته و او به کمک جوان چابک دیگری که خود را به مهلکه رسانده بود، داخل کامیون نشست و با لبانی متبسم، دیگران را نوید پیروزی ‏داد.

خبر زخمی شدن پرافتخار ، در دروازه گرد، شور و هیجانی آمیخته با خشم و اراده و شجاعت در یاران او و سایر رزمندگان افکند که بی‏ محابا به پیش تاختند و شهر قهرمان و مظلوم گرد و جان چند صد تن رزمنده مؤمن را از چنگال صدامیان نجات بخشیدند.

چمران با همان کامیونی که خود را به بیمارستانی در اهواز رسانید و بستری شد، اما بیش از یک شب در بیمارستان نماند و بعد از آن به مقر ستاد جنگ‏های نامنظم برگشت. جالب اینجا بود که در همان شبی که در بیمارستان بستری بود، جلسه م ی فرماندهان نظامی (تیمسار شهیدفلاحی، فرماندة لشگر ۹۲، شهید کلاهدوز، مسئولین و سرهنگ محمد سلیمی که رئیس ستاد او بود)، استاندار خوزستان و در پاسداران (شهیدمحلاتی) در کنار تخت او در بیمارستان تشکیل شد و درهمان حال و همان شب، پیشنهاد حمله به «ارتفاعات الله‏ اکبر» را مطرح کرد.

https://media.mehrnews.com/old/larg1/1392/10/22/img10431474.jpg

آغاز حرکت مجدد

به رغم اصرار و پیشنهاد مسئولین و دوستانش، حاضر به ترک اهواز و ستاد جنگ‏های نامنظم و حرکت به تهران برای معالجه نشد و تمام مدت را در همان ستاد گذراند، در حالی که در کنار بسترش و در مقابلش نقشه های نظامی منطقه، مقدار پیشروی دشمن و حرکت نیروهای خودی نصب شده بود و او که قدرت و یارای به جبهه رفتن نداشت، دائماً به آنها می ‏نگریست و مرتب طرح ‏های جالب و پیشنهادات سازنده در زمینه‏ های مختلف نظامی، ی و حتی فرهنگی ارائه می‏ داد. کم‏کم زخم‏ های پای او یام ‏یافت و او دیگر نتوانست س را تحمل کند و با چوب زیربغل به پا خاست و بازهم آماده رفتن به جبهه شد.

به دنبال نبرد بیست و هشتم صفر (پانزدهم دی‏ماه ۵۹) که منجر به ش ت قسمتی از نیروهای خودی شد و فاجعه هویزه به بار آمد، دیگر تاب نشستن نیاورد. تعدادی از رزمندگان را از جبهه «فرسیه» انتخاب کرد و با چند فروند هلی کوپتر که خود فرماندهی آنها را بر عهده داشت، با همان چوب زیربغل دست به عملی بی‏ سابقه و انتحاری زد. او آماده حمله به نیروهای پشت جبهه و تدارکاتی دشمن در جاده جفیر به طلائیه شد اما به خاطر آتش شدید دشمن، هلیکوپترها نتوانستند از سد آتش آنها از منطقه هویزه بگذرند و حمله هوایی دشمن هلیکوپترها را مجبور به بازگشت کرد.

http://statics.imam-khomeini.ir/userfiles/fa/images/newsp o/2015/25_25_25_25_25_untitled-1.jpg

دیدار با

پس از زخمی شدن، اولین‏بار، برای دیدار با امت و عرض گزارش عازم تهران شد. به حضور رسید و حوادثی را که اتفاق افتاده بود و شرح مختصر عملیات و پیشنهادات خود را ارائه داد.

چمران از س و عدم تحرکی که در جبهه‏ ها وجود داشت دائماً رنج می‏ برد و تلاش می‏ کرد که با ارائه پیشنهادات و برنامه‏ های ابتکاری حرکتی بوجود آورد و اغلب این حرکت ‏ها را توسط رزمندگان شجاع و جان‏ برکف ستاد نیز عملی ساخت. او اصرار داشت که هرچه زودتر به تپه‏ های الله‏ اکبر و سپس به بستان حمله شود و خود را به تنگ چزابه که مرز است، رساند تا ارتباط شمالی و جنوبی نیروهای عراقی و مرز پیوسته آنان قطع شود. بالا ه در روز ۳۱ اردیبهشت ماه سال ۶۰، با یک حمله هماهنگ و برق‏ آسا، ارتفاعات الله‏ اکبر فتح شد و پس از پیروزی گرد، بزرگترین پیروزی تا آن زمان بود.

چمران به همراه رزمندگان شجاع در زمره اولین انی بود که پای به ارتفاعات الله ‏اکبر گذاشت؛ در حالی که دشمن زبون هنوز در نقاطی مقاومت می‏ کرد او و فرمانده شجاعش ایرج رستمی، دو روز بعد، با تعدادی از جان برکفان و یاران خود توانستند با فداکاری و قدرت تمام تپه‏ های شحیطیه (شاهسوند) را به تصرف درآورند، درحالی که دیگران در هاله‏ ای از ناباوری به این اقدام جسورانه می‏ نگریستند.

پس از پیروزی در ارتفاعات الله‏ اکبر، اصرار داشت نیروهای ما هرچه زودتر، قبل از اینکه دشمن بتواند استحکاماتی برای خود ایجاد کند، به سوی بستان سرازیر شوند که این کار عملی نشد و شهیدچمران خود طرح تسخیر دهلاویه را را به فرماندهی ایرج رستمی عملی ساخت.

فتح دهلاویه، در نوع خود عملی جسورانه و خطرناک و غرورآفرین بود. نیروهای ستاد پلی بر روی رودخانه کرخه زدند. پلی ابتکاری و چریکی که خودشان طراحی بودند. از رودخانه عبور د و به قلب دشمن تاختند و دهلاویه را فتح د. این اولین پیروزی پس از عزل بنی‏صدر از فرماندهی کل قوا بود که به عنوان طلیعه پیروزی ‏های دیگر به حساب آمد.

