مناظره علامه سید بحرالعلوم با بزرگان یهود ذوالکفل

درخواست حذف این مطلب

«سید بحرالعلوم» مدرس فقه اهل سنت و بانی مسلمان شدن یهودی ها

مناظره با یهود

سید جواد عاملی صاحب کتاب مفتاح الکرامة که شاگرد بحرالعلوم بوده مناظرات او را در رساله ای جداگانه نوشته که در اینجا بخشی از آن را از کتاب اختران تابناک می آوریم:

در ماه ذیحجه سال 1211ه.ق با علامه بحرالعلوم از نجف اشرف برای زیارت حضرت سید ال ء ارواحنا فداه از راه آب عازم کربلای معلا شدیم عبور ما به قریه ذو الکفل که نین آن سه هزار یهودی بودند افتاد. در این مسافرت گروهی از طلاب هم در حضور علامه بحرالعلوم بودند.
موقعی که یهود خبر ورود علامه بحرالعلوم را شنیدند برای استقبال وی شتافتند و در حضور آن بزرگوار بودند تا این که وی نزدیک کاروانسرایی که دستور فرموده بود آن را تعمیر نمایند پیاده شد یهودیان آمدند و با کمال ادب در اطراف علامه بحرالعلوم حلقه زدند و علامه بحرالعلوم با کمال خوش اخلاقی مراسم خوش آمد را با آنان برگزار نمود. در میان گروه یهود دو نفر به نام: داوود و عزیر از علمای ایشان به شمار می رفتند.
داوود مشغول سخن گفتن شد سید بحرالعلوم ضمن بحث هائی که مطرح شد گفت: آیا در کتاب تورات شما نباشد در صورتی که سه فرقه شدید، هر کدام از این فرقه ها به فرقه های متعدد تقسیم شدند تا اینکه هفتاد و یک فرقه تشکیل دادند، فرقه سامر هم اکنون با شما اختلاف فراوانی دارند و آن توراتی که در دست آنان موجود است غیر از این توراتی است که نزد شما می باشد!
یهودیان گفتند: ما قبول داریم، این ها فرق دارد ولی نمی دانیم این اختلاف از کجا سرچشمه گرفته، گرچه چنین اختلافی در بین تورات ما موجود است ولی در عین حال ما در اصل دین با یکدیگر اختلافی ندایم.
بحرالعلوم گفت: چگونه اختلاف ندارید؟ من الان ثابت می کنم که اختلاف دارید، خوب بگوئید آیا این تورات که فعلا در دست شماست بدون کم و زیاد همان توراتی است که خدا بر حضرت موسی نازل کرد؟
یهودیان گفتند: آری، این همان کتاب آسمانی است و نقصانی در او راه نیافته است.
بحرالعلوم گفت: چگونه این ادعا صحیح است در صورتی که در تورات فعلی شما موضوعات قبیح و زننده به چشم می خورد و چه بسا موجب کفر شما می شود!؟ از جمله آنکه ساختن گوساله را که مورد پرستش قرار گرفت به حضرت هارون، وصی حضرت موسی نسبت می دهد.... بگوئید بدانم که آیا خدای حکیم، شریعت و دینی را تشریع کرده که نداشته باشد؟
یهودیان گفتند: ابدا، بلکه در کلیه ادیان بوده و هیچ دین و مذهبی بدون وجود نداشته است.
بحرالعلوم فرمود: بگوئید این ی که می خوانید مدرک آن در کجاست، در صورتی که اسفار پنجگانه تورات شما را بررسی و مطالعه کردیم و چنین ی را که شما می خوانید در آن نیافتیم
بعضی از آنها گفتند: ما این ی را که می خوانیم از فحواو قرینه های سخنان تورات به دست آورده ایم.
سید گفت: بحث درباره ذکر دعائی نیست که در همه اوقات به جا می آورید، بلکه حرف در ی است که با اجزاء و شرایط و در اوقات مخصوص از قبیل صبح، عصر و عشاء به جا می آورید و آن را به تفلاه شجریت و تفلاه عرب می نامید و در موقع خواندن آنها متوجه بیت المقدس می شوید.
موضوع دیگر اینکه شما به چه دلیل در موقع خواندن به بیت المقدس رو می کنید ؟ در صورتی که این عمل شما را دچار مشکل می کند و آن اینکه: آن جا را حضرت داوود (علیه السلام) بنا نهاد و ساختمان آن را حضرت سلیمان (علیه السلام) به پایان رسانید از طرفی مدت فاصله بین حضرت موسی و سلیمان (علیه السلام) پانصد سال بوده اینک، بگوئید: ی که حضرت موسی و ان بعد از او می خواندند به چه نحوی خوانده می شده؟ این انتقاد به حج شما هم وارد است حجی که شما به جا می آورید از اختراعات و ساخته خود شماست، چنانچه دلیل و برهانی بر غیر اینکه شنیدید دارید بیاورید!
یهودیان گفتند: ما این رو از گفته های انبیاء درک نموده و به جا می آوریم بحرالعلوم گفت: این دعا اصل و ریشه ندارد چون انی که بعد از حضرت موسی (علیه السلام) مبعوث شدند تابع دین و شریعت آن حضرت بودند آنان دین جدیدی نیاورده بودند که دارای چنین ی که شما می خوانید باشد از طرفی هم نمی توان گفت: ان پس از موسی (علیه السلام) به تورات چیزی اضافه یا کم کرده باشند پس شکی نیست که این تحریفات و مجعولات که در تورات شما انجام گرفته شده از طرف افراد نادان و بی بند و بار بوده است.
مطلب دیگر اینکه: آیا برای عالمان شما جایز است تورات را بر خلاف شریعت موسی تفسیر کند؟ به چه دلیل می گویید اینگونه حج و از ناحیه ان به ما رسیده است؟!
آنها که نتوانستند جواب بحرالعلوم را بدهند همچنان متحیر ماندند، و از علم فراوان این مرد بزرگ دچار تعجب گردیدند.
یکی از یهودیان گفت: ما می گوئیم اصلا در زمان موسی ی در کار نبوده و لازم هم نیست ما به معتقد باشیم سید بحرالعلوم گفت: سبحان الله! آیا چنین نیست که شما الان قرار کردید و گفتید: در تمام ادیان شرع حضرت موسی پس چگونه می شود گفت: جزء دستورهای دین و شرع حضرت موسی که در آن زمان بزرگترین ادیان به شمار می رفته، نبوده است!؟
یهودیان از جواب عاجز شدند، و بزرگ آنان از این تناقضات همچنان سر خجلت به زیر افکند آنگاه سر برداشت و پس از اینکه رو به طرف بحرالعلوم کرد گفت: توضیحات، و شرح این که شما مسلمانان می خوانید نیز در قرآن داده نشده پس شما مسلمانان طریقه خواندن های خود را از کجا آورید؟ بحرالعلوم گفت: دستور مسلمانان در چند جای قرآن داده شده و طریق خواندن آن از روایات بزرگ (صلی الله علیه وآله) به ما رسیده و بین ما و شما خیلی فرق است، زیرا قرآن مجید به ما دستور خواندن را می دهد و روایات هم طریقه خواندن آنرا تعیین می نماید، بر خلاف شما که نه در تورات نامی از آن برده شده و نه هیچ ی آن را تشریع و تجویز نموده است.
آنها گفتند: ما حرفهای شما را تصدیق می نمائیم و صحیح می دانیم سید بحرالعلوم گفت: پس چرا شما به احکام دین خود عمل نمی کنید، در حالی که تورات به اینگونه موضوعات تصریح کرده و شما هم می گویید. این همان توراتی است که بر حضرت موسی بن عمران (علیه السلام) نازل شده و دستخوش تحریف و تغییر نگردیده، از طرفی هم، احکام و دستورهای خدا عمومی است و در هر مکان و هر زمان شامل حال کلیه افراد می شود
موضوع دیگر اینکه: شما معتقدید تورات و دین شما نسخ شده و بعد از حضرت موسی ، ی مثل حضرت عیسی و حضرت محمد (صلی الله علیه وآله) نیامده که دین شما را منسوخ و باطل نماید و شما هم آن دو را به ی قبول ندارید اکنون که شما دین و تورات خود را از هر جهت صحیح می دانید چرا به دستورهای آن عمل نمی کنید!؟
آنها چون از مطلب مطرح شده نتیجه نگرفتند، باز مطالب دیگری را عنوان د یکی از بزرگان آنان گفت: چرا شما به احکام تورات عمل نمی کنید در صورتی که این تورات ما انزل الله است، یعنی خدا آن را نازل کرده، از طرفی در قرآن شما می گوید:
و من لم یحکم بما انزل الله فاو لئک هم الکافرون
سید بحرالعلوم گفت: چون ی حضرت محمد بن عبدالله (صلی الله علیه وآله) برای ما ثابت و دین آن حضرت ناسخ ادیان پیشین است ما دستور آن بزرگوار را عمل می کنیم قسمتی از تورات از قبیل قصاص را نیز عمل می کنیم ولی نه از باب اینکه در تورات آمده بلکه برای اینکه اینگونه احکام در قرآن مجید ما نوشته شده است، شما هم به شریعت تورات موسی عمل می کنید و ادیان قبل از آن را قبول ندارید، بعد از مطالبی چند علامه بحرالعلوم خطاب به آنها فرمود: اگر من می دانستم شما طالب حقید بیش از این دلیل و برهان هایی که شنیدید برای شما شرح می دادم، ولی باز برای اتمام حجت شما را موعظه می نمایم و می گویم: راجع به دین و مذهب از پدران و پدربزرگان خود تبعیت نکنید و دست از تعصب و خود خواهی بردارید، زیرا این دنیا فانی و نابود شدنی است و هر شربت مرگ را خواهید چشید. عاقل و باهوش ی است که عقائد مذهبی خود را از روی دلیل و برهان درک کند، زیرا که معقول نیست همه ادیان و مذاهب مختلف در یک زمان بر حق باشد پس بنابراین هر انسان عاقل باید بکوشد دین و مذهب حق را از میان این همه ادیان مختلف درک کند بطور یقین فردای قیامت خدای بزرگ این عذر را نمی پذیرد که انسان بگوید: ما در دین و مذهب خود از پدران و اجداد خود تبعیت نمودیم اگر نه چنین باشد که شنیدید باید بت پرستان و آتش پرستان نیز رستگار و بر حق باشند!
یهودیان گفتند: سخنان شما همه منطقی و متین است و ما هم طالب حقیم ولی ما به به این لحاظ دین حضرت موسی را پذیرفتم که می بینم یهود و نصارا و مسلمانان عموما به ی حضرت موسی معتقدند ولی درباره حضرت محمد (صلی الله علیه وآله) و عیسی (علیه السلام) اختلاف دارند، ما دین او را پذیرفتیم که هیچ اختلاف درباره او ندارد.
بحرالعلوم گفت: مسلمانان ی حضرت موسی و عیسی (علیه السلام) را معتقد شده اند بخاطر اینکه قرآن و اخبار از آن خبر داده است، اگر غیر از این بود یقینا معتقد نمی شدند.
یکی از جوانان یهود به نام عزیر متوجه بحرالعلوم شد و گفت: من یک عرض مختصر دارم که خیلی مفید است، تقاضا می کنم توجه بفرمائید.
بحرالعلوم گفت: مانعی ندارد، حرف خود را مطرح کن
عزیر گفت: در تورات ما نوشته بعد از حضرت موسی ی از فرزندان برادران ما به وجود می آید نه از فرزندان اسماعیل (علیه السلام) بود.
بحرالعلوم گفت: اینطور نیست که تو می گوئی، بلکه در تورات، در سفر پنجم، فصل دوازدهم می گوید: خدای سبحان به حضرت موسی وحی کرد و فرمود: من در نظر دارم ی از فرزندان برادرانش از برای آنان بفرستم، تو به بنی بگو به آن ایمان بیاورند و سخن او را گوش کنند شکی نیست که فرزندان حضرت اسماعیل برادران حضرت یعقوب که او را می گفتند بوده اند، چون یعقوب فرزند اسحاق بن ابراهیم خلیل بوده و اسماعیل هم فرزند حضرت ابراهیم (علیه السلام) بوده، اکنون که حضرت اسماعیل و اسحاق برادر بوده اند، پس تردیدی نیست که منظور از برادران یعقوب همان حضرت اسماعیل است، و حضرت محمد (صلی الله علیه وآله) هم از فرزندان حضرت اسماعیل می باشد عزیر از این جواب اساسی عاجز شد و رنگ صورت او دگرگون گردید و تا پایان مجلس چیزی نگفت.
بعد علامه بحرالعلوم خطاب به آنها کرد و گفت: اگر دلیل و برهان دیگری دارید بیاورید و یا ی از بزرگان شما که اعلم از شما باشد دلائل خود را بیاورد یکی از آنها متوجه سید شد و گفت: ما ی حضرت موسی را بدین جهت قبول داریم که دارای کشف و کرامات و معجزات بود.
بحرالعلوم گفت: آیا شما معجزات او را به چشم خود دیدید؟
یهودیان گفتند نه:
بحرالعلوم ادامه داد: آیا نه چنین است که معجزات موسی را قبول دارید ولی معجزات حضرت محمد (صلی الله علیه وآله) را قبول ندارید و انکار می کنید، در صورتی که حضرت موسی چند صد سال قبل از حضرت محمد (صلی الله علیه وآله) بوده است!؟
ای گروه یهود! اگر حضرت ابراهیم خلیل (علیه السلام) که قبل از حضرت موسی بوده و از شما سوال کند و بگوید: چرا دین و مذهب مرا ترک ننمودید و دین موسی را پذیرفتید، چه خواهید گفت؟
آنها گفتند: ما می گوئیم: چون تو قبل از بین خواهد رفت
بحرالعلوم گفت: اگر حضرت محمد (علیه السلام) به شما بگوید ای گروه یهود من ی بودم بعد از حضرت موسی مبعوث شدم و دارای معجزات هم بودم و صاحب قرآن که تا قیامت باقی خواهد ماند، پس چرا به من ایمان نیاوردید، چه خواهید گفت!؟
گروه یهود محکوم گردیدند و چیزی نگفتند
بحرالعلوم پس از این استدلال رو به بزرگ آنها کرد و گفت: تو که بزرگ این گروه محسوب می شوی آیا تا کنون برای بدست آوردن دین حق اقدام کرده ای؟
او گفت: انصافا در صدد برنیامدم که برای تشخیص آن قدمی برنداشته ام و در باره حقانیت دین حضرت محمد (صلی الله علیه وآله) تحقیقی به عمل نیاورده ام، اکنون در نظر دارم که در این باره مطالعه کنم و نتیجه مطالعات خود را به شما شرح دهم
سید جواد (صاحب مفتاح الکرامه) که این مناظرات را در کتاب خود نگاشته می گوید: آن گروه یهود آوردند و آنان بسیار قوی و نیکو شد.

منبع : مناظره با یهود

اطلاعات کامل در لینک منبع هست.

اصلاح طلبان شریک جرم ت هستند

درخواست حذف این مطلب

image result for ‫اصلاح طلبان‬‎

اصلاح طلبان، شریک جرم ت هستند ‼️

پیام مهم
اصلاح طلبان سعی می کنند با تبلیغات گسترده خودشان را از و تش و از مشکلات تورم و گرانی که برای کشور و مردم بوجود آورده اند تبرئه کنند و عوامل ریز و درشت آنها در سخنرانی ها و نوشته هایشان در رسانه ها و شبکه های مجازی علیه ت تبلیغ می کنند. و به جای پاسخگویی فریاد: های ، های ، سر میدهند⁉️
ولی مردم خوب می دانند که اصلاح طلبان، هم در سرکار آمدن این ت دخیل بوده اند و هم در پست ها و مناصب مهم با آنها شریک بوده اند و ج با و تش ندارند .
جهانگیری، ی ، شریعتمداری ، خیلی از استانداران و فرمانداران و مدیران کل و ... نمونه های عمده سهم آنها از ت بنفش بوده است.
این ت ، آ ین فرصت حضور آنها در صحنه اداره کشور بود و مردم از عملکرد آنها به شدت ناراضی و ناراحت هستند .

ولادت حضرت عبدالعظیم حسنی (ع) مبارک باد

درخواست حذف این مطلب

http://media.mehrnews.com/old/original/1392/05/30/img10154040.jpg

السلام علیک یا حضرت عبدالعظیم حسنی (ع)

زندگانی حضرت عبدالعظیم حسنی (ع) - شهرری

عبدالعظیم بن عبدالله بن علی بن حسن بن زید بن حسن بن علی بن طالب(۱۷۳-۲۵۲ ق)، مشهور به عبدالعظیم حسنی از عالمان و مشاهیر سادات حسنی و از راویان حدیث است. نسب عبدالعظیم حسنی با چهار واسطه به حسن مجتبی(ع) می رسد. او را مردی با تقوا، معروف به امانت داری، صداقت در گفتار، عالم به امور دین، قائل به اصول دین شیعه ومحدث دانسته اند. شیخ صدوق، مجموعه روایات وی را با عنوان جامع اخبار عبدالعظیم گردآوری کرده است.
عبدالعظیم حسنی، از اصحاب رضا(ع)و جواد(ع) و هادی علیهم السلام شمرده می شود و ایمان خویش را بر هادی(ع) عرضه داشت و در زمان آن حضرت، وفات یافته است.
دوران زندگی عبدالعظیم مصادف با شرایط خفقان و سرکوب شیعیان توسط بنی عباس بود. عبدالعظیم نیز همچون پدرانش سال ها بود. به همین دلیل، گرچه وی زمانی که در مدینه، بغداد و سامرا می زیست دارای روش تقیه و پنهان داشتن عقیده و مرام بود، بااین حال مورد غضب متوکل و معتز قرار داشت.

هادی(ع) در سفری که عبدالعظیم به سامرا داشته، او را تصدیق می کند. هادی(ع) وی را این گونه خطاب می کند: یا اباالقاسم! تو به حق ولی ما هستی... تو همان دینی را که پسندیده خداست، از ما گرفته ای... خداوند تو را با گفتار ثابت در دنیا و آ ت تثبیت کند.
بنابر گزارش های تاریخی، عبدالعظیم در زمان معتز خلیفه عباسی، به جهت اذیت و آزار و خوف از قتل، به امر هادی(ع) از سامرا به ری - که از پایگاه های مهم عباسیان بود - هجرت کرد. برخی هم نقل کرده اند به قصد زیارت قبر علی بن موسی الرضا(ع) به قصد اسان هجرت کرد و در ری برای زیارت حمزة بن موسی بن جعفر(ع) توقف کرد و در آن جا مخفی شد.
گفته شده رحلت عبدالعظیم حسنی در ۱۵ شوال سال ۲۵۲ ه.ق و در زمان هادی(ع) بوده است.

منبع: تبیان

http://media.farsnews.com/media/uploaded/files/images/1394/10/24/13941024042450857_p ol.jpg

پایگاه : آستان مقدس حضرت عبدالعظیم حسنی (ع)- شهرری تهران

ش ت نقشه «تابستان داغ»

درخواست حذف این مطلب
اگر می خواهید را درست بشناسید به تمردان و رئیس جمهور نگاه کنید/رویش ها چند برابر ریزش هاست؛ این معجزه انقلاب است

انقلاب در دیدار جمعی از خانواده های شهیدان مطرح د؛

مسئولان مراقب باشند فریب زبان بازی دشمن را نخورند

معظم انقلاب فرمودند: ملت ایران ۲۲بهمن امسال، ۴۰سالگی انقلاب ی را با شکوه بسیار برگزار خواهد کرد.


حضرت آیت الله معظم انقلاب ی صبح امروز (چهارشنبه) در دیدار جمعی از خانواده های شهیدان دفاع مقدس و م ع حرم و دفاع از مرزها و امنیت کشور، بازآفرینی روحیه شجاعت و شهادت در نسل جوان مؤمنِ انقل امروز را «معجزه انقلاب» برشمردند و با دعوت مردم و جوانان و همچنین مسئولان به بیداری و هوشیاری در مقابل توطئه های جبهه استکبار و در رأس آن امریکا، گفتند: همه باید تلاش خود را برای تقویت اقتصاد کشور و تولید ملی مضاعف کنند و مسئولان نیز باید مراقب باشند تا فریب ظاهرسازی و زبان بازی دشمن را نخورند و دشمن خبیثی که از در بیرون شده است، از پنجره وارد نشود.

انقلاب ی با اشاره به کلام بزرگوار مبنی بر اینکه «ملتی که شهادت دارد، اسارت ندارد»، تأکید د: ملتی که به استقبال خطر رفتن در راه خدا و شهادت در راه او را، سعادت و یک موفقیت بزرگ می داند، هیچ نیرویی توانایی ایستادگی در مقابل آن را ندارد و آن ملت همواره برنده است و پیش خواهد رفت.
حضرت آیت الله ملت ایران را نمونه بارز این تفکر دانستند و افزودند: اینکه ملت ایران در طول ۴۰ سال گذشته در راه بسیار پُر خطر و پُر زحمت خود در مقابل همه قدرتمندان ظالم ایستاد و آنها نتوانستند هیچ غلطی ند به دلیل اعتقاد به شهادت و این سرنوشت افتخارآمیز است.

ایشان استمرار این تفکر و روحیه در جوانان انقل را نشانه رویش های چند برابری انقلاب در مقابل ریزش ها خواندند و خاطرنشان د: امروز جوان مؤمن و انقل با همان روحیه جوانان اول انقلاب و روحیه شهیدان همت و ازی و دیگر بزرگان به وسط میدان می آید و با احساس مسئولیت و شجاعت همچون ستون انقلاب، در مقابل دشمن می ایستد و به استقبال شهادت می رود، و این معجزه نظام است که توانسته این روحیه فولادین را بازآفرینی کند و استمرار دهد.

انقلاب ی با تأکید بر اینکه اگر این شهادتها و شجاعتها و صبر خانواده های نبود، مستکبران عالَم و امریکای جنایتکار همچون دوران طاغوت بر کشور مسلط می شدند، گفتند: ملت ایران قدردان و خانواده های آنان است که نمونه های آن را در حضور پرشکوه مردم در تشییع ی م ع حرم و دفاع از امنیت و مرزها شاهد بوده و هستیم.

آیت الله خاطرنشان د: برخلاف تحلیل های بی ربط برخی افراد کج فهم و دلبسته به غرب، نیرومند و توانا است و این قدرت به واسطه معنویت و فکر و تلاش انسانهای فداکار و ایمان جوانان و خانواده های به دست آمده است.

دیدار جمعی از خانواده های ی دفاع مقدس و م ع حرم

ایشان با تأکید بر اینکه دشمنان سرشناس ایران ی، غرق در فساد اخلاقی و هستند، افزودند: اگر می خواهید چهره واقعی امریکا را بشناسید، به رئیس جمهور و تمردان کنونی امریکا بنگرید زیرا این افراد، چهره زشت و نفرت انگیز همیشگی تمردان امریکا را اکنون به صورت صریح و آشکار نمایان کرده اند.

انقلاب ی با اشاره به ایستادگی ملت ایران در مقابل چنین دشمنی، خاطرنشان د: یی ها در طول این سالها، همواره به دنبال این بودند که همانند بار دیگر بر ایران مسلط شوند و همان شرایطی را که برای برخی کشورهای ضعیف منطقه به وجود آورده اند و آنها را شیرده خود نامیده اند، برای ایران عزیز، بزرگ و پرافتخار نیز بوجود آورند اما به این هدف نرسیدند و از این به بعد هم قطعاً نخواهند رسید.

حضرت آیت الله با اشاره به اینکه بزرگوار، امریکا را « بزرگ» خواندند، افزودند: (ره) با این نامگذاری، در واقع همه موحدان و ملتهای با انصاف جهان را در مقابل امریکا بسیج د و توفیقات زیادی هم در این راه به دست آمده و بیشتر هم خواهد شد اما دشمن تلاش دارد تا ملت ایران را از مسیر پیشرفت و ایستادگی در مقابل قدرتها، منصرف کند.

ایشان با اشاره به تحرکات و اقدامات دو سال اخیر امریکایی ها به ویژه وضع تحریم های همه جانبه و کمک به دشمنان گوناگون ایران، نقشه های آنها را لو رفته خواندند و تأکید د: هدف آنها این بود که به وسیله تحریم و اقدامات ضد امنیتی، در کشور دو دستگی، اختلاف و جنگ گروهها به وجود آورند و عده ای را به خیابانها بکشانند و نام آن را هم «تابستان داغ» گذاشته بودند اما به کوری چشم دشمنان، تابستان امسال یکی از بهترین تابستانها بود.

انقلاب ی همچنین با اشاره به اظهارات مقامات امریکایی مبنی بر اینکه «چهل سالگی» خود را نخواهد دید، گفتند: ملت ایران با استحکام تمام ایستاده است و به توفیق الهی در ۲۲ بهمن، چهلمین سالگرد انقلاب ی را با شکوه بسیار بیشتر از سالهای قبل برگزار خواهد کرد.

حضرت آیت الله با اشاره به بیداری ملت ایران، مسئولان را به تلاش بیشتر توصیه د و افزودند: اگرچه نقشه دشمن لو رفته است اما همه باید هوشیاری خود را حفظ کنند زیرا امریکا، دشمنی خبیث و حیله گر است و ممکن است قصد فریب داشته باشد تا برای سال ۹۷، جنجال کند اما مثلاً برای سال ۹۸ نقشه ای بکشد.

ایشان، صهیونیست ها و مرتجعین منطقه را شریک امریکا در توطئه و دشمنی با ملت ایران دانستند و تأکید د: البته ما قوی تر از آنها هستیم زیرا تاکنون نتوانسته اند در مقابل ، هیچ غلطی ند و از این پس هم نخواهند توانست.

انقلاب ی در عین حال تأکید د: نباید لحظه ای غافل شد و همه باید بیدار و هوشیار باشند. توصیه من به ملت ایران به ویژه جوانان و مجموعه های گوناگون کشور اعم از همه صنوف و جریانهای این است که مراقب باشند میدان را برای دشمن آماده نکنند زیرا اگر غافل شویم، همان دشمن ضعیف، زهر خود را خواهد ریخت.

حضرت آیت الله افزودند: امروز، مهمترین وظیفه مردم و مسئولان، در کنار هوشیاری، تلاش برای تقویت اقتصاد کشور تولید داخلی است.

ایشان، مسئولان را به افزایش تلاشها و فریب ظاهرسازی و زبان بازی دشمن را نخوردن، توصیه مؤکد د: دشمن انواع ترفندها را به کار می برد و مسئولان باید مراقب باشند، دشمن خبیثی که از در بیرون شده است، از پنجره داخل نشود.

انقلاب ی با اشاره به تأکیداتی که به مسئولان در خصوص مسائل اقتصادی و حل مشکلات مردم کرده اند، افزودند: اگر مسئولان به موضوع تقویت تولید داخلی توجه جدی کنند، مشکلات اقتصادی مردم کم خواهد شد.

حضرت آیت الله در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به دست دوستی آل سعود با دشمنان و جنایت آنها در یمن، امریکا را شریک این جنایت ها خواندند و خاطرنشان د: سعودی ها تصور می د می توانند ظرف چند روز یا چند هفته، بر یمن مسلط شوند اما اکنون حدود چهار سال است که نتوانستند کاری از پیش ببرند و هرچه زمان بگذرد، ضربه ای که به آنها وارد خواهد شد، سخت تر خواهد بود.

ایشان سیاست آل سعود در یمن و بحرین را، سیاستی ابلهانه دانستند و تأکید د: خادم حرمین شریفین باید «اشداءُ علی الکفار» باشد، نه اشداء در مقابل مؤمنان و در مقابل مردم یمن و مردم بحرین.

انقلاب ی با تأکید بر اینکه ملت ایران باید با بصیرت کامل، اوضاع را زیر نظر داشته باشد و موضع خود را مستحکم نگه دارد، افزودند: امروز در این دنیای طوفانی که طوفان آن به اروپا و فرانسه نیز رسیده است، ملت ایران به برکت در کشتی امن محبت اهلبیت علیهم السلام قرار گرفته و پیروزی متعلق به این ملت است.

همه تصاویر این مراسم

پایگاه اطلاع رسانی دفتر ی

17 ربیع الاول ، میلاد خاتم (ص) و جعفر صادق (ع) بر شما مبارک باد +مولودی

درخواست حذف این مطلب

http://img.tebyan.net/big/1389/12/1071561503511083233024224419468235199217148.jpg

http://rozup.ir/view/1093958/n00150027-b.jpg

http://motahari.ghasam.ir/pshrezaee/images/news/89236/thumbs/89236.jpg

http://s5.picofile.com/file/8136334576/aksgif_ir_emam_sadegh_gif_%d8%aa%d8%b5%d8%a7%d9%88%db%8c%d8%b1_%d9%85%d8%aa%d8%ad%d8%b1%da%a9_%d8%b4%d9%87%d8%a7%d8%af%d8%aa_%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%85_%d8%b5%d8%a7%d8%af%d9%82_%d8%b992.gif

بر خاتم انبیا محمد(ص) صلوات

تجدید میثاق هزاران نفر از ان ولایت با آرمان های (ره) / تصاویر مراسم هفته بسیج

درخواست حذف این مطلب

http://astaan.ir/files/fa/news/1397/8/29/14478_133.jpg

رئیس سازمان بسیج مستضعفین :

مشکلات خود را نمی تواند مدیریت کند! در کالیفرنیا نتوانستند آتش سوزی را مهار کنند چه برسد بخواهند در ایران کاری کنند!

غیب پرور؛ رئیس سازمان بسیج مستضعفین در مراسم تجدید میثاق هزاران نفر از ان ولایت با آرمان های (ره) گفت: درود بر و ره که باعث عظمت شدند. بسیج هدیه الهی بعد از انقلاب ی و تحفه ای که انقلاب ی را تا امروز استمرار داشته است. بسیج لشکریان بی هیاهو و بی توقع در عرصه مجاهدت تمام قد ایستاده اند. درود خدا بر انی که پای انقلاب ایستاده اند.

وی افزود: یقینا رمز استمرار انقلاب ایستادگی و مقاومت است. اگر ایستادگی نبود امروز نه خبری از عزت و نه استقلال و سربلندی ایران بود. این مقاومت ملت غیور نسخه ای بر جهانیان ارایه کرد. امروز همه کشور ها دریافتند که ایستادگی و مقاومت در دین خدا عامل موفقیت است. ایران چهل سال است که این مقاومت را تجربه می کند.

رئیس سازمان بسیج مستضعفین گفت: هشت سال جنگ تحمیلی از نمونه سختی ها و فشار های دشمنان علیه ما بود و جوانان ما پای آن ایستادند و مقاومت د. دشمن خوب دریافته است که ایران ملت صبور مقاوم و بابصیرت است. ان و مردم عزیز باید بدانند که دشمن می خواهد روحیه مقاومت و مردانگی را از ما بگیرد. زمانی که این صفات از ما سلب شود دلیلی برای بقای ما نیست.

غیب پرور با اشاره به مشکلات اقتصادی ادامه داد: مشکلات اقتصادی و معیشتی مردم ما را رنج می دهد و ی راضی نیست، اما این دوران سپری خواهد شد. نمی داند که این حربه کارساز نخواهد بود. این حربه در انقلاب تاثیری ندارد و این است که دچار اضمحلال خواهد شد. درون خود را نمی تواند مدیریت کند. در کالیفرنیا نتوانستند آتش سوزی را مهار کنند چه برسد بخواهند در ایران کاری کنند لذا ادعای آن ها برای مدیریت جهان محال است و نباید هیاهو کنند. ما صحنه انقلاب را خالی نمی کنیم.

رئیس سازمان بسیج مستضعفین گفت: رژیم صهیونیستی رژیم جعلی پست و حقیر است و از اساس وجودش غیرقانونی است و این رژیم را سرطانی خوانده و باید از جهان محو شود. ما منتظر روزی هستیم که نامی از اسراییل وجود نداشته باشد.
وی با اشاره به اینکه جوانان ما انقلاب، دین خدا، ، معرفت داخلی و ظلم دشمنان را می شناسند گفت: جوانان ما در تداوم انقلاب به حفظ منافع ملی کشور سرانجام شده است لذا حضور جوانان ما در عرصه انقلاب بسیار تاثیر گذار است. در کشور ما همه باید باور کنند جوانان بزرگترین سرمایه کشور هستند اگر می خواهیم انقلاب ی با افتخار بماند و در جهان آقایی کنیم هیچ راهی نداریم که جوانان کشور را باور کنیم. جوانانی که خود را اثبات کرده اند.

غیب پرور در انتها گفت: ما امروز در کنار حرم امروز اعلام آمادگی برای همکاری با ت می کنیم و می گوئیم که در بسیج ظرفیت زیادی وجود دارد. تا بحال با ت همکاری های زیادی شده، اما کافی نیست. بسیج در بخش کشاورزی و صنعت طرح های زیادی دارد. بسیج در عرصه های علم و فناوری می تواند حضور بی بدیل داستا باشد و نیاز های انقلاب را رفع کند. ما منتظر ی نمی مانیم، اما بهتر است زمینه ها ی بیشتری فراهم شود.

منبع : پایگاه اطلاع رسانی سازمان بسیج دانشجویی

تصاویر مراسم در ادامه مطلب ...

http://snn.ir/files/fa/news/1397/8/29/468285_844.jpg

http://snn.ir/files/fa/news/1397/8/29/468286_548.jpg

http://astaan.ir/files/fa/news/1397/8/29/14472_743.jpg

http://astaan.ir/files/fa/news/1397/8/29/14478_133.jpg

http://astaan.ir/files/fa/news/1397/8/29/14479_749.jpg

http://snn.ir/files/fa/news/1397/8/29/468279_250.jpg

http://snn.ir/files/fa/news/1397/8/29/468288_593.jpg

http://snn.ir/files/fa/news/1397/8/29/468284_277.jpg

http://snn.ir/files/fa/news/1397/8/29/468282_893.jpg

http://www.bso.ir/content/imgcache/37235/image_800_533.jpg

سلام بر ها

28 صفر سالروز رحلت جانگداز اکرم (ص) تسلیت باد

درخواست حذف این مطلب

image result for ‫رحلت مسجد النبی‬‎

مسجد النی در غم و اندوه

بسم الله الرحمن الرحیم

۲۸صفر رحلت پیغام دار آ ین، خاتم نبوت را نگین، حضرت رسول واپسین، عینیت قرآن کریم، حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله بر مسلمانان جهان تسلیت باد.

اکرم(ص) پس از بیست و سه سال دعوت و مجاهدت و ابلاغ پیام الهی و پس از فراز و نشیب­های فراوان در راه انجام رس بزرگ خویش، سرانجام در روز دوشنبه، بیست و هشتم ماه صفر یازدهم هجرت[۱] پس از چهارده روز بیماری[۲] و ، رحلت فرمودند و در هجرۀ مس ی خویش در جوار مسجدی که تأسیس کرده بود، به خاک س شد.

لقد کان لکم فى رسول اللَّه اسوة حسنة لمن کان یرجوا اللَّه و الیوم الآ و ذکر اللَّه کثیرا» (احزاب /۲۱)

«مسلماً رسول خدا براى شما سرمشق نیکویى است، براى آن‏ها که امید به رحمت خدا و روز رستاخیز دارند و خدا را بسیار یاد مى‏کنند.»

هم اکنون سال ۱۱هجری است، سکوت مرگباری مدینة النَّبی رافرا گرفته ووجود ملکوتی اکرم(صلی الله علیه وآله) در بستر بیماری آرمیده است.

رحمتٌ لِلعالَمینی که ۲۳سال برای هدایت وارشاد مردم متحمل رنجها و مشقتهای فراوان گشته و بعدازماجرای حجة الوداع که به فرمان خداوند ولایت مولا الؤمنین علی(علیه السلام) را اعلان ورس خودرابه اتمام رسانده بود ولی بازهم آثاراندوه وملال برچهره مبارکش نمایان بود.

دربستربیماری آرمیده است، باوجود بیماری خودگاه وبیگاه به مسجد می آمد وبامردم می گذارد. دریکی ازروزها که حضرت علی(علیه السلام) وفضل بن عباس زیربغلهای مبارک پیامررا گرفته بودند تا به مسجد ببرند درحالیکه پاهای مبارکشان برروی زمین کشیده می شد به مسجد آمدند وبالای منبررفته وفرمودند: ای گروه اصحاب چگونه پیغمبری بودم برای شما؟

آیا خودبه نفس نفیس جهاد ن درمیان شما؟ آیا دندان پیشین مرا نش تند؟ آیا جبین مراخاک آلود ن د؟ آیاخون برروی من جاری ن د تاآنکه ریش من رنگین شد؟ ...

صحابه گفتند: بلی یارسول خدا به تحقیق که صبرکننده بودی برای رضای خداونهی کننده بودی برای خدا.

فرمود: حق تعالی حکم کرده است وسوگند یادنموده است که نگذرد از هیچ ظالم وستمکاری. پس سوگند میدهم شمارابه خداکه هر از جانب من به اوظلمی شده بگوید وقصاص کندکه قصاص دردنیا نزدمن محبوبتراست ازقصاص عقبی ودرحضورگروه ملائکه وانبیاء.

همه گریستند، شدت اندوه به حدی است که احدی دم نمی زند. ناگهان مردی ازانتهای مجلس برخواست او ی جزسوادة بن قیس نبود.

گفت: ای رسول خدا، پدرومادرم به فدایت. هنگامی که ازطائف می آمدی من به استقبال توآمدم. درحالیکه برناقه خشمگین خودسواربودی، چوب دست خودرابالا بردی تابرمرکب خود بزنی ولی برشکم من فرودآمد.

دراین هنگام دستورداد: بلال برودهمان چوب دست ر اورد. لحظاتی بعدچوب دست دردستان قیس بود و آماده برای قصاص. نفسهادر حبس شده، همه مات ومبهوت قیس رامی نگرند، خدایااومی خواهدچه کند؟ ناگهان آن مرد وشکم رابوسیدوگفت: ای خدا من به برای ایمنی ازآتش دوزخ پناه می برم.

دراین هنگام فرمود: خداوندا! توعفوکن سوادة بن قیس راهمچنانکه اواز توگذشت. آری، بدینسان به همه درس بزرگی راآموخت وبه سختی وکشان کشان به منزل بازگشت. اضطراب ودلهره سراسرمدینه رافراگرفته بود. یاران بادیدگانی اشکبارودلهایی آکنده از اندوه درخانه گردآمده بودند، گزارشهایی که ازداخل خانه به بیرون می رسید ازوخامت حال آن حضرت حکایت می کرد. گروهی ازیاران وعلاقمندان به حضرت ختمی مرتبت، درصدد زیارت آن ماه دل آرا برآمدند اما وخامت حال حضرت اجازه دیداررامیسر نمی کرد. درتمام روزهائی که در بستر بیماری بود فاطمه(سلام الله علیها) درکنار نشسته ولحظه ای ازایشان دورنمی شد.

ناگهان به دخترجگرگوشه خود اشاره کرد که جلوبیاید تابااوصحبت کند. فاطمه(سلام الله علیها) قدری خم شد وسررانزدیک بردوآنگاه بااوبه طورآهسته سخن گفت: وقتی که سخن به پایان رسید، زهرا(سلام الله علیها) سخت گریست وسیلاب اشک ازدیدگان اوجاری گشت. پس ازلحظاتی باردیگربه زهرااشاره کردوآهسته بااوسخن گفت، این بار زهرا(سلام الله علیها) باچهره ای باز وقیافه ای خندان ولبانی متبسّم سربرداشت.

این ح حضرت زهرا(سلام الله علیها) تعجب وشگفت حاضران رابرانگیخت. ازایشان علت راجویا شدند اما حضرت فرمود: تا زنده اند رازایشان رافاش نمی کنم.

اما پس ازدرگذشت حضرت زهرا(سلام الله علیها) آن راز را فاش نمودکه به رحمت خدامی رود واولین ی که به اوملحق می شود دخترش فاطمه (س) است.

لحظات آ ین به سرعت سپری می شد، چشمان مبارک راگاهی می بست وگاهی به سختی بازمی کرد وبعدازمدت کوتاهی دوباره پلکهای مبارک رابرروی چشمان خودمی کشید. عرق سردی برجبین مبارک نشسته است، دراین هنگام ح احتضار دروجود مقدس نمایان گشت ودرحالیکه سرمبارکشان درآغوش حضرت علی(علیه السلام) بود، فرشته قابض ارواح ظاهرگشت وپس از عرض سلام وبا ب اجازه ازرسول گرامی ، روح ایشان رابا خودبه ملکوت اعلی برد، آرام آرام چشمان مبارک خودرابرروی هم گذاشتند وباقلبی اندوهگین ا فرمانی امت ونگران ازآینده اهل بیتش ازاین دیارفانی رخت بربست وبه جوارحق تعالی شتافت.

سید نور خدا در عملیات مرصاد در سال 65 شرکت داشت

درخواست حذف این مطلب

image result for ‫شهیدسید نورخدا ‬‎

خاطره شهادت همرزم شهید به جای سید نور خدا

همسر شهید زنده سید نورخدا ، با بیان اینکه سید نور خدا در عملیات مرصاد در سال 65 مشارکت داشته است، بیان کرد: سید در این عملیات تا مرز شهادت رفته بود اما همرزمش به جای وی شهید شده بود.

وی بیان کرد: سید نورخدا در نقل خاطره ای عنوان کرده بود که چون هنوز آموزش نظامی ندیده بودم، مسئولیت آوردن آب را داشتم که چند بار برای آب آوردن رفتم و چون مسیر طولانی بود برای چهارمین بار خسته شدم و به فرمانده گفتم یک نفر به جای من برود تا استراحت کنم، بار پنجم نیر خودم می روم.

وی افزود: سید نورخدا نقل می کرد که همرزمم 200 متر از ما دور نشده بود که مورد اصابت گلوله قرار گرفت و شهید شد.

http://navideshahed.com/files/fa/news/1397/8/19/309746_604.jpg

http://navideshahed.com/files/fa/news/1397/8/19/309748_240.jpg

جزئیات جنایات عبدالمالک ریگی و جندال در «پل ش ته لار»- محل مجروحیت سید نورخدا

درخواست حذف این مطلب

پل ش ته لار - محل درگیری گروه عبدالمالک ریگی و جند ال با نیروهای ناجا و

جزئیات جنایات عبدالمالک ریگی و جندال در «پل ش ته لار»

خبرنگاران و اصحاب رسانه های گروهی از محل شهادت و یادواره ی جنایات گرو تروریستی جندال در منطقه مرزی «لار» بازدید د.

سرهنگ برات علی میرشکاری، فرمانده هنگ مرزی میرجاوه در گفت وگو با خبرنگار «انتظامی» اعزامی خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) به سیستان و بلوچستان، در تشریح جنایات گرو تروریستی جندال در محله «پل ش ته لار» گفت: در اسفندماه سال 87 گرو تروریستی جندال که دست نشانده ست قصد داشت در سالگرد حادثه تاسوکی وارد کشور شود و حادثه ای شبیه به زابل را رقم بزند و اقدام به انسداد جاده زاهدان به مشهد کنند و عملیاتی تروریستی انجام دهند که مرزبانان در این منطقه از حضور آنان مطلع شده و اقدام به مقابله با آنان کرده اند.

وی ادامه داد: مرزبانان پس از مشاهده این افراد، در عملیاتی، ضربات سنگینی را به تروریست ها وارد کرده و سرکرده عملیات و تعداد زیادی از تروریست ها را به هلاکت رساندند.

فرمانده هنگ مرزی میرجاوه خاطرنشان کرد: در جریان این عملیات، سه تن از نیروهای مرزبانی به هویت «اسماعیل سریشی»، «محمد صفاری» و «ستوان دوم شربتی» به درجه رفیع شهادت نایل آمدند.

به گفته وی، پس از این حادثه که در اسفندماه سال 87 رخ داد، هیچ یک از اعضای گرو تروریستی جندال ، جرات ورود به خاک کشور را نداشتند.

میرشکاری اضافه کرد: تروریست ها پس از متحمل شدن ضربه سنگین از جانب مرزبانان، به داخل خاک کشور پا تان متواری شدند.

منبع: ایسنا

روایتی از رویارویی با جندال :

عملیات غافلگیرکننده در "پلِ ش ته"/ ریگی و تیم ۴۰ نفره اش در کمین +تصاویر

 پاسداران

نیروهای به تروریست ها اجازه می دهند که اندکی وارد خاک کشورمان شوند و خودشان در نقطه ای مشرف به یک پل که به پل ش ته مشهور است، در کمین های متعددی مستقر شده بودند.

به گزارش مشرق، امنیت یکی از مصادیق جدی اجرا و تحقق عد است و استان سیستان و بلوچستان به دلیل ناامنی هایی که تاکنون به خود دیده است، نیاز جدی به این موضوع داشته است.

در گزارش حاضر، روایتی شنیدنی از رشادت های نیروهای تحت فرماندهی شهید شوشتری را خواهید خواند.

اسفند ماه سال 87؛ مردم آماده نوروز می شوند

روزهای سرد پاییز سال 87 رو به اتمام است و مردم در ای مختلف کشورمان خود را آماده برگزاری جشن های سال نو می کنند. در سیستان و بلوچستان هم مردم اندک اندک خود را آماده بهار کرده اند تا سال جدید و عید نوروز را جشن بگیرند اما غافل از اینکه تعدادی تروریست برنامه ای حساب شده طراحی کرده اند تا شمال شرق زاهدان را ناامن کنند.

گرو تروریستی جندال به ی عبدالمالک ریگی که سرخوش از اقدامات تروریستی خود در دارزین بم و تاسوکی بود، سرلوحه کارش را طراحی عملیاتی کرده است که بسیار شبیه به "عملیات خونین تاسوکی" است.


محلی که تیم تروریستی از آنجا وارد خاک ایران شدند - شمال شرق زاهدان

در اتاق عملیات این گرو تروریستی، برنامه عملیاتی اینگونه طراحی می شود که یک تیم قریب به 20 نفره با پشتیبانی یک تیم پشتیبانی 20 نفره، باید از نقطه صفر مرزی ایران و پا تان و در جنوب میل 3 جانبه وارد خاک ایران شده و با عبور از مناطق صعب العبور کوهستانی و نفوذ حدودا 10 کیلومتری به عمق خاک کشورمان، خود را به جاده پرتردد زابل - زاهدان برساند و حادثه ای به مراتب خونین تر از "تاسوکی" را رقم بزند.

منطقه عملیاتی ای که انتخاب می شود، تحت حوزه استحفاظی هنگ مرزی نیروی انتظامی در زاهدان است و هنوز یت حراست از مرزها به پاسداران انقلاب ی واگذار نشده است. از این لحاظ، مرزها به طور کامل تحت کنترل نیست و گرو ریگی هم به خوبی به این امر واقف است.

این عملیات آنقدر برای گرو و بقایش اهمیت داشت که عبدالمالک ریگی سرکرده گرو جندال ، فرماندهی عملیات را برعهده گرفته و شخصا با تیم عملیاتی، راهی منطقه می شود.

18 اسفند سال 87؛ روزِ عملیات

روز عملیات فرامی رسد و تیم حدودا 40 نفره عملیاتی و پشتیبانی تروریست ها با 4 خودرو از داخل خاک پا تان خود را به منطقه مورد نظر می رساند و نقطه ای خارج از دید، خودروها استتار شده و 20 نفر اصلی با پشتیبانی 20 تروریست دیگر وارد خاک کشورمان می شوند. کار برای اینکه دقیق باشد، همه ی تروریست ها لباس استتار هنگ مرزی ناجا به تن دارند تا با کمترین مشکل خود را به جاده زابل - زاهدان برسانند.

تروریست ها که وارد خاک کشورمان می شوند، با یک خودرو گشت هنگ مرزی ناجا مواجه می شوند و هنگ مرزی به آنها مشکوک شده و با مشکوک شدن نیروهای هنگ مرزی ناجا، تروریست ها تصمیم می گیرند که با آنها درگیر شوند.


یادمان ی ناجا در محل درگیری

در جریان این درگیری، چند تن از ان ناجا به شهادت می رسند و تروریست ها راه را به سوی هدف شان پیش می گیرند اما غافل از این اینکه مدت هاست که در تور اطلاعاتی نیروهای قرار گرفته اند.

نیروهای به تروریست ها اجازه می دهند که اندکی وارد خاک کشورمان شوند و در نقطه ای مشرف به یک پل که به "پل ش ته" مشهور است، در کمین های متعددی مستقر شده بودند؛ در پل ش ته، به دلیل محیط بسیار خاصش که در وسط یک دره واقع شده بود، نیروهای اشراف کاملی از بالا و اطراف، به تیم تروریست ها پیدا می کنند و درگیری شدیدی میان نیروهای و تروریست های مسلح آغاز می شود.

پل ش ته لار - محل درگیری گروه عبدالمالک ریگی و جند ال با نیروهای ناجا و


پلی که به "پل ش ته" مشهور است؛ محل وقوع درگیری بین نیروهای و تروریست ها

عملیاتِ غافلگیر کننده

این عملیات اگر چه برای تروریست ها اهمیت بالایی داشت، اما برای کشورمان و به خصوص پاسداران هم از اهمیت بسیار بالایی برخوردار بود، چون فرماندهی این عملیات تروریستی را ریگی برعهده داشت، نورعلی شوشتری جانشین وقت نیروی زمینی نیز فرماندهی نیروهای عملیاتی پاسداران را برعهده می گیرد.

پل ش ته لار - محل درگیری گروه عبدالمالک ریگی و جند ال با نیروهای ناجا و

شوشتری در این عملیات شخصا با نیروهایش (تکاوران ) در منطقه مستقر شده و در نقطه ای کمین می کنند و پس از ورود تیم تروریستی به منطقه مورد نظر ، درگیری شدید آغاز می شود.

با شدت گرفتن درگیری و کشته شدن تعداد بالایی از تروریست ها، عبدالمالک ریگی ناچار می شود، دستور عقب نشینی صادر کند و چند نفر باقی مانده از نیروهایش مجبور به عقب نشینی می شوند.

این عملیات آنقدر ضربه اطلاعاتی و عملیاتی سنگینی به گرو جندال وارد می کند که این گرو تا پایان عمرش و دستگیری ریگی، هرگز دیگر از این منطقه و یا مناطق همجوار حتی در یک مورد هم اقدام به عملیات تروریستی نکرد.

عملیات نیروهای به فرماندهی رشید و شهید، نور علی شوشتری به "عملیاتِ پل ش ته" مشهور شده و هنوز هم، نشانه های زیادی از این عملیات برجای مانده است. در نقطه اصلی درگیری یعنی روی پل ش ته، تابلویی وجود داشت که روی آن نوشته شده بود "خطر مرگ"؛ تابلو را از نزدیک دیدم و هنوز جای گلوله های زیادی از آن درگیری، روی آن باقی مانده است.

پل ش ته لار - محل درگیری گروه عبدالمالک ریگی و جند ال با نیروهای ناجا و
گلوله هایی که در این درگیری به تابلو "خطر مرگ" اصابت کرده است

در بخش بالایی پل ش ته و محل ورود تروریست ها هم، یادمانی برای ی ناجا ساخته شده که حال و هوای خاصی دارد، یادمانی در نقطه صفر مرزی برای یی که جان شان را فدای حراست از امنیت مردم کشور د.

منبع: مشرق

بندگان خوب خدا چه انی هستند؟

درخواست حذف این مطلب

نشانه های بندگان خوب خدا

یکی از موضوعاتی که مدت های زیادی ذهنم را درگیر کرده بود این بود که خدا چه انی را در قرآن به عنوان دوست خود معرفی کرده است (اهمیت این موضوع زمانی درک می شود که نتیجه حب خدا به خلق مشخص شود که در روایات زیادی به آن اشاره شده که از جمله آثار آن : رسیدن به کمال انسانی و عطیه های الهی از جمله چشم بصیرت , گوش شنوا و قلب متصل به عالم بالا و ...

یکی از آیات کلیدی که در این باره با آن مواجه شدم آیه 195 سوره بقره بود که خداوند فرموده اند که «إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُحْسِنین » یعنی

خداوند نیکوکاران را دوست دارد .

محسنین چه انی هستند؟

- نشانه های محسنین در قرآن :

1- انی هستند که متوجه گناه خود می شوند و از خداوند طلب مغفرت می کنند .

وَ إِذْ قُلْنَا ادْخُلُوا هذِهِ الْقَرْیَةَ فَکُلُوا مِنْها حَیْثُ شِئْتُمْ رَغَداً وَ ادْخُلُوا الْبابَ سُجَّداً وَ قُولُوا حِطَّةٌ نَغْفِرْ لَکُمْ خَطایاکُمْ وَ سَنَزیدُ الْمُحْسِنینَ (البقرة : 58 )

2- انی هستند که در راه خدا انفاق می کنند و با دست خود , خود را به هلاکت و نابودی نمی کشند .

وَ أَنْفِقُوا فی سَبیلِ اللَّهِ وَ لا تُلْقُوا بِأَیْدیکُمْ إِلَی َّهْلُکَةِ وَ أَحْسِنُوا إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُحْسِنینَ (البقرة : 195)

3- انی هستند که مطیع خدا و رسولش هستند .

وَ أَطیعُوا اللَّهَ وَ الرَّسُولَ لَعَلَّکُمْ تُرْحَمُونَ (آل عمران : 132)

انی هستند که هرگاه متوجه ظلمی که به خود کرده اند می شوند خدارا به یاد می آورند سپس با تمام وجود استغفار می کنند (درحالی که می دانند) جز خدا ی نمی تواند گناهانشان را بیامرزد

4- انی هستند که به سوی مغفرت خدا و بهشتی که پهنایش (به اندازه) آسمان ها و زمین است شتاب می کنند .

وَ سارِعُوا إِلی مَغْفِرَةٍ مِنْ رَبِّکُمْ وَ جَنَّةٍ عرض ها السَّماواتُ وَ الْأَرْضُ أُعِدَّتْ لِلْمُتَّقینَ (آل عمران. 133 )

5- انی هستند که در هر حال (چه در فراخی و چه در تنگی مال) انفاق می کنند .

الَّذینَ یُنْفِقُونَ فِی السَّرَّاءِ وَ الضَّرَّاءِ (آل عمران : 134)

6- انی هستند که خشم خود را فرو می برند .

وَ الْکاظِمینَ الْغَیْظَ (همان)

7- انی هستند که از بدیهایی که دیگران به ایشان می کنند می گذرند .

وَ الْعافینَ عَنِ النَّاسِ وَ اللَّهُ یُحِبُّ الْمُحْسِنینَ (همان)

8- انی هستند که هرگاه متوجه ظلمی که به خود کرده اند می شوند خدا را به یاد می آورند سپس با تمام وجود استغفار می کنند (در حالی که می دانند) جز خدا ی نمی تواند گناهانشان را بیامرزد .

وَ الَّذینَ إِذا فَعَلُوا فاحِشَةً أَوْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ ذَکَرُوا اللَّهَ فَاسْتَغْفَرُوا لِذُنُوبِهِمْ وَ مَنْ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلاَّ اللَّهُ وَ لَمْ یُصِرُّوا عَلی ما فَعَلُوا وَ هُمْ یَعْلَمُونَ (آل عمران : 135 )

9 – انی هستند که اصرار بر گناهی که برایش توبه کرده اند نمی کنند .

وَ لَمْ یُصِرُّوا عَلی ما فَعَلُوا (همان)

10- انی هستند که در راه خدا جهاد می کنند و به خاطر سختی هایی که به ایشان می رسد سست و تسلیم دشمن نمی شوند .