در روز ۳۱ دادماه سال ۶۰، یعنی یک‏ ماه پس از پیروزی ارتفاعات الله‏ اکبر، در جلسه فوق‏ العاده شورای عالی دفاع در اهواز با حضور مرحوم آیت ‏الله اشراقی شرکت و از عدم تحرک و س نیروها انتقاد کرد و پیشنهادات نظامی خود، از جمله حمله به بستان را ارائه داد.

این آ ین جلسه شورایعالی دفاع بود که شهیدچمران در آن شرکت داشت و فردای آن روز، غم‏ انگیز بود.

http://s5.picofile.com/file/8115144918/%d9%86%d9%82%d8%b4%d9%87_%d8%b1%d9%81%db%8c%d8%b9_2.jpg

به سوی قربانگاه

در سحرگاه سی ‏ویکم دادماه سال ۶۰، ایرج رستمی فرمانده منطقه دهلاویه به شهادت رسید و شهید چمران به شدت از این حادثه ناراحت شد. غمی مرموز همه رزمندگان ستاد، بخصوص رزمندگان و دوستان رستمی را فرا گرفته بود. دست ه‏ای از دوستان صمیمی او می‏ گریستند و گروهی دیگر مبهوت فقط به هم می نگریستند. از در و دیوار، از جبهه و شهر، بوی شهادت می‏ وزید.

چمران، یکی دیگر از فرماندهانش را احضار کرد و خود او را به جبهه برد تا در دهلاویه به جای رستمی معرفی کند و در لحظه حرکت وی، یکی از رزمندگان با سادگی و زیبایی گفت: همانند روز عاشورا که یکایک یاران حسین(ع) به شهادت رسیدند، عباس علمدار او (رستمی) هم به شهادت رسید و اینک خود او همانند ظهر عاشورای حسین(ع) آماده حرکت به جبهه است.

به طرف گرد به راه افتاد و در بین راه مرحوم آیت‏ الله اشراقی و تیمسار فلاحی را ملاقات کرد. برای آ ین‏ بار یکدیگر را بوسیدند و بازهم به حرکت ادامه داد تا به قربانگاه رسید. همه رزمندگان را در کانالی پشت دهلاویه جمع کرد، شهادت فرمانده ‏شان، ایرج رستمی را به آنها تبریک و تسلیت گفت. همچنین گفت: «خدا رستمی را دوست داشت و برد و اگر ما را هم دوست داشته باشد، می‏ برد».

http://img.tebyan.net/big/1395/03/981811781812712965711022281195611123683140.jpg

یادمان شهید چمران در دهلاویه

شهادت

سخنش تمام شد، با همه رزمندگان خداحافظی و دیده‏ بوسی کرد. به همه سنگرها سرکشی کرد و در خط مقدم، در نزدیک‏ترین نقطه به دشمن، پشت خاکریزی ایستاد و به رزمندگان تأکید کرد که از این نقطه که او هست، دیگر ی جلوتر نرود، چون دشمن به خوبی با چشم غیرمسلح دیده می‏ شد و مطمئناً دشمن هم آنها را دیده بود. آتش خم که از اولین ساعات بامداد شروع شده بود و علاوه بر رستمی قربانی‏ های دیگری نیز گرفته بود، با گرفت و چمران دستور داد رزمندگان به سرعت از کنارش متفرق شوند و از هم فاصله بگیرند. یارانش از او فاصله گرفتند. خم ای در اطراف او به زمین خورد و یکی از نمونه‏ های کامل انسانی از دیار ما رخت بربست و به ملکوت اعلی پیوست.

ترکش خم دشمن به پشت سر چمران اصابت کرد و ترکش‏ های دیگر صورت و دو یارش را که در کنارش ایستاده بودند، شکافت و فریاد و شیون رزمندگان و دوستان و برادران باوفایش به آسمان برخاست.

در بیمارستان گرد که بعداً به نام شهید چمران نامیده شد، کمک‏ های اولیه انجام شد و آمبولانس به طرف اهواز شتافت، ولی افسوس که فقط جسم بی‏جانش به اهواز رسید و روح او سبکبال و با کفنی خونین که لباس رزم او بود، به دیار ملکوتیان و به نزد خدای خویش پرواز کرد و ندای پروردگار را لبیک گفت که: «ارجعی الی ربک راضیه مرضیه ».

برگرفته از :pro-web-plus.blog.ir

http://s6.picofile.com/file/8194700068/%d8%b4%d9%87%db%8c%d8%af_%d8%af%d9%88%d8%b3%d8%aa_%d8%af%d8%a7%d8%b4%d8%aa%d9%86%db%8c_%d9%85%d9%86.jpgهدیه به روح پرفتوح شهید چمران سه صلوات

رای مجلس به عدم کفایت رئیس جمهور

درخواست حذف این مطلب
related image
به مناسبت سالگرد روزهای پایانی داد و هفته اول تیر 60