وَ کَأَیِّنْ مِنْ نَبِیٍّ قاتَلَ مَعَهُ رِبِّیُّونَ کَثیرٌ فَما وَهَنُوا لِما أَصابَهُمْ فی سَبیلِ اللَّهِ وَ ما ضَعُفُوا وَ مَا اسْتَکانُوا وَ اللَّهُ یُحِبُّ الصَّابِرینَ (ال عمران : 146 )

11- (دلیل جنگ کفار با آن ها جز این نبود که می گفتند) پروردگارا گناهان ما را ببخش و اسراف ما را (به نفسمان) بیامرز و قدم های ما را ثابت گردان و ما را بر کافران یاری ده

وَ ما کانَ قَوْلَهُمْ إِلاَّ أَنْ قالُوا رَبَّنَا اغْفِرْ لَنا ذُنُوبَنا وَ إِسْرافَنا فی أَمْرِنا وَ ثَبِّتْ أَقْدامَنا وَ انْصُرْنا عَلَی الْقَوْمِ الْکافِرین (ال عمران : 147 )

12- انی هستند که چون آنچه به رسول نازل شده را می شنوند اشک از دیده هایشان جاری می شود . زیرا حقانیت آن را شناخته و می گویند (ربنا امنا فاکتبنا مع الشاهدین)

وَ إِذا سَمِعُوا ما أُنْزِلَ إِلَی الرَّسُولِ تَری أَعْیُنَهُمْ تَفیضُ مِنَ الدَّمْعِ مِمَّا عَرَفُوا مِنَ الْحَقِّ یَقُولُونَ رَبَّنا آمَنَّا فَاکْتُبْنا مَعَ الشَّاهِدینَ (مائده ،83)

و گویند چرا ایمان نیاوریم به خدا و آنچه از حق برایمان آمده در صورتی که امید آن داریم که خدا ما را داخل در زمره صالحان گرداند.

وَ ما لَنا لا نُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ ما جاءَنا مِنَ الْحَقِّ وَ نَطْمَعُ أَنْ یُدْخِلَنا رَبُّنا مَعَ الْقَوْمِ الصَّالِحین (همان ،84)

13- در جایی که می توانند با عد برخورد کنند با احسان برخورد می کنند

لا جُناحَ عَلَیْکُمْ إِنْ طَلَّقْتُمُ النِّساءَ ما لَمْ تَمَسُّوهُنَّ أَوْ تَفْرِضُوا لَهُنَّ فَریضَةً وَ مَتِّعُوهُنَّ عَلَی الْمُوسِعِ قَدَرُهُ وَ عَلَی الْمُقْتِرِ قَدَرُهُ مَتاعاً بِالْمَعْرُوفِ حَقًّا عَلَی الْمُحْسِنینَ (بقره ،236)

14- انی هستند که ایمان می آورند و عمل صالح انجام می دهند و ایمان و تقوای خود را تجدید و بیشتر می کنند و در نتیجه افزایش تقوا بیشتر احسان می کنند

لَیْسَ عَلَی الَّذینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ جُناحٌ فیما طَعِمُوا إِذا مَا اتَّقَوْا وَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ ثُمَّ اتَّقَوْا وَ آمَنُوا ثُمَّ اتَّقَوْا وَ أَحْسَنُوا وَ اللَّهُ یُحِبُّ الْمُحْسِنینَ (مائده ،93)

15- از انی که پیمان خود را نمی شکنند عفو و چشم پوشی می کنند .

فَبِما نَقْضِهِمْ میثاقَهُمْ لَعَنَّاهُمْ وَ جَعَلْنا قُلُوبَهُمْ قاسِیَةً یُحَرِّفُونَ الْکَلِمَ عَنْ مَواضِعِهِ وَ نَسُوا حَظًّا مِمَّا ذُکِّرُوا بِهِ وَ لا تَزالُ تَطَّلِعُ عَلی خائِنَةٍ مِنْهُمْ إِلاَّ قَلیلاً مِنْهُمْ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَ اصْفَحْ إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُحْسِنینَ (همان ،13)

16 – انی هستند که پروردگارشان را با تضرع و پنهانی می خوانند .

ادْعُوا رَبَّکُمْ تَضَرُّعاً وَ خُفْیَةً إِنَّهُ لا یُحِبُّ الْمُعْتَدینَ (اعراف ،55)

در هر مکانی که بتوانند کافران را به خشم دراورند قدم می گذارند (جبهه جهاد) و از دشمن غنیمتی (انچه دشمن با ظلم از ان ها گرفته بود) به دست نمی آورند مگر اینکه به سبب آن، عمل صالحی برای آنان [در کارنامه شان] نوشته می شود

17- انی هستند که زمین را بعد از اصلاح آن به فساد نمی کشند .

وَ لا تُفْسِدُوا فِی الْأَرْضِ بَعْدَ إِصْلاحِها وَ ادْعُوهُ خَوْفاً وَ طَمَعاً إِنَّ رَحْمَتَ اللَّهِ قَریبٌ مِنَ الْمُحْسِنینَ (اعراف ،56)

18- انی هستند که خدا را باحالی که هم از او خوف دارند و هم به امید می خوانند .

وَ ادْعُوهُ خَوْفاً وَ طَمَعاً إِنَّ رَحْمَتَ اللَّهِ قَریبٌ مِنَ الْمُحْسِنینَ (همان)

19- انی هستند که فرمان خدا را (مبنی براینکه آن ها را به توبه دعوت نموده) اجابت می کنند .

وَ إِذْ قیلَ لَهُمُ اسْکُنُوا هذِهِ الْقَرْیَةَ وَ کُلُوا مِنْها حَیْثُ شِئْتُمْ وَ قُولُوا حِطَّةٌ وَ ادْخُلُوا الْبابَ سُجَّداً نَغْفِرْ لَکُمْ خَطیئاتِکُمْ سَنَزیدُ الْمُحْسِنینَ (همان ، 161)

20- انی هستند که دیگران را برای یاری خدا و رسول خدا به جهاد ترغیب می کنند .

لَیْسَ عَلَی الضُّعَفاءِ وَ لا عَلَی الْمَرْضی وَ لا عَلَی الَّذینَ لا یَجِدُونَ ما یُنْفِقُونَ حَرَجٌ إِذا نَصَحُوا لِلَّهِ وَ رَسُولِهِ ما عَلَی الْمُحْسِنینَ مِنْ سَبیلٍ وَ اللَّهُ غَفُورٌ رَحیمٌ(توبه ،91)

21- انی که از فرمان رسول خدا (مبنی بر رفتن به جبهه) سر باز نمی زنند .

ما کانَ لِأَهْلِ الْمَدینَةِ وَ مَنْ حَوْلَهُمْ مِنَ الْأَعْرابِ أَنْ یَتَخَلَّفُوا عَنْ رَسُولِ اللَّهِ(همان ،120)

22- انی هستند که جان خود را عزیزتر از جان رسول خدا نمی دانند و برای جهاد آماده می شوند و در راه خدا هر تشنگی , رنج و گرسنگی را تحمل می کنند .

وَ لا یَرْغَبُوا بِأَنْفُسِهِمْ عَنْ نَفْسِهِ ذلِکَ بِأَنَّهُمْ لا یُصیبُهُمْ ظَمَأٌ وَ لا نَصَبٌ وَ لا مَخْمَصَةٌ فی سَبیلِ اللَّهِ (همان)

23- در هر مکانی که بتوانند کافران را به خشم درآورند قدم می گذارند (جبهه جهاد) و از دشمن غنیمتی (آنچه دشمن با ظلم از آن ها گرفته بود) به دست نمی آورند مگر اینکه به سبب آن، عمل صالحی برای آنان [در کارنامه شان] نوشته می شود .

وَ لا یَطَؤُنَ مَوْطِئاً یَغیظُ الْکُفَّارَ وَ لا یَنالُونَ مِنْ عَدُوٍّ نَیْلاً إِلاَّ کُتِبَ لَهُمْ بِهِ عَمَلٌ صالِحٌ إِنَّ اللَّهَ لا یُضیعُ أَجْرَ الْمُحْسِنینَ (همان)

24- انی که به امر خدا استقامت کرده و طغیان نمی کنند .

فَاسْتَقِمْ کَما أُمِرْتَ وَ مَنْ تابَ مَعَکَ وَ لا تَطْغَوْا إِنَّهُ به ما تَعْمَلُونَ بَصیرٌ (هود ،112)

25- هرگز با دشمنان همدست و دوست نمی شوند (که در غیر این صورت آتش قهر خدا دامن آنها را می گیرد و در آن هنگام جز خدا یاری نخواهند داشت)

وَ لا تَرْکَنُوا إِلَی الَّذینَ ظَلَمُوا فَتَمَسَّکُمُ النَّارُ وَ ما لَکُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ مِنْ أَوْلِیاءَ ثُمَّ لا تُنْصَرُون (هود ،113)

26- انی هستند که را در وقتش می خوانند (و آن را به تاخیر نمی اندازند)

وَ أَقِمِ الصَّلاةَ طَرَفَیِ النَّهارِ وَ زُلَفاً مِنَ اللَّیْلِ إِنَّ الْحَسَناتِ یُذْهِبْنَ السَّیِّئاتِ ذلِکَ ذِکْری لِلذَّاکِرین (هود ، 114)

انی که خدا را به خاطر نعمت هدایت به بزرگی یاد می کنند در حالی که بر تقوای خویش تکیه نموده اند

27- انی هستند که صبر پیشه می کنند (صبر در معصیت , مصیبت و صبر در طاعت)

وَ اصْبِرْ فَإِنَّ اللَّهَ لا یُضیعُ أَجْرَ الْمُحْسِنین (همان ،115)

28- انی که به رشد جسمانی و روحی رسیده اند (و خداوند به آن ها حکمت و علم می دهد)

وَ لَمَّا بَلَغَ أَشُدَّهُ آتَیْناهُ حُکْماً وَ عِلْماً وَ کَذلِکَ نَجْزِی الْمُحْسِنینَ (یوسف ، 22)

29- انی هستند که به احسان و نیکی مشهورند (زیرا احسانشان مشهود است)

إِنَّا نَراکَ مِنَ الْمُحْسِنینَ (یوسف ،36)

30- انی که گشایش در امورشان را نعمت خدا بر خود می دانند .

قالَ أَنَا یُوسُفُ وَ هذا أَخی قَدْ مَنَّ اللَّهُ عَلَیْنا … (یوسف ،90)

31- انی که میدانند خدا اجر احسانشان را ضایع نمی کند لذا تقوا و صبر پیشه می کنند .

قالُوا أَ إِنَّکَ لَأَنْتَ یُوسُفُ قالَ أَنَا یُوسُفُ وَ هذا أَخی قَدْ مَنَّ اللَّهُ عَلَیْنا إِنَّهُ مَنْ یَتَّقِ وَ یَصْبِرْ فَإِنَّ اللَّهَ لا یُضیعُ أَجْرَ الْمُحْسِنین (همان)

32- انی که خدا را به خاطر نعمت هدایت به بزرگی یاد می کنند در حالی که بر تقوای خویش تکیه نموده اند .

لَنْ یَنالَ اللَّهَ لُحُومُها وَ لا دِماؤُها وَ لکِنْ یَنالُهُ َّقْوی مِنْکُمْ کَذلِکَ سَخَّرَها لَکُمْ لِتُکَبِّرُوا اللَّهَ عَلی ما هَداکُمْ وَ بَشِّرِ الْمُحْسِنینَ (حج ،37)

33- انی که در راه خدا جهاد می کنند و در نتیجه خداوند آن ها را هدایت می کند .

وَ الَّذینَ جاهَدُوا فینا لَنَهْدِیَنَّهُمْ سُبُلَنا وَ إِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنین (عنکبوت : 68)

بخش قرآن تبیان

گفت وگو با همسر شهید ابوذر امجدیان اولین شهید م ع حرم شهرستان سنقر و کلیایی

درخواست حذف این مطلب
سهیل سنقر : ی م ع حرم تربیت یافتگان مکتب اهل بیت هستند و این روزها سربازی اهل بیت پاداشی به ارزشمندی شهادت دارد. شهید ابوذر امجدیان که نام خود را به عنوان اولین شهید م ع حرم شهرستان سنقر کرمانشاه به ثبت رسانده است، عشق به اهل بیت را از روضه هایی به عاریه دارد که از کودکی پای آنها بزرگ شده بود.

به گزارش سهیل سنقر، ی م ع حرم تربیت یافتگان مکتب اهل بیت هستند و این روزها سربازی اهل بیت پاداشی به ارزشمندی شهادت دارد. شهید ابوذر امجدیان که نام خود را به عنوان اولین شهید م ع حرم شهرستان سنقروکلیایی به ثبت رسانده است، عشق به اهل بیت را از روضه هایی به عاریه دارد که از کودکی پای آنها بزرگ شده بود. چنین عشقی بود که باعث شد او در آبان ماه سال 94 مصادف با تاسوعای حسینی به شهادت برسد. در گفت و گو با مریم امجدیان همسر شهید نگاهی گذرا به زندگی یکی دیگر از ستارگان آسمان دفاع از حرم می اندازیم.

گویا شهید ، زاده روستا بودند؛ آشنایی تان هم در محیط روستا صورت گرفت؟

بله، من و همسرم هر دو اهل روستای سهنله از توابع شهرستان سنقر استان کرمانشاه هستیم. خانه ما و خانه پدری همسرم چند کوچه با هم فاصله داشت. خودش بر حسب اتفاق یک بار من را دیده و با خانواده اش مسئله را در میان گذاشته بود. ابوذر پاسدار بود. من همیشه آرزو داشتم که با یک پاسدار ازدواج کنم. همان روز از سختی های زندگی با یک نظامی برایم گفتند و اینکه احتمالاً پیش بیاید که چند ماهی در مأموریت باشند و من هم پذیرفتم. اما هرگز فکر نمی که ابوذرم به شهادت برسد و همسر شهید شوم. در نهایت من و ابوذر با مهریه 72 سکه، در اول آبان ماه سال 1389 ازدواج کردیم. من توفیق داشتم شش سال در کنار بهترین همراه و همسنگرم باشم.

شهید امجدیان را هم به عنوان همسر و هم به عنوان یک انسان که لیاقت شهادت در دفاع از اهل بیت را پیدا کرد چطور شناختید؟

ابوذرم بسیار مهربان و دلسوز و بسیار شوخ طبع و خیلی متواضع بود. همیشه من را می خنداند و می گفت خوشحالم که می توانم بخندانمت و شاد ببینمت. به من خیلی احترام می گذاشت و در کارهای کشاورزی کمک حال خانواده اش بود. با هر ی متناسب با سن و سالش رفتار می کرد. چیزی که در شهید بیشتر به چشم می آمد عشقش به اهل بیت بود.

همسرم به ظواهر خانه و زندگی اهمیت می داد اما دلبسته مال دنیا و مادیات نبود. با توجه به ویژگی هایی که از ایشان سراغ داشتم شهادت لایقش بود. ابوذر عاشق بود. ع شهید چمران را داخل کیف سامسونتش چسبانده بود.

به نظر شما این گذاشتن و گذشتن برای رزمندگان م ع حرم دشوار نیست؟

اشتباه است که تصور کنیم م عان حرم دلبسته خانواده نیستند و دلتنگ نمی شوند. اصل کار همین است که می گذارند و می روند یعنی هنر گذشتن از تعلقاتی چون زن و فرزند را دارند. من بسیار وابسته ابوذرم بودم. هرگز دوست نداشت که ناراحتی من را ببیند. همواره با الفاظ عاشقانه من را صدا می کرد و هر روز یادآوری می کرد که چقدر من را دوست دارد. اگر ی پیشم بود با زبان عربی ابراز علاقه می کرد و می گفت: «انی احبک.» یک روز به ابوذر گفتم چرا انقدر مأموریت می روی من تاب دوری تو را ندارم. گفت یادت هست روز اول از زندگی با یک نظامی برایت گفتم. یادت هست گفتم مأموریت کاری من زیاد است و تو قبول کردی. راست می گفت. شرط کرده بود. اما من عاشقش بودم و دوری اش من را رنج می داد و به خاطر او تحمل می . ابوذر به دوستانش هم گفته بود من می خواهم بروم اما همسرم مخالفت می کند. او می گفت اگر اجازه بدهی تا من بروم دفعه بعد با هم به زیارت می رویم. مخالفت من به خاطر این بود که طاقت دوری اش را نداشتم. وقتی همدانی شهید شد با ابوذر تماس گرفتم که نرو خطرناک است. ابوذرم گفت همدانی فرمانده بودند، من یک نیروی ساده هستم. من لیاقت شهادت را ندارم. منتها او هم لایق بود و شهید شد. بعد از شهادتش خیلی بی ت می تا اینکه به خوابم آمد و من را دلداری داد و دستم را گرفت و گفت اینقدر گریه نکن. بی قرار نباش من همیشه در کنارت هستم. از آن روز تا حالا وجودش را در کنار خودم احساس می کنم.

از اولین روزهایی که حرف از رفتن و دل کندن در خانه تان مطرح شد برایمان بگویید.

خانواده خودم خیلی مخالف بودند که او برود. ابوذر از رفتن به و م ع حرم شدن برای من بسیار صحبت می کرد. من اما بی قراری های خودم را داشتم و راضی نمی شدم. بار اول بی خبر از من رفت. ابتدا من را به مناسبت عید قربان به روستا آورد و گفت که باید برای مأموریت به شمال برود. من هم چند روزی در منزل پدری ام ماندم. بعد از چند روز با من تماس گرفت و از من خواست که کاغذ و خ ر آماده کنم تا آنچه می گوید را یادداشت کنم. همانجا فهمیدم که قصد رفتن به دارد. دلم لرزید و گوشی را زمین گذاشتم و شروع به گریه . در نهایت راضی شدم که برود. پدرش مخالفتی با رفتنش نداشت اما مادرش بی تاب بود و گریه می کرد.

پس چطور راضی شدید؟

وقتی مخالفت می ، می گفت دستور ولایت است. حسین زمان یاری می طلبد. می گفت من کرمانشاهی هستم، با غیرتم باید برای دفاع از برای دفاع از سادات بروم. روز آ ی که از هم جدا شدیم برایم با لهجه کرمانشاهی شعر می خواند و می گفت موقع عصر دیدمت. ای کاش نمی دیدمت! با من شوخی می کرد و می خندید. اما آرام و قرار نداشت. دلش را کنده بود برای رفتن. قبلاً مأموریت های داخل کشور که می رفت قسم می خورد که سالم برگردد. ولی برای رفتن به به ابوذرم گفتم که قسم بخورد سالم برمی گردد، اما او قسم نخورد و گفت سلامتی من را از خدا بخواه. من هم در جوابش چیزی نگفتم. وقتی رفته بود تهران تا از آنجا به برود برایم پیامک زد که: «سلام عزیز دلم دارم میرم فرودگاه ، دوستت دارم.» این پیامک آ ش بود. وقتی خواندمش احساس دیگر او را نخواهم دید.

شنیده ایم که همسرتان در همان اعزام اول به شهادت رسیدند؟

بله، ابوذر 17 مهرماه 1394 راهی شد. 14 روز در منطقه بود که به شهادت رسید. تاریخ اول آبان ماه 1394مصادف با تاسوعای حسینی و همچنین مصادف با سالگرد ازدواجمان. آن روز حال عجیبی داشتم. دائم در خانه راه می رفتم. روز تاسوعای حسینی بود. آشفته بودم و از چشمانم اشک می آمد. روز بعدش هم که عاشورا بود و من حالم بدتر شده بود. برای جاری ام از خاطراتم با ابوذر می گفتم. من بی خبر از شهادت ابوذرم برایش اشک می ریختم.

خبر شهادت همراه زندگی تان را چگونه شنیدید؟ واکنش تان چه بود؟

ابوذرم روز شهید شده بود. اما ما روز دوشنبه از شهادت ایشان مطلع شدیم. دوشنبه صبح همراه برادرم به خانه مادر شوهرم رفتیم و مادرم را آنجا گریان دیدم. تازه متوجه شدم چه اتفاقی افتاده است و مادرم گفت ابوذرت شهید شده، باور نمی چون سالگرد ازدواجمان زنگ زد و تبریک گفت. بعد هم به من گفت تا پنج روز دیگر نمی تواند تماس بگیرد. من منتظر تماسش بودم که خبر شهادتش را دادند. با خودم می گفتم می روم معراج آنجا ابوذرم بیدار می شود. هنوز امید داشتم که زنده باشد. چند شب اول اصلاً نمی خو دم و ع او را در آغوش می گرفتم و بی قراری می . با خودم می گفتم اگر پیکرش را بیاورند من نمی توانم زی کنم. اما وقتی پیکر را آوردند و دیدمش آرام شدم. فقط می بوسیدمش. این دیدار با پیکرش آرامم کرد.

از نحوه آسمانی شدنش اطلاع دارید؟

او 14 روز در بود. گویی خم ای به اطرافشان اصابت می کند و ایشان از سمت راست دچار مجروحیت می شود. لبش شده بود، چند ترکش به اش خورده و پای راستش قطع شده بود. ابوذر قبل از شهادت به من گفته بود اگر اتفاقی برایم افتاد، نکند پیش دوستانم بی قراری کنی. مراقب رفتارت باش. ناراحتی نکن. از اینکه ابوذرم به آرزویش رسیده خوشحالم و افتخار می کنم که لیاقت همسری شهید م ع حرم را پیدا کرده ام. ان شاء الله ادامه دهنده راه شهیدانمان باشیم. امیدوارم حضرت زینب(س) قبول کنند و من را هم در زمره م عان حرمشان قرار دهند.

این روزها برخی سعی می کنند در راه م عان حرم شبهه ایجاد کنند، پاسخ شما به این حرف ها چیست؟

شوهر من به ندای نایب زمان خودش لبیک گفت. به ندای . او آرزوی شهادت را داشت. او داوطلبانه رفت و هر زمانی هم که مأموریت اش عقب می افتاد بسیار دلخور می شد و می گفت حضرت زینب(س) من را نطلبیده اند. ابوذر به من و زندگی اش دلبستگی داشت. قیمت گذشتن از این دلبستگی چیست؟ برخی که سعی می کنند انگیزه های مادی را علت حضور م عان حرم در جبهه ها معرفی کنند، خودشان لحظات بودن در کنار خانواده را چه قیمتی می گذارند. بگذریم از اینکه اصلاً ابوذر به این چیزها فکر نمی کرد. شکر خدا زندگی مان از لحاظ مادی چیزی کم نداشت و از زندگی مان راضی بودیم. او از زندگی اش برای یک هدف والا گذشت. تا هدف قرب الهی نباشد هیچ انسانی جان خود را به خطر نمی اندازد. از اینها گذشته اگر عزیزت نباشد دنیایی مال و اموال به چه دردت می خورد؟

عموم مردم از شهیدشان چطور استقبال د؟

تشییع باشکوهی برای ابوذر گرفته شد. اولین م ع حرم شهرستان سنقر بود و برای همین مردم شهیدپرور که را از خودشان می دانند باشکوه هر چه تمام تر در مراسم شهید حاضر شدند و خیلی عالی از شهید شهرشان استقبال د. ابوذرم را در نهمین روز از آبان ماه سال 1394 در روستای خودمان سهنله به خاک سپردیم.

از مسئولیتشان در جبهه اطلاعی داشتید؟

مسئولیتشان فکر می کنم بیسیم چی بودند. هر زمانی از مسئولیتش می پرسیدم طفره می رفت و پاسخ نمی داد. وقتی می گفتم درجه ات چیست می گفت، من سرباز زمان هستم. با شهادتش متوجه شدم چه درجه ای دارد. راست هم می گفت سرباز آقا بود که در رکاب مولایش در روز به شهادت رسید و در روز تشییع و به خاک س شد و چهلمین روز شهادتش با اربعین اباعبدالله مقارن شد.

دلتنگ ابوذر که می شوید چه می کنید؟

دلتنگ که می شوم با او هر لحظه صحبت می کنم. من به تلفن همراهش پیام می دهم ولی او دیگر جواب پیامک های من را نمی دهد.

هنوز هم منتظر تماسش هستم. هر جا که می خواهم بروم می نویسم و از او اجازه می گیرم و می گذارم روی لباس هایش. می روم سر مزارش و با او حرف می زنم و از کارهایم می گویم. سر سفره که می نشینم خیلی جای خالی اش را حس می کنم. این روزهایم من را به یاد ن صبور دوران جنگ می اندازد که صبوری د و پیروزی نصیب ما شد.

همرزمانش از همسرتان و چگونگی حضورش صحبتی ن د؟

یکی از همکارانش می گفت ابوذر همیشه سر کار روی یک برگه می نوشت: شهید ابوذر امجدیان. خوش به سعادتش و به او غبطه می خورم و می گویم ابوذرجان مگر قول ندادی بروی و بعد بیایی من را ببری زیارت. همرزمانش از جسارت و شجاعتش هم برایم بسیار می گویند. تعریف می دکه همیشه آقا ابوذر با روی گشاده به عملیات می رفت و به رزمنده ها می گفت بچه ها بدوید بروید عملیات بدوید برویم حمله و همه می خندیدند. دوستش می گفت لحظات آ آب برایش بردم و او نخورد و با لب تشنه به دیدار اربابش حسین(ع) رفت.

چه درد دلی با حضرت زینب(س) دارید؟

می خواهم بگویم جان، ابوذرم آمد تا م عت شود. هوای من را داشته باش. هوای بی قراری هایم را و دل بی تابم را. خانم جان دست من را هم بگیر تا بتوانم م عت شوم. تو خود می دانی که من چقدر ابوذرم را دوست داشتم و او را به تو هدیه . من از دوست داشتنی ترین زندگی ام گذشتم تا به لبخند رضایتی از تو برسم. من از او گذشتم تا تو بار دیگر بند های اسارت را نبینی. بی بی جان عاقبت من را هم چون ابوذرم شهادت قرار بده و زیارتی که حلاوتش طعم تلخ فراق را از من دور کند./رو مه جوان

منبع: گفت وگو با همسر شهید ابوذر امجدیان

گفتگویی با پدر شهید ابوذر امجدیان

به گزارش سهیل سنقر، شهید والامقام کربلایی ابوذر امجدیان در روز 28 مرداد ماه سال 1365 هـ.ش در شهرستان سنقر روستای سهنله در خانواده ای مستضعف و متدین بدنیا آمد.

شهید ابوذر در سایه محبت های پدر و مادر پاکدامن، وارسته و مهربانش دوران کودکی را پشت سر گذاشت و بعد وارد دبستان شد. در دوران تحصیلش از هوش و استعداد فوق العاده ای برخوردار بود و با موفقیت دوران دبستان را در مدرسه آیت اله روستای سهنله و دوره راهنمایی در مدرسه بنیاد 15 داد همان روستا طی کرد؛ شهید امجدیان همچنین دبیرستان را درشهرستان سنقر شهید محمد هدایتی و رشته نقشه کشی را در هنرستان صنعتگران پشت سر گذاشت ودر آن 3سال دبیرستان دانش آموز نمونه اخلاقی وعلمی بود، ایشان همچنین دانشجوی رشته آی.تی بود که در ترم آ تحصیلشان به فیض شهادت نایل آمد.

گفتگو با خانواده شهید

خانواده شهید آرام و صبورند. زندگی ساده و بی ریایی دارند؛ وقتی با آنان به صحبت می نشینی عشق و ایمان به و انقلاب در گفته هایشان موج می زند؛ ابوذر دارای یک برادر دوقلو و دومین فرزند خانواده بود؛ جوانی که خوشرویی و ایمانش زبان زد همگان است، هنوز هم که از این شهید بزرگوار سخن به میان می آید نزدیکان و دوستان وی از غم نبودن ایشان متاثر می شوند و البته به حال خوش این شهید که توانست به فیض شهادت نایل آید غبطه می خورند، شهیدی که در دفاع از حرم حضرت زینب(س) به لقاء الله پیوست و به آرزوی دیرین خویش که شهادت در روز تاسوعا بود دست یافت...

به صحبت با پدر بزرگوار این شهید می نشینیم...