14 دلیل عدم کفایت بنی صدر در بیان آیت الله

روزهای پایانی داد و هفته اول تیر هر سال یادآور رویدادی مهم در تاریخ انقلاب ی است، در چنین روزهایی بود که عدم کفایت اولین رئیس جمهور ایران ی توسط مجلس شورای ی تصویب و بنی صدر را از این مقام برکنار د.
بی شک برکناری بنی صدر از ریاست جمهوری و حوادث خونبار بعدی از شورش مسلحانه منافقین گرفته تا به شهادت رسیدن آیت الله بهشتی و نیز ترور نافرجام حضرت آیت الله العظمی تهران و وقت مجلس شورای ی از مهم ترین رویدادهای تاریخ انقلاب در طول نزدیک به چهار دهه گذشته است.
معظم انقلاب که در آن برهه مجلس شورای ی بودند یک هفته قبل از ترور در مسجد ابوذر تهران، سخنانی تاریخی در اثبات عدم کفایت ابوالحسن بنی صدر ایراد د که بازخوانی این سخنان امروز و با گذشت 35 سال خالی از لطف نیست.
آیت الله در جلسه 30 داد 1360 مجلس و در یک سخنرانی تاریخی 14 دلیل عدم کفایت ابوالحسن بنی صدر رئیس جمهور وقت را بر می شمرند که بازخوانی این 14 دلیل تاریخ گویای سال های اول پس از انقلاب می تواند محسوب شود.
دلایل عدم صلاحیت بنی صدر برای ریاست جمهوری
آیت الله در ابتدای سخنان خود خطاب به نمایندگان و در یک کلام به کل ملت ایران اظهار داشتند: در حضور شما و همه انی که این سخن را خواهند شنید اعلام می کنم که این جانب آقای بنی صدر رئیس جمهور را دارای کفایت برای پست خطیر ریاست جمهوری نمی دانم.
کفایت یعنی…
آیت الله تاکید د: کفایت یعنی اینکه شخص برای اداره مسئولیتی که به عهده او واگذار شده کافی و صالح باشد. فقدان کفایت در هنگامی است که وی آن شرایطی را که برای انجام این مسئولیت در قانون اساسی معین شده فاقد باشد و کمبود یا عیبی داشته باشد که با آن صفات مقرره منافی است. اصل ۱۱۵ قانون اساسی صفات لازم برای ریاست جمهوری را از جمله امانت و تقوی، اعتقاد به مبانی ایران، مدیر و مدبر بودن می داند هر کدام از صفات بالا که در شخصی نباشد وی برای احراز این مقام فاقد کفایت و صلاحیت است با این زمینه اکنون می توان به بررسی وضع آقای بنی صدر در رابطه با مقام ریاست جمهوری پرداخت.
ایشان ادامه دادند: این یک خصومت شخصی یا جریان حزبی نیست یک تکلیف شرعی و مسئولیت الهی و پاسخ به یک خواست مردمی وعمومی است. اگر نگرانی حفظ انقلاب و و وم ادای مسئولیت در قبال مردم نبود و ما حاضر می شدیم آقای بنی صدر را با همه عیوب و اشکالات تحمل کنیم و از مسئولیت الهی نمی شیدیم یقینا نه آقای بنی صدر و شاید نه همین برادران ما را به انحصارطلبی و قدرت گرایی و امثال این تهمت های و تکراری متهم نمی د.
دلیل حضور مردم در خیابان ها
آیت الله به سخنان چند مخالف در جلسه 29 داد 1360 اشاره کرده و اظهار داشتند: برادران مخالف با اشاره به حضور مردم در خیابان ها و تشویق آقای رجائی که از آنان به نام حزب الله نام می برد این کار را خلاف مصلحت و روشی غیرمنطقی دانسته اظهار داشته اند که با تهییج مردم هیچ مسئله ای حل نمی شود. این برادران گویا فراموش کرده اند که مردم را آقای رجائی به خیابان ها نکشانید این حضور کوبنده و قاطع مردم فقط و فقط هنر شور و انگیزه ایمانی خود آنان و صدای رسا و همیشه نافذ امت بود و همیشه چنین بوده است در گذشته هم هیچ عامل دیگری نمی توانست مردم را به حضور در صحنه وادار کند نه فقط امروز در گذشته هم شما نه این حرکت را به درستی می شناختید و نه بر آن توانائی داشتید و فرق میان بر حق این امت با مدعیان مبارزه از جمله در همین است او به مردم تکیه می کند از آنها مسئولیت می خواهد به آنها اعتماد می کند برای آنها ارزش قائل می شود و مدعیان سیاست از این همه غافل و از خیرات آن محرومند.
آیت الله به حمایت های خود از بنی صدر در طول ریاست جمهوری او اشاره و ادامه دادند: این جانب در بارها و بارها از او حمایت و مردم را به حمایت از او دعوت و علی رغم آن همه فشار تبلیغاتی او نسبت به جریان خط ع العمل نشان ندادم اما جان کلام این جا است که وقتی وجود او با استفاده از انواع روش های ت یبی برای همین جمهوری به صورت آفتی بی علاج درمی آید و او در مقام ریاست جمهوری بزرگ ترین مدعی و تحقیرکننده آن به بلندگوی مخالفان آن می شود آیا باز هم حمایت از او به معنای حمایت از است؟
ایشان افزودند: نه برادر منصفانه قضاوت کنید هیچ حمایتی از بنی صدر ارزش واقعی و عملی حمایت را از او نداشت. اما دیدید که هنگامی که پس از یک سال صبر و سکوت دردآلود مشاهده د که همچنان خط نفاق و ارتداد و کفر و استکبار سنگر مستحکمی در وجود آقای بنی صدر یافته است حمایت خود را از او سلب د واین را برای خود تکلیف دانستند شما به حمایت تا اسفند ۵۹ تکیه می کنید چرا به سلب حمایت در داد ۶۰ تکیه نمی کنید؟


دلایل بی کفایتی بنی صدر؛

۱– عدم احترام به نهادهای قانونی
آیت الله در ادامه دلایل بی کفایتی بنی صدر را در موارد زیر خلاصه د ؛
رئیس جمهور صلاحیت وکفایت خود را بایددر احترام به نهادهای قانونی ثابت کند چرا که مشروعیت او مبتنی بر حرمت قانون اساسی است که آن نهادها بخشی از تحقق خارجی آن را تشکیل می دهند. آقای بنی صدر بارها به نهادهای قانونی بی حرمتی روا داشته و به این طریق پایه مشروعیت خود را سست کرده است.
۲- رعایت ن حرمت جمهوری و رئیس جمهور
رئیس جمهور بالاترین مقامی است که حفظ حرمت نظام جمهوری از او انتظار می رود تحقیر جمهوری تحقیر رئیس جمهوری است. آقای بنی صدر در یک جمله کوتاه و نهاد ریاست جمهوری را تحقیر میکند «این جمهوری، جمهوری ای نیست که من ف کنم رئیس آن باشم.»
۳- استفاده از هر ابزاری در مقابله با مخالفان
آقای بنی صدر در مقابله با انی که وی آنها را دشمن خود فرض می کرد از هیچ اقدامی اباء نکرد و حتی از اینکه رویه های ت یبش اساس واستقلال کشور را خدشه دار کند پروائی نورزید. شاید امروز بالا ه وقت آن رسیده باشد که بپرسیم ماجرای بحران عمومی که یکی از نزدیکان و مشاوران وی درمناظره کذایی تلویزیونی مطرح کرد واقعا چه بود؟ سندهای افشاگرانه ای در این زمینه در دست است براساس صورت یکی از جلسات جمع مشاوران وهمکاران نزدیک ایشان یکی از نقشه های آنان این بوده است که پس از روی کار آمدن تی که مجلس به آن متمایل است اما آقای بنی صدر اورا نمی پسندد و با کارشکنی ها و مخالف خوانی ها جلو موفقیت او را بگیرند تا بی آبرو و ت شود و با یک جدال کارها را خود قبضه کنند. رفتار شخص آقای بنی صدر و دوستانش در مقابله با ت آقای رجایی قدم به قدم نشان دهنده همین طرح است تقوای و تعهد ی که شرط اصلی ریاست جمهوری است چنین روشی را تقبیح می کند وهرگز با آن نمی سازد.
۴- سیاست گرایی به جای حقیقت گرایی
در انقلاب ما و نیز در جمهوری ما که ثمره آن بود ویژگی بارز و چشمگیری که می توانست آن را از همه تجربه های مشابه ممتاز کند حقیقت گرایی به جای سیاست گرایی بود. همه چیز در روش و رفتار وخطوط سیاست داخلی وخارجی ما از چنین روشی خبر می داد. آقای بنی صدر در مقام ریاست جمهوری این روش را نقض کرد و سیاست بازی را جانشین حقیقت گرائی کرد.
۵- صادق و راستگو نبودن
یکی از اصول اخلاقی ومصداق بارز تقوی وامانت که جزو صلاحیت ها وشرائط رئیس جمهور در قانون اساسی به شمار آمده صداقت و راست گویی است. آقای بنی صدر این شرایط را نقض کرده واساس کار خود را بر عدم صداقت در اظهار و در عمل نهاده است.
۶- بی قدر و منزلت و امت
بی شک چهره منور و شخصیت والای معنوی و و هوشمندی و قاطعیت سنگین ترین وزنه انقلاب و جمهوری ما است. حضور مردم در صحنه وزنه عظیم دیگری است که دشمن را مایوس می کند و نظام صحنه اقدام و مجاهدت وامت است هم اکنون آیا کوشش عمدی یا سهوی در بی قدر و منزلت این عظمت ها به چه تعبیر می شود؟ خیانت یا عدم کفایت؟
۷- رعایت ن حیثیت جمهوری در خارج از کشور
رئیس جمهور باید حیثیت جمهوری را در خارج از کشور حفظ کند. تخلف از این کار اگر خیانت نباشد قطعا بی کفایتی واخلاقی و خیلی بی کفایتی های دیگر است در طول ۹ ماه گذشته یعنی از اوایل تشکیل ت جدید و حتی پیش از آن بزرگترین بلندگوی تبلیغاتی علیه نظام آقای بنی صدر بود و شگفتا که با اصرار در مطبوعات خارج نیز درج و منتشر می گردید.
۸- مشاوران بدنام و مشکوک
کمترین حد کفایت آن است که محدوده مشاوران نزدیک و همکاران و یاران رئیس جمهور از عناصر بدسابقه و بدنام ولااقل مشکوک ومورد سوء ظن پاک باشد.
۹- افشای اسرار اقتصادی کشور
افشای اسرار اقتصادی کشور نیز یکی دیگر از دلائل عدم کفایت آقای بنی صدر است. اظهار میزان نیاز ایران به صدور نفت و میزان موجودی ارزی کشور و اظهار فلج اقتصادی از آن جمله است.
۱۰- ایجاد تشنج در کشور پیش از جنگ
در ۳۰ شهریور ۵۹ حمله بزرگ م ان عراقی به ما آغاز شد. ۱۳ روز قبل از آن آقای بنی صدر در یک سخنرانی با مشتعل آتش اختلافات داخلی و با طرح مسائلی… منشاء یک سلسله خصومت های داخلی میان مردم و پیدایش جو اختلاف و کدورت شد آیا بنی صدر در آن هنگام از حدوث قریب الوقوع جنگ مطلع بود یا خیر؟ به هر تقدیر یکی از دو شق، بی هوشی و بی تقوائی یعنی به هر حال بی کفایتی بر آن منطبق است. به گمان زیاد بنی صدر انتظار چنین حمله ای را داشت خود ایشان در یک جا تصریح می کند که «من خبر داشتم» ولی قاعدتا او چنان ی است که مناقشات و درگیری های برای او بر هر چیزی مقدم است، حتی در حال جنگ، نمونه ای از این روحیه را که هرگز در طول جنگ نتوانست آن را پوشیده نگه دارد در شماره های متوالی کارنامه و در مصاحبه ها و سخنرانی های عاشورا و ۱۴ اسفند و قزوین واصفهان وغیره به وضوح می توان دید.
۱۱- بی توجهی به خط ی انقلاب
رئیس جمهور باید در جهت تحقق آرمان های ی بکوشد ودر این زمینه توجه به خط اصلی انقلاب و ی آن که مورد پذیرش تمام توده های میلیونی کشور است حائز اهمیت فراوان است. کفایت رئیس جمهور در درک صحیح پایه های ی و حرکت در جهت رهنمودهای آن تجلی می کند وآقای بنی صدر نه تنها در این جهت حرکت نکرد بلکه عملا در مقابل ی ایستاد و رهنمودهای امت مبنی بر خط آرامش و جلوگیری از تشنج آفرینی را آشکارا زیر پا نهاد.
۱2- حرکت به سمت قدرت مطلقه و استبداد
نفی قدرت مطلقه از ویژگی های انقلاب ما بود طبعا جمهوری ما پذیرش هر قدرت دیگری ابا و امتناع داشت و قانون اساسی ما نیز بر همین پایه، پایه ش تن قدرت و تقسیم آن میان نهادهای مختلف قانونی شکل گرفته است. آقای بنی صدر درست به ع همواره جویا و تلاش گر قدرت مطلقه بود. طبیعی بود که در برابر او مقاومت شود و او این مقاومت را کارشکنی می نمود و جای تاسف است که انی هنوز هم همان سخن را تکرار می کنند و قولا و عملا به قدرت طلبی و قدرت گرائی جنبه مشروعیت می بخشند.
۱۳– اخلال گری و شورش
عجیب ترین پدیده ای که در رابطه با عدم کفایت ایشان قابل بررسی است اخلال و شورش گری ایشان است. این از هر در یک نظام اجتماعی قابل تصور باشد از رئیس یک ت غیرمعقول است بارها ایشان مردم را کارگران را نظامیان را به مقاومت در برابر نظم موجود دعوت کرده است.
۱۴– خصلت های ناپسند فردی از جمله غرور
خصلتهای شخص ایشان نیز هر کدام در سلب صلاحیت های لازم برای یک رئیس جمهوری ت ی دارای نقش است غرور وی که خود را شه بزرگ قرن و کتاب خود را بزرگترین اثر تاریخ می شناسد که نوار گفته ایشان که اتفاقا در همین جا در عمارت دبیرخانه کنونی مجلس گفته اند موجود است .(1)