گفتگو با پدر شهید:

پسرم عاشق ولایت و ی بود

پدر شهید که با شنیدن نام ابوذر اشک در چشمانش حلقه می زند این چنین می گوید:

ابوذر همیشه فرزند نیکی برای من و مادرش بود. ایشان هنگام فراغت از تحصیل به ویژه در تعطیلات تابستانی با کار و تلاش فراوان مخارج شخصی خود را برای تحصیل بدست می آورد و از این راه به خانواده خود کمک قابل توجهی می کرد. او با شور و نشاط و مهر و محبتی که داشت به محیط گرم خانواده صفا و صمیمیت دیگری می بخشید.

ایشان ادامه می دهند: "هنگامی که خسته از کار روزانه به خانه برمی گشتم، بادیدن فرزندانم همچون ابوذر تمامی خستگی ها و مرارت ها را از وجودم پاک می شد"

ابوذر به انجام معنویات و عبادات علاقه فراوانی داشت، ابوذر از سن 9 سالگی تا لحظه شهادت در تمام فراز و نشیب های زندگی و کاری، هرگز ش ترک نشد.

اشتیاق ابوذر به مسجد رفتن وقرآن خواندن حدی بود که هروقت صدای اذان را می شنید دست از کار می کشید و روانه مسجد می شد و تا آ ین لحظات حیات خود، دست از دعا و نیایش برنداشت.

پدر شهید ادامه می دهد: پسرم همیشه اول وقت را بر همه چیز مقدم می شمرد ؛ قرآن و توسل برنامه روزانه او بود. پسرم عاشق ولایت و ی بود و عاشق این بود تا برای و انقلاب جان خویش را فدا کند.

ابوذر همچنین هیچگاه از یاد همنوعان غافل نمی شد با آنکه سن زیادی نداشت اما همیشه سعی می کرد تا حد امکان گره گشای مشکلات همنوعان و دوستان و آشنایان باشد. آن چیزی که برای او مطرح نبود خواب و خوراک و استراحت بود. هر زمان که برای دیدار خانواده اش به روستا می رفت، در آنجا لحظه ای از گره گشایی مشکلات و گرفتاری های مردم باز نمی ایستاد و دائماً در شه انجام خدمتی به خلق الله بود. ابوذر در خوش خلقی و برخورد نیک با همسایگان و اقوام زبانزد بود و همه او را دوست داشتند...

ابوذر در سال 1383 مقطع دبیرستان را با موفقیت پشت سر گذاشت و پس از اخذ دیپلم با نمرات عالی در سال 1385 به استخدام پاسداران در آمد غریب به 3 سال در جوانرود خدمت کرده وبعداز آن عضو نیروهای یگان ویژه صابرین تهران شد .

ایشان سپس در رشته آی.تی جامع حسین (ع) تهران پذیرفته شده و مشغول به تحصیل شدند، ابوذر علاقه زیادی به تحصیل داشت و سعی می کرد با وجود مشغله کاری و زندگی به درس خواندن هم برسد که تا دوران تحصیل ( ترم آ بودند که شهید شدند) را هم با موفقیت طی د.

پدر بزرگوار شهید همچنین می گوید: پسرم چون شمع می سوخت و چونان چشمه ساران در حال جوشش بود و یک آن از تحرک باز نمی ایستاد. روحیه ایثار و استقامت او شگفت انگیز بود؛ خدا رو شکر که لیاقت داشتیم چنین فرزندی تربیت کنیم که نامش جزو م عین حرم حضرت زینب (س) باشد.

گفتگو با برادر دوقلوی شهید:

برادرم به امر ولایت اعتقاد کامل داشت و حاضر بود در این راه جان دهد

حجت ال طالب امجدیان برادر دوقلوی ابوذر نیز با تایید صحبت های پدر می گوید: من و ابوذر دوقلو بودیم و به همین دلیل دوستی و وابستگی زیادی بینمان حاکم بود، ما خیلی به هم نزدیک بودیم.

ایشان شش ماه قبل و به صورت داوطلبانه برای دفاع از حرم ثبت نام د و به خانواده گفتند که هر آن ممکن است به اعزام شوند تا اینکه روز عید قربان به ما گفتند که اسمشان برای اعزام درآمده است و تقریبا یک هفته بعد از عید سعید غدیر به و برای دفاع از حرم حضرت زینب(س) اعزام شدند.

مادرم به سبب عاطفه و مهر مادری که در وجودشان است بعد از اعزام و شنیدن اینکه ابوذر برای دفاع از حرم به مشرف شده خیلی بی ت می د و نگران بودند و دایما دست به دعا بودند ولی ابوذر با همان روحیه آرام و دوست داشتنی اش همیشه در تماس هایش با خانواده و مخصوصا به مادر دلداری می دادند و مادر را آرام می د ؛ به همه می گفتند برایم دعا کن که شهید شوم و به آرزویم برسم و همانطور هم شد که این والامقام خواسته بودند و دقیقا در روز تاسوعای حسینی(ع) به شهادت رسیدند.

برادر من انسانی بود که برای خدا کار می کرد و اخلاص در عمل از ویژگی های بارز او بود، ایشان یکی از افراد درجه اولی بود که همیشه یت های سنگینی بر عهده اش قرار داشت. کربلایی ابوذر با خضوع و خشوعی که در مقابل خدا و در برابر دلاورمردان پاسدار داشت، در مقابله با دشمن همچون شیری غرّان که برای خدا و ولی فقیه زمان خود همه چیز خودش را فدا کرد و از زندگیش گذشت. او واقعا به امر ولایت اعتقاد کامل داشت و حاضر بود در این راه جان بدهد، که عاقبت هم چنین کرد. همیشه سفارش می کرد تقوا پیشه کنیم و تابع ی باشیم. همچنین ابوذر از زمان طفولیت، روحی لطیف ،عبادی و نیایشگر داشت.

وی همچنین در خصوص شهادت این شهید بزرگوار می گوید: وقتی خبر شهادت ابوذر را شنیدم با عجله خودم را به سنقر رساندم، هرگز آن لحظات از یادم نمی رود چه غمی در خانه مان ب ا شده بود،اشک های بی امان مادر، بی ت های پدر و... اینکه ابوذر به این زودی تنهایمان گذاشت آزارمان می دهد اما از این خوشحالم که برادر عزیزم با اهدای جان گرانمایه خویش در راه به شهادت رسید و توانست ذخیره ای برای آ ت پدر و مادرم باشد، خوشا به سعادتش که توانست این چنین پاک و عاشقانه به دیدار حق بشتابد وبه آرزویش که شهادت بود برسد... ابوذر واقعا انسان لایق و وارسته ای بود که توانست شهد شیرین شهادت را بنوشد و افتخاری برای همه ما باشد...

گفتگو با دوستان شهید:

ابوذرجان شهادتت مبارک

دوستان شهید ضمن برشماری صفات و خصلت های نیکوی ایشان، در وصف این شهید عزیز می گویند:

تو فرزند کدام نسل پاکی؟ تو از کدامین دشت روییده ای قاصدک!؟ چه ی دریاییت را کرده؟ کدام دست ناپاک خون پاک تو را ریخته؟ به کجا سفر می کنی؟ دور از خانه و شهر خویش؟! دور از دستهای پینه بسته پدر و قلب ش ته مادر!؟ تو اى سبزترین بهار جاوید! اى نشان بى نشان‏ها! اى آیینه نور! اى راز سر به مهر! اى بیکران ! تو آن روز وشیدى و امروز... باور نمی ‏کنم که با آن همه وش در خاک ه‏ اى! اى که حضور دریایى تو در آسمان‏ ها جارى‏تر از رودهاست! هنوز تپش امواج پر وش غیرتت لرزه بر اندام دشمنان می ‏افکند. ما گان در ساحلت غرقه به طوفانیم و تو چه آرام، در پهنه بیکرانت، حیرتمان را به نظاره نشسته‏ اى. چه زیباست قاب ع خالی ات بر دیوار قلب‏مان. هنوز در صفحه صفحه تاریخ، تفسیر حدیث جاودانگی ‏ات را می ‏نویسند و چه زیباست شعر دلتنگی هامان...

هنوز کوچه ‏ها در انتظار ترنم گام‏هاى سبز تواند. آسمان تاریک شهر در ماس تابش چشم‏هاى توست. اى تفسیر سرمستى و اى نغمه شوریدگى! نزدیک است پرنده قلبم در کنج تنهایى جان سپارد. گوش کن! ثانیه‏ ها به امید بازگشت تو در تپش ‏اند. دل من تفسیر کتابنامه انتظارت را تا انتهاى جاده ‏هاى بى ى از بر کرده است، تا شاید آغاز کنى روزى را مثل آغاز بهار. باز هم می ‏گویم که دلم منتظر توست. ابوذرجان شهادتت مبارک . عجب عطر عاشورایی بخشیدی به دیارمان. ما حقیر و کوچکیم در برابر عظمت شما. کاش میدانستم در جوار زینب کبری در روز عاشورا ات چه بوده برای مادرت وخواهرات حتما صبر زینبیه طلب کردی...

شهید امجدیان چطور به شهادت رسیدند؟

برادر دوقلوی شهید می گوید: برادرم بیسیم چی بودند اما در عملیات ها شرکت می د و در تماس هایشان می گفتند که به منطقه می رویم و به دفاع مشغولیم؛ تا اینکه شهید کربلایی ابوذر در یکی از یت ها خود در به همراه یکی دیگر از دوستانش به نام شهید میر دوستی، در راه دفاع از حرم دعوت حق را لبیک گفتند و سرانجام در 1 آبان ماه سال 1394که ساعت هشت و نیم صبح روز تاسوعای حسینی به لقاء خداوند شتافتند.

آری شهید ابوذر امجدیان عارفی وارسته، ایثارگری سلحشور و اسوه ای برای دیگران بود که جز خدا به چیز دیگری نمی شید و به عشق رسیدن به هدف متعالی و ب رضای خدا و حضرت احدیت، شب و روز تلاش می کرد و سخت ترین و مشکل ترین مسئولیت های کاری و خانوادگی را با کمال خوشرویی و اشتیاق و آرامش خاطر می پذیرفت و در نهایت هم به دیدار معبود شتافت چه عاشقانه و چه عارفانه و سبک بال...

منبع: نگاهی به زندگی شهید م ع حرم ابوذر امجدیان

در هنر ک ن

درخواست حذف این مطلب

https://markazi.mporg.ir/filesystem/view/file.aspx?fileid=1e7f6e72-7b34-4931-8800-02256ca4cc97

https://markazi.mporg.ir/filesystem/view/file.aspx?fileid=6252f2ad-3235-4abe-951b-2519ea1e9c50

https://markazi.mporg.ir/filesystem/view/file.aspx?fileid=22933fe4-17e4-4035-bd48-48cf805bab31

https://markazi.mporg.ir/filesystem/view/file.aspx?fileid=50e17d52-a05f-4372-b3f5-5a5e4ce260d9

https://markazi.mporg.ir/filesystem/view/file.aspx?fileid=f8ae2830-e7bc-40e5-a5f8-5e6655713ef7

https://markazi.mporg.ir/filesystem/view/file.aspx?fileid=aafbb797-676e-443e-a551-611acb7c6efa

https://markazi.mporg.ir/filesystem/view/file.aspx?fileid=c0f9b1ec-44e6-4514-a790-6254d9103f58

https://markazi.mporg.ir/filesystem/view/file.aspx?fileid=ffdc17b4-3270-4dc5-8976-73c611525e00

https://markazi.mporg.ir/filesystem/view/file.aspx?fileid=ffdc17b4-3270-4dc5-8976-73c611525e00

https://markazi.mporg.ir/filesystem/view/file.aspx?fileid=13401533-0003-4ba8-b755-776dcdbc461d

https://markazi.mporg.ir/filesystem/view/file.aspx?fileid=29b658bc-c3d2-41f6-9caf-81f575ecab5f

https://markazi.mporg.ir/filesystem/view/file.aspx?fileid=c2ee223c-465c-4786-8b50-86f3434280f5

https://markazi.mporg.ir/filesystem/view/file.aspx?fileid=930affc8-0ed4-41d1-a21b-d470b5818e2e

https://markazi.mporg.ir/filesystem/view/file.aspx?fileid=907090d7-610e-4bd9-acd9-e35d4e8d582c

بچه های عزیز ماس دعا

تصاویر اربعین حسینی در کربلا

درخواست حذف این مطلب

تصاویر هوایی زیبا از کربلا در روز اربعین امسال

با کلیک روی هر تصویر آلبوم ع های مرتبط با آن باز می شود:

تصاویر هوایی از مراسم اربعین کربلای معلی

پیاده روی اربعین حسینی در مناطق مختلف کشور نیجریه/ گزارش تصویری

تصاویر اربعین حسینی در نیجریه

ک ن کربلایی

بازگشت زایرین

زیارت قبول کربلایی ها

9 دروغ ترامپ علیه ایران

درخواست حذف این مطلب

ترامپ و 10 دروغ بزرگ

توسط نویسنده نیوزیلندی؛

9 دروغ ترامپ علیه ایران فاش شد

نویسنده نیوزیلندی معتقد است ترامپ 9 دروغ را در اظهارات مختلفش در خصومت با ایران مطرح کرده است.

به گزارش گروه بین الملل خبرگزاری برنا، «گوردون کمپل»، نویسنده نیوزیلندی، معتقد است «دونالد ترامپ»، رئیس جمهور ، 9 دروغ را در اظهارات مختلفش در خصومت با ایران مطرح کرده تا جهان را فریب دهد.

دروغ اول: ایران از تروریسم حمایت می کند

دروغ دوم: ایران از تروریست ها حمایت می کند

دروغ سوم: ایران در یمن و ایجاد آشوب می کند

دروغ چهارم: مدارکی مبنی بر ساخت پنهانی سلاح هسته ای توسط ایران ارائه کرده است

دروغ پنجم: ایران به دنبال از سرگیری برنامه ساخت سلاح هسته ای است

دروغ ششم: تواق هسته ای ایران باعث امن شدن منطقه می شود

دروغ هفتم: تندروی در ایران تحت فشار ست

دروغ هشتم: مردم علیه توافق هسته ای در کنار یکدیگر ایستاده اند

دروغ نهم: با نمایش قدرت، کره شمالی را تحت تأثیر قرار خواهد داد

#ترامپ #دروغ #دروغگو

گفت وگو با همسر شهید ابوذر امجدیان اولین شهید م ع حرم شهرستان سنقر و کلیایی

درخواست حذف این مطلب
سهیل سنقر : ی م ع حرم تربیت یافتگان مکتب اهل بیت هستند و این روزها سربازی اهل بیت پاداشی به ارزشمندی شهادت دارد. شهید ابوذر امجدیان که نام خود را به عنوان اولین شهید م ع حرم شهرستان سنقر کرمانشاه به ثبت رسانده است، عشق به اهل بیت را از روضه هایی به عاریه دارد که از کودکی پای آنها بزرگ شده بود.

به گزارش سهیل سنقر، ی م ع حرم تربیت یافتگان مکتب اهل بیت هستند و این روزها سربازی اهل بیت پاداشی به ارزشمندی شهادت دارد. شهید ابوذر امجدیان که نام خود را به عنوان اولین شهید م ع حرم شهرستان سنقروکلیایی به ثبت رسانده است، عشق به اهل بیت را از روضه هایی به عاریه دارد که از کودکی پای آنها بزرگ شده بود. چنین عشقی بود که باعث شد او در آبان ماه سال 94 مصادف با تاسوعای حسینی به شهادت برسد. در گفت و گو با مریم امجدیان همسر شهید نگاهی گذرا به زندگی یکی دیگر از ستارگان آسمان دفاع از حرم می اندازیم.

گویا شهید ، زاده روستا بودند؛ آشنایی تان هم در محیط روستا صورت گرفت؟

بله، من و همسرم هر دو اهل روستای سهنله از توابع شهرستان سنقر استان کرمانشاه هستیم. خانه ما و خانه پدری همسرم چند کوچه با هم فاصله داشت. خودش بر حسب اتفاق یک بار من را دیده و با خانواده اش مسئله را در میان گذاشته بود. ابوذر پاسدار بود. من همیشه آرزو داشتم که با یک پاسدار ازدواج کنم. همان روز از سختی های زندگی با یک نظامی برایم گفتند و اینکه احتمالاً پیش بیاید که چند ماهی در مأموریت باشند و من هم پذیرفتم. اما هرگز فکر نمی که ابوذرم به شهادت برسد و همسر شهید شوم. در نهایت من و ابوذر با مهریه 72 سکه، در اول آبان ماه سال 1389 ازدواج کردیم. من توفیق داشتم شش سال در کنار بهترین همراه و همسنگرم باشم.

شهید امجدیان را هم به عنوان همسر و هم به عنوان یک انسان که لیاقت شهادت در دفاع از اهل بیت را پیدا کرد چطور شناختید؟

ابوذرم بسیار مهربان و دلسوز و بسیار شوخ طبع و خیلی متواضع بود. همیشه من را می خنداند و می گفت خوشحالم که می توانم بخندانمت و شاد ببینمت. به من خیلی احترام می گذاشت و در کارهای کشاورزی کمک حال خانواده اش بود. با هر ی متناسب با سن و سالش رفتار می کرد. چیزی که در شهید بیشتر به چشم می آمد عشقش به اهل بیت بود.

همسرم به ظواهر خانه و زندگی اهمیت می داد اما دلبسته مال دنیا و مادیات نبود. با توجه به ویژگی هایی که از ایشان سراغ داشتم شهادت لایقش بود. ابوذر عاشق بود. ع شهید چمران را داخل کیف سامسونتش چسبانده بود.

به نظر شما این گذاشتن و گذشتن برای رزمندگان م ع حرم دشوار نیست؟

اشتباه است که تصور کنیم م عان حرم دلبسته خانواده نیستند و دلتنگ نمی شوند. اصل کار همین است که می گذارند و می روند یعنی هنر گذشتن از تعلقاتی چون زن و فرزند را دارند. من بسیار وابسته ابوذرم بودم. هرگز دوست نداشت که ناراحتی من را ببیند. همواره با الفاظ عاشقانه من را صدا می کرد و هر روز یادآوری می کرد که چقدر من را دوست دارد. اگر ی پیشم بود با زبان عربی ابراز علاقه می کرد و می گفت: «انی احبک.» یک روز به ابوذر گفتم چرا انقدر مأموریت می روی من تاب دوری تو را ندارم. گفت یادت هست روز اول از زندگی با یک نظامی برایت گفتم. یادت هست گفتم مأموریت کاری من زیاد است و تو قبول کردی. راست می گفت. شرط کرده بود. اما من عاشقش بودم و دوری اش من را رنج می داد و به خاطر او تحمل می . ابوذر به دوستانش هم گفته بود من می خواهم بروم اما همسرم مخالفت می کند. او می گفت اگر اجازه بدهی تا من بروم دفعه بعد با هم به زیارت می رویم. مخالفت من به خاطر این بود که طاقت دوری اش را نداشتم. وقتی همدانی شهید شد با ابوذر تماس گرفتم که نرو خطرناک است. ابوذرم گفت همدانی فرمانده بودند، من یک نیروی ساده هستم. من لیاقت شهادت را ندارم. منتها او هم لایق بود و شهید شد. بعد از شهادتش خیلی بی ت می تا اینکه به خوابم آمد و من را دلداری داد و دستم را گرفت و گفت اینقدر گریه نکن. بی قرار نباش من همیشه در کنارت هستم. از آن روز تا حالا وجودش را در کنار خودم احساس می کنم.

از اولین روزهایی که حرف از رفتن و دل کندن در خانه تان مطرح شد برایمان بگویید.

خانواده خودم خیلی مخالف بودند که او برود. ابوذر از رفتن به و م ع حرم شدن برای من بسیار صحبت می کرد. من اما بی قراری های خودم را داشتم و راضی نمی شدم. بار اول بی خبر از من رفت. ابتدا من را به مناسبت عید قربان به روستا آورد و گفت که باید برای مأموریت به شمال برود. من هم چند روزی در منزل پدری ام ماندم. بعد از چند روز با من تماس گرفت و از من خواست که کاغذ و خ ر آماده کنم تا آنچه می گوید را یادداشت کنم. همانجا فهمیدم که قصد رفتن به دارد. دلم لرزید و گوشی را زمین گذاشتم و شروع به گریه . در نهایت راضی شدم که برود. پدرش مخالفتی با رفتنش نداشت اما مادرش بی تاب بود و گریه می کرد.

پس چطور راضی شدید؟

وقتی مخالفت می ، می گفت دستور ولایت است. حسین زمان یاری می طلبد. می گفت من کرمانشاهی هستم، با غیرتم باید برای دفاع از برای دفاع از سادات بروم. روز آ ی که از هم جدا شدیم برایم با لهجه کرمانشاهی شعر می خواند و می گفت موقع عصر دیدمت. ای کاش نمی دیدمت! با من شوخی می کرد و می خندید. اما آرام و قرار نداشت. دلش را کنده بود برای رفتن. قبلاً مأموریت های داخل کشور که می رفت قسم می خورد که سالم برگردد. ولی برای رفتن به به ابوذرم گفتم که قسم بخورد سالم برمی گردد، اما او قسم نخورد و گفت سلامتی من را از خدا بخواه. من هم در جوابش چیزی نگفتم. وقتی رفته بود تهران تا از آنجا به برود برایم پیامک زد که: «سلام عزیز دلم دارم میرم فرودگاه ، دوستت دارم.» این پیامک آ ش بود. وقتی خواندمش احساس دیگر او را نخواهم دید.

شنیده ایم که همسرتان در همان اعزام اول به شهادت رسیدند؟

بله، ابوذر 17 مهرماه 1394 راهی شد. 14 روز در منطقه بود که به شهادت رسید. تاریخ اول آبان ماه 1394مصادف با تاسوعای حسینی و همچنین مصادف با سالگرد ازدواجمان. آن روز حال عجیبی داشتم. دائم در خانه راه می رفتم. روز تاسوعای حسینی بود. آشفته بودم و از چشمانم اشک می آمد. روز بعدش هم که عاشورا بود و من حالم بدتر شده بود. برای جاری ام از خاطراتم با ابوذر می گفتم. من بی خبر از شهادت ابوذرم برایش اشک می ریختم.

خبر شهادت همراه زندگی تان را چگونه شنیدید؟ واکنش تان چه بود؟

ابوذرم روز شهید شده بود. اما ما روز دوشنبه از شهادت ایشان مطلع شدیم. دوشنبه صبح همراه برادرم به خانه مادر شوهرم رفتیم و مادرم را آنجا گریان دیدم. تازه متوجه شدم چه اتفاقی افتاده است و مادرم گفت ابوذرت شهید شده، باور نمی چون سالگرد ازدواجمان زنگ زد و تبریک گفت. بعد هم به من گفت تا پنج روز دیگر نمی تواند تماس بگیرد. من منتظر تماسش بودم که خبر شهادتش را دادند. با خودم می گفتم می روم معراج آنجا ابوذرم بیدار می شود. هنوز امید داشتم که زنده باشد. چند شب اول اصلاً نمی خو دم و ع او را در آغوش می گرفتم و بی قراری می . با خودم می گفتم اگر پیکرش را بیاورند من نمی توانم زی کنم. اما وقتی پیکر را آوردند و دیدمش آرام شدم. فقط می بوسیدمش. این دیدار با پیکرش آرامم کرد.

از نحوه آسمانی شدنش اطلاع دارید؟

او 14 روز در بود. گویی خم ای به اطرافشان اصابت می کند و ایشان از سمت راست دچار مجروحیت می شود. لبش شده بود، چند ترکش به اش خورده و پای راستش قطع شده بود. ابوذر قبل از شهادت به من گفته بود اگر اتفاقی برایم افتاد، نکند پیش دوستانم بی قراری کنی. مراقب رفتارت باش. ناراحتی نکن. از اینکه ابوذرم به آرزویش رسیده خوشحالم و افتخار می کنم که لیاقت همسری شهید م ع حرم را پیدا کرده ام. ان شاء الله ادامه دهنده راه شهیدانمان باشیم. امیدوارم حضرت زینب(س) قبول کنند و من را هم در زمره م عان حرمشان قرار دهند.

این روزها برخی سعی می کنند در راه م عان حرم شبهه ایجاد کنند، پاسخ شما به این حرف ها چیست؟

شوهر من به ندای نایب زمان خودش لبیک گفت. به ندای . او آرزوی شهادت را داشت. او داوطلبانه رفت و هر زمانی هم که مأموریت اش عقب می افتاد بسیار دلخور می شد و می گفت حضرت زینب(س) من را نطلبیده اند. ابوذر به من و زندگی اش دلبستگی داشت. قیمت گذشتن از این دلبستگی چیست؟ برخی که سعی می کنند انگیزه های مادی را علت حضور م عان حرم در جبهه ها معرفی کنند، خودشان لحظات بودن در کنار خانواده را چه قیمتی می گذارند. بگذریم از اینکه اصلاً ابوذر به این چیزها فکر نمی کرد. شکر خدا زندگی مان از لحاظ مادی چیزی کم نداشت و از زندگی مان راضی بودیم. او از زندگی اش برای یک هدف والا گذشت. تا هدف قرب الهی نباشد هیچ انسانی جان خود را به خطر نمی اندازد. از اینها گذشته اگر عزیزت نباشد دنیایی مال و اموال به چه دردت می خورد؟

عموم مردم از شهیدشان چطور استقبال د؟

تشییع باشکوهی برای ابوذر گرفته شد. اولین م ع حرم شهرستان سنقر بود و برای همین مردم شهیدپرور که را از خودشان می دانند باشکوه هر چه تمام تر در مراسم شهید حاضر شدند و خیلی عالی از شهید شهرشان استقبال د. ابوذرم را در نهمین روز از آبان ماه سال 1394 در روستای خودمان سهنله به خاک سپردیم.

از مسئولیتشان در جبهه اطلاعی داشتید؟

مسئولیتشان فکر می کنم بیسیم چی بودند. هر زمانی از مسئولیتش می پرسیدم طفره می رفت و پاسخ نمی داد. وقتی می گفتم درجه ات چیست می گفت، من سرباز زمان هستم. با شهادتش متوجه شدم چه درجه ای دارد. راست هم می گفت سرباز آقا بود که در رکاب مولایش در روز به شهادت رسید و در روز تشییع و به خاک س شد و چهلمین روز شهادتش با اربعین اباعبدالله مقارن شد.

دلتنگ ابوذر که می شوید چه می کنید؟

دلتنگ که می شوم با او هر لحظه صحبت می کنم. من به تلفن همراهش پیام می دهم ولی او دیگر جواب پیامک های من را نمی دهد.

هنوز هم منتظر تماسش هستم. هر جا که می خواهم بروم می نویسم و از او اجازه می گیرم و می گذارم روی لباس هایش. می روم سر مزارش و با او حرف می زنم و از کارهایم می گویم. سر سفره که می نشینم خیلی جای خالی اش را حس می کنم. این روزهایم من را به یاد ن صبور دوران جنگ می اندازد که صبوری د و پیروزی نصیب ما شد.

همرزمانش از همسرتان و چگونگی حضورش صحبتی ن د؟

یکی از همکارانش می گفت ابوذر همیشه سر کار روی یک برگه می نوشت: شهید ابوذر امجدیان. خوش به سعادتش و به او غبطه می خورم و می گویم ابوذرجان مگر قول ندادی بروی و بعد بیایی من را ببری زیارت. همرزمانش از جسارت و شجاعتش هم برایم بسیار می گویند. تعریف می دکه همیشه آقا ابوذر با روی گشاده به عملیات می رفت و به رزمنده ها می گفت بچه ها بدوید بروید عملیات بدوید برویم حمله و همه می خندیدند. دوستش می گفت لحظات آ آب برایش بردم و او نخورد و با لب تشنه به دیدار اربابش حسین(ع) رفت.

چه درد دلی با حضرت زینب(س) دارید؟

می خواهم بگویم جان، ابوذرم آمد تا م عت شود. هوای من را داشته باش. هوای بی قراری هایم را و دل بی تابم را. خانم جان دست من را هم بگیر تا بتوانم م عت شوم. تو خود می دانی که من چقدر ابوذرم را دوست داشتم و او را به تو هدیه . من از دوست داشتنی ترین زندگی ام گذشتم تا به لبخند رضایتی از تو برسم. من از او گذشتم تا تو بار دیگر بند های اسارت را نبینی. بی بی جان عاقبت من را هم چون ابوذرم شهادت قرار بده و زیارتی که حلاوتش طعم تلخ فراق را از من دور کند./رو مه جوان

منبع: گفت وگو با همسر شهید ابوذر امجدیان

گفتگویی با پدر شهید ابوذر امجدیان

به گزارش سهیل سنقر، شهید والامقام کربلایی ابوذر امجدیان در روز 28 مرداد ماه سال 1365 هـ.ش در شهرستان سنقر روستای سهنله در خانواده ای مستضعف و متدین بدنیا آمد.

شهید ابوذر در سایه محبت های پدر و مادر پاکدامن، وارسته و مهربانش دوران کودکی را پشت سر گذاشت و بعد وارد دبستان شد. در دوران تحصیلش از هوش و استعداد فوق العاده ای برخوردار بود و با موفقیت دوران دبستان را در مدرسه آیت اله روستای سهنله و دوره راهنمایی در مدرسه بنیاد 15 داد همان روستا طی کرد؛ شهید امجدیان همچنین دبیرستان را درشهرستان سنقر شهید محمد هدایتی و رشته نقشه کشی را در هنرستان صنعتگران پشت سر گذاشت ودر آن 3سال دبیرستان دانش آموز نمونه اخلاقی وعلمی بود، ایشان همچنین دانشجوی رشته آی.تی بود که در ترم آ تحصیلشان به فیض شهادت نایل آمد.

گفتگو با خانواده شهید

خانواده شهید آرام و صبورند. زندگی ساده و بی ریایی دارند؛ وقتی با آنان به صحبت می نشینی عشق و ایمان به و انقلاب در گفته هایشان موج می زند؛ ابوذر دارای یک برادر دوقلو و دومین فرزند خانواده بود؛ جوانی که خوشرویی و ایمانش زبان زد همگان است، هنوز هم که از این شهید بزرگوار سخن به میان می آید نزدیکان و دوستان وی از غم نبودن ایشان متاثر می شوند و البته به حال خوش این شهید که توانست به فیض شهادت نایل آید غبطه می خورند، شهیدی که در دفاع از حرم حضرت زینب(س) به لقاء الله پیوست و به آرزوی دیرین خویش که شهادت در روز تاسوعا بود دست یافت...

به صحبت با پدر بزرگوار این شهید می نشینیم...

گفتگو با پدر شهید:

پسرم عاشق ولایت و ی بود

پدر شهید که با شنیدن نام ابوذر اشک در چشمانش حلقه می زند این چنین می گوید:

ابوذر همیشه فرزند نیکی برای من و مادرش بود. ایشان هنگام فراغت از تحصیل به ویژه در تعطیلات تابستانی با کار و تلاش فراوان مخارج شخصی خود را برای تحصیل بدست می آورد و از این راه به خانواده خود کمک قابل توجهی می کرد. او با شور و نشاط و مهر و محبتی که داشت به محیط گرم خانواده صفا و صمیمیت دیگری می بخشید.

ایشان ادامه می دهند: "هنگامی که خسته از کار روزانه به خانه برمی گشتم، بادیدن فرزندانم همچون ابوذر تمامی خستگی ها و مرارت ها را از وجودم پاک می شد"

ابوذر به انجام معنویات و عبادات علاقه فراوانی داشت، ابوذر از سن 9 سالگی تا لحظه شهادت در تمام فراز و نشیب های زندگی و کاری، هرگز ش ترک نشد.

اشتیاق ابوذر به مسجد رفتن وقرآن خواندن حدی بود که هروقت صدای اذان را می شنید دست از کار می کشید و روانه مسجد می شد و تا آ ین لحظات حیات خود، دست از دعا و نیایش برنداشت.

پدر شهید ادامه می دهد: پسرم همیشه اول وقت را بر همه چیز مقدم می شمرد ؛ قرآن و توسل برنامه روزانه او بود. پسرم عاشق ولایت و ی بود و عاشق این بود تا برای و انقلاب جان خویش را فدا کند.

ابوذر همچنین هیچگاه از یاد همنوعان غافل نمی شد با آنکه سن زیادی نداشت اما همیشه سعی می کرد تا حد امکان گره گشای مشکلات همنوعان و دوستان و آشنایان باشد. آن چیزی که برای او مطرح نبود خواب و خوراک و استراحت بود. هر زمان که برای دیدار خانواده اش به روستا می رفت، در آنجا لحظه ای از گره گشایی مشکلات و گرفتاری های مردم باز نمی ایستاد و دائماً در شه انجام خدمتی به خلق الله بود. ابوذر در خوش خلقی و برخورد نیک با همسایگان و اقوام زبانزد بود و همه او را دوست داشتند...

ابوذر در سال 1383 مقطع دبیرستان را با موفقیت پشت سر گذاشت و پس از اخذ دیپلم با نمرات عالی در سال 1385 به استخدام پاسداران در آمد غریب به 3 سال در جوانرود خدمت کرده وبعداز آن عضو نیروهای یگان ویژه صابرین تهران شد .

ایشان سپس در رشته آی.تی جامع حسین (ع) تهران پذیرفته شده و مشغول به تحصیل شدند، ابوذر علاقه زیادی به تحصیل داشت و سعی می کرد با وجود مشغله کاری و زندگی به درس خواندن هم برسد که تا دوران تحصیل ( ترم آ بودند که شهید شدند) را هم با موفقیت طی د.

پدر بزرگوار شهید همچنین می گوید: پسرم چون شمع می سوخت و چونان چشمه ساران در حال جوشش بود و یک آن از تحرک باز نمی ایستاد. روحیه ایثار و استقامت او شگفت انگیز بود؛ خدا رو شکر که لیاقت داشتیم چنین فرزندی تربیت کنیم که نامش جزو م عین حرم حضرت زینب (س) باشد.

گفتگو با برادر دوقلوی شهید:

برادرم به امر ولایت اعتقاد کامل داشت و حاضر بود در این راه جان دهد

حجت ال طالب امجدیان برادر دوقلوی ابوذر نیز با تایید صحبت های پدر می گوید: من و ابوذر دوقلو بودیم و به همین دلیل دوستی و وابستگی زیادی بینمان حاکم بود، ما خیلی به هم نزدیک بودیم.

ایشان شش ماه قبل و به صورت داوطلبانه برای دفاع از حرم ثبت نام د و به خانواده گفتند که هر آن ممکن است به اعزام شوند تا اینکه روز عید قربان به ما گفتند که اسمشان برای اعزام درآمده است و تقریبا یک هفته بعد از عید سعید غدیر به و برای دفاع از حرم حضرت زینب(س) اعزام شدند.

مادرم به سبب عاطفه و مهر مادری که در وجودشان است بعد از اعزام و شنیدن اینکه ابوذر برای دفاع از حرم به مشرف شده خیلی بی ت می د و نگران بودند و دایما دست به دعا بودند ولی ابوذر با همان روحیه آرام و دوست داشتنی اش همیشه در تماس هایش با خانواده و مخصوصا به مادر دلداری می دادند و مادر را آرام می د ؛ به همه می گفتند برایم دعا کن که شهید شوم و به آرزویم برسم و همانطور هم شد که این والامقام خواسته بودند و دقیقا در روز تاسوعای حسینی(ع) به شهادت رسیدند.

برادر من انسانی بود که برای خدا کار می کرد و اخلاص در عمل از ویژگی های بارز او بود، ایشان یکی از افراد درجه اولی بود که همیشه یت های سنگینی بر عهده اش قرار داشت. کربلایی ابوذر با خضوع و خشوعی که در مقابل خدا و در برابر دلاورمردان پاسدار داشت، در مقابله با دشمن همچون شیری غرّان که برای خدا و ولی فقیه زمان خود همه چیز خودش را فدا کرد و از زندگیش گذشت. او واقعا به امر ولایت اعتقاد کامل داشت و حاضر بود در این راه جان بدهد، که عاقبت هم چنین کرد. همیشه سفارش می کرد تقوا پیشه کنیم و تابع ی باشیم. همچنین ابوذر از زمان طفولیت، روحی لطیف ،عبادی و نیایشگر داشت.

وی همچنین در خصوص شهادت این شهید بزرگوار می گوید: وقتی خبر شهادت ابوذر را شنیدم با عجله خودم را به سنقر رساندم، هرگز آن لحظات از یادم نمی رود چه غمی در خانه مان ب ا شده بود،اشک های بی امان مادر، بی ت های پدر و... اینکه ابوذر به این زودی تنهایمان گذاشت آزارمان می دهد اما از این خوشحالم که برادر عزیزم با اهدای جان گرانمایه خویش در راه به شهادت رسید و توانست ذخیره ای برای آ ت پدر و مادرم باشد، خوشا به سعادتش که توانست این چنین پاک و عاشقانه به دیدار حق بشتابد وبه آرزویش که شهادت بود برسد... ابوذر واقعا انسان لایق و وارسته ای بود که توانست شهد شیرین شهادت را بنوشد و افتخاری برای همه ما باشد...

گفتگو با دوستان شهید:

ابوذرجان شهادتت مبارک

دوستان شهید ضمن برشماری صفات و خصلت های نیکوی ایشان، در وصف این شهید عزیز می گویند:

تو فرزند کدام نسل پاکی؟ تو از کدامین دشت روییده ای قاصدک!؟ چه ی دریاییت را کرده؟ کدام دست ناپاک خون پاک تو را ریخته؟ به کجا سفر می کنی؟ دور از خانه و شهر خویش؟! دور از دستهای پینه بسته پدر و قلب ش ته مادر!؟ تو اى سبزترین بهار جاوید! اى نشان بى نشان‏ها! اى آیینه نور! اى راز سر به مهر! اى بیکران ! تو آن روز وشیدى و امروز... باور نمی ‏کنم که با آن همه وش در خاک ه‏ اى! اى که حضور دریایى تو در آسمان‏ ها جارى‏تر از رودهاست! هنوز تپش امواج پر وش غیرتت لرزه بر اندام دشمنان می ‏افکند. ما گان در ساحلت غرقه به طوفانیم و تو چه آرام، در پهنه بیکرانت، حیرتمان را به نظاره نشسته‏ اى. چه زیباست قاب ع خالی ات بر دیوار قلب‏مان. هنوز در صفحه صفحه تاریخ، تفسیر حدیث جاودانگی ‏ات را می ‏نویسند و چه زیباست شعر دلتنگی هامان...

هنوز کوچه ‏ها در انتظار ترنم گام‏هاى سبز تواند. آسمان تاریک شهر در ماس تابش چشم‏هاى توست. اى تفسیر سرمستى و اى نغمه شوریدگى! نزدیک است پرنده قلبم در کنج تنهایى جان سپارد. گوش کن! ثانیه‏ ها به امید بازگشت تو در تپش ‏اند. دل من تفسیر کتابنامه انتظارت را تا انتهاى جاده ‏هاى بى ى از بر کرده است، تا شاید آغاز کنى روزى را مثل آغاز بهار. باز هم می ‏گویم که دلم منتظر توست. ابوذرجان شهادتت مبارک . عجب عطر عاشورایی بخشیدی به دیارمان. ما حقیر و کوچکیم در برابر عظمت شما. کاش میدانستم در جوار زینب کبری در روز عاشورا ات چه بوده برای مادرت وخواهرات حتما صبر زینبیه طلب کردی...

شهید امجدیان چطور به شهادت رسیدند؟

برادر دوقلوی شهید می گوید: برادرم بیسیم چی بودند اما در عملیات ها شرکت می د و در تماس هایشان می گفتند که به منطقه می رویم و به دفاع مشغولیم؛ تا اینکه شهید کربلایی ابوذر در یکی از یت ها خود در به همراه یکی دیگر از دوستانش به نام شهید میر دوستی، در راه دفاع از حرم دعوت حق را لبیک گفتند و سرانجام در 1 آبان ماه سال 1394که ساعت هشت و نیم صبح روز تاسوعای حسینی به لقاء خداوند شتافتند.

آری شهید ابوذر امجدیان عارفی وارسته، ایثارگری سلحشور و اسوه ای برای دیگران بود که جز خدا به چیز دیگری نمی شید و به عشق رسیدن به هدف متعالی و ب رضای خدا و حضرت احدیت، شب و روز تلاش می کرد و سخت ترین و مشکل ترین مسئولیت های کاری و خانوادگی را با کمال خوشرویی و اشتیاق و آرامش خاطر می پذیرفت و در نهایت هم به دیدار معبود شتافت چه عاشقانه و چه عارفانه و سبک بال...

در کشور بن بستی وجود ندارد/ ع زیبا از

درخواست حذف این مطلب

ع زیبا از

انقلاب ی با تأکید بر اینکه راه پیشرفت کشور باز است اما این راه همراه با موانع و فراز و نشیب هایی است که باید آنها را پشت سر گذاشت، گفتند: پیمودن مسیر پیشرفت و برداشتن موانع این مسیر شرایطی دارد که گام اول آن، «درک و احساس وجود و حضور دشمن» است زیرا تا انسان حضور دشمن را حس نکند، سنگر و حفاظ و سلاح لازم تهیه نمی کند.
حضرت آیت الله افزودند: البته آن روشنفکر نمای راحت طلب و منافق و ریاکار که اساساً دشمنیِ امریکا را انکار می کند و برای ت و ملت ایران، نسخه تسلیم در مقابل امریکا می نویسد، اگر عامل امریکا نباشد، مرد میدانِ پیشرفت کشور نیست.
ایشان شرط دوم برای پیمودن مسیر پرفراز و نشیب پیشرفت را، «اعتماد به نفس و عزم بر ایستادگی» دانستند و خاطرنشان د: انسانهای بی روحیه، ترسو، مأیوس، تنبل، فرصت طلب و خود کم بین، در این میدان اگر خود مانعی برای دیگران نشوند، نمی توانند هیچ هنری از خود نشان دهند.
انقلاب ی تأکید د: البته جوانان کشور چه در دوران نهضت ی و چه در مقاطع مختلف چهل سال گذشته، به این بلیّه مبتلا نبوده، و همواره بدون تردید و ترس و بُزدلی، اعتماد به نفس و شجاعت داشته اند.
حضرت آیت الله شرط سوم برای حرکت در مسیر پیشرفت و فائق آمدن بر موانع را، «فهم درست از تهدید دشمن و شناخت صحیح از عرصه نبرد» برشمردند و تأکید د: اولین عرصه نبرد، « و ایمان ی» است زیرا امریکا از و انقلاب ی سیلی خورده است و انقلاب دست آنها را که همه کاره کشور بودند، از ایران کوتاه کرد.
انقلاب ی خاطرنشان د: برخی افراد نِق زن می گویند، از امریکا بدگویی نشود تا با ایران دشمنی نکند در حالی که کینه آنها فقط از شعار مرگ بر ی ملت ایران نیست، بلکه آنها با اصل و انقلاب ی مخالفند زیرا از سربلند ِ یک قدرت ی بزرگ و انقل در منطقه بشدت هراس دارند و بر همین اساس تلاش می کنند تا عناصر قدرت کشور را از بین ببرند.

*******************

در کشور بن بستی وجود ندارد

ایشان با تأکید بر اینکه عده ای در تلاش برای القای این تفکر به جوانان هستند که هیچ راه حلی جز پناه بردن به دشمن وجود ندارد، گفتند: دشمن می خواهد ملت ایران را به این جمع بندی برساند که در کشور بن بست است و هیچ راهی جز زانو زدن و تسلیم شدن در مقابل امریکا وجود ندارد.
انقلاب ی افزودند: من صریحاً اعلام می کنم، انی که در داخل، این فکرِ مطلوب و محبوب دشمن را ترویج می کنند، در حال انجام دادن بزرگترین خیانت در حق کشور و ملت هستند.
حضرت آیت الله تأکید د: البته این اتفاق نخواهد افتاد و به حولِ قوه الهی و با همراهی مردم و جوانان، تا جان و توان دارم نخواهم گذاشت چنین اتفاقی در کشور بیفتد.

گزیده سخنان ی در همایش بزرگ ان کشور 1397/07/12

اربعین؛ نمایش اقتدار «محور مقاومت»

درخواست حذف این مطلب

میلیونی شیعیان عراقی، ایرانی، افغان، پا تانی، لبنانی و...در مراسم اربعین دیگر صرفا یک آیین مذهبی نیست و فرامتن های و ایدئولوژیک آن به همان اندازه ی وجوه اعتقادی و مذهبی پررنگ شده است.

سرویس حسینیه مشرق - معظم انقلاب، در اجتماع پرشور صدهزارنفری ان در ورزشگاه (12 مهر) بیانات بسیار مهمی داشتند که در بخشی از آن به مساله «اربعین» اشاره د:

" حماسه بزرگ اربعین که با حضور ملت ایران، ملت عراق و مسلمانان دیگر کشورها هر سال تکرار می شود پدیده فوق العاده مهمی است که به فضل الهی و در هنگام نیاز شدید دنیای شکل گرفته است."

حقیقت آن است که چند سالی است...(به ویژه بعد از ظهور پدیده ی در عراق و شام)، مراسم سالانه عشاق اباعبدالله(ع) از سراسر دنیا در عراق در اربعین سالار شهیدان، تبدیل به مانور اقتدار محور مقاومت و همبستگی عاشقان اهل بیت و مقاومت عاشورایی از ملیت های مختلف شده است.

میلیونی شیعیان عراقی، ایرانی، افغان، پا تانی، لبنانی و...در مراسم اربعین دیگر صرفا یک آیین مذهبی نیست و فرامتن های و ایدئولوژیک آن به همان اندازه ی وجوه اعتقادی و مذهبی پررنگ شده است. از همین رو، در یکی دو سال اخیر، نظام سلطه به سردمداری که پروژه تجزیه کشورهای مسلمان منطقه را با اجرای تروریسم تکفیری تا بن دندان مسلح و دریایی از امکانات یی-سعودی-صهیونیستی، ش ت خورده دید و سیلی «قدرت سخت» محور مقاومت را بر گوش خود حس کرد، به شدت روی «قدرت نرم» این محور تمرکز کرده تا به هر ترتیب ممکن آن را کمرنگ کند.

عظیم اربعین، به نماد و تجسم این قدرت نرم تبدیل شده است و این چیزی است که هراس شدیدی در اتاق های طرح و عملیات مستقر در واشینگتن، لندن، تل آویو و ریاض به وجود آورده است. از همین رو، سناریو پشت سناریو طراحی و اجراء می شود که به هر نحو ممکن، از شور و عظمت این رژه ی اقتدار محور مقاومت کاسته شود.

آ ین نمونه از این کار تبلیغاتی و عملیات روانی را در همین ماه گذشته شاهد بودیم که با هماهنگی کامل تیم عملیات رسانه ای خارج از کشور و داخل کشور (متاسفانه در برخی رسانه های وابسته به برخی نهادهای حکومتی!) موجی به شدت منفی و م ّب علیه «زائران عراقی» در مشهد و گردشگران عراقی در خوزستان توسط اکانت های سازماندهی شده در شبکه های اجتماعی به راه افتاد. طبق همه براوردها و تحلیل ها، این یک سناریوی طراحی شده برای تیره و ایجاد گسست در روابط تاریخی، اعتقادی و فرهنگی ملت ایران و ملت عراق بود تا در آستانه محرم و نزدیک شدن به موعد اربعین، این گسست و تیرگی منجر به ت یب روابط شود و در نهایت رویداد عظیم اربعین(که محوریت آن اتحاد دو ملت ایران و عراق است) تحت الشعاع این موج سازی مسموم قرار گیرد. اما به حمدالله، با هشیاری مردم هر دو کشور، این موج مسموم نتوانست چندان فراگیر شود و در نهایت بدون رسیدن به دستاوردهای شوم مدنظر طراحان، فروکش کرد.

وقتی جوانان شهر بصره، در حرکتی نمادین ساختمان کنسولگری کشورمان را که در آتش توطئه یی-سعودی و با عملگی عناصر حزب بعث و سازمان منافقین سوخت، آب و جارو د و دوباره با دستان خود پرچم مقدس کشورمان را بالا بردند، همین هشیاری و بصیرت عمیق خود را به رخ دشمنان محور مقاومت کشیدند.

حالا که محور غربی-عربی-عبری قافیه را در عرصه عراق(در بحث تعیین سران کشور اعم از رییس پارلمان، رییس ت و رییس کشور) باخته و به تعبیر کارشناسان ماجرای تشکیل ت سه بر هیچ به نفع ایران تمام شد، معلوم گردید که پیوندهای همه جانبه دو ملت ایران و عراق، عمیق تر از ان است که با سناریوسازی های خبیثانه صهیونیست ها و پول های آغشته به خون سعودی ها دچار خدشه جدی شود.

به بیان دیگر، چه به لحاظ ، چه به لحاظ فرهنگی و چه به لحاظ اجتماعی، همه چیز مهیاست که رویداد عظیم اربعین، امسال (که اولین مراسم اربعین بعد از پایان حکومت خودخوانده در عراق است) پر ر و دشمن شکن تر از همیشه برگزار گردد و محور مقاومت، در کنار بارگاه مطهر حضرت اباعبدالله (ع)، بار دیگر اقتدار و اتحاد خود را به رخ جهانیان بکشد.

اما دغدغه ای که امسال در مسیر برگزاری این رویداد عظیم خودنمایی می کند، بحث نوسانات ارزی و گران شدن قابل ملاحظه هزینه های این سفر عبادی- نسبت به ادوار گذشته است. این دغدغه البته بسیار ملموس و عینی است و لازم است که در فرصت باقی مانده، به طور جد و به هر شکل ممکن برای تعدیل آن چاره ای شیده شود.

گرچه عاشقان اباعبدالله (ع) برای حضور در مراسم بیعت سالانه با حضرت ثارالله (ع) اراده هایی سخت و قاطع دارند و همه تلاش خود را برای مشارکت در این مراسم به کار می بندند (با وجود همه مضایق مادی این روزها)، لیکن بخش عمده مسوولیت در این میان، متوجه مسوولان و دستگاه های حاکمیتی است که موانع ایجاد شده را با برنامه ریزی های جهادی به حداقل برسانند.

در شرایطی که دشمنی نظام سلطه علیه ملت ایران در ماه های اخیر از زیر دست کش های مخملین به طور کامل بیرون آمده و شده، در وضعیتی که تروریسم نظام سلطه علیه کشورمان در ابعاد اقتصادی، و حتی ترور کور(جنایت تروریستی اهواز) رخ نمایی کرده است، رویداد عظیم اربعین امسال وجه «نمادین» پررنگ تری از همیشه خواهد داشت. اربعین امسال قرار است مخابره کننده پیام ایستادگی و عزت ملت ایران در کنار سایر ملل محور مقاومت، به نظام سلطه باشد و آثار و دستاوردهای آن بیش از همیشه مورد نیاز است. پس اغراق نیست که تلاش برای برگزاری هر چه باشکوه تر رویداد اربعین امسال را در حد مجاهدت در جبهه های جنگ هشت ساله مهم و موثر بدانیم.

قطعا کلیه دستگاه های حاکمیتی که می توانند در این قضیه نقش آفرین باشند، اگر بنا به در نظر گرفتن منافع ملی کشور باشد، باید نهایت توان خود را در راه خدمت رسانی به رویداد اربعین به کار گیرند، لیکن روی سخن ما در این جا بیشتر متوجه نهادهای انقل چون پاسداران و بسیج مستضعفین است.

و بسیج سرمایه انسانی عظیم و امکانات لجستیک چشمگیری برای سازماندهی رویدادهای عظیم دارند و همواره در گره گاه های کشور و هر جایی که مساله ای در سطح ملی باید اجرا شود، پای کار هستند و توان سازماندهی بالا و مدیریت یکپارچه و متمرکز هم امتیازاتی است که توان اجرایی گسترده ای به این دو نهاد انقل بزرگ می بخشد.

استفاده از ناوگان ترابری برای جابه جایی زائران اربعین، ب ا اقامتگاه های موقت، ساماندهی دسته های بزرگ زائرین که با سازماندهی و نظم بخشی و تجمیع، منجر به کاهش هزینه های فردی خواهد شد، رایزنی با مقامات و گروه های عراقی برای کاستن از هزینه های جانبی زائران و...بخشی از کارهایی است که با توجه به پتانسیل های این دو نهاد انقل قابل حصول است.

تجربه های برگزاری چندین ساله اردوهای مناطق عملیاتی دفاع مقدس موسوم به «راهیان نور» یکی از مواردی است که می تواند در بحث ساماندهی و تسهیل باشکوه اربعین مدنظر قرار بگیرد.

در مجموع باید گفت، سرمایه گذاری بر رویداد عظیم اربعین، با همه ابعاد اعتقادی، فرهنگی و آن، سرمایه گذاری بر منافع استراتژیک ملی است. دستاوردهای عظیم اربعین با هیچ ملاک و معیار مادی قابل ارزی نیست، به ویژه امسال، بعد از همه توطئه های پیچیده ای که از دی ماه سال گذشته برای وارد آسیب جدی به کشور اجرایی شد و تا به امروز ادامه دارد و آ ین مورد آن ریختن خون هموطنان بی گناه در اهواز بود(و البته تروریسم اقتصادی که محور خباثت علیه کشورمان رقم زده) بیش از همیشه لازم است پیام ایستادگی ملت ایران و سایر ملت های محور مقاومت، کوبنده تر از همیشه به محور غربی-عبری-عربی ارسال شود.

وظیفه ی شرعی، اخلاقی و تک تک نهادهای مسوولی که به نوعی می توانند در ماجرای اربعین نقش آفرین باشند، ایجاب می کند که کمک به حل مشکلات زائران اربعین را در اولویت کاری خود قرار دهند.

مشرق

دیدار نخبگان و استعدادهای برتر علمی با معظم انقلاب

درخواست حذف این مطلب

دیدار نخبگان و استعدادهای برتر علمی

با بهره مندی از نخبگان قطعاً چارچوب های برنامه ریزی برای مسائل کشور باید ارتقاء یابد و از دیدگاه های آنان استفاده شود.

حضرت آیت الله معظم انقلاب ی صبح امروز (چهارشنبه 97/07/25) در دیدار با بیش از دو هزار نفر از نخبگان جوان و استعدادهای برتر علمی، تلاش و فعالیت دهها هزار نخبه در سراسر ایران را ترسیم کننده تصویری امیدبخش و واقعی از کشور خواندند و با اشاره به نقش و تأثیرگذاری نخبگان جوان در برنامه ریزی صحیح برای آینده، پیشرفت علمی ایران و جلو بردن مرزهای دانش بشری، «تعامل متقابل، دو جانبه و جدی تر نخبگان و نظام، مراقبت هوشمندانه و استفاده صحیح از گنجینه نیروی انسانیِ نخبه و تقویت هویت ملی و آرمانخواهی در مجموعه نخبگان کشور» را ضروری خواندند و تأکید د: تصویرسازی غلط و منفی و ناامید کننده از اوضاع ایران مهمترین دستور کار امروز دشمن است اما به فضل الهی تصویر واقعی کشور در مجموع، نقطه مقابل تصویرسازی نظام سلطه است.
انقلاب ی در ابتدای سخنان خود، دیدار با نخبگان جوان را امیدبخش و شادی آفرین خواندند و با اشاره به سخنان تعدادی از جوانان نخبه گفتند: این مطالب عمدتاً بسیار متین و متقن و کاملاً مورد تأیید بنده بود و مسئولان محترم باید با جدیت آنها را پیگیری کنند.
حضرت آیت الله با اشاره به تأثیرگذاری ملی و فراملی نخبگان از زوایای مختلف افزودند: وجود دهها هزار نخبه، از یک منظر، نشانگرِ «تصویر صحیح و واقعی از کشور» و مایه سندی و احساس امید است، ضمن آنکه با بهره مندی از نخبگان قطعاً چارچوبهای برنامه ریزی برای مسائل کشور باید ارتقاء یابد و از دیدگاههای آنان استفاده شود.
ایشان خاطرنشان د: از نظرات نخبگان جوان، فعال، دلسوز و با نشاط و پای کار در بخش های مختلف از جمله نفت، استفاده و برای تبدیل اقتصاد نفتی به اقتصاد مستقل و دانش پایه و اقتصاد مقاومتی، برنامه ریزی شود.
انقلاب ی با اشاره به تأثیر نخبگان در «پیشرفت علمی کشور» گفتند: بهره گیری صحیح و مناسب از دانش و توانایی های نخبگان موجب پیشرفت علم در کشور و در نتیجه رسیدن به موضع عزت و اقتدار و کاهش آسیب پذیری ها خواهد شد.
حضرت آیت الله تأکید د: اگر از لحاظ علمی پیشرفت کنیم، تهدید دشمنانِ تمدنی و و اقتصادی ما دائمی نخواهد بود و کاهش خواهد یافت.
ایشان یکی دیگر ازعرصه های تأثیرگذاری نخبگان کشور را «ایفای نقش در ش تن مرزهای جهانیِ دانش» دانستند و افزودند: در قرون اخیر، سهم ما در جلو بردن مرزهای دانش بسیار کم بوده است و باید با استفاده از ظرفیت بالای نخبگان جوان کشور، مرزهای اکتشاف و دانش جهانی را توسعه دهیم.