یک هفته گذشت
در این مختصر در پی آن نیستیم که اثبات کنیم و یا نشان دهیم عامل ترور آیت الله یک هفته پس از آن سخنرانی تاریخی گرو نفاق و هوداران رئیس جمهور معزول بودند و یا گرو تروریستی فرقان که شواهد موجود ترور توسط فرقان را تقویت و اثبات می کند ولی روی سخن آن جا است که در آن روزهای حساس تاریخ ایران منافع کلیه گرو های ضد انقلاب از منافقین گرفته تا چپ نمایان و همچنین فرقان در یک راستا قرار گرفته بود و آنان می خواستند کار انقلاب ی و امت به پا خاسته را یک جا خاتمه دهند که با کمک خداوند متعال در این توطئه ناکام ماندند.
با همه این اوصاف «سال ۶۰ با همه فراز و نشیب ها، درگیری منافقین و بنی صدر با ، موج ترورها، حادثه های هفتم تیر، هشتم شهریور و سختی های جبهه های جنگ رو به پایان است. ۲۸ اسفند محبوب تهران که در نتیجه این ترور ناکام ۹ ماه از دور مانده بود، به محراب برمی گردد. آیت الله با برشمردن سختی هایی که مردم و انقلاب در این سال پشت سر گذاشته اند، سال ۶۰ را «سال ایثارها و شهادت ها» و «سال ج ارزنده ترین سرمایه ها» و کارنامه این سال را «کارنامه ای خونین، سرخ رنگ، پردرد و پررنج؛ اما خوش عاقبت و نویدبخش و گرم کننده» معرفی می کنند.(2)

پی نوشت ها
1-مشروح مذاکرات مجلس، 30 داد 1360
2- بازخوانی اسناد ترور ناموفق انقلاب در تیرماه ۱۳۶۰ ؛ چه انی آیت الله را ترور د؟، پایگاه اطلاع رسانی معظم انقلاب، 6 تیر1394

بسم اللَّه الرحمن الرحیم‏

پس از رأى اکثریت قاطع نمایندگان محترم مجلس شوراى ى مبنى بر اینکه آقاى ابوالحسن بنى صدر براى ریاست جمهورى ى ایران کفایت سیاسى ندارد، ایشان را از ریاست جمهورى ى ایران عزل نمودم.

اول تیر ماه 60

روح اللَّه ال الخمینى‏

(صحیفه ، ج‏14، ص: 480)

حضرت در همین روز ضمن سخنانی به بنی صدر فرمودند:

«من بسیار متأسفم از اینکه کوشش که در این دوره اول جمهورى ى این طور مسائل پیش نیاید، و این طور عزل و نصبها نشود؛ لکن با کمال کوششى که اینها نتوانستند بفهمند. من با زبان هاى مختلف آنها را دعوت به اینکه رها کنند این راهى را که در پیش دارند و با ملت ایران این طور نکنند.» (صحیفه ، ج14، ص 486)

همچنین از نصیحت و خیرخواهی برای بنی صدر فروگذار ن د:

«من الآن هم نصیحت مى‏ کنم آقاى بنى صدر را به اینکه نبادا در دام این گرگ هایى که در خارج کشور نشستند و کمین د بیفتید، و این آبرویى که از دست دادید بدتر بشود.» (صحیفه ، ج14، ص 492)

http://img.tebyan.net/big/1392/11/14450351542482061567114416211619817910310363.jpg

بعد از عزل بنی صدر توسط (ره) ،بنی صدر خائن با رجوی ملعون از کشور فرار د ؛ آن هم با لباس نه !

خبر مرتبط: ماجرای عزل و فرار بنی صدر در بریده جراید

مشهر را خدا آزاد کرد . (ره) / سوم داد گرامی باد

درخواست حذف این مطلب
سوم داد سالروز م شهر گرامی باد
به مناسبت سالگرد مشهر؛
وقتی خون به ثمر نشست و مشهر از چنگال دشمنان رها شد، وزیدن پرچم سه رنگ ایران اوج اقتدار و نمایانگر رهایی بود.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری بسیج گلستان ، آزادسازی مشهر یکی از مهم ترین اه عملیات بیت المقدس در دوره جنگ ایران و عراق بود که پس از 578 روز ، در روز سوم داد 1361 در ساعت 2 بعد از ظهر پس از 34 روز نبرد بی امان به طور کامل از نظامیان عراق خارج شد.

این عملیات توسط ایران و پاسداران انقلاب ی انجام گرفت. روز سوم داد به عنوان نمادی از پیروزی، مقاومت و ایستادگی در برابر دشمن یاد می شود و این روز را به عنوان روز مقاومت، ایثار و پیروزی می دانیم.

بازهم سخن از حماسه آفرینی دلاور مردان سرزمینم شد. ای شهیدان پاک سرشت، ای دلاورمردان آسمانی هنوزهم رشادت و مردانگی شما برسر زبان هاست. چه روز باشکوهی است سوم داد...