حضرت آیت الله گفتند: جوانان باید با مطالعه تاریخ، از دوران تلخ ۲۰۰ ساله قبل از پیروزی انقلاب ی که به دلیل بی اعتنایی به استعدادها و نخبگان، کشور دچار عقب ماندگی شد، مطلع شوند و قدر دوران کنونی را بدانند.

ایشان با تأکید بر اینکه در دوران قاجار و پهلوی، ایران یکی از عقب مانده ترین کشورها از لحاظ دانش روز بود، افزودند: در حالی که جمعیت ایران حدود یک درصد جمعیت جهان است، سهم ما در تولید علم در دوران پهلوی، یک دهم درصد بود اما اکنون سهم ایران در تولید علم در دنیا به حدود دو درصد رسیده است که به این حد نیز نباید قانع بود.
انقلاب ی به یک نمونه دیگر از بی اعتنایی به علم و دانش در دوران پهلوی اشاره د و گفتند: از زمان تأسیس تهران بعنوان اولین کشور در سال ۱۳۱۳ تا سال ۱۳۵۷ که چهل و چهار سال می شود، تعداد دانشجویان کل کشور، ۱۵۰ هزار نفر بود اما اکنون که چهل سال از پیروزی انقلاب ی می گذرد، تعداد دانشجویان کشور بیش از چهار میلیون نفر است.
حضرت آیت الله با تأکید بر اینکه چنین مقایسه هایی، تفاوت دو حکومت و دو نظام را به روشنی نشان می دهد، خاطرنشان د: علت عمده عقب ماندگیِ علمی و اخلاقی و کشور در آن دوران تاریک، وجود حکمرانان بی کفایت، دنیاطلب، وابسته و بی عرضه بود که در مقابل ملت تکبر می فروختند و به فکر مصالح آنان نبودند اما در مقابل بیگانه تا کمر خم می شدند.
ایشان تأکید د: همه ما باید به دلیل رهایی از آن دوران تلخ و پیشرفتهای کنونی، سپاسگزار نظام و بزرگوار باشیم.
انقلاب ی سپس چند توصیه در خصوص نخبگان بیان د.
اولین توصیه ایشان « وم تعامل دو جانبه میان نخبگان و نظام مدیریت کشور» بود که در این زمینه گفتند: از یک طرف مسئولان باید جدی تر به دنبال تعامل با نخبگان و ارائه خدمات و رفع موانع کار آنان باشند و از طرف دیگر نخبگان نیز باید همه ظرفیت های خود را در اختیار پیشرفت کشور قرار دهند.
حضرت آیت الله منابع انسانی خوب و نخبه متحرک و پیش رونده را یک گنجینه و ثروت عظیم خواندند و تأکید د: این ثروت همانند هر گنجینه دیگری در معرض طمع و چپاول نظام سلطه است تا ضمن آنکه از این ثروت برای خود بهره می برد، درخصوص علم و فناوری یعنی داشته های ثروت آفرین و قدرت آفرین نیز انحصار ایجاد کند.
ایشان «حذف فیزیکی نخبگان» را یکی از روشهای نظام سلطه برای خارج این گنجینه از چنگ ملتها برشمردند و با اشاره به ترور دانشمندان هسته ای کشور گفتند: علاوه بر حذف فیزیکی، «امحاء فرهنگی و یا مشغول نخبگان به امور دیگر»، از دیگر روشهای نظام سلطه برای گرفتن این ثروت عظیم کشور است، بنابراین مسئولان و نخبگان باید هوشیار و مراقب باشند.
حضرت آیت الله ، راه مقابله با فریب های نظام سلطه برای مجموعه نخبگی کشور را «تقویت هویت ملی و آرمانخواهی در میان نخبگان» دانستند و خاطرنشان د: جوان نخبه ما باید به ایرانی و مسلمان بودن، هویت ملی، آرمانها و تاریخ بسیار شرافتمندانه خود افتخار کند.
ایشان تأکید د: یکی از برنامه های دشمن، آرمان ز و هویت ز است که همه باید مراقب و متوجه این نقطه تهاجم باشند.


یکی دیگر از توصیه های انقلاب ی به نخبگان، «مراقبت برای غافل نشدن از مسئولیتهای خود در قبال مردم و مسائل مهم کشور» بود.
حضرت آیت الله گفتند: نخبه نباید در فضای تخصصی خود غرق شود و به مسائل جامعه همچون «استقلال، عد ، پیشرفت و آسیب های اجتماعی» اعتنایی نداشته باشد.
ایشان خطاب به نخبگان تأکید د: اگر شما نخبگی را در زیر پرچم «عد خواهی و استقلال و هویت ملی» انجام دهید، قطعاً ارزش آن بیشتر خواهد بود.
حضرت آیت الله با اشاره به جنگ تحمیلی اقتصادی، و امنیتی علیه ایران عزیز افزودند: یک نخبه نمی تواند به این جنگ بی تفاوت باشد.
انقلاب ی با تشبیه جنگ تبلیغاتی و رسانه ای بسیار شدید دشمن به جنگ تحمیلی افزودند: امکانات تبلیغاتی ما مانند اوایل دفاع مقدس، اندک است اما همانگونه که در آن نبرد پیروز شدیم، به فضل الهی در این جنگ هم بدون تردید پیروز خواهیم شد.
ایشان «تصویرسازی غلط» را مهمترین کار امروز دشمن برای اغوای افکار عمومی جهان و ایران برشمردند و خاطرنشان د: نخبه جوان ما باید در این رویارویی سنگین، وظیفه خود را برای پیروزی و سرافرازی ایران انجام دهد.
حضرت آیت الله در جمع بندی این بخش از سخنانشان این دستور کار را برای نخبگان جوان ترسیم د: «تلاش علمی زیر پرچم عد خواهی، انحصارشکنی، ستم ستیزی و حساسیت و رسیدگی به مسائل و مشکلات مردم».
انقلاب ی همچنین در بیان چند نکته درباره بنیاد نخبگان، ضمن تشکر از زحمات بنیاد، کار و تلاش شبانه روزی را به مسئولان آن توصیه مؤکد د و افزودند: در شناسایی، جذب، هدایت، ساماندهی، شنیدن سخن نخبگان و درمان دردهای آنان شب و روز نشناسید.
«پرهیز از روزمرگی همراه با ابتکار دائم و نوسازی روشها در بخشی که هدایت نخبگان را در بنیاد برعهده دارد»، «برنامه ریزی دقیق و صحیح برای فعالیتهای هویت بخش»، «استفاده از دفتر نمایندگی ی در ها»، «استفاده از شرکتهای دانش بنیان و مراقبت درباره تنزل نیافتن ضوابط این شرکتها» از دیگر توصیه های انقلاب به مسئولان بنیاد نخبگان بود.
ایشان همچنین استفاده از نخبگان در چیدمان مدیریتهای میانی کشور را مهم خواندند و افزودند: ممکن است جوانان نخبه تجربه سطوح اول مدیریتی را نداشته باشند اما سطح مدیریتهای میانی حتماً به جوانان نخبه نیاز دارد.
حضرت آیت الله در بخش دیگری از سخنانشان با رد تصوری که ها را در خدمت مسائل کشور نمی داند، خاطرنشان د: در چهار دهه اخیر جوانان ی در صنایع مهم کشور نقش اول داشته اند.
ایشان «هوا فضا»، «علوم زیستی»، «سدسازی»، «صنعت دفاعی»، «صنعت هسته ای در ابعاد گوناگون آن»، «سلولهای بنیادی»، «زیست فناوری» و «ساخت داروهای نو ترکیب» را از جمله عرصه ها و صنایعی برشمردند که ها در شکل گیری و پیشرفت آنها نقش ارزنده ای داشته اند.
انقلاب ی در عین حال افزودند: البته در کار ها نقص های زیادی وجود دارد که باید رفع شود و نخبگان جوان نیز امروز برخی از آنها را بیان د.


حضرت آیت الله ها را به «اهتمام به پژوهش» در همه سطوح فراخواندند و افزودند: ارتباط متقابل و پر منفعت با صنعت جدی تر گرفته شود.

انقلاب در همین زمینه خاطرنشان د: با گسترش ارتباط با صنعت و شناسایی نیازها به گونه ای عمل کنید که همانند برخی از کشورها، هر پایان نامه دانشجویی یک حامی از بخش خصوصی یا تی داشته باشد.
«ضرورت به روزرسانی نقشه جامع علمی» پس از ۹ سال از تدوین آن و لحاظ مسائل جدید در این نقشه، نکته دیگر ایشان خطاب به مسئولان بود.
حضرت آیت الله همچنین با تأکید بر «ضرورت ارتباط علمی با کشورهایی که در مسیر رشد جهشی قرار دارند»، افزودند: اینگونه کشورها عمدتاً در آسیا هستند، بنابراین باید نگاهمان به شرق باشد نه به غرب، ضمن اینکه نگاه به غرب و اروپا جز معطل ماندن، منت کشیدن و کوچک شدن فایده ای ندارد.
انقلاب با تأکید بر تعامل ها با ت برای شناخت نیازها و اولویتها، از اقدام گروههای مختلف اساتید ی و صاحبنظران از جمله اساتید در نوشتن نامه به مسئولان و ارائه راه حل مشکلات اقتصادی ابراز مسرت د و افزودند: نمی دانیم ت چقدر به این راه حلها عمل می کند اما احساس مسئولیت اساتید و همچنین نخبگان جوان و خوشفکر در قبال مشکلات کشور بسیار سند کننده است.
حضرت آیت الله در پایان سخنانشان بار دیگر به تلاش پرحجم دشمن برای تصویرسازی منفی از اوضاع ایران اشاره د و افزودند: نوسانات ارزی و مشکلات معیشتی وجود دارد اما در مجموع تصویر واقعی کشور، به کوری چشم دشمنان، ع تصویری است که بیگانگان سلطه طلب از ایران عزیز ترسیم می کنند.


پیش از سخنان انقلاب ی، ستاری معاون علمی و فناوری رئیس جمهور و غلامی علوم، تحقیقات و فناوری گزارش هایی از شرایط علمی کشور و نخبگان بیان د.
همچنین ۱۱ تن از نخبگان و استعدادهای برتر علمی کشور به بیان دغدغه و دیدگاههای خود در مسائل مختلف علمی، پژوهشی، مدیریتی و فناوری پرداختند.
آقایان:
- مصطفی زمانیان، مؤسس شرکت دانش بنیان در زمینه تدوین سندهای راهبردی
- سید ابوالفضل میررضی، دارنده مدال نقره المپیاد ادبیات
- مصطفی اسماعیلی شایان، دانشجوی ای ی انرژی های تجدید پذیر
- احمد آبنیکی، دانشجوی ی کامپیوتر صنعتی شریف
- امین جهان بخشی، دانشجوی پسا ا و عضو بنیاد ملی نخبگان
- علی نظامی، دارنده مدال نقره المپیاد فیزیک کشوری
و خانم ها:
- الهام حیدری، برگزیده جایزه کاظمی آشتیانی
- سارا محمدی، نفر برتر مسابقات جهانی ریاضی و المپیاد زیست شناسی
- منصوره نادری پور، برنده جایزه بنیاد ملی نخبگان
- نکو پناهی، دارنده مدال طلایی المپیاد شیمی
و زینب اکبری، دانشجوی نمونه کشوری و دارنده مدال نقره المپیاد دانش آموزی
این نکات و محورها را مورد تأکید قرار دادند:
- وم حضور جوانان نخبه در عرصه تصمیم گیری و مدیریت کشور
- وم تدوین برنامه راهبردی و نظام نامه عالمانه در حوزه تربیت غیررسمی
- انتقاد از تحول صوری و برخورد دستوری با مقوله تحول در علوم انسانی
- اهمیت توجه مسئولان به نخبگان در آموزش و پرورش و هموار مسیر فعالیت آنان
- پژوهش ها و پایان نامه های ی باید در خدمت نیازهای کشور و بهتر شدن زندگی مردم باشد
- توجه به این نکته که ایجاد درآمد ملی و اشتغال نیازمند رونق تولید و بهره وری است
- انتقاد از کمبود بودجه برای اجرای پروژه های تحقیقاتی و پژوهشی
- وم توسعه امکانات مراکز درمانی در حاشیه ا
- انتقاد از استفاده ن از فناوری های مجازی برای حل مشکلات کشور
- وم مراقبت از زبان فارسی و پرهیز از کم توجهی رسانه ای در حوزه زبان فارسی.

در پایان این دیدار، ظهر و عصر به ت انقلاب ی اقامه شد.

منبع: در این جنگ هم پیروز خواهیم شد

اربعین ، تجلی انتظار ظهور

درخواست حذف این مطلب

کنار قدم های جابر سوی کربلا ره سپاریم

ستون های این جاده را ما به شوق حرم می شماریم

حاج میثم مطیعی

فایل صوتی mp3 :

دریافت

اگر همه عاشورایی باشیم ... عاشورا زمینه ساز ظهور

درخواست حذف این مطلب

http://www.azmezohoor.loxblog.com/upload/a/azmezohoor/image/azmezohoor%20(89).jpg

در فرهنگ پرافتخار شیعه، دو قیام و نهضت جایگاه ویژه و برجسته ای دارد: یکی «حماسه جاودانه حسینی» است که در گذشته روی داده و دیگری «انقلاب جهانی مهدوی» است که در آینده تحقق خواهد یافت. هر دو قیام، معصوم و از خاندان مطهّر گرامی (ص) است.

«واقعه عاشورا» سرآغازی برحیات، پویایی و بالندگی شیعه و «ظهور موعود»، نقطه اوج، رشد، کمال و سعادت شیعه (و همه یکتاپرستان و صالحان) است. بین این دو نهضت، پیوند و ارتباط وثیق و ناگسستنی وجود دارد و هر دو در امتداد هم و تکمیل کننده یکدیگرند. مهم ترین جلوه هر دو قیام، بروز و ظهور کامل «حق» و تشکیل جبهه «حق» در برابر گروه «باطل» است.

از نظر شیعه، مصاف نهایی حق (نور و ایمان و خیر) در برابر باطل (کفر و ظلمت و شرّ) در عصر ظهور و هنگام قیام جهانی مهدی علیه السلام روی خواهد داد. این نهضت، فراگیر، جهانی، گسترده و کوبنده خواهد بود و بسیاری از ملت ها و شریعت ها منتظر آن هستند. وعده این مصاف نهایی ـ که منجر به نجات و رستگاری انسان ها می شود ـ در همه کتاب های آسمانی و بعضی از ادیان دیگر بیان شده است.

با این حال این قیام جهانی، متأثر از نهضت عاشورا و تکمیل و تمام کننده آن است. برای تببین این موضوع و فهم تأثیرگذاری و نقش حماسه حسینی بر قیام مهدوی و مصاف نهایی حق و باطل، چند رهیافت و تحلیل ارائه می شود.

1. رهیافت فلسفی ـ تاریخی (بررسی پیوند هر دو قیام براساس فلسفه نظری تاریخ و بررسی نزاع و ستیزش حق و باطل در طول تاریخ).

2. رهیافت نظامی (بررسی و ارائه روایاتی که نهضت مهدوی را در جهت انتقام و خونخواهی از دشمنان خدا و کشندگان حسین علیه السلام معرفی می کند).

3. رهیافت ـ دینی (بررسی آموزه ها، پیام ها، اه ، انگیزه و برنامه های مشترک و هر دو قیام و تبیین نقش و تأثیر آموزه های عاشورا بر قیام مهدوی).

براساس این چند رهیافت و تحلیل، درصدد پاسخ گویی به این سؤال هستیم که : «آیا نهضت عاشورا، نقشی در مصاف نهایی حق و باطل دارد؟»

واقعه عاشورا، نمادی از یک امتداد تاریخی است که در آن حسینیان و یزیدیان، همواره با هم در نبرد هستند. عاشورا و قیام خونین حسین علیه السلام، آینده گری مثبت ان الهی را تحقق بخشیده و انگیزة اصلی حفظ دین و آینده شد که به قیام جهانی زمان متصل می گردد. آینده بشریت، همه مرهون خون های عاشورا است و عاشورا حلقه متصل کننده آغاز ظهور ان آسمانی، با پایان راه تکاملی ادیان و استقرار عدل جهانی است، زیرا اگر راه ان تداوم یافت و سیره آنان در مقابله با اشرار و گروه باطل حفظ شد و اگر دین پاینده و استوار ماند، به برکت خون های عاشورا است. این قیام، در نهضت جهانی مهدوی، ادامه یافته و اه و پیام های آن به طور کامل ظهور و بروز خواهد یافت.

بین این دو قیام و نهضت، پیوندها و ارتباط هایی گسترده و مستقیمی وجود دارد و تکمیل کننده و تداوم بخش و در امتداد همدیگر هستند. هر دو قیام، در جبهه «حق» بوده و در برابر آنها گروه «باطل» (مفسدان، ستمگران، دین ستیزان و زرمداران) قرار دارد. هر دو برای اصلاح جامعه فاسد و رو به تباهی صورت گرفته و مهم ترین برنامه آنها، احیای آموزه های و الای دینی و انسانی و ریشه کنی ناهنجاری ها و موانع رشد و کمال انسان است.

پیام ـ دینی آنها مبارزه با حکومت های جور و فساد و عدم سازش با جباران و طاغوت ها است و هدف اصیل آنها رساندن جامعه بشری به تعالی و کمال نهایی (عبودیت و قرب خدای متعال) و ایجاد انقلاب و دگرگونی در اخلاق و رفتار ناپسند مردم است. یکی آغازگر جهادی خونبار و حماسه ای بی نظیر علیه ظلم و فساد و بی دینی و دیگری پایان بخش طومار عمر باطل و مبارزه نهایی علیه شرّ و کفر است.

هر دو قیام در تداوم نهضت ها و انقلاب های ان و صالحان در طول تاریخ بوده و خود نیز منشأ و سرچشمه بسیاری از قیام های حق طلبانه و ظلم ستیزانه بوده اند و ...

قیام حسین علیه السلام و مهدی موعود علیه السلام حلقه ای از حلقات مبارزه اهل حق و اهل باطل است که به پیروزی نهایی اهل حق منتهی می شود. سر منزل و مقصد نهایی این مبارزه نیز حاکمیت اهل حق برجهان، گسترش فضیلت های اخلاقی، ریشه کنی شرارت و رذ و رسیدن انسان به کمال اخلاقی و عقلی است.

براین اساس نهضت حسین علیه السلام، در امتداد قیام های ان و صالحان و یکی از حساس ترین و مهم ترین این مبارزات بوده است. این حماسه جاودانه، رویارویی گروه حق در مقابل گروه باطل و برای تحقق آرمان های الهی ـ دینی بوده است.

مهم ترین شاخصه و ویژگی آن ـ که در همان مسیر قیام های انبیا قرار دارد- حق محوری و تلاش برای احیای حق و خیر و ایمان بوده است؛ همان گونه که مهم ترین شاخصه و ویژگی قیام مهدوی نیز، حق طلبی و تلاش برای حاکمیت خیر و ایمان و حق خواهد بود.

براساس آیات و روایات و ادله دیگر، کشمکش و مبارزه حق و باطل، نور و ظلمت ایمان و کفر، خیر و شرّ و ... همیشگی و پایدار نیست و سرانجام باید با پیروزی و غلبه نهایی گروه حق و حزب خدا و ش ت و اضمحلال گروه باطل و حزب پایان یابد.

این پیروزی و غلبه کامل حق بر باطل، در عصر مهدی موعود، تحقق خواهد یافت و این اوج حرکت تاریخ و رسیدن به آ ین منزل مبارزه است. رسیدن به این منزل، نزدیک شدن به مرحله والا و متکامل تاریخ (عبودیت و قرب خدای متعال) و دوری از استکبار، افساد و ابلیس گرایی است.

براساس فلسفه نظری تاریخ (از دیدگاه )، با قیام و پیروزی مهدی علیه السلام حق و ایمان، به طور کامل تحقق خواهد یافت و ظلمت و کفر از بین خواهد رفت. در این عصر، تمامی نیروهای اهریمنی و ی، فرجام ذلّت باری یافته و قدرت و شوکت ظاهری و باطل آنها فرو خواهد پاشید. حربه های شیطنت و فسادگری ابلیس و زمینه های انحراف و استکبار انسان از بین خواهد رفت... .

حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، ی گروه حق را در دست می گیرد و با تمام توان، به جنگ نهایی با جبهه کفر و باطل می پردازد و در تحقق وعده الهی ـ مبنی بر حاکمیت عد ، معنویت امنیت، عقلانیّت و دیانت- پیروز می شود. بدین ترتیب، تاریخ زندگی بشری نیز به شکوه مندترین فرجام خود می رسد.

یکی از اساسی ترین ابعاد و وجوه حماسه عاشورا، درس ها، عبرت ها و پیام های جاودانه و فراگیر آن است. این آموزه ها و پیام ها، همواره حیات بخش، حرکت آفرین، تأثیر گذار و ماندگار بوده است. این قیام هر چند در مکان و زمان خاص روی داده؛ ولی آثار و برکات آن، همیشگی و گسترده بوده و مرزهای زمانی و مکانی را در نوردیده است.

شعار «کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا»، ارائه الگو و برنامه برای همه ملت ها و فرهنگ های حق طلب و عد خواه است. حماسه حسینی؛ یعنی، ذلت ناپذیری و عزّت نفس؛ ظلم ستیزی و افشای ستم کاران؛ حق گرایی و دعوت به ی ائمه؛ عد و برابری؛ و ؛ احیای دین و سنت های ی؛ رسوا سازی باطل و مبارزه با بدعت؛ اقامه حق و عدل و امر به معروف و نهی از منکر؛ اصلاح جامعه و پیکار با مفاسد؛ ضرورت فداکاری و جهاد در راه عقیده و مرام؛ بایستگی تشکیل حکومت دینی؛ روشن شدن مظلومیت اهل بیت علیه السلام؛ ش ت سلطه ها در برابر سلاح شهادت و مظلومیت؛ الهام بخشی به آزادگان و حق طلبان، موج آفرینی مثبت در تاریخ؛ ضرورت اصلاح جامعه فاسد و منحرف و ... .

حسین علیه السلام و یزید در سرزمین کربلا، رویاروی هم قرار گرفته و با هم جنگیدند و هر چند در ظاهر غلبه و چیرگی از آن یزید و یزیدیان بوده؛ اما در واقع و سرانجام شخصیت حسین علیه السلام پیروز شد و شه و پیام خود را برای همه عصرها و ملت ها به یادگار نهاد و در این راه جان خود را نیز فدا کرد.

به همین جهت است که راه و آرمان او در نهضت مهدوی هویدا و شه و پیامش احیا خواهد گردید؛ یعنی، الگو و اسوه انقلاب جهانی مهدی علیه السلام، قیام خونین حسینی است و برنامه ها و اه آن در عصر ظهور تحقق خواهد یافت.

پس هر دو قیام وجوه و ابعاد مشترک فراوانی دارند و در واقع هر دو دارای اه ، برنامه ها و خواست های ی هستند که بعضی از آنها در قیام عاشورا محقق شد؛ ولی همه آنها در عصر ظهور و در پرتو نهضت جهانی مهدوی علیه السلام تحقق خواهد یافت.

حق خواهی و باطل ستیزی، عد خواهی و ب اداشت قسط، نابودی حکومت های فسق و جور و ستم، هدایت گری و نجات بخشی، اصلاح گری و تحول گرایی مثبت، احیای آموزه های متعالی دین و در نهایت تشکیل حکومت و تحقق ولایت ان، بعضی از این وجوه مشترک است.

قیام حسین علیه السلام، نقش ویژه و تأثیرگذاری در ارائه این اه و برنامه ها به صورت پیام ها و عبرت های جاودانه و جهانی داشته و تحقق کامل آنها نیز به دست حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف خواهد بود.

منبع: http://www.hawzah.net/fa/magazine/view/6024/6033/63197

http://www.mysulduz.ir/media/k2/items/cache/f0ba2bfd8f936a77d3b146acfe9443c7_xl.jpg

زیارت عاشورا با صدای حاج مهدی سماواتی + متن و ترجمه

درخواست حذف این مطلب

https://cdn.mashreghnews.ir/old/files/fa/news/1395/7/20/1895489_893.jpg

زیارت عاشورا با صدای آرام و دلنشین ، حاج مهدی سماواتی

متن کامل زیارت عاشورا با ترجمه خط به خط را در ادامه مطلب ببینید. ماس دعا

https://s.cafebazaar.ir/1/icons/com.zunkan.ashura_512x512.png

http://mer30 .com/wp-content/uploads/2016/02/zyart_ashora-www.mer30 .com_.jpg

متن کامل زیارت عاشورا همراه با ترجمه فارسی

اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَباعَبْدِاللَّهِ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یَابْنَ رَسُولِ اللَّهِ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا خِیَرَةَ اللَّهِ و َابْنَ خِیَرَتِهِ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یَابْنَ اَمیرِالْمُؤْمِنینَ و َابْنَ سَیِّدِ الْوَصِیّینَ

سلام بر تو اى ابا عبداللّه سلام بر تو اى فرزند رسول خدا سلام بر تو اى برگزیده خدا و فرزند برگزیده اش سلام بر تو اى فرزند مؤ منان و فرزند آقاى اوصیاء

اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یَابْنَ فاطِمَةَ سَیِّدَةِ نِساَّءِ الْعالَمینَ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا ثارَ اللَّهِ وَ ابْنَ ثارِهِ وَ الْوِتْرَ الْمَوْتُورَ

سلام بر تو اى فرزند فاطمه بانوى ن جهانیان سلام بر تو اى که خدا خونخواهیش کند و فرزند چنین ى و اى کشته اى که انتقام کشته گانت نگرفتى

اَلسَّلامُ عَلَیْکَ وَعَلَى الاَْرْواحِ الَّتى حَلَّتْ بِفِناَّئِکَ عَلَیْکُمْ مِنّى جَمیعاً سَلامُ اللَّهِ اَبَداً ما بَقیتُ وَ بَقِىَ اللَّیْلُ وَالنَّهارُ

سلام بر تو و بر روانهائى که فرود آمدند به آستانت ، بر شما همگى از جانب من سلام خدا باد همیشه تا من برجایم و برجا است شب و روز

یا اَباعَبْدِاللَّهِ لَقَدْ عَظُمَتِ الرَّزِیَّةُ وَ جَلَّتْ وَ عَظُمَتِ الْمُصیبَةُ بِکَ عَلَیْنا وَ عَلى جَمیعِ اَهْل ِالاِْسْلامِ

اى ابا عبداللّه براستى بزرگ شد سوگوارى تو و گران و عظیم گشت مصیبت تو بر ما و بر همه اهل

و َجَلَّتْ وَ عَظُمَتْ مُصیبَتُکَ فِى السَّمواتِ عَلى جَمیعِ اَهْلِ السَّمواتِ فَلَعَنَ اللَّهُ اُمَّةً اَسَّسَتْ اَساسَ الظُّلْمِ وَ الْجَوْرِ عَلَیْکُمْ اَهْلَ الْبَیْتِ

و گران و عظیم گشت مصیبت تو در آسمانها بر همه اهل آسمانها پس خدا لعنت کند مردمى را که ریختند شالوده ستم و بیدادگرى را بر شما خاندان

وَ لَعَنَ اللَّهُ اُمَّةً دَفَعَتْکُمْ عَنْ مَقامِکُمْ و َاَزالَتْکُمْ عَنْ مَراتِبِکُمُ الَّتى رَتَّبَکُمُ اللَّهُ فیها

و خدا لعنت کند مردمى را که کنار زدند شما را از مقام مخصوصتان و دور د شما را از آن مرتبه هائى که خداوند آن رتبه ها را به شما داده بود

و َلَعَنَ اللَّهُ اُمَّةً قَتَلَتْکُمْ وَ لَعَنَ اللَّهُ الْمُمَهِّدینَ لَهُمْ بِ َّمْکینِ مِنْ قِتالِکُمْ

و خدا لعنت کند مردمى که شما را کشتند و خدا لعنت کند آنانکه تهیه اسباب د براى کشندگان شما تا آنها توانستند با شما بجنگند

بَرِئْتُ اِلَى اللَّهِ وَ اِلَیْکُمْ مِنْهُمْ وَ مِنْ اَشْیاعِهِمْ وَ اَتْباعِهِمْ وَ اَوْلِیاَّئِهِم

بیزارى جویم بسوى خدا و بسوى شما از ایشان و از پیروان و دنبال روندگانشان و دوستانشان

یا اَباعَبْدِاللَّهِ اِنّى سِلْمٌ لِمَنْ سالَمَکُمْ وَ حَرْبٌ لِمَنْ حارَبَکُمْ اِلى یَوْمِ الْقِیامَةِ

اى اباعبداللّه من تسلیمم و در صلحم با ى که با شما در صلح است و در جنگم با هر که با شما در جنگ است تا روز قیامت

وَ لَعَنَ اللَّهُ آلَ زِیادٍ وَ آلَ مَرْوانَ وَ لَعَنَ اللَّهُ بَنى اُمَیَّةَ قاطِبَةً وَ لَعَنَ اللَّهُ ابْنَ مَرْجانَةَ

و خدا لعنت کند خاندان زیاد و خاندان مروان را و خدا لعنت کند بنى امیه را همگى و خدا لعنت کند فرزند مرجانه (ابن زیاد) را

وَ لَعَنَ اللَّهُ عُمَرَ بْنَ سَعْدٍ وَ لَعَنَ اللَّهُ شِمْراً وَ لَعَنَ اللَّهُ اُمَّةً اَسْرَجَتْ وَ اَلْجَمَتْ وَ تَنَقَّبَتْ لِقِتالِکَ

خدا لعنت کند عمر بن سعد را و خدا لعنت کند شمر را و خدا لعنت کند مردمى را که اسبها را زین د و دهنه زدند و به راه افتادند براى پیکار با تو

بِاَبى اَنْتَ وَ اُمّى لَقَدْ عَظُمَ مُصابى بِکَ فَاَسْئَلُ اللَّهَ الَّذى اَکْرَمَ مَقامَکَ

پدر و مادرم بفدایت که براستى بزرگ شد مصیبت تو بر من پس مى خواهم از آن خدائى که گرامى داشت مقام تو را

وَ اَکْرَمَنى بِکَ اَنْ یَرْزُقَنى طَلَبَ ثارِکَ مَعَ اِمامٍ مَنْصُورٍ مِنْ اَهْلِ بَیْتِ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ و َآلِهِ

و گرامى داشت مرا بخاطر تو که روزیم گرداند خونخواهى تو را در رکاب آن یارى شده از خاندان محمد صلى اللّه علیه و آله

اَللّهُمَّ اجْعَلْنى عِنْدَکَ وَجیهاً بِالْحُسَیْنِ عَلَیْهِ السَّلامُ فِى الدُّنْیا وَ الاْخِرَةِ

خدایا قرار ده مرا نزد خودت آبرومند بوسیله حسین علیه السلام در دنیا و آ ت

یا اَباعَبْدِاللَّهِ اِنّى اَتَقَرَّبُ اِلى اللَّهِ وَ اِلى رَسُولِهِ وَ اِلى ِالْمُؤْمِنینَ وَ اِلى فاطِمَةَ وَ اِلَى الْحَسَنِ

اى اباعبداللّه من تقرب جویم به درگاه خدا و پیشگاه رسولش و المؤمنین و فاطمه و حسن

وَ اِلَیْکَ بِمُوالاتِکَ وَ بِالْبَراَّئَةِ (مِمَّنْ قاتَلَکَ وَ نَصَبَ لَکَ الْحَرْبَ وَ بِالْبَرائَةِ مِمَّنْ اَسَّسَ اَساسَ الظُّلْمِ وَ الْجَوْرِعَلَیْکُمْ وَ اَبْرَءُ اِلَى اللّهِ وَ اِلى رَسُولِهِ) مِمَّنْ اَسَسَّ اَساسَ ذلِکَ وَ بَنى عَلَیْهِ بُنْیانَهُ وَ جَرى فى ظُلْمِهِ وَ جَوْرِهِ عَلَیْکُمْ وَ على اَشْیاعِکُمْ

و شما بوسیله دوستى تو و بوسیله بیزارى از ى که با تو مقاتله کرد و جنگ با تو را ب ا آرد و به بیزارى جستن از ى که شالوده ستم و ظلم بر شما را ریخت و بیزارى جویم بسوى خدا و بسوى رسولش از ى که پى ریزى کرد شالوده این کار را و پایه گذارى کرد بر آن بنیانش را و دنبال کرد ستم و ظلمش را بر شما و بر پیروان شما

بَرِئْتُ اِلَى اللَّهِ وَ اِلَیْکُمْ مِنْهُمْ وَ اَتَقَرَّبُ اِلَى اللَّهِ ثُمَّ اِلَیْکُمْ بِمُوالاتِکُمْ وَ مُوالاةِ وَلِیِّکُمْ

بیزارى جویم بدرگاه خدا و به پیشگاه شما از ایشان و تقرب جویم بسوى خدا سپس بشما بوسیله دوستیتان و دوستى دوستان شما

وَ بِالْبَرآئَةِ مِنْ اَعْداَّئِکُمْ وَ النّاصِبینَ لَکُمُ الْحَرْبَ وَ بِالْبَرآئَةِ مِنْ اَشْیاعِهِمْ وَ اَتْباعِهِمْ

و به بیزارى از دشمنانتان و ب ا کنندگان (و آتش افروزان ) جنگ با شما و به بیزارى از یاران و پیروانشان

اِنّى سِلْمٌ لِمَنْ سالَمَکُمْ وَحَرْبٌ لِمَنْ حارَبَکُمْ وَ وَلِىُّ لِمَنْ والاکُمْ وَ عَدُوُّ لِمَنْ عاداکُمْ

من در صلح و سازشم با ى که با شما در صلح است و در جنگم با ى که با شما در جنگ است و دوستم با ى که شما را دوست دارد و دشمنم با ى که شما را دشمن دارد

فَاَسْئَلُ اللَّهَ الَّذى اَکْرَمَنى بِمَعْرِفَتِکُمْ وَمَعْرِفَةِ اَوْلِیاَّئِکُمْ وَ رَزَقَنِى الْبَراَّئَةَ مِنْ اَعْداَّئِکُمْ

و درخواست کنم از خدائى که مرا گرامى داشت بوسیله معرفت شما و معرفت دوستانتان و روزیم کند بیزارى جستن از دشمنانتان را

اَنْ یَجْعَلَنى مَعَکُمْ فِى الدُّنْیا وَالاْخِرَةِ وَاَنْ یُثَبِّتَ لى عِنْدَکُمْ قَدَمَ صِدْقٍ فِى الدُّنْیا وَ الاْخِرَةِ

به اینکه قرار دهد مرا با شما در دنیا و آ ت و پابرجا دارد براى من در پیش شما گام راست و درستى (و ثبات قدمى) در دنیا و آ ت

وَ اَسْئَلُهُ اَنْ یُبَلِّغَنِى الْمَقامَ الْمَحْمُودَ لَکُمْ عِنْدَ اللَّهِ وَ اَنْ یَرْزُقَنى طَلَبَ ثارى مَعَ اِمامٍ هُدىً ظاهِرٍ ناطِقٍ (بِالْحَقِّ) مِنْکُمْ

و از او خواهم که برساند مرا به مقام پسندیده شما در پیش خدا و روزیم کند خونخواهى شما را با راهنماى آشکار گویاى (به حق) که از شما (خاندان ) است

وَ اَسْئَلُ اللَّهَ بِحَقِّکُمْ وَبِالشَّاْنِ الَّذى لَکُمْ عِنْدَهُ اَنْ یُعْطِیَنى بِمُصابى بِکُمْ اَفْضَلَ ما یُعْطى مُصاباً بِمُصیبَتِهِ مُصیبَةً ما اَعْظَمَها

و از خدا خواهم به حق شما و بدان منزلتى که شما نزد او دارید ، که عطا کند به من بوسیله مصیبتى که از ناحیه شما به من رسیده بهترین پاداشى را که مى دهد به یک مصیبت زده از مصیبتى که دیده

وَ اَعْظَمَ رَزِیَّتَها فِى الاِْسْلامِ وَ فى جَمیعِ السَّمواتِ وَ الاَْرْضِ اَللّهُمَّ اجْعَلْنى فى مَقامى هذا مِمَّنْ تَنالُهُ مِنْکَ صَلَواتٌ وَ رَحْمَةٌ وَ مَغْفِرَةٌ

براستى چه مصیبت بزرگى و چه داغ گرانى بود در و در تمام آسمانها و زمین خدایا چنانم کن در اینجا که ایستاده ام از انى باشم که برسد بدو از ناحیه تو درود و رحمت و آمرزشى

اَللّهُمَّ اجْعَلْ مَحْیاىَ مَحْیا مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ مَماتى مَماتَ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ

خدایا قرار ده زندگیم را زندگى محمد و آل محمد و مرگم را مرگ محمد و آل محمد

اَللّهُمَّ اِنَّ هذا یَوْمٌ تَبرَّکَتْ بِهِ بَنُو اُمَیَّةَ وَ ابْنُ آکِلَةِ الَْآکبادِ اللَّعینُ ابْنُ اللَّعینِ عَلى لِسانِکَ وَ لِسانِ نَبِیِّکَ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ

خدایا این روز روزى است که مبارک و میمون دانستند آنرا بنى امیه و پسر آن زن جگرخوار (معاویه ) آن ملعون پسر ملعون (آه لعن شده ) بر زبان تو و زبان ت که درود خدا بر او و آلش باد

فى کُلِّ مَوْطِنٍ وَ مَوْقِفٍ وَقَفَ فیهِ نَبِیُّکَ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ

در هر جا و هر مکانى که توقف کرد در آن مکان ت صلى اللّه علیه و آله

اَللّهُمَّ الْعَنْ اَباسُفْیانَ وَ مُعاوِیَةَ وَ یَزیدَ بْنَ مُعاوِیَةَ عَلَیْهِمْ مِنْکَ اللَّعْنَةُ اَبَدَ الاْبِدینَ

خدایا لعنت کن ابوسفیان و معاویه و یزید بن معاویه را که لعنت بر ایشان باد از جانب تو براى همیشه

وَ هذا یَوْمٌ فَرِحَتْ بِهِ آلُ زِیادٍ وَ آلُ مَرْوانَ بِقَتْلِهِمُ الْحُسَیْنَ صَلَواتُ اللَّهِ عَلَیْهِ

و این روز روزى است که شادمان شدند به این روز دودمان زیاد و دودمان مروان بخاطر کشتنشان حضرت حسین صلوات اللّه علیه را

اَللّهُمَّ فَضاعِفْ عَلَیْهِمُ اللَّعْنَ مِنْکَ وَ الْعَذابَ (الاَْلیمَ) اَللّهُمَّ اِنّى اَتَقَرَّبُ اِلَیْکَ فى هذَا الْیَوْمِ وَ فى مَوْقِفى هذا

خدایا پس چندین برابر کن بر آنها لعنت خود و عذاب دردناک را خدایا من تقرب جویم بسوى تو در این روز و در این جائى که هستم

وَ اَیّامِ حَیاتى بِالْبَراَّئَهِ مِنْهُمْ وَاللَّعْنَةِ عَلَیْهِمْ وَ بِالْمُوالاتِ لِنَبِیِّکَ وَ آلِ نَبِیِّکَ عَلَیْهِ وَ عَلَیْهِمُ اَلسَّلامُ

و در تمام دوران زندگیم به بیزارى جستن از اینها و لعنت فرستادن بر ایشان و بوسیله دوست داشتن ت و خاندان ت که بر او و بر ایشان سلام باد

پس مى گوئى صد مرتبه :

اَللّهُمَّ الْعَنْ اَوَّلَ ظالِمٍ ظَلَمَ حَقَّ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ آخِرَ تابِعٍ لَهُ عَلى ذلِکَ

خدایا لعنت کن نخستین ستمگرى را که بزور گرفت حق محمد و آل محمد را و آ ین ى که او را در این زور و ستم پیروى کرد

اَللّهُمَّ الْعَنِ الْعِصابَةَ الَّتى جاهَدَتِ الْحُسَیْنَ وَ شایَعَتْ وَ بایَعَتْ وَ تابَعَتْ عَلى قَتْلِهِ اَللّهُمَّ الْعَنْهُمْ جَمیعاً

خدایا لعنت کن بر گروهى که پیکار د با حسین علیه السلام و همراهى د و پیمان بستند و از هم پیروى د براى کشتن آن حضرت خدایا لعنت کن همه آنها را

پس مى گوئى صد مرتبه :

اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَباعَبْدِاللَّهِ وَ عَلَى الاَْرْواحِ الَّتى حَلَّتْ بِفِناَّئِکَ عَلَیْکَ مِنّى سَلامُ اللَّهِ (اَبَداً) ما بَقیتُ وَ بَقِىَ اللَّیْلُ وَ النَّهارُ وَ لاجَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنّى لِزِیارَتِکُمْ

سلام بر تو اى ابا عبداللّه و بر روانهائى که فرود آمدند به آستانت ، بر تو از جانب من سلام خدا باد همیشه تا من زنده ام و ب ا است شب و روز و قرار ندهد این زیارت را خداوند آ ین بار زیارت من از شما

اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَصْحابِ الْحُسَیْنِ

سلام بر حسین و بر على بن الحسین و بر فرزندان حسین و بر اصحاب و یاران حسین

پس مى گوئى :

اَللّهُمَّ خُصَّ اَنْتَ اَوَّلَ ظالِمٍ بِاللَّعْنِ مِنّى وَ ابْدَاءْ بِهِ اَوَّلاً ثُمَّ الثّانِىَ وَالثّالِثَ وَ الرّابِعَ

خدایا مخصوص گردان نخستین ستمگر را به لعنت من و آغاز کن بدان لعن اولى را و سپس دومى و سومى و چهارمى را

اَللّهُمَّ الْعَنْ یَزیدَ خامِساً وَ الْعَنْ عُبَیْدَ اللَّهِ بْنَ زِیادٍ وَ ابْنَ مَرْجانَةَ وَ عُمَرَ بْنَ سَعْدٍ وَ شِمْراً وَ آلَ اَبى سُفْیانَ وَ آلَ زِیادٍ وَ آلَ مَرْوانَ اِلى یَوْمِ الْقِیمَةِ

خدایا لعنت کن یزید را که پنجمی آنها است و لعنت کن عبیداللّه پسر زیاد و پسر مرجانه را و عمر بن سعد و شمر و دودمان ابوسفیان و دودمان زیاد و دودمان مروان را تا روز قیامت.

پس به سجده مى روى و مى گوئى :

اَللّهُمَّ لَکَ الْحَمْدُ حَمْدَ الشّاکِرینَ لَکَ عَلى مُصابِهِمْ اَلْحَمْدُ لِلَّهِ عَلى عَظیمِ رَزِیَّتى

خدایا مخصوص تو است ستایش سپاسگزاران تو بر مصیبت زدگى آنها، ستایش خداى را بر بزرگى مصیبتم

اَللّهُمَّ الرْزُقْنى شَفاعَةَ الْحُسَیْنِ یَوْمَ الْوُرُودِ وَ ثَبِّتْ لى قَدَمَ صِدْقٍ عِنْدَکَ مَعَ الْحُسَیْنِ وَ اَصْحابِ الْحُسَیْنِ الَّذینَ بَذَلُوا مُهَجَهُمْ دُونَ الْحُسَیْنِ عَلَیْهِ السَّلامُ

خدایا روزیم گردان شفاعت حسین علیه السلام را در روز ورود (به صحراى قیامت ) و ثابت بدار گام راستیم را در نزد خودت با حسین علیه السلام و یاران حسین آنانکه بى دریغ دادند جان خود را در راه حسین علیه السلام.

ماس دعا

دریافت نرم افزار زیارت عاشورا از بازار - با صوت 43 مداح

دعای بعد از زیارت عاشورا : دعای علقمه

شهادت حضرت اباالفضل العباس (ع) - از سریال مختارنامه

درخواست حذف این مطلب

http://20ist.com/wp-content/uploads/2012/12/abolfazl_mokhtar.jpg

شهادت حضرت اباالفضل العباس (ع) - روی ع بالا یا اینجا کلیک کنید

در صورت تداخل صداها ، صدای وبلاگ را ببندید.

اگر ما با سازش کنیم مشکلات کشور حل خواهد شد... این حرف دروغ است ، این حرف فریب است.

درخواست حذف این مطلب

مذاکره با نه تنها مشکلات را حل نمی کند بلکه افزایش هم می دهد. 1395/08/12

انقلاب ی تأکید د: اگر ملت ایران در دوران در مقابل ایستاد و اگر امروز نیز همچنان بر ضد شعار میدهد و در مقابل او می ایستد، بر اساس یک منطق محکم و مستدل است.
حضرت آیت الله در ادامه به یک تفکرِ غلط دیگر که ییها و برخی ها بدنبال تزریق آن در جامعه هستند، اشاره د و گفتند: در این تفکر که بسیار خطرناک است، گفته میشود اگر ما با سازش کنیم همه مشکلات کشور حل خواهد شد!
ایشان با تأکید بر اینکه استدلالهای دقیقی برای اثبات دروغ، غلط و فریب بودن این سخن و تفکر وجود دارد، افزودند: یک نمونه بارز برای اثبات نادرست بودن این تفکر، موضوع و عملکرد ییها پس از آن است.
انقلاب ی با اشاره به سخنان مکرر خود از ابتدای مذاکرات هسته ای در خصوص بد عهدی و دروغگویی ییها، خاطر نشان د: اکنون دیگر این من نیستم که می گویم آنها بدعهد هستند، بلکه مسئولان محترم کشور و حتی خودِ مذاکره کنندگان که زحمت بسیاری را نیز متحمل شدند، سخن از بد عهدی میگویند.

متن کامل سخنان در ادامه مطلب...

معظم انقلاب ی در دیدار هزاران نفر از دانش آموزان و دانشجویان:

مشکلات کشور با روحیه و تفکر انقل حل خواهد شد

دیدار هزاران نفر از دانش آموزان و دانشجویان

حضرت آیت الله معظم انقلاب ی صبح امروز در آستانه سیزدهم آبانماه روز دانش آموز و روز ملی مبارزه با استکبار جهانی، در دیدار هزاران نفر از دانش آموزان و دانشجویان با هشدار نسبت به برخی حرکت ها و تلاش های خطرناک برای تحریف حقیقت و منطق ایستادگی (ره) و ملت در مقابل ، در اذهان نسل جوان و همچنین القای این موضوع که تنها راه حل مشکلات کشور مذاکره و سازش با ست تأکید د: آنچه که مشکلات کشور را حل خواهد کرد، روحیه و تفکر انقل به معنای توکل به خدا، اعتماد به درون، شجاعت اقدام و عمل، بصیرت، عمل به توصیه های ، ابتکار ورزی، امیدواری به آینده، نترسیدن از دشمن و تسلیم نشدن در برابر او است.
انقلاب ی با اشاره به مناسبت های تاریخی روز سیزدهم آبان، برجسته ترین آنها را حادثه تسخیر لانه جاسوسی دانستند و گفتند: این روز، در واقع روز جوانانِ مومن، انقل ، شجاع، دلاور و مبتکر است که با اقدام خود در تسخیر لانه جاسوسی، دشمن را از هرگونه حرکت بازداشتند.
حضرت آیت الله با یادآوری توصیف بزرگوار(ره) از تسخیر لانه جاسوسی بعنوان «انقلاب دوم» افزودند: این توصیف و نامگذاری به دلیل توطئه ها و خباثت های در قبل و بعد از انقلاب، برضد ملت ایران بود زیرا ت از هیچ تلاش و اقدام رسمی و غیر رسمی برای به ش ت کشاندن انقلاب ی فروگذار نمیکرد و جوانان انقل ، در آن زمان، با تسخیر لانه جاسوسی، توطئه ی او را خنثی د.
ایشان با اشاره به مدارک بدست آمده از داخل سفارت خاطر نشان د: این مدارک که به هنگام تسخیر لانه جاسوسی، به صورت کاغذهای خُرد شده در آمده بودند و با تلاش و زحمت جوانان انقل ، جمع آوری و بازسازی شدند، عمق توطئه ها و دشمنی بر ضد ملت ایران را نشان میدهند.
انقلاب ی به تدوین حدود هفتاد جلد کتاب از مدارک بدست آمده از سفارت اشاره د و با انتقاد از بی توجهی به این کتاب های مهم و ارزشمند، در مدارس و ها گفتند: چرا هیچ نشانی از این کتابها در مجموعه دروس مدارس و ها نیست؟
حضرت آیت الله با تأکید بر وم پیگیری این موضوع از جانب جدید آموزش و پرورش و علوم، در جمع بندی این بخش از سخنان خود افزودند: تسخیر لانه جاسوسی در ۱۳ آبان سال ۱۳۵۸، در واقع واکنش طبیعی به توطئه ها و دشمنی های ابر قدرتی زیاده خواه بود که سالها ایران را برای خود میدانست و منابع و ثروت ملت ایران را غارت میکرد، اما با پیروزی انقلاب ی این کشور از دست او خارج شد.
ایشان تأکید د: این حرکت بزرگ هم شخص (ره) بودند زیرا در همان زمان تحرکات مختلفی برای خنثی حرکت جوانان انقل در تسخیر لانه جاسوسی در جریان بود اما قاطعانه در مقابل آنها ایستاد.
انقلاب ی سپس به برخی حرکت ها و تلاش های خطرناک برای القاء دو اشتباه در اذهان و افکار عمومی به ویژه جوانان اشاره د و گفتند: این دو اشتباه عبارتست از: ۱) ایستادگی بزرگوار در مقابل و اینکه می فرمود: «هر چه فریاد دارید بر سر بکشید» از سرِ تعصب و لجبازی بود ۲) حل مشکلات کشور در گرو مذاکره و سازش با ست.
حضرت آیت الله افزودند: این دو تفکر غلط از طرف و همچنین عوامل وابسته آنها و برخی پشیمان شده ها و از نَفَس افتاده ها و دنیا طلب ها، در حال تزریق به جامعه بویژه در مطبوعات و ها است.
ایشان در خصوص تفکر غلط اول گفتند: اینکه تبلیغ میکنند ایستادگی (ره) در مقابل به علت تعصب و لجاجت و غرور بوده، به معنای آن است که در ایستادگی خود در برابر منطقی نداشته است! در حالیکه ایستادگی نظام ی و ملت ایران در برابر بر اساس استدلال های کاملاً منطقی است.
انقلاب ی در بیان این استدلالها افزودند: سیاست و ذات ت استکباری ، بر اساس افزون طلبی و زیاده خواهی است که در طول سالیان متمادی این سیاست را در نقاط مختلف جهان به ویژه منطقه غرب آسیا و ایرانِ اِعمال کرده است، بنابراین اگر در همان ماههای اول انقلاب کمترین غفلتی میشد و در برابر نمی ایستاد، دشمنی که از در بیرون شده بود، مجدداً از پنجره وارد میشد.
حضرت آیت الله یکی دیگر از دلایل منطقی ایستادگی در برابر را، دفاع از ارزشهای انسانی خواندند و تأکید د: نظام با ارزش های انسانی فرسنگها فاصله دارد و هنگامی که (ره) می فرمود «هر چه فریاد دارید بر سر بکشید» یعنی «مرگ بر ت و نظامی که هیچ سنخیتی با ارزش های انسانی ندارد».
ایشان با اشاره به مناظره های دو ک دای انتخابات ریاست جمهوری گفتند: این دو ک دا این روزها حقایق و فجایعی را از داخل صراحتاً افشا میکنند که ما قبلاً بسیار کمتر از آن را میگفتیم اما عده ای باور نمی د و یا نمی خواستند باور کنند اما اکنون اظهارات آنها در مناظره ها نشانگر نابودی ارزش های انسانی در ست.
انقلاب ی با استناد به مطالب مناظره های اخیر انتخابات ریاست جمهوری در خصوص تبعیض نژادی و فقر در و تعلق ۹۰ درصد ثروت به یک درصد از مردم این کشور، خاطر نشان د: لگدمال شدن ارزش های انسانی و ، تبعیض و نژاد پرستی از واقعیت های امروز جامعه ست.
حضرت آیت الله یکی دیگر از دلایل منطقی برای مخالفت با را پناه دادن به محمدرضا پهلوی در همان روزهای اول انقلاب و تلاش برای طراحی مجدد آنچه در کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ اتفاق افتاد، دانستند و گفتند: (ره) با بیان اینکه «هرچه فریاد دارید بر سر بکشید» در واقع ملت را بیدار کرد و به آنان آگاهی داد و مانع از شکل گیری یک توطئه بزرگ در اوایل انقلاب ی شد.
ایشان به اشاره به توطئه های مختلف در اوایل پیروزی انقلاب و حمایت همه جانبه از صدام در ۸ سال جنگ تحمیلی، و همچنین عملکرد بعد از جنگ تا به امروز و به ویژه در موضوع و بعد از آن افزودند: همین چند روز پیش مذاکره کننده در مذاکرات هسته ای صراحتاً گفت که «ما بعد از هم ایران را تحریم کردیم»، لذا واقعیت این است که ما با چنین تی طرف هستیم.
انقلاب ی تأکید د: اگر ملت ایران در دوران در مقابل ایستاد و اگر امروز نیز همچنان بر ضد شعار میدهد و در مقابل او می ایستد، بر اساس یک منطق محکم و مستدل است.
حضرت آیت الله در ادامه به یک تفکرِ غلط دیگر که ییها و برخی ها بدنبال تزریق آن در جامعه هستند، اشاره د و گفتند: در این تفکر که بسیار خطرناک است، گفته میشود اگر ما با سازش کنیم همه مشکلات کشور حل خواهد شد!
ایشان با تأکید بر اینکه استدلالهای دقیقی برای اثبات دروغ، غلط و فریب بودن این سخن و تفکر وجود دارد، افزودند: یک نمونه بارز برای اثبات نادرست بودن این تفکر، موضوع و عملکرد ییها پس از آن است.
انقلاب ی با اشاره به سخنان مکرر خود از ابتدای مذاکرات هسته ای در خصوص بد عهدی و دروغگویی ییها، خاطر نشان د: اکنون دیگر این من نیستم که می گویم آنها بدعهد هستند، بلکه مسئولان محترم کشور و حتی خودِ مذاکره کنندگان که زحمت بسیاری را نیز متحمل شدند، سخن از بد عهدی میگویند.
حضرت آیت الله افزودند: در حاشیه نشست اخیر مجمع عمومی سازمان ملل متحد در نیویورک، امور خارجه کشورمان در جلسه وزرای امور خارجه طرفهای مقابل، یک کیفرخواست طولانی از بدعهدی ییها در بیان کرد، که البته آنها جو نداشتند.
ایشان گفتند: این واقعیت ست و عده ای میگویند برویم با همین بر سر ، حزب الله لبنان، عراق، افغانستان، یمن و حتی مسائل داخلی کشور مذاکره و سازش کنیم!
انقلاب ی افزودند: آیا تی که لحظه ای از دشمنی با ملت ایران فروگذار نمیکند، مشکلات کشور را حل خواهد کرد؟
حضرت آیت الله خاطر نشان د: هدف اصلی ، جلوگیری از رشد و پیشرفت ایران است. آیا مذاکره با این کشور مشکلات اقتصادی ما را حل خواهد کرد؟
ایشان تأکید د: مذاکره با ییها مشکلات ما را حل نخواهد کرد زیرا اولاً؛ آنها دروغگو، بدعهد، فریبکار و از پشت خنجر زن هستند و ثانیاً؛ خودش دچار بحران است و کشور بحران زده چگونه میتواند مشکلات یک کشور دیگر را حل کند؟
انقلاب ی با اشاره به اذعان مراکز مهم بین المللی و حتی خود ییها به وجود بحران اقتصادی، ، بین المللی و اخلاقی در افزودند: اکنون بدهی های نزدیک به تولید ناخالص ملی این کشور شده است و بر اساس شاخص های جهانی، این، نشانه بحران است.
حضرت آیت الله گفتند: آیا چنین کشور بحران زده ای، بدنبال حل مشکلات اقتصادی ایران است؟ یا اینکه بدنبال استفاده از منابع و ثروت ایران برای رهایی خود از بحران؟
ایشان در تبیین بحران در نیز افزودند: امروز در هر نقطه ای از دنیا هر ملتی که بر ضد یک ت یا حکومت مستبد قیام میکند، اولین شعارش «مرگ بر » است. آیا بحران از این بالاتر وجود دارد؟
انقلاب ی با اشاره به طراحی برای خاورمیانه بزرگ با محوریت رژیم صهیونیستی در زمان جنگ ۳۳ روزه لبنان گفتند: اکنون وضع ییها به گونه ایست که در قضایای ، عراق، لبنان، یمن و شمال آفریقا درمانده شده اند. آیا این وضعیت، بحران نیست؟
حضرت آیت الله موقعیت ایران در منطقه را نقطه مقابل دانستند و خاطر نشان د: به لطف خداوند ملت ایران به واسطه شجاعت، بصیرت و استقامت خود، مشکلات را تحمل کرد و اکنون در منطقه غرب آسیا و منطقه خلیج فارس یک چهره درخشان است.
ایشان بحران اخلاقی را یکی دیگر از مشکلات جامعه بویژه در میان سیاستمداران و تمردان این کشور برشمردند و افزودند: سخنانی که این دو نامزد انتخابات ریاست جمهوری در هفته های اخیر درباره مسائل غیر اخلاقی بیان د که احتمالاً حرف بی حساب هم نیست، برای نابودی آبروی کافی است.
انقلاب ی با انتقاد شدید از تلاش برای ترویج گزاره غلطِ «حل مشکلات کشور در گرو سازش با است» تأکید د: مذاکره با نه تنها مشکلات را حل نمی کند بلکه افزایش هم میدهد.
حضرت آیت الله گفتند: مشکلات را باید خودمان و با اتکاء بر توانایی ها و نیروهای جوان در داخل حل کنیم.
ایشان جوانان را امیدهای ملت و آینده سازان و اداره کنندگان کشور در آینده نه چندان دور خواندند و خطاب به جوانان گفتند: عزیزان من، علاج مشکلات کشور در گرو توکل به خداوند متعال و جوشیدن اراده و استقامت از درون ملت، عزم راسخ، ایستادگی، بصیرت، اعتماد به نفس قوی و ترویج روحیه انقل گری است.
انقلاب ی خاطر نشان د: روحیه انقل گری به معنای داشتنِ شجاعت در اقدام و عمل، ابتکار ورزی برای بن بست شکنی، نترسیدن از دشمن و تسلیم نشدن در برابر او، امید به آینده و ایمان به وعده الهی است.
حضرت آیت الله گفتند: متأسفانه برخی ها به جای ترویج روحیه انقل گری، به گونه ای سخن میگویند و مدیریت میکنند که نسل جوان به آینده و انقلاب بی اعتماد و از راه دور میشود و سپس همین افراد از زمانه شکوه و گلایه میکنند.
ایشان افزودند: زمانه را ما می سازیم و اگر میگویید زمانه بد است باید ببینیم چگونه عمل کرده ایم که تصور میکنیم زمانه بد شده است؟
ایشان تأکید د: هنگامی که ما گام هایمان را محکم برنداریم، به توصیه های عزیز در وصیت نامه عمل نکنیم و به نام گری، مردم و جوانان را به سمت لا ابالی گری سوق دهیم و به اسم نگاه عقلانی، سازش و تسلیم را در برابر دشمن القاء کنیم معلوم است که زمانه بد میشود.
انقلاب ی با اشاره به حدیثی از حضرت المومنین علی علیه السلام، افزودند: آن حضرت علت واژگونی برخی دلها را که روزی در مسیر درست و مستقیم بودند، آلوده شدن به دنیا و محبت های بی جا، جاه طلبی، رفیق بازی و جناح بازی بیان میکنند.
حضرت آیت الله جوانان را به بصیرت روزافزون توصیه و خطاب به جوانان خاطر نشان د: مراقب باشید هر سخنی را از هر گوینده ای نپذیرید و آنچه که اصل و مهم است انقلاب و راه عزیز است و باید حرف او را حجت بدانید.
ایشان در پایان تاکید د: اگر بزرگوار امروز حضور داشت همان ندای ابراهیمی بت شکن خود را که زمینه ساز بیداری ملت شد، فریاد می کِشید.