لحظه به لحظه آن پراز خاطرات تلخ و حتی شیرین است. لحظه هایی توأم با ایثار و رشادت های دلاورمردان. می خواهم تاریخ را رقم بزنم و از حماسه سبز مشهر بگویم. می خواهم از ویران شدن کوچه ها و خانه هایش، از نگاه انتظار مادر و فرزندانت، از لاله های شکفته از خون پاک شهیدانت، نخل های برزمین افتاده، از دل خون کارون و از صدای خم و چرخ های تانک ها که بی رحمانه بر خاکت پای کوبیدند سخن بگویم.

می خواهم از اسارت بی رحمانه 578 روزت که مظلومانه در چنگال بی رحم دشمن اسیر بودی بازگویم. چشم زمین از قدم های انسان های بی رحم به تنگ آمد و صبر طاقتش تمام شد و تحمل به سر آمد. قلمی زینت داده شده به عظمت و عطوفت پروردگار می خواهم تا دل انگیزترین و باشکوه ترین نثرها را برایت بنویسم تا مرهمی بر زخم هایت باشد.

زمانی که خاطرات اسارت و رها شدنت را مرور می کنم احساس مقدسی سراپای وجودم را فرا می گیرد و من به تو ،به کارون همیشه وشانت، به غیرت مردان و نت می بالم و در پیشگاه پروردگار بی همتا سر تعظیم فرود می آورم و در دل می کنم که مشهر را خدا آزاد کرد.

مشهر، ای شهر و غیرت، حماسه گاه حسین فهمیده و لحظه های بی قراری محمد جهان آرا، مسجد جامع ات که در دل امید پیروزی را سر می داد تا اینکه در لحظه رهایی ات پرچم پرافتخار ایران را بر بام خود به اهتراز در آورد.

راز این پیروزی در این بود که مشهر، دشت نینوا شد و ماندن در مشهر و دفاع از آن معنای شهادت را برخود گرفت مانند شبی که حسین بن علی (ع) یارانش را دعوت به دفاع از دین کرد. من می دانم که ما نعمت داشتن و استقلال، امنیت را مدیون شهیدان، اسراء و جانبازانی هستیم که دلاورمردانه جنگیدند و برای رویارویی با دشمن و جلوگیری از غارت سرزمین شان خود رابه آب و آتش زدند و از جان شیرین گذشته و شهادت را نصیب خود د. آنها عاشقانه به دیدار پروردگارشان شتافتند و نشان شهادت شان را تقدیم سرور و سالار شهیدان حسین د.

فتح مشهر یک حماسه تاریخی و باشکوه است. شایسته است این روز بزرگ را ارج نهیم و بر روح پاک شهیدان به ویژه ی مشهر درود فرستیم و تلاش کنیم تا این حماسه باشکوه را هم چنان زنده نگه داریم.

انتهای پیام/

http://abashahid.ir/wp-content/uploads/2014/05/jahan-ara-iman.jpg

طراحی چهره را در نمای بزرگتر با دقت ببینید.

دهم رمضان ، سالروز شهادت حضرت خدیجه کبری (س) تسلیت باد

درخواست حذف این مطلب

https://www.qiau.ac.ir/announce/images/13870620132.jpg

گلچین مداحی وفات حضرت خدیجه (س)

حضرت خدیجه (س) سه سال قبل از هجرت بیمار شد. چون بیماری خدیجه شدت یافت، عرض کرد: یا رسول الله! چند وصیت دارم: من در حق تو کوتاهی ، مرا عفو کن. (ص) فرمود: هرگز از تو تقصیری ندیدم و نهایت تلاش خود را به کار بردی. در خانه ام بسیار خسته شدی و امو را درراه خدا مصرف کردی.

عرض کرد: یا رسول الله! وصیت دوم من این است که مواظب این دختر باشید؛ و به فاطمه زهرا (س) اشاره کرد. چون او بعد ازمن یتیم و غریب خواهد شد. پس مبادا ی از ن قریش به اوآزار برساند. مبادا ی به صورتش سیلی بزند. مبادا ی بر اوفریاد بکشد. مبادا ی با او برخورد غیر ملایم و زننده ای داشته باشد. اما وصیت سوم را شرم می کنم برایت بگویم. آن را به فاطمه عرض می کنم تا او برایت بازگو کند. سپس فاطمه را فراخواند و به وی فرمود: نور چشمم! به پدرت رسول الله بگو: مادرم می گوید: من از قبر در هراسم؛ از تو می خواهم مرا درلباسی که هنگام نزول وحی به تن داشتی، کفن کنی.

پس فاطمه زهرا (س) از اتاق بیرون آمد و مطلب را به (ص) عرض کرد. اکرم (ص) آن پیراهن را برای خدیجه فرستاد و او بسیار خوشحال شد. هنگام وفات حضرت خدیجه، اکرم (ص) غسل و کفن وی را به عهده گرفت. ناگهان جبرئیل درحالی که کفن از بهشت همراه داشت، نازل شد و عرض کرد: یا رسول الله، خداوند به تو سلام می رساند و می فرماید: ایشان اموالش را در راه ما صرف کرد و ما سزاوارتریم که کفنش را به عهده بگیریم. حضرت خدیجه (س) در سن 65 سالگی در ماه رمضان سال دهم بعثت در خارج از شعب ابوطالب جان به جان آفرین تسلیم کرد. پیغمبر خدا (ص) شخصا خدیجه را غسل داد، حنوط کرد و با همان پارچه ای که جبرئیل از طرف خداوند عزوجل برای خدیجه آورده بود، کفن کرد. رسول خدا (ص) شخصا درون قبر رفت، سپس خدیجه را در خاک نهاد و آنگاه سنگ لحد را در جای خویش استوار ساخت. او بر خدیجه اشک می ریخت، دعا می کرد و برایش آمرزش می طلبید. آرامگاه خدیجه در قبرستان مکه در «حجون » واقع است.