پایگاه اطلاع رسانی دفتر ی

رفتم که برگردم نشد ... کلیپ زیبا

درخواست حذف این مطلب
قمر بنی هاشم

خیلی دعا نشد ...

خیلی دعا نشد /مشک و بغل نشد /داداش حسین شرمندتم /رفتم که برگردم نشد /چشمام نمی بینه داداش /بدجوری دستام خاکیه /هرکار میشد نشد /شرمنده مشکم خالیه /شرمنده مشکم خالیه /از ناقه افتادم زمین دستام برام کاری نکرد /تا خیمه ها راهی نبود مشک آبروداری نکرد /دندون گرفتم عشق تو سپر نشد /خواستم علمداری کنم رفتم که برگردم نشد /رفتم که برگردم نشد رفتم که برگردم نشد...

سه خاطره از شهید حسن آبشناسان - فرمانده نیروی مخصوص

درخواست حذف این مطلب

بیوگرافی تیمسار سرلشکر شهید حسن آبشناسان(شیر صحرا )


او از تمرینهای سخت دوره رنجر می گفت. ع هایش را در حال پرش از روی سرنیزه ها در حال چتر بازی و کوه نوردی نشان می داد و همه انگشت به دهان نگاهش می د.

مردم دشت عباس به او لقب "شیر صحرا" داده بودند. این لقب برای او چنان با مسما بود که رادیوهای دشمن هم با همین عنوان از او نام می بردند.

حسن دوباره مقابل ژنرال قادر عبدالحمید قرار گرفت و بعد از یک درگیری طولانى، لشکرش را ش ت داد و خودش را اسیر کرد.

به بهانه سالگرد آغاز جنگ هشت ساله می خواهیم مروری داشته باشیم بر زندگی یکی از غیورمردان این آب و خاک. فرمانده رشید لشکر ۲۶ نوهد (نیروی ویژه هوابرد)، شیر صحرا، تیمسار سرلشکر شهید حسن آبشناسان. او که نامش لرزه بر پشت دشمن می انداخت و جس خاص و عام بود. شهیدی که برغم خلق حماسه های بسیار آن چنان که شایسته اوست به نسل امروز معرفی نشده است.


سرلشکر «حسن آبشناسان»، (1315ـ1364) توانایى خیره کننده اى در فنون نظامى و شگردهاى رزمى داشت. مردى با مؤلفه هاى مثال زدنى و برخاسته از ژرفاى زندگى اجتماعى مردم ستم کشیده همین دیار. عارفى که دانش و توان انسانى اش رشک برانگیز بود. ى که شخص «صدام حسین» براى سرش جایزه تعیین کرده بود و عراقیها هراس داشتند به دشت عباس، جایى که آبشناسان و گروهش آنجا بودند، بیایند. حسن آبشناسان، فرمانده نیروهاى مخصوص (کلاه سبزها) اوایل جنگ، با یک گروه 8 نفره چریک، کارى کرد که در رادیو عراق اعلام شد، یک لشکر از نیروهاى ایرانى در دشت عباس مستقرند.

حسن سال 1315 در زاده یحیى، نزدیک نازی آباد، به دنیا آمد. چون تولدش چند روز قبل از شهادت حسن (ع) بود، مادرش اسمش را گذاشت حسن.
سال 1335 بعد از گرفتن دیپلم تصمیم گرفت برود افسرى، اما احتیاج به ی داشت که ضمانتش را د. مادرش گفت می رویم نزد عمویم. سرهنگ زنده نام احترام زیادی برای آبشناسان ها قائل بود. هر چند هیچ وقت به زبان نمی آورد، اما حسن را خیلی دوست داشت. سرهنگ، حسن را نصیحت کرد و گفت حرفی ندارد ضامنش بشود، اما اگر توی می رود باید خودش را فراموش نکند و آدمها و محیط اطرافش تحت تأثیر قرارش ندهد. حسن سرهنگ را دوست داشت، آن موقعها دلش می خواست مثل او قوی و بااراده بشود.
شبهای ، از می کوبید می رفت یه، خیابان قلمستان، منزل سرهنگ و بعد از شام از حرف می زد. می گفت فقط دو نفر هستیم که می خوانیم. او از تمرینهای سخت دوره رنجر می گفت. ع هایش را در حال پرش از روی سرنیزه ها در حال چتر بازی و کوه نوردی نشان می داد. همه انگشت به دهان نگاهش می د. دستهایش بزرگ و قوی شده بودند. چنان قد کشیده بود که ی باور نمی کرد این همان حسن یکى- دو سال پیش است. وقتی حرف می زد، سرهنگ یک گوشه می نشست و به او خیره می شد و رفتارها و حرکاتش را زیر نظر می گرفت.

حسن در سال 1339 با درجه ستوان دومى فارغ حصیل شد و دوره مقدماتى را در سال 1340 به پایان رساند. پس از فارغ حصیلی، از همان ابتدا در شهرستانهای دور افتاده به خدمت مشغول گشت و برغم همه مشکلات و نابسامانیها، باهمت و جدیت کار می کرد. اولین دوره رنجر را که در ایران تشکیل شد، طى کرد و در سال 1356 دوره هاى عالى ستاد فرماندهى را را هم با موفقیت پشت سر گذاشت.
بعد از خوزستان در سال پنجاه به استان فارس منتقل شد و حدود ده سال شیراز بود. در این مدت دوره تکمیلی چتربازی و تکاور کوهستان را در داخل کشور و اسکاتلند گذراند و به زبان انگلیسی مسلط شد. ورزیدگی و آمادگی بالای روحی و جسمی او همواره زبانزد بود. او در تمامی لحظات عمرش از اوان جوانی به ورزش و تحرک پایبند بود و در طول خدمت در درجات پایینتر همواره در سمت افسر ورزش یگان انجام وظیفه می نمود. شهید آبشناسان، در ورزشهای دوومیدانی، والیبال، بسکتبال، پینگ پنگ، شنا، سوارکاری و جودو صاحب مهارتهای بالایی بود.

در اسکاتلند در مسابقه نظامى- ورزشى، بین تکاوران کوهستان های منتخب جهان با گروهش شرکت کرد و رتبه اول را گرفت و قدرت خود و ایران را به رخ کشورهای صاحب نام کشاند. بعدها به خاطر نظم و پاکیزگی اش از طرف داور مسابقات برایش تقدیرنامه فرستادند. ظاهرا حسن همین طور که در کوه می رفت، های سر راهش را بر می داشته و در کوله پشتی اش می ریخته است. میجر اسکاتلندى همراهشان به او می گوید: «تو یک افسر ارشدى. چرا این کار را می کنى؟» حسن جواب می دهد: «من مرد کوهم. حیف است این طبیعت زیبا کثیف باشد.»
اکثر کلاه سرمه ای های هوابرد و کلاه سبزها، دوره تکاوریشان را با حسن آبشناسان که حالا افسر ارشد و یک چریک ورزیده شده بود، گذرانده بودند.

http://images.hamshahrionline.ir//images/2013/6/abshenasan3.jpg
حسن تا قبل از شروع جنگ درکردستان بود. او در اوایل جنگ تحمیلی، مسوولیت یکی از تیپهای لشکر ٢١ حمزه را به عهده داشت، لیکن با تشکیل ستاد جنگهای نامنظم به آن ستاد پیوست و با تعدادی معدود از ان داوطلب، عملیات چریکی خودرا در منطقه دشت عباس شروع کرد و در مدت کوتاهی، تلفات سنگینی به نیروهای عراقی وارد نمود. در عملیات گشتی و شناسایی، این فرمانده رشید اولین اسرای عراقی را به اسارت درآورد.
در اوایل جنگ یک بار مجروح شد،اما به اشتباه خبر شهادت او در منطقه پیچید.مردم دشت عباس، که یاران او در نبرد بودند، با شنیدن خبر شهادت وی به او لقب "شهید صحرا" دادند؛ ولی وقتی او پس از مداوای سطحی به منطقه برگشت و اهالی دشت عباس او را زنده دیدند، لقب "شیر صحرا" برای او باقی ماند. این لقب برای او چنان با مسما بود که رادیوهای دشمن هم با همین عنوان از او نام می بردند.

حسن موتورسیکلت سوارهای حرفه ای را از کوچه و خیابانهای نازی آباد جمع کرد و به آنها آموزشهای خاصی داد و همه را با عنوان گروه ویژه اسب آهنی به جبهه فرستاد.
آن موقع که عراق خیلی ا را موشک باران می کرد، حسن نامه ای به صدام نوشت:
«اگر جناب صدام حسین ژنرال است و فنون نظامی را خوب می داند و نظریه پرداز جنگی است، پس به راحتی می تواند در دشت عباس با من و دوستان جنگ آورم ملاقات کند و با هر شیوه ای که می پسندد، بجنگد؛ نه این که با بمب افکنهای اه شوروی محله های مس ی و بی دفاع را بمباران کند و مردم را به خاک و خون بکشد.»
در جواب نامه حسن، صدام، ژنرال قادر عبدالحمید را با گروه ویژه اش به دشت عباس فرستاد تا عبدالحمید به حسن یک جنگ تخصصی را نشان بدهد. سالها قبل در اسکاتلند، حسن، عبدالحمید و گروهش را در مسابقه کوهنوردی های منتخب جهان دیده بود. آن جا گروه او اول شد و عراقیها هفتم شدند. حالا در میدان جنگ حقیقى، حسن دوباره مقابل ژنرال قادر عبدالحمید قرار گرفت و بعد از یک درگیری طولانى، لشکرش را ش ت داد و خودش را اسیر کرد.
یکی از همرزمانش، داستانی از شجاعت سرهنگ را برای دیگران این گونه بازگو می کرد: باور نمی کنید اگر بگویم چهل کیلومتر پیشروی کردیم. مطمئن هستم که باور نمی کنید. خود ما هم باور نمی کردیم، اما سرهنگ بی توجه به اضطراب ما و موقعیت دشمن تا آن جا جلو رفته بود. طی یک کمین در محور دشت عباس، دو خودروی عراقی را منهدم کردیم و حدود پانزده نفر از آنها را اسیر گرفتیم و برگشتیم عقب. در تمام طول راه، سرهنگ با نقشه راه را کنترل می کرد که گم نشویم. وقتی برگشتیم و سرهنگ گزارش کار را ارائه کرد، دهان فرماندهان از تعجب باز مانده بود. این کار با هیچ قاعده ای جور در نمی آمد و سرهنگ با طرح و فکر خودش آن را به انجام رسانده بود؛ بدون دادن حتی یک نفر تلفات. یکی از افسران جلو آمد و با ح ی ناباورانه که عمق حیرت و بهت او را آشکار می کرد، پرسید: «جناب سرهنگ، من اصلا متوجه نمی شوم. آ چطور می شود که شما چهل کیلومتر وارد خاک دشمن بشوید، بکشید و بگیرید، بدون حتی یک کشته؟»
او دستی به ته ریش چند روزة صورتش کشید و لبانش را به خنده باز کرد. صدای مردانه و پر هیبتش در گوشمان پیچید: «من یک افسر نیروی مخصوص هستم. انجام عملیات نفوذی و ضربه زدن به دشمن در خاک خودش با حداقل نفرات و تلفات، جزء وظایف من است. من کاری بیشتر از وظیفه خودم انجام نداده ام.»
سرهنگ بعد از آن عملیات، تصمیم گرفت چند عملیات دیگر از این دست انجام دهد، اما به دلیل فقدان نیرو، حتی همان حداقل نیرو، میسر نشد؛ یعنی دیگر هیچ افسر و درجه داری حاضر نبود با سرهنگ همراه شود.
پس از مدتی که جنگ ح کلاسیک و رسمی پیدا کرد و نیروهای ایران در مقابل دشمن م صف آرایی د، در سال ١٣۶٢ به فرماندهی قرارگاه حمزه سیدال ء، منصوب شد و توانست با تلفیق نیروهای و پیروزیهای ارزشمندی برای ایران به دست آورد.
او به سرعت به سازماندهی نیروهای و همت گماشت و در کنار دلاورمردی دیگر از پاسداران انقلاب ی یعنی شهید بروجردی با هماهنگی کامل و در حد اعلاء و با پشتکارو تلاش شبانه روزی و استقرار واحدهای نظامی در مناطق تردد و نفوذ ضدانقلاب، از هرگونه تحرک آنان ممانعت به عمل آورد. در پی آن عملیات پا ازی شهر بوکان از وجود ضد انقلاب نیز با موفقیت انجام گرفت و سپس محور سردشت، پیرانشهر که از جنگل های انبوه آلواتان و کوههای سر به فلک کشیده و تنگه های پر پیچ وخم و نهرهای متعدد عبور می کنند، با تلاش وی، شهید بروجردی، شهید ناصر کاظمی و جمعی دیگر از رزمندگان و پا ازی و بازگشایی شد به طوری که این پیروزیها پیام انقلاب را برای پرسنل در پی داشت.
حسن آبشناسان
شهید تیمسار آبشناسان، اندوخته های علمی و نظامی عمیق خود را طی دوره های متعدد نظامی نظیر دوره افسری (مقدماتی و عالی رسته ای)، دانشکده زبان، چتربازی و رنجر، دوره تکمیلی تکاور و کوهستان را در اسکاتلند، با هوش سرشار و آمادگی جسمانی در هم آمیخت.

گروهبان میرزایی، از همرزمانش، در توصیف او می گوید: "توان جسمى فوق العاده اى داشت. او حدود 45 تا بارفی مى رفت و هر روز تو جبهه ورزش مى کرد. تنها فرمانده اى بود که چادرش جلوتر از همه نیروها و نزدیکتر به عراقیها بود. تا به حال رنجرى با قدرت و شجاعت او، حتى در ها هم ندیده ام."

سرهنگ آدم غریبی بود. آرام، کم حرف و همواره در حال تفکر یا مطالعه. مردی کوشا وجدی، با اعتماد به نفس بسیار، شجاع، پرتوان و محکم و پابرجا و افسری عالم و فرماندهی مبتکر بود، کم صحبت می کرد، کم می خورد، کم می خو د، اما بسیار خوب فکر می کرد و بسیار خوب عمل می کرد، برغم جدیت و قاطعیت، ازخلق و خوی بسیار رئوف و مهربان برخوردار بود، افراد کم کار و ضعیف از او ناراضی بودند و افراد زحمتکش و پر کار او را به عنوان سمبل و الگوی خود پذیرفته بودند، او هیچ گاه بیکار نمی ماند و هنگامی که در منطقه عملیات بود و یا در مدت کوتاه استراحت، به مطالعه و تفکر مشغول بود.

سرتییپ دادبین می گفت: "من آن موقع سروان بودم و او سرهنگ. براى رسیدن به آمادگى فیزیکى هر روز تمرین مى کردیم. باورش براى هر چریک زبده اى سخت است. مطمئنم که او نیروى فوق انسانى داشت که به اعتقادش برمى گشت. حداکثر پیاده روى یک نظامى چریک در کوهستان از 6ـ5 ساعت نمى کند، اما آبشناسان حدود 8 ساعت پیاده روى مى کرد و بعد که همه گروه، خسته به مقر برمى گشتند و همان طور با پوتین مى خو دند، او وضو مى گرفت، اصلاح مى کرد و ادکلن تی رز به خودش مى زد و مى خواند."

او بر سر یک سفره با سربازان و دیگر کارکنان غذا می خورد و تاکید داشت بعد از جماعت همه افراد در خانه و سر یک سفره و از یک غذا میل کنند.
شهید آبشناسان فرمانده لشکری است که در خط مقدم نبرد به شهادت رسید و این نشانگر جسارت و روحیات تکاوری ایشان بوده است. هیچ گاه از منطقه عملیاتی دور نبود. درست مثل یک نیروی پیاده تک تیر انداز در میدان حاضر بود. همیشه در کنار سربازان بود و از نزدیک یگان خود را هدایت می کرد و در کنار نیروها بر عملیات نظارت می کرد. در فرماندهی جدی و قاطع بود و هیچ فرقی بین پرسنل درجه بالا و درجه پایین نمی گذاشت. اصرار فراوانی برای فرستادن افسران و درجه داران به خط مقدم داشت و مخالف حضور آن ها در پشت جبهه بود و می گفت: تا زمانی که افسر مسئول شخصاً در میدان نبرد نباشد، چگونه می توانیم از سرباز انتظار داشته باشیم در زیر آتش و گلوله مقاومت کند و خوب بجنگد؟

او اعتقاد داشت که بی عد ی یگان را از بین خواهد برد و اصلاً تبعیض را دوست نداشت و روی مسائل اخلاقی بسیار حساس بود. در عین داشتن آن همه جسارت و جرات و قاطعیت،قلبی رئوف و مهربان و عاشق داشت. به حرفه خود به شدت علاقه داشت و معتقد بود که در جنگهای چریکی نسبت به عملیات منظم، اگر حساب شده و دقیق عمل شود، با امکانات کمتر و تلفات و ضایعات ناچیز می توان تلفات و ضایعات زیادی به دشمن وارد ساخت و دشمن را از درون و برون متلاشی نمود.
حسن آبشناسان
تیمسار آبشناسان با ایمان کامل و صداقت در کار، ی و هدایت زبده ترین افراد نظامی را برعهده گرفت. مردانی که با علاقه خاصی دستورهای فرمانده خود را به اجرا می گذاشتند و برای شرکت در سخت ترین و تخصصیترین عملیات، پشت سر فرمانده رشید خویش داوطلبانه شرکت می نمودند.
مواقعی بود که اصلا احتیاجی نبود که او شخصاً وارد عرصه نبرد شود، اما سرهنگ آبشناسان، به هیچ وجه زیر بار چنین قید و بندهایی نمی رفت. هر جا آتش بود و خطر، بدون تامل خود را به قلب آن می رساند. بارها به او گفته بودند: «این کار شما آگاهانه به درون آتش رفتن است. آ نیازی نیست که شما شخصاً خود را به خطر بیندازید. شما فرمانده هستید، اگر کشته یا اسیر شوید، خیلی به و حیثیت آن لطمه می خورد.» اما گوشش بد ار این حرفها نبود و همیشه جواب می داد: «مگر حضرت ابراهیم پا در میان آتش ننهاد؟ مگر من از او بزرگتر و بهترم؟» سپس این روایت از المؤمنین را به دیگران یادآور می شد: «در آن روزی که مرگ برای انسان مقدر است، اگر در اعماق دریاها و بالای ابرهای انبوه مقام کند، بالا ه جهان را بدرود خواهد گفت و در صورتی که لحظه ای از عمر بر قرار باشد، اگر در میان آتش سوزان درافتد یا به کام گردابهای ژرف و عمیق رود، رشته عمرش گسیخته نخواهد شد. بنابراین هرگز از میدان جنگ و مبارزه ترس و شه نداشته باشیم.» این روایت را با چندین برگ بزرگ کاغذ نوشته و بر دیوار اتاق کارش بر روی میز کار و قفسه کتابخانه نصب کرده بود.
سربازی در لشکر بود که صدای خوبی برای مداحی و خواندن دعا داشت. یک بار شهید آبشناسان صدای او را شنید و گفت: «ترتیبی بده که این سرباز بیاید به سوله فرماندهى. می خواهم این سرباز در اختیار خودم باشد.» از آن پس هر چند وقت آن سرباز را صدا می زد و می خواست ذکر مصیبت بخواند. خودش هم می نشست یک گوشه و دست راستش را مشت کرده می گذاشت روی صورتش. آن قدر اشک می ریخت که سر آستین لباس نظامی اش کاملاً خیس می شد.
آ ین مسئولیت آن شهید، فرماندهی لشکر 23 نیروهای مخصوص بود که حدود چهار ماه طول کشید و او توانست در این مدت برگهای افتخارآفرین زیادی به دفتر زرین این لشکر بیفزاید.

تیمسار آراسته که خود از شاهدان زنده دفاع مقدس است، شبی را به خاطر دارد که شهید آبشناسان خاضعانه از اینکه خداوند قادر و توانا او را در انجام عملیاتهای متعدد دشمن شکن به پیروزی رسانده، به درگاه احدیت شکرگزاری می نماید و خاشعانه از خداوند می خواهد که او را به جوار خویش فرا خواند تا اینکه فردای همان شب حضرت باری تعالی دعای بنده خاص خود را اجابت کرد و او به لقاء الله پیوست.
شهید حسن آبشناسان در در تاریخ 8/7/1364، در حالی که فرماندهی لشکر ۲۶ نوهد (نیروی ویژه هوابرد)، فرماندهی قرارگاه حمزه و لشکر 23 نیروهای مخصوص را بر عهده داشت، همزمان با عملیات قادر، که خود طراحی آن را به عهده داشت، در منطقه سرسول (بانه کردستان) بر اثر اصابت ترکش توپ به شهادت رسید. وقتی خبر شهادتش منتشر شد چهار روز بعد از عاشورا بود. این خبر از رادیو عراق با شادی و مارش پیروزی پخش شد.

امید نیکدل، یکی از همرزمان آبشناسان، تعریف می کرد: "در یک عملیات، چند عراقى را اسیر کرده بودیم. یکى از اسیرها تیر خورده بود به زانویش و نمى توانست راه برود. باید مى کشتیمش. والا امکان داشت خودمان هم تو دردسر بیفتیم. سرهنگ تک و تنها آن اسیر را حدود 8 کیلومتر تا مقرمان کول کرد. فقط به خاطر اینکه زنده بماند. آن عراقى بعد از تمام شدن جنگ همیشه از آبشناسان یاد مى کرد. حتى وقتى اسرا آزاد شدند، رفت بهشت زهرا سر مزار آبشناسان."
آن شهید در آ ین روزهای عمر خود نیز با وجود ۴٨ سال سن به گواهی همرزمانش هر روز صبح در محل کار به ورزش و آماده نمودن جسم خود می پرداخت و همیشه این شعر در دفتر کارش نقش بسته بود و هم اکنون نیز زینت بخش سنگ مزارش است:


ما زنده به آنیم که آرام نگیریم موجیم که آسودگی ما عدم ماست

شادی روح پاکش صلوات