از فضیلت های حضرت خدیجه علیها السلام، مقامی است در بهشت که از سوی خداوند به ایشان وعده داده شده است. اکرم صلی الله علیه و آله نیز بارها این مسئله را به خدیجه بشارت می داد و می فرمود: «در بهشت، خانه ای داری که در آن رنج و سختی نمی بینی.» صادق علیه السلام نیز می فرماید: هنگامی که خدیجه وفات یافت، فاطمه دسال بی ت می کرد و گرد پدرش می گشت و سراغ مادر را از او می گرفت. از این ح دخت کوچکش بیشتر محزون می شد و دنبال راهی بود تا او را آرام کند. فاطمه همچنان بی ت می کرد تا اینکه جبرئیل بر (ص) نازل شد و فرمود: «به فاطمه (س) سلام برسان و بگو مادرت در بهشت خانه ای کنار آسیه، همسر فرعون و مریم، دختر عمران نشسته است.» هنگامی که فاطمه (س) این سخن را شنید، آرام گرفت و دیگر بی ت نکرد.

اکرم صلی الله علیه و آله در شأن همسرش خدیجه سلام الله علیها فرمود: سوگند به خدا پروردگار ی را بهتر از خدیجه نصیبم نکرد. زیرا در حالی که مردم کفر می ورزیدند، او به من ایمان آورد؛ در حالی که مردم تکذیبم می د، او مرا تصدیق کرد؛ در حالی که مردم محرومم کرده بودند، او با دارایی های خود با من مساوات کرد و خداوند از او به من فرزندانی عطا کرد که از سایر همسرانم چنین موهبتی نصیبم نشد. (کشف الغمه، ج 2، ص 78)

ای کاش ن مسلمان این بانوی بزرگوار را الگوی خویش قرار دهند و در حمایت از همسر و حفظ آرامش خانه و خانواده از زندگی ایشان درس بگیرند.

تیمسار سرلشگر شهید ولی اله فلاحی فرمانده

درخواست حذف این مطلب

۸۵۶۹۲

شهید ولی الله فلاحی در سال ۱۳۱۰ در طالقان متولد شد.۳ سال اول دبیرستان را در دبیرستان علامه گذراند و سپس وارد دبیرستان نظام شد.از مهر ماه سال ۱۳۳۰در دانشکده افسری تحصیلات خود را ادامه داد پس از فارغ حصیلی ،خدمت خود را در لشکر ۹۲ زرهی آغاز کرد.در سال ۱۳۳۷ شمسی به تهران منتقل شدو در نظامی،در سمت فرماندهی گروهان دانشجویان و فرماندهی گردان انجام وظیفه می کرد

۲۰۰px-falahe1

وی در سال های ۱۳۳۹و۱۳۳۴ شمسی،دورۀ پرسنل نظامی و سپس دوره ی عالی آجودانی را در گذراند.در سال ۱۳۴۸ جهت گذراندن دوره ی فرماندهی و ستاد به دانشکده فرماندهی و ستاد( وس)اعزام شد.از سال ۱۳۵۱ تا اواسط سال۱۳۵۳ شمسی با درجه سرهنگ دومی به همراه گروهی از افسران ایرانی به عنوان ناظر صلح سازمان ملل در آتش بس ویتنام،به آن کشور اعزام شد.
شهید فلاحی پس از بازگشت،به کار تدریس در دانشکده فرماندهی و ستاد ادامه داد تا آنکه در۱۲ مهر ماه ۱۳۵۷ شمسی به درجه سرتیپی ارتقا یافت و در همان تاریخ به شیراز منتقل و به عنوان معاون فرماندهی مرکز پیاده شیراز مشغول به کار شد.

شهید فلاحی به علت اعتقادات مذهبی از نظر ضد اطلاعات ،مظنون بود و به همین جهت به او فقط مشاغل یا یتهای فرهنگی محول می شد.ارتقای درجه ی او هم به شرطی پذیرفته می شد که به وی شغل فرماندهی لشکر داده نشود.
در هر حال،حضور شهید فلاحی در شیراز مقارن با اوج گرفتن مبارزات انقل مردم بر ضد حکومت پهلوی بود.پس از اعلام حکومت نظامی در بسیاری از ای ایران،در اثر کوشش های او حکومت نظامی در شیراز لغو شد و نیروهای نظامی از خیابان ها جمع شدند و مسوولیت این حکم تی به شهربانی محول شد.چندی پس از پیروزی انقلاب شکوهمند ی،سرتیپ فلاحی به فرماندهی نیروی زمینی منصوب شد.

فلاحی پس از پشت سر گذاشتن مشکلات فراوان،بخصوص بحران و تشنج در منطقه کردستان که به دست ضد انقلاب وابسته صورت می گرفت و همچنین پس از موفقیت در تحکیم نظم و انضباط و مقررات و سازماندهی نیروی زمینی،در تاریخ ۲۸ مرداد ۱۳۵۸ شمسی به ریاست ستاد مشترک برگزیده شد.
با شروع جنگ عراق با ایران،شهید فلاحی همواره در مناطق جنوب یا غرب کشور حضور داشت و از نزدیک ناظر طرح های مختلف عملیاتی و لجستیکی بود.

وی هفته ای ۴۸ ساعت در ستاد مشترک حضور می یافت،جلسه ای تشکیل می داد و پس از اعلام دستورهایی جهت تسریع در امور و ایجاد هماهنگی با ارگان های ستادی و سایر نیروها پس از ارائه گزارشی مستقیم به حضرت (ره)،بار دیگر به مناطق عملیاتی عزیمت می کرد.آ ین حضور او در منطقه،همزمان با عملیات ثامن الائمه(ش ت حصر آبادان)بود.در هفتم مهر ماه سال ۱۳۶۰ پس از اتمام این عملیات و هنگامی که هواپیمای حامل ایشان و شهید فکوری،شهید کلاهدوز،نامجوی،جهان آرا و تعدادی از رزمندگان و مجروحان عملیات به تهران بازمیگشت دچار سانحه شد و همراه با یاران خود به شرف شهادت نایل آمد.

۲۹۹۳۱۸۳۱_۲۱۲۴۸۱۷۸bfcaa

خاطرات یکی از محافظین شهید فلاحی

« جعفر بریری » یکی از محافظین شهید فلاحی خاطره ای را به این مضمون بیان می کند :

در آبان ماه سال ۱۳۵۹ در گرد , عملیاتی علیه نیروهای عراقی انجام گرفت تا آن شهر از تعرض دشمنان رهایی یابد. شهید فلاحی در نقطه ای میان خط آتش نیروهای خودی و سربازان دشمن برای نظارت بر این عملیات حضور داشت و تنها فرد همراه ایشان من بودم .

تبادل آتش بین دو طرف به شدت ادامه داشت . انفجار گلوله های توپ و خم در اطراف ما به طور پراکنده شنیده می شد. چمران در آن عملیات مجروح گردید و تعدادی از رزمندگان ما هم به شهادت رسیدند. به شهید فلاحی پیشنهاد که برای محافظت از ترکشها و گلوله ها , از کلاه آهنی استفاده کند , اما او اظهار داشت :

اگر نگهدار من آن است که من می دانم شیشه را در بغل سنگ نگه می دارد با این وجود از ایشان که آن زمان رئیس ستاد مشترک بود خواهش که برای اطمینان خاطر استفاده از کلاه آهنی , هنگام انفجار گلوله ها به روی زمین دراز بکشند.

شهید فلاحی با لبخندی گفت : تو از من خاطر جمع باش , چون انسان شهید نمی شود مگر آنکه قبل از شهادت , کامل شده باشد. ضمن آنکه من هنوز به آرزویم نرسیده ام .

من که در پی راهی برای بازگشت و یا جان پناه امنی بودم , پرسیدم : تیمسار شما مگر چه آرزویی دارید

لحظه ای تامل کرد و سپس گفت : می دانی تنها آرزوی من چیست. گفتم : آرزوی هر فرد نظامی در مرحله اول , سربلندی میهن و اهتزاز پرچم کشور به نشانه عزت و عظمت آن ملت است و این نشان می دهد که مردم آن کشور زنده , پویا و در دنیا قابل احترام هستند.

ایشان گفتند : بله , همه اینها درست است , اما می دانی که من وجب به وجب خاک خوزستان را به علت محل خدمت اولیه ام می شناسم با توجه به پیش روی سریع عراق آرزو داشتم که عراق زمینگیر شود که چنین شد. تنها یک آرزوی بزرگ دیگر دارم . تنها آرزویم این است که م عراق را از اطراف آبادان تا مارد عقب بنشانیم .کمتر از یک سال بعد تیمسار فلاحی به آرزوی خود رسید , اما چند ساعت پس از تحقق این آرزو به والاترین مقام انسانی یعنی شهادت در راه خدا نائل گردید.

* آن قدرعاشق و دلباخته ی (ره)بود که همه جا ارادت خودش را به ایشان نشان می داد. یکبار که بنی صدر به افسری آمده بود، با شجاعت شعار داد: فرمانده کل قوا، روح خدا وقتی بنی صدر این را شنید فقط یک چیز گفت: دانشکده افسری هم از دست رفت

* وقتی عراق حمله ی خودش را به مرزهای ما آغاز کرد در دانشکده افسری فرمانده بود؛برای سربازان این چنین گفت که هل من ناصر ینصرنی؟ااشک از دیدگان همه سرازیر شد و اینگونه بیان کرد که : عزیزان! عراق تا پشت دروازه های اهواز رسیده است، ما احتیاج به نیرو داریم تا با این مقابله کنیم

*می دانست که خداوند جواب آن همه راز ونیازو ناله های از ته دلش را می دهد و او را به آرزویش می رساند؛برای همین وقتی در پای هواپیما یکی از نمایندگان مجلس از اوپرسید: شما کجا می روید؟ او گفت:به کربلا!

chief_of_staff_general_valiollah_fallahi

فرازی از وصیت نامه شهید بزرگوار ولی الله فلاحی

می خواهم به پروردگار جهانیان معتقد باشید. به رس محمد امین و پیغمبران سلف و روز رستاخیز مومن باشید. به پیشوایان دین و مذهب از طوایف مختلف احترام بگذارید. تمام انسان هایی را که در گذشته و حال و آینده به نحوی از انحا برای انسان های دیگر مفید بوده اند محترم بدانید.

منبع: 800 شهید گیلان

خودش در این زمینه می گوید: « در روز 22 و 23 بهمن سال 1357، مجموعه ای به نام با ویژگی هایی که از یک می دانیم، وجود نداشت. به سرعت شروع کردیم به سازندگی و در دو جهت، تلاش ها هدایت شد: یکی تبدیل دیروز به یک ی و مردمی و دیگری آمادگی رزمی. درگیری های داخلی آغاز شده بود و باید تهدیدات نظامی، روانی و درون مرزی و برون مرزی را خنثی کند. همزمان می بایست نظام دیروز، به نظامی مردمی تحول پیدا کند و تلاش در دو جهت برای ی که متلاشی شده بود، بسیار مشکل بود. مشکل سوم ما، حضور منافقین داخلی بود که سعی می د با نفوذ در ، از انسجام آن بکاهند و این نیروی مسلح منسجم و متحد را به کلی متلاشی کنند.»

هنوز مدت زمان زیادی از پیروزی انقلاب ی و تشکیل ایران نگذشته بود که عناصر ضد انقلاب با حمایت کشورهای خارجی، در غرب و شمال غرب درگیری هایی را ایجاد د و شهید فلاحی جهت حفظ انقلاب و میهن ی، به آن مناطق شتافت. سپس با سامان دادن به اوضاع آن مناطق و فداکاری های متعدد، در تاریخ 29 داد 1359 شمسی از سوی کبیر انقلاب، به عنوان رئیس ستاد مشترک ایران برگزیده شد و مدتی نیز پس از عزل بنی صدر از مقام جانشینی فرمانده کل قوا، طی حکمی از سوی حضرت (ره)، اختیارات فرماندهی کل قوا را برعهده داشت و سرانجام با حضور در جبهه های جنگ با دشمن م عراقی و فرماندهی عملیات های متعدد، در هفتم مهرماه 1360، پس از عملیات غرورآفرین ثامن الائمه، در حادثه سقوط هواپیمای سی – 130 به همراه چند تن از فرماندهان و به شهادت رسید.

شادی روح بلندش سه صلوات